تبليغاتX
... جاغوری یک - مراسم بزرگداشت برای حجه الاسلام مرحوم وثوقی در قم
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
خانه آرشیو عناوین مطالب سایت ارسال مطالب و تماس باما آخرین فیلم و ویدیو RSS
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
...
مراسم بزرگداشت برای حجه الاسلام مرحوم وثوقی در قم
موضوع: پاطو شنبه هجدهم مهر 1388 6:16
سلام دوستان و خوانندگان محترم پایگاه اطلاع رسانی جاغوری



روز جمعه 17 /7 / 88  مجلسی بزرگداشت به پاس خدمات حجه الاسلام والمسلمین مرحوم وثوقی رحمه الله علیه که چندی پیش به دریار باقی شتافته بود برگزار گردید .
این  مراسم به همت طلاب وعلما پاطو  و بابه و هیچه برگزار گردیده بود . در ابتدا مراسم ، با تلاوت ایاتی چند  از کلام الله مجید آغاز گردید.  سپس حضار توسط  برادر محترم مداح اهل بیت جناب اقای احمدی به فیض رسید  و بعد ازان حجه الاسلام صمدی مقاله را که دیگر دوستان در باره  حجه الاسلام مرحوم  وثوقی  آماده کرده بود قرائت کرد .

حجه الاسلام دکتر ناصری


در پایان  ؛ مجلس با سخنرانی حجه الاسلام والمسلمین جناب اقای دکتر ناصری پایان یافت .

این هم مقاله قرائت شده در مجلس
 
 به نام خدا

 
مرثيه‌ي در سوگ آيينه
شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت    -   روي مه پيكر او سير نديديم و برفت


از روزنه‌ي ديرين دلدادگي ، با يك جهان غزل آشنايي حديث عشق ماورايي،  مرثيه‌ي تلخ جدايي را، مي‌سرايم. در واديهاي بي سبزه و علف غربت، همانند سكوت راز آلود ابدي و بي‌نهايت، مرثيه نا سروده‌ي ماهتاب شبهاي ظلماني بيداد، و مردي از قبيله‌ي استوار و نستوه،را با آتش‌فشان اندوه، همچون انفجار ملتهب و لبريز كوه، در آستانه دلهاي پر از غصه و غمهاي انبوه، مي‌گريم. مي‌گريم ازين غصه‌ي ديرين بشري كه همواره از جفاي روزگار در پيشگاه مدبر پروردگار، ‌و چشمهاي اشكبار و دلهاي بي‌قرار با شِكوَه و گلايه‌هاي غمگسار به نظاره نشسته است. زمان چقدر بي‌وفا و زمانه چقدر ظالم‌اند كه چنين ظالمانه فصل سبز و اميد و تراوت و نويد و بهار جمال و ايام پر جلال و كمال تابستان را به پيري و نا تواني پاييز و برزخ بيداد زمستان سپرده و هرگز بر لاله‌هاي صحرا و گلهاي زيبا، مدارا نكرده و پايمال گذر خويش نموده و مرثيه‌هاي جانكاه را در هر شام و سحرگاه به سرايش گرفته است.

حجه الاسلام صمدی


درين فصل پاييزي، مرثيه يك بهار، يك بهار بسيار بهاري را كه اينك اسير پنجه‌هاي ظالمانه روزگار گرديده و به سكوت و خاموشي ابدي، و در دام سرد زمستاني پيوسته است، را زمزمه كرده و بغض نيلوفر عشق را با ترنم باران اشك، و نوازش نسيم نيايش، و بشارت فاتحه آمرزش،  به نجوا نشسته، و سوگواران چون بهاران، در آستانه كوه و دشت و دمن از فراق گل اين چمن، مي‌ناليم. آري مي‌ناليم، از درد جدايي وفراق ترنم شبنم بهاري، در دامن رنج سكوت بي‌قراري با يك جهان اندوه سبز و سوگواري، شايد كه باز آرام گيرد اين همه آشوب، اين همه توفان، اين همه درد درون، با قطره‌هاي اشكي از دلهاي شعله‌ور از داغ مرگ ناگهاني. مي‌گرييم از بغض كبود يك آيينه. در آستانه فصل خزان، فصلي كه نواي افسرده و غم انگيز طبيعت را مي‌نوازد و دلها را همگام و همراه با آهنگ خويش به سوگواري و افسردگي مي‌برد و اينك سوگواران در ميان سوگواران فاتحه غروب افق بلند و شكوهمند بهاران را سر مي‌دهيم.

