صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
ماهنامه پاتو شماره چهارم (4)
موضوع: پاطو
سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 13:37 بسمه تعالی ماهنامه پاتو تولد وبقاي زندگي اش را مديون خردمندان خييري مي داند كه ما را در راستاي بهبودي آن كمك هاي فكري واقتصادي شايان نموده اند.كه ما ضمن اظهارسپاس وقدرداني ازتمام همكاران خود، ازعده آن عزيزان با افتخار نام مي بريم:
محترم محمد علي عباسي شما با خريدن يك عدد پرنتر با هزينه ي بيش از 200 صد دالر در توليد ماهنامه شماره چهارم نقش اول را داشته و باعث قوت قلب ما و تشويق فرزندان جامعه ما شده ايد . جاه دارد كه از طرف تمام دست اندركاران ماهنامه از جناب شما تقدير نمو و براي شما و مردم عزيز خود كاميابي را آروزومندم
صفحه ۱
بنام پروردگار پاتو :ماهنامه ی علمی ،فرهنگی واجتماعی صاحب امتیاز: مجمع فرهنگی نور مدیرمســــول: فرهاد اخـــــــلاصی سردبــــــــــیر:عصمت الله عرفانی هیات تحریر: محمد ضیا غریب ،مرضیه نبوی ،حبیبه سيرت، گل شاه نوری،محبوبه حیدری، لطیفه شیدا،بنفشه احمدی،سلطان حیدری،سعیده صمدی، خاتمه یوسفی، ،فاطمه فروتن ، داود فیاضی،عصمت الله سروش ، ، شكريه حيدري و مسعود حسینی مراكز پخش: پاتو دوكان علي اكبرمحسني سنگماشه دفترمجله قلم انگوري كتابفروشي آشنا حروف چین: سلطان محمدي صـــفحه آرا: استا د سحر گذارشگر: نورالله نوري گپ های این شماره گپ اول........................................................................................................ص 2 دستانم را زير كله ام ستون مي كنم ..................................................................ص 3 مصاحبه با ولسوال جاغوري..............................................................................ص4 مصاحبه با مدير حقوق ولسوالي جاغوري آقاي عرفاني........................................... ص 5 علل تعدد كانديدا در جاغوري ………………….............................................. .ص 6 راهي براي جلوگيري از شكست جاغوري در شوراي ولايتي ....................................ص 8 جاغوري………………..............................................................................ص 8 بيوگرافي كانديدان رياست جمهوري ...................................................................ص 11 ادب وهنر................................................................... انتخاب رهبر ..............................................................................................ص14 تلخ ترين روزها..............................................................................................ص 15 چه خبر ها؟......…........................................................................................ص 14 اسامي كانديدان شوراي ولايتي ؟........................................................................ص 18 توجه! v 1: ماهنامه پاتومطالب همه ی عزیزان را استقبال می نماید. v 2: درویرایش وپیرایش مطالب دست باز دارد v 3: نظریات مطرح شده الزاما دیدگاه نشریه نیست v 4: ومطالب ارسالی باز پس داده نمی شود. v 5: ازانتقادات وپیشنهادات سازنده ی دوستان استقبال می گردد. صفحه ۲ گپ اول هرچه به زمان انتخابات(29 اسد) نزديك تر شده مي رويم ، تب وتاب و شورآن نيز زيادتر شده مي رود. هرچند در اولها چندان شوق شركت در انتخابات درميان مردم ديده نمي شد آما آز آنجاييكه مردم تابع فضاي محيط زندگي خود هست ظاهراعكس ها و پوسترهاي رنگي آقايان و كانديداتوران كارشان را كرده است و چنان خون يخ زده ي مردم را به جوش آورده است كه تعهد شان به عدم شركت در انتخابات را فراموش كرده است. (( پديده ي انتخابات يك پديده ي نو نيست كه براي مشاركت مردم در امور حكومت داري بوجود آمده است. مشاركت مردم در تعيين سرنوشت جامعه خويش و تصميم گيري براي اموري كه به زندگي آنان مربوط مي شود همواره پسنديده است، و اين حق از دموكراسي به وجود آمده است. دموكراسي يا حكومت مردم بر مردم پس از انقلاب كبير فرانسه و انقلاب صنعتي غرب و طرح مباحث فكري ، فلسفي – سياسي دربه رسميت شناختن حق حاكميت آفراد جامعه (فارغ ازموقعيت شان) در دو بعد ملي و محلي ابتدا درغرب و سپس در نواحي ديگر جهان گسترش يافت. دربعد ملي، مشاركت در قالب تفويض برخي اختيارات به منتخبان، تصميم گيري براي امور كلان كشور و اعمال حاكميت از طرف مردم تحقق مي يافت. اما پس از تشكيل حاكميت ملي نيز نياز جدي به مشاركت مردم احساس مي شد كه تا مردم بصورت مستقيم در امورات محلي شان دخالت نمايند وهمين احساس سبب شد كه دولتها بخش هاي مهمي از وظايف شان را درحوزه ي تصميم گيري، به مردم واگذارنمايند. بدين ترتيب شهروندان هرشهر و منطقه بصورت مستقيم تر( با انتخاب افراد) به حق مداخله دربرنامه ريزي، نظارت، جلب مشاركت، تصميم گيري مديريت دست يافتند. پس هدف اصلي از پديده ي انتخابات شركت مردم در تصميم گيري ومديريت هاي خرد و كلان است كه به زندگي فردي- جمعي انسانها مربوط مي شود. بنا برين كساني بايد انتخاب شود كه كه صلاحيت، توانايي و قدرت آنرا داشته باشد. باري: سوال اينجاست كه انتخاب صحيح و درست زماني صورت گرفته مي تواند كه گزينه هاي درستي وجود داشته باشد، آيا واقعا در ميان كانديدان محترم جاغوري براي شوراي ولايتي فرد و يا افراد صالحي كه براي اهداف مذكور شايستگي و لياقت داشته باشد وجود دارد؟ با در نظرداشت عملكرد كانديدان محترم ومنتخبين محترم تر انتخابات پارلماني و شوراي ولايتي سابق و فراموش شدن مردم بعد از كسب راي آنان و استفاده ي نا بجا ازفرصت ها و اعتماد صادقانه ي مردم و اندك تامل در زندگي و وسوانح افراد جديد به اين نتيجه مي رسيم كه اكثر كانديدان محترم نه تنها شايستگي اين مقام را ندارد كه كانديد شدن آنها براي نمايندگي مردم جاغوري باعث آبرو ريزي ورسوايي جاغوري مي شود. نماينده كه نميتواند حرفش را در ميان افراد خانواده خود، منطقه و حاميانش به صورت درست و روان بيان كند آيا مي توان از آن انتظار داشت كه خواستها توقعات مردم جاغوري را درميان رقيبان خود ابراز نمايد و خواهد توانست از اهداف وآرمان مردم جاغوري حمايت نموده و براي ترقي و پيشرفت آن كوشش وتلاش نمايد آيا مصالح ومنافع جاغوري را درك كرده وتامين كرده ميتواند؟ شايد آنان صرفا بخواطر اين كانديد شده اند كه نام ازايشان در تاريخ جاغوري و اذهان افراد آن باقي بماند وحتي اين مطلب را هم درك نتوانسته اند كه ممكن نام آنان همراه با نفرت و انزجار و ناسزا يكجا خواهد شد . زيرا كه هرچند نه، در زمان فعلي اما بعدها عملكرد آنان مورد تحليل قرارمي گيرد ووقتي كه دانسته شود كه اينان بخواطر كثرت كانديد شدن شان دو مرتبه باعث شكست جاغوري شده است آن وقت است كه مورد لعن ونفرت قرار خواهد گرفت و نام آنان به عنوان خاينين به مردم در تاريخ واذهان مردم به ثبت خواهد رسيد. متاسفانه مردم جاغوري باتمام هوشياري كه به آن شهره اند نشان داد كه كه هيچ تجربه اي از گذشته اي خود نمي گيرند. با شكست فاحش كه درانتخابات قبلي خورده بود وحتي يك نماينده هم نتوانست ( به خواطر تعدد كانديدان و تشتت آرا وبه حد نصاب نرسيدن راي همه) به پارلمان بفرستد ( و خانم شاه گل رضايي هم انتصابي است) بازهم ازقبل بيشتر كانديد دارند كه هيچ كدام آن هم بخواطر منافع جاغوري ازكانديداتوري خود به نفع جاغوري كنار نرفته و چشم پوشي نكرده اند – چرا؟ اولا:- براي اينكه مردم جاغوري و بزرگان آن هميشه مثل مهره چند رو عملكرده و به همه ي آقايان كانديد وعده ي راي خود و امت شان را داده است و آقايان كانديد با وعده اي دروغين و پوج بزرگان متعدد فريب خورده لذا مصرفهاي گزاف را متحمل مي شوند كه هم خسارت مالي بسيار زياد به خود مي زنند و هم بزركتز از آن ضرر سياسي –اجتماعي بزرگي به مردم وارد مي كنند. ثانيا:- بعضي از كانديدان درك درست از دموكراسي و حق انتخاب شدن و انتخاب كردن ندارند و با كمال تاسف كه شرايط كانديد شدن حتي براي كانديداتوري رياست جمهوري ناقص است تاچه رسد به شوراهاي ولايتي . هركس به خود اجازه مي دهد كه كانديد شود بسياري ازكانديدان حتي آگاهي از ساحه ي كاري و مسوليت شوراي كه قراراست در آنجا راه پيدا كنند ندارند لذا عرصه ي انتخابات درجاغوري به ميدان تاخت وتاز اسب سواران تبديل شده اند كه بدون اطلاع از قواعد بازي فقط براي تفريح وآوازه ميدان وارد گود شده اند. اينجا وظيفه روشن انديشان و عاقبت انديشان و كسانيكه قلب شان براي آينده جاغوري مي طپند واضح و روشن مي شود ، تا خاموش ننشسته مردم را آگاه نمايد ( بدون مزاحمت به آقايان كانديد قشر عامه مردم را به جهت سوق دهد كه آينده اش روشن و شكوفا باشد هرچند كه به نظر مي رسد در اين دوره زمان آن سپري شده است. آيا جاغوري در اين مرحله هم شكست خواهد خورد؟! آيا كرسي هاي نمايندگي شوراي ولايتي را بدون حضور نماينده اي جاغوري خواهد گذاشت؟! جاغوري ها هوشيار بايد باشند!!! صفحه ۳ دستانم را زير كله ام ستون مي كنم دستانم را درزیر کله ام ستون می سازم ،ونگاهم را به دورترین نقـــطه ای ممکن متمرکز.پیشانی ام راپرچین می کنم ،تابرتمرکزم کمک کند.رمانـــــــتیک وشاعرانه به نظرمی رسم ،ولی نه ازشعرخبری هست ونه از رمانتیــــــــــک بودنم .به نقطه ای که نگاههایم رامتمرکز کرده ام ،غیرشــــفاف معلوم می شود . خطهای متعدی ازآسمان به زمین می رسد وآسمان را به زمین وصل می کند.عینـــــک هایم را به زمین می گذارم وچشمانم را بادستان بی رمقم پاک می کنم ، لحظـــــه ای ازبیخودی ام خارج می شوم وباز ازنو"وجودحاضرغاییب می گردم"دست ها ستون ،چشــــمها متمرکز به آن نقطه ای دور، ومانور خط های که ازآسمان فرود می آید.ولی چشـــــمانم به آنطرفتر ازآنچه می بیند،نظردارند.آنطرف ترازخطهای واصل زمین واســـمان وآنطرف تراز نقطه ای که نگاههایم درآن متمرکزگشته اند.آنجاپاتورامی بیـــــــنم درهاله ازغبار ومه.غباردرد ومه- ی رنج.چشمانم راتنگترازآنچه هست می کنم ،تاباشدازلای این مه ی غلیظ خودم رابهتردریابم.خودم رامی یابم ،بویی بدبختی ازمن متصاعد می گردد،دستــــــــانم کینه راتکدی می کند،پاهایم کفش های بیچاره گی رابرایش بخیه می زند،دهــــــانم طعم تلخ آواره گی می دهد ،چشمانم به آسمان نگاه بی اعتمادانه دارد وفاجــــعه بهترین همبازی من است. این منم ؟!!مشــکوک ومترددم .افکارم گواهی دقیق نمی تواند بدهد،چون برایش غیرقابل باوراست.همـــــین است ،که اگرگاهی ازنقطه ی سبزبه نقطه ی خاکســــتری نگرست،وزمانی می توان قضاوت عادلانه کردکه خودرابرد ودقیـــــــق درآن محیط قرارداد.قضاوت ازمثه ی سبزبه زمینه ی خاکی ،سبزخواهد بود.قضـــــــــاوت واقعی قضاوتی هست که همخوان باآنچه درآن زمان وباویژه گی مخـــتص آن زمان اتفاق می افتد. خودم را می گیرم،ومی برم .ازیگ فضای سبزبه فضای خاگستری .نزدیک می شوم به خود.خودم رابهتردرمی یابم .درمحیــــــط که قراردارم بهتر می توانم تشخیص دهم . دراین جای که قرارگرفته ام ،مکـــــــتب نیست ،بجای مکتب سنگرهای است که ازآن آدم ها بروی یگدیگر اتش پرتاب می کند.وجنــــــگ نام همه ی کوه ها رابه ذهنم حک می کند(ملی خذمت ،لپره،سنگ کوربه ،توپ ،ناله و...)گورســــــــتان هرروز به وسعتش افزوده می شود (عصرتوسعه ی گورستان)وآبـــــاد می گردد(دوره ی آبادانی گورستان ) هر روز پرچمی سبزی برگوری ونامـــــــــش شهید فلانی .درحیرتم ازاین ماجرا وازاین شگفتی که دچارگشته ام .بــــــرادرانم همه غریبند .خواهرانم همه پیچیده درلحاف های ضخیم .وکسی را نمی توان یافت که صـــدایش را ازگلویش تا یگ قدمی پرواز دهد. ومرد وبهترین مرد کسی است که تفنگ بردوش داشته باشد ومردترین هم کسی خواهد بود که بتواند راکت راخوب شلــــــیک کند.این ها بهترین معیارهای است برای تشخیص بهتر وحتی بهترین انسان. عجب!! خواهرانم ازکـــــــــل طبیعت محروم اند وبه زندان گلــــخان(گلخو)محبوس. وبهترین خواهرانم آنان هست ،که کــسی آنرانبیند وبراین اساس هرکه چادرش بزرگتر انسانیتش بهتر .حیا کلش مال خواهران ومادرانم گردیده اند .بیرون رفتن مادرم ازخانه به مفهوم بی حیایی اوست .خواهــــــرانم وبهترین خواهرانم آنانی اند ،که خوب بتوانند بدوزند.کلاه باشد ،دستـــمال باشدویاهرچیز دیگر .ومدبرترین مرد هم آن مردی خواهد بود که نگذارند دخترش ویازنش از خانه بیرون برآیند ویا سعادتمــــــندترین مرد ،مرد است که زنش برای اوزیرپیراهن با دوخت(کوک)بیشترتهیه کند. زمانیکه معیارها این باشد ،مســــلما که آدم های خوب هم همان آدم های خواهد بود که بامعیارموجوده ،سنخیت وســــــــازگاری نشان بدهد(دردم ازمعیـــارهای است که انسان ها برای بودنش ،وبرای شایســته بودنش تعیـــــــین کرده است .ودراین گونه جامعه که این ها معیاراند ،من دیگر کی هســتم وتو که هستی ودیگراز من کرده پست تر کیست؟دراین گونه جامعه من آنقدر پســتم که جامعه تحــــــــملم را نخواهد توانست .ویاآنقدرپستم که آن دیگری خوبند .معــــــــــیارهای خوبیت را باید ،عوض کرد،چون براساس این معیار انســانی نخواهی بود.تازمانــــــیکه معیاربرای مردم ثابت باشــــند، درواقـــــــع مردم تغییر نکرده اند وبراســـــــــاس همان معیارموجوده قضاوت خواهد کرد.)این منم .بدبخت ترین آدم های روی زمین .این مادرم ،این خواهرم واین برادرانم ،این زندگی ام واین هم سرنوشتم.رفته ام وغرق دراین رویاها .ناگاه رایحه ی مشامم را می نوازد ،باد زلفان ژولیده ام را به بازی می گیرد،تاریکی از پیش چشــــمانم پابه فرار می گذارد.به خود می آیم .خودم را تکان می دهم .دستانم را که در دوطرفـــم شل وسست افتاده بود ،جمع می کنم .اندک اندک دستانم را بسوی چشمانم نزدیـــک می کنم . انبوه از اشک را که درحدقه ی چشمانم حلقه زدند اند ،می زدایم .ازجایم برمی خیزم .خاک های نشسته برسرورویم را پاک می کنم .قدم هایم رامحطاتانه می چینـــم وایمان می آورم ،که برگشته ام ودیگر از آن روزها خبری نیست .می بینم که دیــگربرسرتپه های که تا دیروز سنگر بود امروز کتابخانه تعمیر گردیده اند.تادیروز اگر کسـی دختر را دربیرون خانه نمی دید ،امروز چون پرستو های عاشق ،دسته دسته به مکــاتب می رون.