  آري! اين روزها، عده‌ي داغدار با آه و ناله‌ي اندوهبار مرثيه خوانان دل خويشند. زيرا ميعادگاه دل در يك غروب بي‌ساحل و در امتداد چرخ روزگار عاجل، در آخرين سير مسير خود به منزل نشسته و سكوت سنگين و خاموش شبهاي سرد را به ارمغان آورده است. سكوت سنگيني كه حكايت‌گر يك اتفاق عظيم است. اتفاقي بس ناگوار و طاقت سوز و حسرت زا كه زمين و زمان را به مكث و درنگي معنادار كشانده است. آن حادثه عظيم و دردناك رحلت غريبانه و جانگداز شمع يگانه، شعر و آيينه حضرت حجت الاسلام والمسلمين الحاج علي وثوق الاسلام «ره» است. كه بدين مناسبت مراتب تسليت و تعزيت خويش را به پيشگاه اميد‌بخش آينده‌ها، امام عصر گلها، حضرت حجت حجتها،(عج) و خدمت همه علما و شاگردان و شما سروران گرامي و علاقه‌مندان آن مرحوم ابراز داشته از خداي متعال غفران الهي، آمرزش يزداني را براي آن، مسالت دارم.

 امروز به ياد بود مردي نشسته‌ايم كه آيينه مجسم و مبرا از تمام دورنگي‌‌ها، دو رويي‌ها، صادق و بي‌ريا، زلال چون دريا، جاري چون رودها، تازه چون گلها، عطوف چون ابرها، بود. راد مردي كه همواره دل در كوي دوست و سر در آستانه كبرياي‌اش مي‌ساييد و بي‌خبر و بي نظر از خدعه‌ها و نيرنگهاي خفاشان، روباهان، شب‌گردان و شب‌پرستاني در كمين نشسته، به روشنگري و نور افشاني در قلب شبهاي تيره و ظلماني مي‌پرداخت و آيينه‌ي صادقي بود كه درست و صحيح آنچه حق و حقيقت در باورش به منصه ظهور مي‌نشست، را روايتگر بود. و هرگز به خاطر موقعيت شخصي، به عوام فريبي و رياكاري متوسل نمي‌شد و خلق را به نام خالق به بردگي و اسارت فكري، ارتجاع اجتماعي، استحمار مذهبي، استثمار اقتصادي، نمي‌كشاند زيرا او يك آيينه بود و آيينه نمي‌تواند و نبايد دروغ بگويد، اگر چنين شود فاجعه‌ي رخ خواهد داد كه بسيار عظيم است و آن، گم گشتگي و عدم آشنايي است. آيينه‌ است كه انسان را با خودش آشنا كرده و تصوير وي را به نمايش مي‌گذارد. اگر آيينه نباشد كِي و چه كساني انسان را با ظاهر آراسته‌اش كه تبارك الله احسن الخالقين است آشنا خواهد ساخت.؟

امروز در رثايي مردي از تبار آيينه‌ها نشسته‌ييم كه همواره شفاف، زلال، و درخشان باقي ماند وگرد و خاك روزگار بر صفحه‌ي باطن او هرگز ننشست تا آن را كدر و تار نمايد. او براي اينكه صفا و زلاليت خود را حفظ نمايد، چه در دوران تحصيلات در حوزه علميه مبارك حضرت آيت الله وحيدي «ره» و چه در نجف اشرف و چه در زمان خدمت و مسووليتهاي اجتماعي، و ديني، در دل شبهاي خاموش و گستره سكوت، سجده بر عرش ملكوت برده و دستهاي خواهش قنوت را، تا اوج آخرين قله پرواز، بلند كرده و سوره‌هاي آفتاب را با موسيقي ترنم ماهتاب، به نجوا گرفته و آواز قناري نيايش را تا نهايت عبوديت و بندگي به زمزمه‌ مي‌‌نشست. باشد كه روح و روان در درياي نافله شب و در جويبار قافله معراج، (تا شود پاك و مجرد چو مسيحا به فلك)، شستشو داده شود.