تادیروز اگر موثرترین حربه ازتفنگ برمی آمد ،امروز از نــوک قلم می تراود. اگر تادیروز ... چندروزی می شود که ماهنامه ای را بنام "پاتو" را دریافته ام. ایمــــان مندی من گل می کند ومی بینم که درآن نوشگوفه های به ترنم پرداخته اند،امیــدواری هایم سبز می شود،ودردلم قند می شکنم ،به آینده ای که این ها در پیش رودارند ایمان می آورم ،نفرینم گوش اسمان را کر می کند. به آنانی نفــــــــــرین می کنم که این زمینه وزمان راازاین ها برای مدت طولانی دزدیدند،ورنه استعدادهای بودند که درخاک پرواز می آفریدند."شماشهسواران عاشق ترینید که درخاک پرواز می آفرینید" ایمان می آورم که استعدادهای شگفت وعجیب دراین جا خفته اندوفقط به ندایی معــــطل اند که ندادر دهند واین ها سیل آسا خواهند شتافت. می خواهم بگویم ،که:" زادگاه شیرمردان کوه هاست" خودراباور کنید. م ." اندوه" صفحه ۴ مصاحبه ماهنامه پاتو با ولسوال محترم جاغوري حاجي عرفاني جناب اقاي عرفاني! انتخابات چيست و چرا مردم بايد در انتخابا ت شركت كنند؟ با تشكر از شما كه از طريق ماهنامه پاتو زمينه را براي روشنايي اذهان مردم آماده و مساعد مي سازيد. و دررابطه با سوال شما بايد عرض كنم كه انتخابات: يعني اينكه مرد م به خواطر مصالح كه دارند در تصميم گيري ها شركت مي كنند و از طريق انتخابات و راي دادن قدرت رابه كسي مي سپارند كه كفايت كاري داشته باشد پس لازم است كه مردم چه در انتخابات رياست جمهوري و چه در انتخابات شوراي ولايتي حضور پيدا كنند و فرد مورد نظر شان را انتخاب نمايند. شركت مردم تا چه اندازه مهم است و چرا مردم آنگونه كه بايد علاقمند به نظر نمي رسند؟ من فكرمي كنم كه مردم بايد از خود علاقمندي و دلچسپي نشان دهند . چرا كه مردم دوران مختلف را تجربه كرده اند و سه دهه مشكلات را پشت سر گزاشته اند. اگر مردم از خود علاقمندي نشان ندهند و شركت نكنند در انتخابات اين يك خيانت به خود ومردم شان است. من لازم مي دانم كه علما ، روشنفكران و موسفيدان و محصلين براي مردم اهميت انتخابات وشركت در آن را بازگو نمايند و اما اينكه به كي راي مي دهند اين به خود مردم مربوط مي شود اما شرطش اينست كه اتتخاب شان زرنگانه ، عاقلانه و هوشيارانه باشد . بنا براين مردم اگر در انتخابات شركت مي كنند به فلاح و خوشبختي مي رسند و درغير اين صورت اين يك خيانت به مردم و خودشان است. چرا در جاغوري تعدد كانديدا وجود دارد وآيا جاغوري يكبار ديگر شكست نخواهد خورد؟ به نظرمن دستها از بيرون كارمي كنند ونمي گذارند تا مردم روي پايشان بايستند و كار ازطريق علما، موسفيدان ومردم پيش برود و از طرف ديگر متاسفانه بين كانديداتورا نيز گفتگو و مناظره وجود نداشته و بين خود به گفتگو نمي نشينند و كار را از طريق مفاهمه حل نمي كنند و مردم نيز سنجش ندارند تا فرد را كه كفايت كاري داشته باشد ازميان شان ازميان شان انتخاب نمايند و كار را با تفاهم به پيش ببرند كه من فكر مي كنم كه اگر تعداد كانديدا پايين نبيايه باتوجه به نفوس جاغوري هيچ كدام از آنها هم راه پيدا نخواهد كرد به شوراي ولاييتي كه اين خود ضربه ي به جاغوري خواهد بود. شما تا حال به حيث بلند پايه ترين مقام دولتي چه كارهاي را براي جاغوري انجام داده ايد؟ من در مد ت بالاتر از سه سال كه درخدمت مردم قرار دارم فكر مي كنم بالاترين كارهاي در منطقه صورت گرفته است: اولين كاري كه ما روي آن لنگر انداخته ايم : هماهنگي و انسجام و شوراهاي مردمي و محلي بوده كه در سراسر منطقه شوراهاي مردمي ايجاد شود تا مشكلات مردم توسط خود آنها حل شده و مشكلات ولسوالي نيز كمتر شود زيرا كه مشكلات وگرفتاري مردم به خود آنها بيشتر معلوم است. اما اين كمكاري ازخود مردم است كه به شوراهاي ولايتي شان مراجعه نمي كنند. درقدم دوم اينكه در طول اين مدت ساختمان جديد ولسوالي جاغوري به مبلغ 750000 دالر اعمار شده كه اين كار با حساسيت نيز همراه بوده زيرا اين ساختمان درسطح غزني بي نظير واستثنايي است كه ما براي مقامات پي آر تي و امريكاييها گفتيم كه و اقعيات را مد نظر بگيرند و در گذشته در حق مردم ما ستم شده و حال نظر به تعداد نفوس جاغوري بايد ساختمان مناسب ساخته شود كه بزودترين وقت ساختمان جديد ولسوالي جاغوري افتتاح خواهد شد و همچنان ساختمان جديد قومانداني كه به مبلغ 680000 هزار دالر فعلا زير كار است و به زودي تكميل خواهد شد. كاري ديگري كه صورت گرفته است. سرك قره باغ – جاغوري است كه يك تا دو سال تكميل خواهد شد كه فعلا در منطقه (زردالو) كار جريان دارد و همچنان كار سرك جاغوري- مالستان شروع شده است كه مبلغ 11850000 هزار دالر براي آن در نظر گرفته شده است . و 17 باب مكتب و هفت كلينيك و 149 پروژره همبستگي ملي بوده كه فعلا يك دسته ما را كه عبارت از دسته باغچري باشد احتوي كرده است. در رابطه با معارف نيز كارهاي شده است كه 88 باب مكاتب ما به 93 باب مكتب رسيده و همچنان دارالمعلمين كارش تعطيل بود كه ما روي آن لنگر انداختيم كه فعلا كارشان شروع شده است اينها يكسره كارهاي بوده كه درزمان ما انجام شده است. ولسوال صاحب! زمزمه هاي وجود دارد كه در ساختمان جديد ولسوالي جاغوري نيروهاي خارجي مستقر خواهند شد بفرماييد اين زمزمه ها تا چه اندازه صحت دارد ؟ اين زمزمه هاي آدم هاي پيتو نشين هاي ماست كه مغرض هستند و غرض دارند . ساختمان جديد بنام ومربوط به ولسوالي جاغوري است و اين كار بدور از واقعيت است كه خارجي ها ساختمان بسازند و بعد خودشان بيايند متصرف شوند . اين گپ واقعيت ندارد و به زودي سا ختمان جديد افتتاح و در اختيار ولسوالي جاغوري قرارخواهد گرفت. آيا ولسوالي جاغوري نيازمند استقرار نيروهاي خارجي به نظر مي رسند؟ نه ! من فكر مي كنم كه امنيت جاغوري كاملا تامين است چنانچه پيش ازاين هم مردم ما با دست خالي از خود محافظت نموده اند و نيروهاي خارجي بيرون از مرزهاي جاغوري جاييكه نيازمندي احساس مي كنند بايدجا بجا شوند امنيت جاغوري را در روزهاي انتخابات چگونه ارزيابي مي كنيد؟ از نظر امنيتي اين توانمندي بين خود مردم وجود دارد كه اين مردم در گذشته نيز ازهويت انقلابي برخوردار بوده و با دست خالي امنيت شان را حفظ نموده است كه حتي در زمان طالب كه ديگر مناطق كارشان يكطرفه شده بود اما در جاغوري با مذاكره آمدند و همانگونه كساني كه تجاوز نمودند به خاك جاغوري مردم درس خوب به آنها داده است و ما اميد واريم كه ديگران نيز حسن همجواري را حفظ نمايند و من براي مردم ازبابت امنيتي اطمينان مي دهم. پيام شما براي مردم چيست؟ پيام ما خدمت مردم عزتمند، شريف ، نجيب و صلح دوست جاغوري : علما ، موسفيدان دانش آموزان و خصوصا استادان معارف اينستكه : آبرو و اقتدار جاغوري را حفظ نمايند همانگونه كه در گذشته ها نياكان و وپدران ما براي جاغوري اقتدار و آبرو خلق كرده است. و حال رسالت ماست كه اين آبرو و ميراث را حفظ نماييم و يك قدرت و تفاهم در ميان چهار دسته اي جاغوري را در بين شان به وجود آورند و اگر اختلافات هست كه ما نمي بينيم آنرا كنار گذارند تا بتوانند سرنوشت جمعي شان را رقم بزنند وهويت گزشته شان را به وجود آورند . ودر اخيراز شما وازهمكاران تان در ماهنامه پاتو سپاسگذاريم و براي شما و مردم خود آروزوي كاميابي را داريم والسلام. صفحه ۵ مدير صاحب حقوق ولسوالي جاغوري جناب آقاي عرفاني! انتخابات به نظر شما چقدر مهم است و مردم چرا برخلاف دوره قبل كم علاقه به نظر مي رسد؟ باکمال سپاس و تشکر از شما جناب آقای اخلاصی که حد اقل زمینه را مساعد کرده اید تا از طریق ماهنامه پاتو به سوالات که مطرح می شود بتوان پاسخ گفت.و همچنین به خود می بالم و بسیار افتخار می کنم اینکه در یک منطقه کوهستانی بنام پاتو فرهنگ دوستان و چیز فهمان مردم پاتو تصمیم بسیار بجا و مناسب را گرفته اند که یک ماهنامه را دریک منطقه کوهستانی راه اندازی نمایند و ایجاد نمایند که در این رابطه من از اندیشمندان فرهنگیان و تمام فرهنگ دوستان کمال سپاس و تشکر را دارم . امید وارم که ماهنامه شما درآینده های بسیار نزدیک به هفته نامه تبدیل شود. در ارتباط به سوال شما باید به عرض برسانم که در دور اول انتخاباتی چون مردم دست ازجنگ کشیده بودند . افغانستان یک تجربه نو را در مسیر زندگی شان تجربه می کردند تا در افغانستان صلح وثبات و امنیت باشد ، بدان جهت مردم باتمام احساس که داشتند در دور اول انتخابات حضور جشمگیر داشتند. واز آن حضور چشمگیر شان مردم فی الواقع انتظارات را داشتند و آن اینکه افغانستان یک کشور با ثبات گردد امنیت تامین گردد، عدالت تامین شود و زمینه رفاه برای عامه مردم فراهم شود. که باکمال تاسف دشمنان قسم خورده افغانستان نمی گذارند تا در افغانستان امنیت بیاید و نمی خواهند تا عدالت تامین شود . و انها سد راه شده اند برای ثبات سیاسی در افغانستان. و باکمال تاسف دولت نوپاه افغانستان هم آنگونه که انتظار می رفت نتوانست تامین امنیت بکند و در تامین عدالت نیز انگونه کاری نتوانسته انجام دهد لذا است که در دور دوم مردم دلسرد و کم علاقه به نظر می رسند چرا که مردم آن انگیزه های که داشتند به آنها صد فی صد رسیدگی نشده است به نظر شما از میان 41 کاندید کدام یک شایستگی زعامت بر کشور را دارا می باشد؟ من بسیار احساس مسرت می کنم که در افغانستان یک جو سیاسی به وجود آمده که انتقال قدرت توسط انتخابات صورت می گیرد درحال که این گزینه یعنی انتقال قدرت در تاریخ افغانستان سابقه نداشته است. که ما وقتی بخواهیم انتقال قدرت را در تاریخ افغانستان بررسی کنیم اکثرا توسط کودتا و خونریزی صورت گرفته است. نفس انتقال قدرت ازطریق انتخابات و این بستر سازی که صورت گرفته یک گام بلند ارزشی است در افغانستان که مردم می خواهند تا توسط انتخابات قدرت را به کسی یا گزینه که خود مردم می خواهند انتقال دهند که این خود یک گام بلند است که در افغانستان برداشته شده است.از همين لحاظ است كه يكعده به خود اجازه كانديد شدن را مي دهد همانگونه كه شما ميدانيد 41 كانديد ما فعلا داريم.كه اين خود مرهون همين بستر سازي است واما اينكه ازميان 41 كانديد كدام يك شايستگي و صلاحيت را دارند ما ضمن اينكه احترام به همه كانديدا دارم و همه آنها چيز فهمان جامعه اند و همه به اين اميد اند تا تحول را بياورند، ومي خواهند تا مصدر خدمت شوند براي اين مردم دراين. رابطه آنچه مهم است آن راي مردم است هرانكه را كه مردم افغانستان راي دهند و بر گذينند همان شايستگي زعامت بر كشور را دارامي باشد و انتخابات مردم انتخاب مناسب و شايسته خواهند بود. در نظر مردم كاركردهاي اقاي كرزي منفي بوده و انتظارات مردم بر آورده نشده و به نيازمندي هاي مردم پاسخ گفته نشده است نظر شما دراين باره چيست ؟ البته در رابطه با شخص جلالتماب حامد كرزي بايد عرض كنم كه باتوجه به اينكه در شرايط امروزي بيش از 50 كشور در افغانستان وجود دارد و احزاب سياسي نيز وجود دارد و مساله سوم اتنيك هاي چهارگانه نيز در وجود دارد كه عبارت باشد از: هزاره، پشتون ، ازبك وتاجيك . همه و همه از خود خواستهاي دارند و مي خواهند كه به شكل از اشكال امتيازات شان را از اقاي كرزي بگيرند و داشته باشند باتو جه به همين مشكلات يعني حضور بيش از 50 كشور هاي خارجي و و جود احزاب سياسي و اتنيك هاي چهارگانه كه همه خواست خود را دارند بدين جهت من اقاي كرزي را در دور اول رياست جمهوري شان يك ادم موفق احساس مي كنم چرا كه نفس همين وضعيت كه به وجود امده است نتيجه كار اقاي كرزي است و ديگر اينكه اقاي كرزي افغانستان را وصل كرد با مجامع ديگر كه ما و شما شاهد هستيم كه در گذشته ها هرمقدار كه انسانها كشته ميشد كسي ازما خبر نمي شد ولي فعلا چنين نيست در حقيقت افغانستان را گره زد با مجامع بين المللي . و سوم اينكه افغانستان را ثبات اقتصادي بخشيد و روي اقتصاد كشور هم توجه كرده است كه خوانندگان ميدانند كه در افغانستان پيش از اقاي كرزي پول هاي در افغانستان وجود داشت و چلش داشت كه هيچ گونه ثبات نداشت . و موضوع ديگر اينكه اقاي كرزي افغانستان را از نظر ارتباطات هم با ساير دنيا مرتبط ساخت منظورم تلفن است كه ازنظر ارتباطات هم حال مردم مي توانند در هرجا ارتباط آني داشته باشد شما مي دانيد كه قبلا كسي كه مي خواست تلفن ويا تماس داشته باشد مجبور بود كه به پاكستان برود و حال چندين شركت هاي تلفني ومخابراتي در افغانستان فعال است و همچنان اقاي كرزي در رابطه با معارف افغانستان گام جدي بر داشته است كه شما در جاغوري احساس مي كنيد كه روزانه قبل ازساعت هفت سيل آسا شاگردان معارف به طرف مكاتب شان مي روند كه اين بستر سازي را اقاي كرزي نموده است و نيز دانشگاهها و پوهنتونهاي افغانستان را روي پاي شان نگه داشته است. ود ر خصوص جاغوري هم اگر صحبت كنيم نيز گام هاي برداشته شده است يكي از آنها مي توان تعمير جديد ولسوالي جاغوري را نام برد كه اين براي جاغوري ها يك دستاورد كلان است . درحاليكه تعمير ولسوالي سابقه توسط پدران و نياكان ما ساخته و چوب اش نيز تو سط آنان از مناطق مختلف اجباري جمع آوري شده بود كه حال تعمير بسيار زيبا و با مصارف بسيار هنگفت لايق شان جاغوري ساخته شده است و همانگونه تعمير جديد قومانداني و نيز سرك جاغوري – مالستان با هزينه يازده ميليون و هشتاد هزار دلار كه هزينه اندك نيست و نيز سرك جاغوري – قرباغ كه فعلا درقسمت منطقه( زر دلو ) اين سرك زير كار است. و دراين اواخر جمع از دانشمندان و روشنفكران و موسفيدان و شخصيت هاي جاغوري خدمت جلالتمآب اقاي كرزي رسيده اند و ازايشان تقاضاي ولايت شدن جاغوري را نموده اند كه ايشان نيز قول مساعد داده اند. ولايت شدن جاغوري را حق جاغوري ها دانسته اند. آقاي كرزي پيش ازاين هم وعده ولايت شدن جاغوري را داده بود از كجا معلوم است كه به قولش جدي و پابند باشد؟ قبل ازاينكه بحث تضمين را بكنيم ببينيد آيا غير از آقاي كرزي آيا كدام كانديداتور ديگري مي تواند اين تضمين را بكند براي جاغوري؟ من فكر مي كنم تضمين مطرح نيست حسن نيت مطرح مطرح است هرگاه كسي به قدرت مي رسد زعيم افغانستان مي گردد حسن نيت داشته باشد سعه صدر داشته باشد و از طرفي همه مردمافغانستان را به حيث رعيت اش قبول كند، من فكر مي كنم كه با اين آدم مي شود كنار آمد چنانچه گفته شد كه آقاي كرزي ولايت شدن را حق مردم ما دانسته اند وقتي ريس جمهور اين حق را به مردم بدهد اين خودش يك تضمين است.