او سياست‌مدار ساده و صميمي و داراي يك چهره واقعي بود. و با چهره واقعي خودش زندگي كرده و نفس مي‌كشيد و هرگز از خودش فاصله نمي‌گرفت و با خودش دايم محشور بود و مثل سياست‌مداران ديگر داراي هزار چهره نبود كه با هر كسي با يك چهره خود وارد معامله و معادله گرديده و آنان را فريب داده تا به مراد و مقصود خود برسند. اينك سير گذراي از تاريخ كلي روند تحولات زندگي آن مرحوم خدمت شما سروران عرضه مي‌دارم.

مختصري از فرايند زندگي حجت الاسلام و المسلمين حاج علي وثوق الاسلام «ره»

حضرت حجت الاسلام و المسلمين حاج علي وثوق الاسلام در پاتو متولد شده بعد از سپري نمودن سواد خواندن و نوشتن براي تحصيل در حوزه علميه آيت الله وحيدي «ره» رهسپار حوتقول گرديده و در محضر شريف آيت الله وحيدي «ره» از محضر مبارك حجت الاسلام و المسلمين استاد رمضانعلي شريفي «ره» تلمذ نموده و سپس عازم نجف اشرف گرديده و به كسب دانش و تهذيب بينش خويش پرداخته و  در زماني كوتاه به مراتب بالاي از علم و كمالات ‌رسيده است. مدتها در نجف اشرف به كسب دانش مشغول بود كه حكومت وقت عراق بر اساس سياست آزار و اذيت علماي ديني، حضرت حجت الاسلام والمسلمين وثوق الاسلام را از نجف اخراج نمود. ايشان در مرحله اول وارد زادگاهش پاتو گرديده و مورد استقبال مردم اين منطقه قرار گرفته و بناي يك حوزه علميه را گذاشته كه به دلايلي پيدا و پنهان اين پروژه، نيمه كاره و بدون بهره برداري باقي مانده است. ايشان بعد ازان زادگاهش را ترك گفته وارد منقطه بابه و هيچه گرديده و مورد استقبال و حمايت مستمر و مدام اين مردم قرار گرفته است و مردم اين ديار، چون نگين در اطرافش حلقه زده و حمايت‌شان كرده‌اند. ايشان اولين كاري كه درين منطقه مي‌كند تاسيس مدرسه‌ي براي پرورش و تربيت طلاب ديني است كه به مدت كوتاهي از مناطق دور و نزديك مثل پشي، ارزگان، زابل و جاهاي ديگر طلاب زيادي جذب گشته و به تحصيل اشتغال مي‌يابد. زماني كه كمونيستها در افغانستان حاكم گرديد، و علما و روحانيت مورد تعقيب قرار گرفتند حضرت ايشان مدتهاي زياد  شب و روز در كوههاي دور دست هيچه مخفيانه از جواسيس حاكميت زندگي كرده تا اينكه انقلاب اسلامي به وقوع پيوست و مردم بر عليه حكومت بيداد كمونيستي قيام نمودند.


 در قيام تاريخي مردم جاغوري بر عليه كمونيستها، بر خلاف همه روحانيون كه يا فراري بودند و يا پنهان، ايشان در صحنه نبرد مسلحانه پرچم جهاد را بر دوش، و قيام مردمي را رهبري كرده و به پيروزي مي‌رساند. بعد از سقوط ولسوالي و تشكيل حاكميت مردمي حضرت حجت الاسلام و المسلمين حاج علي وثوق الاسلام به عنوان رييس حوزه، انتخاب مي‌گردد. و نيروهاي جان فداي جهادي را به قصد تصرف ساير مناطق ولايت غزني از قبيل قرباغ، مُقر و.... سوق داده و جنگهاي زيادي را با موفقيت سازمان داده و پيروزيهاي چشم‌گير را براي مجاهدين به ارمغان مي‌آورد.

در سال 1358 هجري شمسي ايشان براي تصرف يكي از مراكز دولتي ولايت ارزگان با نيروهايش عازم آنجا مي‌گردد كه با شايعه آمدن نيروهاي جاغوري و در راس آن نام و آوازه وثوق الاسلام نيروهاي دولتي را وادار به فرار كرده و افتخاري ديگري براي خويش و مردم و نيروهاي رزمنده جاغوري كسب مي‌كند.