ادامه مصاحبه در صفحه 10 صفحه ۶ جاغوري؛ علل تعدّد نامزدها و راهکار گريز از بن بست شکست! شوکتعلي محمدي http://www.jameahnew.blogfa.com/ جاغوري، از ولسواليهاي بزرگ ولايت غزني باستاني و از نظر قومي به «داي ميرکشه» تعلق دارد، که ريشه در «کشهي غور و زابلستان قديم» دارد. جاغوري در تاريخ افغانستان، نقش مهمي داشته و يک حوزهي فرهنگي به شمار ميآمده است. جاغوري رجال مهم و تأثيرگزاري را در تاريخ کشور داشته است. جاغوري اکنون نيز از ظرفيت بالاي فرهنگي برخوردار است که بيشترين شمار دانشگاهيان و حوزويان جامعه هزاره و کشور را - به تناسب جمعيتش- به خود اختصاص داده است. پيشينهي روشن و ظرفيت فرهنگي جامعهي جاغوري براي فرهنگيان و فرهيختگان دلسوز جاغوري الزاماتي به وجود ميآورد که بايد از کيان و پيشينهي پر افتخار خود حفاظت و براي ارتقاي پايگاه اجتماعي و کشوري جاغوري متناسب با ظرفيت و توان فرهنگي فرهيختگان خود تلاش کند. انتخابات «شوراي ولايتي» يکي از فرصتهايي است که جايگاه سياسي جاغوري را ارتقا خواهد بخشيد. شوراي ولايتي غزني در اين دوره، به دليل اعلام پايتختي ولايت غزني براي جهان اسلام، از اهميت و حساسيت بالايي برخوردار است. تعدد و کثرت نامزدهاي محترم انتخابات شوراي ولايتي، در ميان دلسوزان و فرهيختگان و مردم فرهنگ دوست جاغوري نگراني هاي جدي و ترس از ناکامي را - مانند انتخابات شوراي ملي دورهي گذشته- به وجود آورده است. علل تعدّد نامزدها در جاغوري در نظر عموم مردم، تعدد کانديداها، عامل اصلي شکست انتخابات دورهي گذشته در جاغوري بوده است، اما کمتر به تبيين و علت يابي تعدد کانديداها حرفي زده شده است. در اين مجال به دلايل تعدد کانديداتوري در جاغوري ميپردازم تا راهي باشد براي فهم ناکامي دورهي گذشته و پيشگيري از تکرار تجربهي گذشته؛ در حد توان راهي به سوي آينده بي خطرتري بگشاييم! 1. اعتماد به نفس بالا به دليل آنکه جاغوري در گذشته از پيشينهي فرهنگي و سياسي خوبي برخوردار بوده؛ اين اعتماد به نفس را در فرزندانش ايجاد کرده است که ميتواند در سرنوشت منطقه، ولايت و کشور مؤثر باشد. 2. احساس مسؤليت ضريب بالاي اعتماد به نفس و احساس توانايي، نامزدهاي محترم را به سوي احساس مسؤليت در بازي سرنوشت اجتماعي کشانده است. 3. گسست ساختارهاي سنتي و به وجود نیامدن سامانه نو اجتماعی در جاغوري به دليل رشد چشمگير سواد - در مقايسه با ساير جاها- ساختارهاي سنتي اداره جامعه که بر محور زمين داري و ارباب - رعيتي و يا مراد- مريدي از هم پاشيده و حق نامزدي تنها براي طبقه خاص پنداشته نميشود، پس بسياري از شهروندان داوطلب احراز نقش اجتماعياند. دورهي گذشته نشانه-هاي روشني از گسست ساختار سنتي در جاغوري مشاهده شد، که هيچ کسي از پايگاه صرف سنتي، رأي نياورد. اگر کساني که متعلق به پايگاه سنتي هم بود، به ميزان تواناييهاي فردي و شايستگي و لياقت خودش توجه شد و نه بيشتر! دورهي گذشته اگر چه جاغوري شکست خورد و تلخ بود؛ اما گسست ساختار سنتي جامعه هم گام ارزشمندي بود. اين گام ارزشمند بايد در اين دوره تکميل شود و «خرد جمعي» حاکم شود تا از حقوق اجتماعي جاغوري به شايسته ترين وجه حفاظت شود و پايگاه اجتماعي جاغوري ارتقا يابد. صفحه ۷ 4. درک نادرست از ابعاد مسؤليت شوراي ملي جايگاه مهم و برجستهاي در کشور دارد. به دليل دوري چند سدهاي مردم هزاره از مرکز اقتدار کشور، در دورهي دموکراسي- افزون بر زمينههاي روان شناختي مردم جاغور- اشتياق زيادي در اين مردم جهت مشارکت در حاکميت ايجاد کرد، که به تعدد کانديداها منجر شد! مجلس شوراي ملي جايگاه بزرگي است که بايد مهندسي اداره کشور در آن جا صورت ميگيرد و بايد افراد متخصص و با تحصيلات عالي در آن راه يابد؛ اما اين مسايل باعث شد که افراد ناتوان تر هم اشتياق راه يابي را داشته باشد که در نتيجه به ناکامي جاغوري انجاميد. 5. وجود گرايشهاي منطقهاي و دستگي جاغوري به مناطق و دستههاي زيادي تقسيم ميشود به طور سنتي به چهار دسته تقسيم شده است. ماشاالله نامزدها آن قدر زياد بود و هست که مسايل دستگي قابل طرح نبوده و نيست که قريه، قريه، مطرح است. اگرچه جاغوري تا حد زيادي از ساختار سنتي عبور کرد اما گرايش منطقهاي هم واقعيت انکار ناپذير است. 6. سامانهي انتخابات: قانون گزار مکانيسم احراز سمت رياست جمهوري، مجلس شوراي ملي و شوراي ولايتي را طوري طراحي کرده که حتي سواد داشتن در آن شرط نيست؛ باعث شده است که شهرونداني که شرايط عمومي را در خود ميبينند؛ حق نامزد شدن را براي خود محفوظ ميدارند. 7. غیبت چهرههای طراز اول و شاخص در انتخابات گذشته شورای ملی و نیز امسال، چهرههای شاخص و طراز اول علمی و متخصص که ضریب اجماع در مورد آنان بیشتر است غایب بزرگ بودهاند. نبود چهره-های شاخص، حضور افراد سطوح پایین تر را تسهیل می-کند. راهکار برون رفت از بن بست شکست: درست است که جاغوري بسياري از نشانگرهاي ساختار سنتي اداره جامعه را شکسته است؛ اما به «سامانهي نو اجتماعي» هم دست نيافته است. بيم آن ميرود که از ظرفيت سنتي تصميم سازي و نيز سيستمهاي جديد محروم بماند! از اينجا رانده و از آنجا مانده! تلاشهايي جهت تقليل کانديداها انجام شده که توفيق کمتري داشته است. همان احساس مسؤليت که کانديداهاي محترم را براي ثبت نام کشانده است؛ همان حس و مسؤوليت تقاضا دارد که براي حفظ و ارتقاي پايگاه جاغوري از کانديداتوري انصراف دهند؛ مانند آن چه که خواهر گرامي و فرهيخته سيما مظفري انجام داد! اين انصراف، نشان بلند نظري و تضمين توفيق تصميم و حضور اجتماعي بعدي خواهد. اين گونه انصراف به منزله پس انداز کردن توفيق بعدي است که کانديداهاي باهوش از زمينه به خوبي بهره خواهند گرفت. تلاشهاي نجام يافته براي تقليل کانديداهاف اگر چه قابل قدر است، اما از پشت آب رفته دوديدن است. به نظر نگارنده، براي تضمين آينده و شايسته سالاري و حفظ و ارتقاي موقعيت جاغوري، در جاغوري يک سيستم اجتماعي جديد تعريف و اجرا شود که از بسياري از نا به سامانيها جلوگيري خواهد کرد! سخت نگيريد، اين سيستم ساده و ابتدايي است که به سادگي قابل اجرا است؛ اما پيامد خوبي خواهد داشت که علاج واقعه قبل از وقوع خواهد کرد! در اين سيستم، در هر منطقهي اداري (قريه داري)، «شوراي محلی» به وجود بيايد و در این شورا، از هر ملانشين- که به صورت يک گروه اجتماعي در آمده – يک نفر نماينده، و از معلمان، روحانيت، دانشجويان و دانش آموزان واجد شرايط رأي(مرد و زن)، طبق توافق و صلاحديد نیز نمایندگانی حضور داشته باشد، که هر کس از اين شورا رأي آورد؛ اقدام به نامزدي و کانديداتوري نمايد. اگر چنين سامانهاي در هر منطقه حاکم باشد؛ کسي که در اين شوراي محلي رأي نياورد؛ جرئت نامزدي نخواهد داشت و شکست خود را حتمي خواهد دانست. در انتخابات شوراي ملي، اين مکانيسم در سطح هر دستهي جاغوري اجرا شود در اين دوره، براي گريز از شکست جمعي، در هر منطقه، چنين شورايي شکل بگيرد و در فرايند راي مخفي هر کدام از نامزدهاي محترم راي بيشتري آورد، نامزد اصلي آن منطقه، معرفي شود و بقيه نامزدها، براي مصالح منطقه اي انصراف اهند؛ در غير اين صورت، مردم به نامزد همگاني و منتخب شوراي منطقهاي رأي دهند. صفحه ۸ راهی برای جلوگیری از شکست جاغوری در شورای ولایتی نویسنده: عبدالله دانش http://sangmasha.blogfa.com گزارش های تکان دهنده از تعداد کاندیداهای شورای ولایتی در منطقه جاغوری حاکی از آن است که اگر وضع به صورت فعلی ادامه پیدا