در همان سالها وقتي فرصت طلبان سفره جهاد را گسترده مي‌بيند از كمينگاه‌هاي خويش بيرون آمده شروع به دامن زدن اختلاف ميان صفوف فشرده مردم، با تشكيل گروههاي سياسي، نظامي و بر انگيختن اختلافات دسته‌ي قومي، قبيله‌ي و ....مي‌كنند و جبهه و جنگ را به ركود كشانده و زمينگير مي‌كنند و رهزني تحت عنوان جهاد آغاز مي‌گردد.

ايشان از رياست حوزه استعفا داده وارد پاكستان مي‌شود. به منظور سازماندهي منظم‌تر نيروهاي خود اقدام به تشكيل حزب الله مي‌كند. و در سال 1360 با مقداري سلاح و مهمات دو باره وارد جاغوري شده پايگاه حزب الله را در بازار بابه افتتاح كرده و شروع به فعاليت نظامي، سياسي به شكل تشكيلاتي و سازمان يافته مي‌كند. اما به خاطر سر سپردگي و عدم فهم ماهيت مبارزه و جهاد و بي تجربگي سياسي از سوي كساني كه غاصبانه بر چوكي جهاد تكيه زده بودند، عملياتي عليه گروههاي كه از پاكستان اكمال مي‌شدند به شمول پايگاه حزب الله، آغاز گرديد و وثوق الاسلام بدون اينكه مقاومت كرده و خون برادري خود را بر زمين بريزد رهسپار پاكستان شد. ايشان ازان پس فعاليتهايش را متمركز خدمات رساني به مهاجريني مي‌كرد كه وارد پاكستان مي‌شد و كمپي را در كنار ساير كمپ‌هاي مهاجرين در مسلم باغ احداث نموده و به خدمت رساني مشغول مي‌گردد.

در زماني كه متوجه شد كه جهاد به تاراج رفته و خون بهاي شهيدان انقلاب تبديل به وسايل عياشي و كاخهاي مجلل رهبران جهادي گشته است و آينده جهاد را در صورت خلاي قدرت وخيم مي‌ديد ضرورت آشتي ملي را درك كرده و به اصلاح حاكميت موجود رو آورده و كوشش نمود كه رهبران به اصطلاح جهاد را متوجه اين امر خطير گرداند كه اگر قدرت حاكمه از ميان برود جنگهاي خونيني به وقوع خواهد پيوست كه نتيجه‌اش معلوم نخواهد بود. دركي كه او از وضعيت جهاد و روابط اقوام و اخلاق حاكم بر سران احزاب داشت، او را متوجه اين خطر نمود كه بايد نظام حاكم را در راستاي خواستهاي ملي سوق داده و اصلاح نمود، بدون اينكه خلاي قدرتي به وجود آمده و شيرازه جامعه از هم بپاشند.


اما همين امر هم دست آويزي شد براي رجاله‌هاي سياسي و كودنهاي بينش اجتماعي (كه در چنته خود جز چند تا شعاري بيگانه با واقعيتهاي اجتماعي افغانستان چيزي ديگري نداشتند)، تا حملات كينه توزانه و فريبكارانه خويش را متوجه او كرده و انگ‌ها و برچسپهاي را بر او بزنند. اين رجاله‌ها شعار حكومت اسلامي سر مي‌دادند بدون اينكه بفهمند كه حكومت اسلامي چگونه حكومتي است و مكانيزم توزيع و تقسيم قدرت درين حكومت اسلامي ادعايي چگونه خواهد بود و روابط اجتماعي ميان اقوام و مذاهب درين حكومت چگونه تنظيم خواهد شد.؟ مردم بعد از بيست سال و متحمل شدن هزينه‌هاي بسيار كلان در سطح ملي و بين المللي متوجه شدند كه اشتباه كرده‌اند و بيست سال جنگ را بي‌خودي از سران جهاد قبول كرده و ادامه داده است و سران احزاب جهادي از طريق معامله ادامه جنگ به نان و نواي رسيده كاخها بنا كرده و عشرتكده‌ها ساخته‌اند اين مردم افغانستان است كه فريب خورده و بار اين همه خسارات جنگ را بر دوش كشيده‌اند.