کند نتیجه ی منطقی آن شکست مردم جاغوری درا نتخابات آینده خواهد بود. این گزارش ها نشان می دهند که مردم این نتیجه را به خوبی تحلیل کرده اند وبه حساسیت این انتخابات هم واقف اند. به همین جهت جلسات پی در پی برای کم کردن کاندیدا ها در مناطقی از جاغوری تشکیل می شود. بر اساس گزارش ها این جلسات هرچند که هنوز به نتیجه ی مطلوب نرسیده اند، اما اصل آن بیانگر دلواپسی مردم نسبت به نتیجه انتخابات آینده است. باور این مطلب دشوار است که ادعا کنیم کاندیدا های شورای ولایتی در درک و تحلیل وضعیت از مردم جاغوری عقب افتاده تر اند با این حساب به نظر می رسد آنها این دلواپسی های مردم را تا کنون جدی نگرفته وهیچ اقدامی در این جهت انجام نداده اند. ما که از دور دستی بر آتش داریم هنوز از محتوای جلسات یاد شده میان بزرگان جاغوری گزارشی دریافت نکرده ایم، اما حدس می زنیم که معمولا چنین جلساتی درجاغوری همواره بدون راه حل های اساسی و دارای معیار های منطقه ای و قومی می باشند که نمی توان به نتیجه ی آن امید وار بود. براساس گزارش ها آن چیزی که محتوای اصلی این جلسات می باشد کم کردن اسامی کاندیدا ها از لیست کاندیدا توری است. واین مسأله ای است که بی نتیجگی آن را مردم جاغوری پیش از این و در انتخابات های گذشته هم تجربه کرده اند. به نظر می رسد دلیل اصلی شکست این نوع جلسات تکیه بر یک عامل تأثیر گزار در معادلات سیاسی منطقه جاغوری می باشد که عبارت است از عامل دسته های قومی در حالی که این عامل در عین تعیین کنندگی، تنها عامل نیست. دراینجا باید توضیح دهیم که فاکتور های تأثیر گزار دیگر نیز چندی است که در منطقه جاغوری پدید آمده اند، ولی اکثر بزرگان جاغوری با قالب های نسبتا قدیمی به قضایا نگاه می کنند و به همین دلیل یا از این عاملها بی خبرند و یا آن ها را جدی نمی گیرند. به نظر من تأثیر گذاری بر معادلات سیاسی جاغوری بدون در نظر گرفتن چهار عامل اساسی به نتیجه ای نخواهد رسید. این عوامل را به صورت ذیل می توان دسته بندی کرد: 1. دسته های قومی؛ چنانکه همه می دانیم جاغوری دارای بافت قومی است وقومیت مسأله ای است که از رسوبات اصلی ذهن انسان آن سامان به شمار می آید. به همین دلیل وقتی سخن از سیاست باشد قومیت اولین چهره است که خود را نشان می دهد. 2. منطقه؛ به دلیل اینکه دسته های قومی در مناطق معین جابجا شده اند فاکتور منطقه از تأثیر گذاری کمتر برخوردار است وبیشتر تحت تأثیر دسته های قومی واقع می شود. 3. احزاب سیاسی؛ گذشته سی ساله ی اخیر جاغوری نشانگر چند دستگی حزبی در این دیار است که به آسانی نمی توان از کنار آن عبور کرد. البته این امید واری در میان توده ها وجود دارد که حزب از میان رفته باشد، اما به یقین این مطلب کاملا ناشی از خوشباری سطحی است که توده ها از آن برخوردار اند. می توان گفت که این مسأله به این دلیل درلایه های عمیقی از ذهن نخبگان جا خوش کرده است که در طی سی سال گذشته بیش از دیگران با آن سروکار جدی داشته اند. هرگونه غفلت از این مطلب بخشی از معادلات سیاسی در جاغوری را مختل خواهد کرد. صفحه ۹ 4. اصناف گوناگون تأثیر گذار؛ عامل صنفی هرچند پیش از این کمرنگ تر در صحنه های سیاسی واجتماعی بروز می کرد اما هم اکنون _ به ویژه پس از استقرار ساختار جدیدسیاسی _ شاهد اوجگیری تأثیر گذاری این عامل در معادلات اجتماعی وسیاسی می باشیم که نا دیده گرفتن آن به ضرر مردم جاغوری وآینده ی جاغوری خواهد بود. عامل صنفی نه تنها در حال حاضر تأثیر گذاری دارد، بلکه در آینده بر شدت آن افزوده خواهد شده وبه عامل اصلی وتأثیر گذار تبدیل خواهد شد. دراینجا نیاز داریم که اصناف تأثیر گذار را به خوبی دسته بندی کنیم و با تکیه بر آنها بر مشکلات سیاسی فایق آییم. در یک دسته بندی کلی وکلان می توان به سه صنف اصلی وتأثیر گذار اشاره کرد که عبارت اند از: 1ـ ریش سفیدان؛ شامل: ارباب ها در اصطلاح رایج نمایندگان قومی و... 2ـ تحصیلکردگان جدید؛ شامل: معلمین، محصلین، روشنفکران، فارغ التحصیلان دانشگاه ها و حامیان جامعه مدنی وحقوق بشر. 3ـ عالمان دینی؛ شامل: علما، طلاب، وفارغ التحصیلان حوزه های علمیه. با توجه به دسته بندی عوامل و اصنافی که در بالا صورت گرفت به این نتیجه می رسیم که با برجستگی یک فاکتور( قومیت ) نمی توان به یک راه حل واقعی دست یافت. مطلبی که پیش از این در جاغوری بار ها تکرار شده است. اگر براساس آنچه که گفته شد دست به طراحی یک راه حل بزنیم می توانیم تشکیل یگ گروه نخبه را در جاغوری پیشنهاد کنیم که حافظان اصلی منافع مردمی و حقوق مسلم مردم باشند. البته تشکیل این گروه نخبگان برای همیشه در جاغوری احساس می شود که تصمیم گیری های جاغوری را هماهنگ کند، اما فعلا در وضعیت اضطراری، تشکیل فوری و ستادی آن برای انتخابات یک امر ضروری به نظر می رسد. همواره ادعا های زیادی در مورد جاغوری وجود دارد؛ مانند اینکه جاغوری استعداد استان شدن را دارد، یا اینکه درصد با سوادی در جاغوری حتی بالاتر از شهر ها است ویا اینکه محصلین جاغوری پیش آهنگان قبول شدگان در کنکور سراسری اند و... با این حساب تجربه های گذشته نشان دهنده شکست تصمیم های سیاسی مردم جاغوری می باشد. به نظر من همه ی ادعا ها در مورد جاغوری درست است اما معضل اصلی این است که جاغوری به لحاظ جامعه شناختی از ویژگی های جدیدی برخوردار شده است درحالی که ساز وکار های تصمیم گیری هنوز بدون تغییر باقی مانده اند. تفصیل این بحث در جای خودش ارائه خواهد شد. کم کردن تعداد کاندیدا ها پس از تشکیل یک گروه مرجع ونخبه به راحتی می تواند صورت بگیرد به این صورت که درقدم اول از کاندیدا ها در خواست شود که داوطلبانه کناره گیری کنند. اگر آنها این کار را نکردند این تشکل می تواند تعداد لازم برای نمایندگی را با بحث های کار شناسانه تشخیص دهد _ مثلا چهار نفر _ و نمایندگان را بر اساس معیار ها به مردم معرفی کند واز مردم اکیدا خواسته شود که باید به همان افراد تعیین شده توسط این شورا رأی دهند ونه به کس دیگر. اگر این شورا با معیار های درستی تشکیل شود و این کار از روی دلسوزی صورت بگیرد شکی در نتیجه بخشی این طرح وجود نخواهد داشت. صفحه ۱۰ ادامه صفحه 5: مساله ديگر مشكل كوچي هاست و آقاي كرزي نشان داده است كه پشتون ها را تنها نخواهد گذاشت شما چه پيشبيني مي كنيد كه اين بار مساله لاينحل باقي نماند؟ در ارتباط با مساله كوچي ها در يك همايش كه در خيمه لويه جرگه به سرپرستي استاد خليلي بر گذار شد، درانجا استاد خليلي به صراحت اسكان كوچي ها را مورد بحث قرار داد كه اين اسكان كوچي ها هم مورد حمايه كوچي ها قرار گرفته اند و هم كساني كه متضرر اند از كوچي ها. و هرگاه طرح اسكان كوچي ها تطبيق گردد در افغانستان مساله كوچي ها هم خود به خود حل خواهد شد. و درغير آنصورت مساله كماكان باقي خواهد ماند. استاد عرفاني! در اخير شما به حيث مدير حقوق ولسوالي جاغوري پيام اگر داشته باشيد بفرماييد؟ من مي خواهم خدمت مردم شريف، عزتمند و فرهنگ دوست جاغوري به عرض برسانم كه: تلاش نمايند گرچه جلسات متعدد كه صورت گرفت براي تقليل كانديداي شوراي ولايتي كه بي نتيجه ماند زيرا كه دوستان كانديد علاقمند نشدند تا بنفع همديگر كنار بروند. قضاوت اصلي به دوش مردم شريف و عزتمند جاغوري است كه بدون درنظر گرفتن قول، سمت ، سو وقوميت و... بر مبنايي اصل اصلحيت و شايستگي در حوزه هاي انتخاباتي حضور به هم برسانند به ادم اصلح راي بدهند در شوراي ولايتي و هم چنان در ارتباط با دوستان كه به طرف انتخابات رياست جمهوري مي روند نيز با همين گزينه و با اصل شايستگي راي بدهند كه راي دادن قدرت سازي است قدرت كه بتواند با آن گذاره كرد و فردا خداي نخواسته مردم ما با مشكل مواجه نشود . من مي خواهم بگويم مردم ما به پاس بعض گام هاي كه برداشته شده است و به اميد اينكه گام هاي بيشتر و بيشتر برداشته شود خوبست كه به يك آدم شايسته و صالح راي بدهند. _______________________________________________________________________ جاغوري: رفيع يوسفي فارغ صنف دوازدهم از ليسه هدايت جاغوري يكي از ولسواليهاي مربوبوط به ولايت غزني باستان مي باشد. كه بيشتر از ديگر ولسواليهاي اين ولايت نفوس را در خود جاداده است. كه يبشترين روشنفكران، محصلين ودانش اموز را در خود جاه داده است. .اگر از يكسو به دانش اموزان، روشنفكر ومحصلين شان نظر بيندازي دنياي از خوشي براي ما حاصل شده از رسيدن به حقوق وامتياز خود اميد وارمي شويم و بالعكس اگر به وضعيت فعلي جاغوري نگاه كنيم جز دنياي ياس ونااميدي ديگر هيچ خوشي براي فرد اين سرزمين وجود ندارد و نيست چرا؟ كه جاغوري هنوز از فشار ومناسبات دسته وقومي برده واز فرهنگ سنتي نياكان خود پيروي مي كند. من به عنوان يك محصل از ديد ونگاه خود . جاغوري را يك جامعه سنتي وجاغوري كه از دسته گراي وقوم گراي رنج برده كه مسله اته گري اذدري وباغوچري بودن مطرح است مي بينم كه چقدر درد اور است كه امروز ما هم در اين مسئله گره خورده واز اين گره خود بيرون كشيده نمي توانيم اگر لوي جرگه افغانستان داير شد انتخابات رياست جمهوري پارلماني وشوراي ولايتي صورت گرفت ما خواهم نماينده خود را روان بكنيم ما همين اصطلاح را عملي كرده وجاغوري را به چهار قسمت تقسيم نموديم كه در نتيجه از حقوق وامتياز خود محروم گشته حقوق ومنافع جاغوري را قربان اقوام ودسته ها نموديم وامروز هم مي خواهيم بار سوم اين عمل را تكرار نماييم چون هركس خود را به عنوان كانديداتور معرفي كرده هر كدام از يكي همايت كرده تا باشد بار سوم جاغوري را شكت بدهيم ازحقوق شان محروم نموده ودرد ديگر را بر ملت اين سر زمين بوجود اوريم كه چقدر اين عمل نگران كننده است كه اصطلاح آته گري اذدري باغچري از بين رفته وبجاي ان به يك جاغوري ومنافع جاغوري فكر نمايم . مسئله ديگر كه بسيار نگران كننده است محصلين جاغوري است كه از دانشگاهاي مركز وولايات كشور فارغ مي شود .چرا؟ محصلين از هر دانشگاه هاي مركز وولايات واز هر دانشكده كه فارغ مي شود با وجود تواناي اش هيچگونه دلچسپي وعلاقه مندي نسبت به كارهاي دولتي ندارد ونمي خواهد كه با معاش كم در اداره هاي دولتي ايفاي وظيفه نموده ويا در جامعه خود امده .در خدمت مردم خود قرار بگيرد كه مسئله براي فرداي جاغوري يگ ضربه بزرگ است كه محصلين عزيز ما فقط وضعيت جيبي خود رادرنظر مي گيرد اما فكر اين ملت واينده اين جامعه را در مسائل سياسي ندارد وقتيكه اين فارغان بدرجه لسانس مي رسد از زحمت كشي همين پدران جامعه ومعلمين دلسوز دلسوز شان مي باشد كه شب وروز پدران جامعه مي كوشد تا زمينه تحصيل رامحيا نموده ومعلمين كه تلاش دارد تا اين ها تحصيل بشتر نمايد تا انكه يك شخصيت سياسي ومطرح در اينده براي خود وجامعه خود باشداما انها امروز در قبال جامعه احساس مسئوليت نكرده بلكه فراموش شان نموده اند نگراني ديگريكه وجود دارد فارغان صنوف دوازدهم مكاتب جاغوري است. كه درامتحان كانكور شركت كرده كه در نتيجه در دانشكده تعليم وتربيه وياتربيت معلمين راه پيدامي كند اما از ادامه تحصيل دران رشته خود داري مي كند كه باادامه ندادن به ان رشته باعث مي شود كه اكثر انها ديگر زمينه تحصيل براي شان مساعد نشده وچانس درس خواندن از دست شان رها مي شود وبعضي هاي شان اماده گي كانكور خوانده نمي تواند واگر در امتحان بعدي شركت مي نمايد نمي تواند كه نتيجه خوب بگيرد كه فقط به همان درجه دوازده اكتفاكرده كه يك شكست ديگرآنها وجامعه مامي باشد صفحه ۱۱ زندگینامه دکتر رمضان بشردوست دکتر رمضان بشردوست فرزند محمد علی درسال 1340 خورشیدی در ولسوالی قره باغ ولايت غزني چشم به جهان گشود. مکتب ابتدائیه و متوسطه را در ولسوالی های قره باغ و مقر و شهر میمنه ولایت فاریاب به پایان رسانید و دوماه بعد از کودتای 7 ثور 1357 به کشور ایران مهاجر و بعد از اتمام لیسه به پاکستان هجرت نمود. دکتر بشردوست در سال 1360 پاکستان را به قصد فرانسه ترک نمود و در آنجا درخواست پناهندگی سیاسی نمود. وي درسال 1361 شروع به کار و آموختن زبان فرانسوی در فاکولته ادبیات شهر دیژن نمود. در سال 1364 بعد از سپری نمودن امتحان به فاکولته حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شهر گرونوبل ثبت نام نمود و در سال 1368 ماستری(فوق ليسانس) حقوق دریافت کرد. در سال 1369 در دانشگاه ژان مونی پاریس در رشته دیپلوماسی به تحصیل خود ادامه داد و موفق به اخذ "دیپلوم تحصیلات عالی تخصصی" (مافوق ماستري) گردید و مونوگراف خود را در باره دیپلوماسی و جنگ در آفریقای شمالی نوشت. بشردوست درسال 1371در دانشگاه تولوز در رشته علوم سیاسی ثبت نام نمود وموفق به اخذ" دیپلوم تحصیلات عمیق"( ما فوق ماستری) گردید و مونوگراف خود را در باره نقش سازمان ملل متحد و اشغال افغانستان توسط شوروی نوشت. وي در سال 1372 شروع به نوشتن تز دکترای خود در باره جنگ و دیپلوماسی در افغانستان نمود. بشر دوست در سال 1374 موفق به اخذ درجه دکترا از فاکولته حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تولوز فرانسه شد و تز خود را در 1150 صفحه در مورد دیپلوماسی و جنگ در افغانستان نوشت. بشردوست در سال 1368 از اکادمی زبان انگلیسی O.I.S.E آکسفورد و در سال 1369 از اکادمی زبان انگلیسی G.E.O.S برایتون تصدیق نامه های زبان انگلیسی نيز در یافت نمود. وي از سال 1375 تا 1382 در دانشگاه های پاریس به عنوان استاديار مشغول تدریس مضامین حقوق، علوم سیاسی و دیپلوماسی بود و همچنان با دارالوکاله های پاریس همکاری می نمود. دکتر بشردوست مدت چند ماه در سال 1381 به حیث سکرتر سوم در سفارت افغانستان در پاریس ایفای وظیفه نمود و سپس به دعوت وزارت امور خارجه افغانستان برای ساختن مرکز مطالعات استراتیژیکی در وزارت امورخارجه وارد کابل شد. وي در وزارت امورخارجه به حیث معاون دیپارتمنت سازمان ملل متحد و کنفرانس های بین المللی و بعدا به حیث مدیر دیپارتمنت سیاسی کشورهای اروپای غربی وزارت امور خارجه مقرر شد. در 8 مارچ 2004 (1383 ) بعنوان وزیر پلان در حکومت آقای کرزی شروع به کار نمود و در 25 دسامبر 2004 روز کرسمس استعفاي خود را از وزارت پلان اعلان نمود و در سال 1383 شروع به تدریس در فاکولته حقوق و علوم سیاسی و فاکولته شرعیات دانشگاه البیرونی ولایت کاپیسا نمود. در سال 1384 بعنوان نماینده مردم كابل در پارلمان انتخاب شد و تا امروز به عنوان نماینده و استاد افتخاری در پوهنتون البیرونی ایفای مسولیت می نماید.