حجت الاسلام والمسلمين حاج وثوق الاسلام «ره» تمام اين حوادث و تحولات را با چشم بصيرت و از روي عبرت مي‌نگريست و خون مي‌خورد و در گوشه‌ي انزوا خزيده و خاموش بود، تا اينكه امسال چراغ عمر پر رنج و محنت اين سردار جهاد و پيكار به سر رسيد و مظلومانه و غريبانه در انزواي آگاهانه خويش خاموش گشت و براي كساني كه ايشان را از نزديك مي‌شناختند، و دليريها و رشادتهايش را در عرصه‌هاي مختلف از نزديك مشاهده كرده بودند، آه و حسرت درد آموز، و آتش دريغ و رنج جگر سوز را شعله‌ور، كرده و اندوه بي‌كران و ناگوار را در دلها رويانده وغم فقدانش را غمگينانه به گويش نشسته است. و اكنون اين ماييم و اين غم فقدان آن عزيز سفر كرده در ديار ابدي، كه نا اميدانه و مايوسانه از ديدار روي ماهش سوگ جدايي بي بازگشت‌اش را نوحه‌ و فرياد مي‌كنيم، باشد كه دلهاي مان با داغ جدايي آن مرحوم كنار آمده و غمش را در نهان خانه ضمير خويش  صبور باشيم. ياد و خاطرش را گرامي‌ مي‌داريم روحش شاد و يادش گرامي باد

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته 

نوشته شده توسط مدیریت وب سایت | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » جاغوری و یک بارندگی دیگر
  • » میهنم - رضا واثق - به یاد روزهای گذشته
  • » گرامیداشت ازسال 2012 (سال انرژی پایدار)
  • » ازکـــدام اصل ونسب:؟
  • » هفت‌خوان دختران غزنی تا رسیدن به مدرک دانشگاهی
  • » شعر( تهداب کج)
  • » مهره های سوخته
  • » داستان یتیم - قسمت بیست و یک!
  • » کویته: سه نفر هزاره در میکانگی رود به شهادت رسیدند
  • » طبل صلح و جنگ از سوی ارگ نشینان همزمان نواخته میشود آیا مردم فراموش خواهند شد ؟
  • » بارندگی های چند روز اخیر در جاغوری
  • » کابل شهر پر از موانع رنگا رنگ ؟!!!
  • » نگرانی مردم از عرضه فیلم های خصوصی شان در بازار « علي آرش »
  • » آقای غند مشر محمد عیسی خان - 3
  • » داکتر سیما ثمر : گزارش صلح و آشتی تحریف نخواهد شد
  • » یک روز برفی در جاغوری از دریچه دوربین
  • » تجلیل از اربعین حضرت امام حسین (ع) در مسجد امام علی (ع)قریه سنگ سوراخ - جاغوری
  • » نشست بن گامی در راستای موفقیت!
  • » جوانمردی کشور جاپان در کمک به افغانستان هرگز فراموش نخواهد شد
  • » جاغوری در چهلمین روز اربعین حسینی با دومین برف باری سفید پوش شد .
  • » محمد حسین خان لوامشر - 2
  • » اعلام اسامی داوران افغانستانی و ایرانی ششمین جشنواره قند پارسی از سویی خانه ادبیات افغانسان
  • » از مقام علمی دکتر محمدسرور مولایی در ششمین جشنواره قند پارسی تجلیل می‌شود
  • » شعر (پدر ببخش مرا!)
  • » کابل با باریدن برف و باران نیز فضای برای تنفس ندارد .
  • » بپاس لطف دوستان محصوصا جناب آقای محمدی
  • » تصادف دردناک
  • » برگید اسحاق خان - 1
  • » بازگشت استبداد!
  • » اولین برف زمستانی جاغوری را سفید پوش کرد
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ...

    ...
    jaghori1.blogfa.com & Designer: موج سوم
    ... پایگاه اطلاع رسانی جاغوری
    بزرگترین مرجع وبلاگ نویساندریافت کد لودینگ برای وبلاگ
    ...