زندگینامه دکتر عبدالله عبدالله عبدالله عبدالله ولد غلام محی الدین زمریالی سناتور انتصابی از ولايت هلمند دور اخیر شورای شهر کابل به تاریخ پانزدهم میزان 1339 هه – ش مطابق سال 1960 میلادی در یک خانواده متدین متولد گردیده است. تحصیلات ابتدایی خود را در مکتب غازی محمد ایوب خان تکمیل نموده و درسال 1355 مطابق سال 1976 میلادی از لیسه نادریه کابل فارغ گردیده است. درسال 1356 شامل فاکولته طب دانشگاه کابل گردیده که در سال 1362 تحصیلات خود را به اتمام رسانیده و تا سال 1363 در شفاخانه نور به حیث داکتر چشم مشغول خدمت بوده در سال 1363 به پاکستان هجرت نموده و تا سال 1364 در شفاخانه سید جمال الدین مشغول خدمت به مهاجرین افغانستان گردید. در سال 1364 داخل جبهات جهاد گردیده و منحیث سرپرست صحی جبهه پنجشیر و بعدا بحیث مشاور و همکار احمد شاه مسعود تا ازادی کابل مصروف خدمت بوده از سال 1992 الی 1996 در کابل بحیث رئیس دفتر و سخنگوی وزارت دفاع ملی و در سال 1997 بحیث معاون وزارت خارجه تقرر حاصل نمود. همچنان در سال 1999 سرپرستی وزارت خارجه دولت اسلامی افغانستان را بعهده داشت. بعد از سقوط طالبان در سال 2001 در اداره موقت و بعدا در دوره انتقالی مسوولیت وزارت خارجه را بعهده داشت. داکتر عبدالله متاهل بوده، دارای سه دختر و یک پسر میباشد. به لسانهای پشتو، دری و انگلیسی تسلط دارد و همچنان به لسانهای عربی و فرانسوی نیز بلدیت دارد. صفحه ۱۲
زندگینامه کوتاه از حامد کرزی حامد کَرزی در ۲۴ دسامبر سال ۱۹۵۷ میلادی، در روستای کرز در نزدیکی قندهار (ولایتی در جنوب افغانستان) متولد شد. پدرش عبدالاحمد کرزی از متنفذان قوم پوپلزی و معاون رییس پارلمان افغانستان در سالهای دهه شصت میلادی بود. عبدالاحمد کرزی، در اواخر دهه نود، در شهر کویته پاکستان کشته شد. حامد کرزی در دوران جهاد (جنگ افغانها با اشغالگران شوروی) در پاکستان، در مدارس مجاهدین افغان فعالیتهای آموزشی داشت. با روی کار آمدن دولت مجاهدین در سال ۱۹۹۲، آقای کرزی معاون وزیر خارجه شد. در سالهای آخر حکومت طالبان، آقای کرزی به جمع مخالفان این گروه پیوست و مبارزات مسلحانه با طالبان را آغاز کرد. حامد کرزی در کنار عبدالستار سیرت (از حقوقدانان زمان محمد ظاهرشاه)، از گزینههای گروههای مذاکره کننده افغان در کنفرانس بن در آلمان بود، که سرانجام، در این کنفرانس، به ریاست دولت موقت افغانستان برگزیده شد؛ نخستین دولتی که پس از طالبان روی کار آمد. او در انتخابات دموکراتیک افغانستان در سال ۲۰۰۴، با به دست آوردن بیش از ۵۵ درصد آرا، به عنوان نخستین رییس جمهور منتخب مردم افغانستان قدرتش را حفظ کرد. حامد کرزی شش برادر و یک خواهر دارد. در روز ۲۳ ژانویه ۱۹۹۹، آقای کرزی با دکتر زینت قریشی ازدواج کرد. حاصل یگانه ازدواج آقای کرزی، یک پسر است که پنجشنبه شب ۲۵ ژانویه سال ۲۰۰۷ در بیمارستان رابعه بلخی کابل متولد شد. او نام فرزندش را میرویس که نام یکی از شاههای پیشین افغانستان بود گذاشت. آقای کرزی به زبانهای فارسی، پشتو، انگلیسی و اردو به طور روان سخن میگوید و از اسبسواری و مطالعه فلسفه لذت میبرد. دکتر اشرف غنی احمدزی دكتر اشرف غنی احمدزی یکی از تکنوکرات های مسلکی محدود در دولت افغانستان است. وی پروفیسور انسان شناسی در دانشگاه جان هاپکنز در ایالات متحده امریکا بود. دکتر اشرف غنی احمدزی بعد از کنفرانس بن در ماه دسمبر سال ۲۰۰۱ بحیث مشاور اقتصادی دولت موقت آقای کرزی انتخاب گردید، که در این جریان وی با آقای لختر براهیمی همکاری نمود و نیز مسئول بازسازی و کمک های خارجی به افغانستان گردید. بعد از لویه جرگه اضطراری در ماه جون سال ۲۰۰۲ ، وی بحیث وزیر مالیه دولت انتقالی آقای کرزی انتخاب گردید. در سال ۲۰۰۴، آقای اشرف غنی از سمت اش بحیث وزیر مالیه در دولت افغانستان استعفا داد، و بحیث رئیس دانشکاه کابل انتخاب گردید. دکتر غنی، تحصيلکرده دانشکده علوم سياسی از دانشگاه آمريکايی در بيروت است. او از دانشگاه کلمبيای آمريکا دکترا دارد. آقای غنی در بانک جهانی سابقه کاری دارد و در دانشگاه های کابل، اروز دانمارک و جان هاپکينز ايالات متحده آمريکا به عنوان استاد کار کرده است. وي قبلا يكي از كانديداهاي دبيركلي سازمان ملل متحد بود كه از سوي افغانستان نامزد شده بود. دکتر غنی در جريان جنگ خليج فارس و جنگهای داخلی افغانستان به عنوان يک تحليلگر معتبر در مطبوعات بين الملل مطرح بود اما رابطه آقای غنی با افغانستان هنگامی محکمتر شد که در پی سرنگونی رژيم طالبان و در جريان توافقات بن، او به عنوان مشاور اخضر ابراهيمی، نماينده سابق سازمان ملل متحد در امور افغانستان کار می کرد. پس از آن، اشرف غنی با ارايه نظريات و پيشنهادهايش توجه دولت افغانستان، جامعه جهانی و مردم اين کشور را به خود جلب کرد. آقای غنی از بانک جهانی و سازمان ملل متحد رسما کناره گيری کرد و به عنوان مشاور ارشد رييس جمهور افغانستان وارد دولت حامد کرزی شد و سپس به او مسئوليت وزارت ماليه افغانستان سپرده شد. دکتر غنی به حيث وزير ماليه در اجلاس کابينه، برنامه بزرگ اصلاحات مالی را پيش گرفت. بوسيله اين برنامه بود که در عرصه بازاريابی، وی به عنوان بهترين وزير ماليه سال در منطقه انتخاب شد. اما از جانب ديگر، برنامه های وسيع اصلاحات مالی که وی مطرح کرد موجب افزايش انتقادهای مخالفان شد و در نتيجه باعث شد که وی در کابينه جديد شامل نشود. از آن پس، وی مدتي سمت رياست دانشگاه کابل را به عهده گرفت. وی بحیث یک شخص انتقاد کننده شدید شهرت دارد، و نیز در امور دولتی تجربه کافی دارد. برادر وی حشمت غنی احمدزی نماینده کوچی ها در ولسی جرگه است. صفحه۱۳
سوگ مهتاب:محمد ضيا غريب عجب رسم غريبی شد زمانه جبرميگيرد ومردم زورميگويد بشارت نيست فردا را كبوترسنگ ميزايد حديث فصل بودن را سرودن را... زبان گرگ باتوشيح ميگويد هلا! افسوس صدافسوس دريغ ودرد هزاردرد و دريغ نگركه درقبيله ماچيست ـ ماجرای انتصارای دوست؟ ببين كه لنگ پشه كوری وگنگ ملخهای دهرچون موری چه خون شير ميبلعد دروغ وكذب... چه بيسكسوال راه پيمودست كه حتی راهبان رازـ استحماركذاب است واماهاوآياها اسيردودجلادان خونخواراست مگواين راز راباكس كه زينجاتابه كعبه پرزشيطان است وحتی ناخدای دهر چون خر،كدخدای رنگ رنگمال است. وطن كبري حساس صنف نهم وطن مثل مادر تویی مهربــــــان بگیر کودکت را به آغوش تـــان
وطن کودکانی تو داری به مهــــد نوازش بکن همچو مادر به جهـد
بنازم به نـــام تـــــو افغانستــــــان بود مهرتو در دلـــــم جــــاویــدان
کنم جان خود را به قربــان تـــــو براورد سازم من آرمـــــــان تـــو
عجب نام زیبــــاست افغانستــــان هوایش خوش وخـــرم وگــلستان
وطن من تو را جاویدان می کنم تورا با نام و با نشان می کنــــم
وطن تـــو عزیز دل مـــا تـــویی وطن پــــر ز انـــواع گـــلها تویی
خدا یـــاور خـــــادمـــانت وطــــن هدایتــــــــگر دشمنانــــت وطــــن _______________________________________ سلام افغانستان: محمد جان علي زاده
سلام اي ميهنم افغان زمينم سلام اي كشورم اي سرزمينم وطن بر تو و بر نامت بنازم تورا پر گل چو گلشنها بسازم سلام اي هم وطن فرزند افغان بيا آباد سازيم كشور مان نباشيم تاجيك و ازبك هزاره ويا پشتون و ايماق پاره پاره نباشيم بعد ازاين سني و شيعه همه همكارهم باشيم هميشه مسلح با سلاح علم باشيم با عزم با وقار حلم باشيم به فكر چاره ي اين كار شويم ما به فكر تداوي بيمار شويم ما سلام افغانستان مهد دليران بود نامت بلند اي خاك شيران کاندید شورا استاد شهباز از ليسه نور
تو برو کاندید شورا کن عزیزم غــم مخور جاغوری را زود سود ا کن عزیزم غم مخور
گرچه ازعلم و هنر در کله چیزی که نیست مردم ما را تو رسوا کن عزیزم غـــم مخور
با تمام کمــــــک مــــــال یتیم و بی پــــــــدر تو فقط یک عیش فردا کن عزیزم غــم مخور
دیگران حویلی رنگــــه ســـاختند از حـق ما تو برو خرج کرولا کن عزیــزم غـــم مـخور
تو اگر کامیاب درشــــورا نشدی عیب نـیست قول و دسته بازی ها را تو بجا کن غم مـخور
کله ات خالی بجز از خدعه و نیرنــگ نیست حق مردم را فقط تو کــــفش پا کن غـم مخور
گر یتیمان وطن از غصــــــــه وغـــم سوختند تو فقط سیل و تما شا کن عزیـــزم غــم مخور
با تماشا کردن کفش یتــــیم و بیـــــــوه هـــــا خنده های نرم و بیجا کن عــزیزم غم مخــور
بابه و اجداد ما درگور بــــا ارمـــان بـــرفـت تو چه غم داری فقط دالر صدا کن غم مخور
تو بخوان یـــکبار تاریخ شرین و خـــــــالقو بعد ازان کاندید شورا کن عزیزم غم مخـــور ___________________________ چند شعر از حاجي صاحب نوري:
خــداونـــدا بحق چارده معصوم بحق مضـــــــطرم يا رب ترحم به صحراي دل خـــشكيده ي من ببار اي ابر رحــــــمت كن ترنم
خــــدايـــا انتـــــظارم سر رسيده نگار من چرا از مــــن بــــريــده تو خود گفتي برو با صابران باش كهولت آمـــــد وپشـــــتم خمـــيده
خدايا لطف كن بر حــــال زارم مرا با درد مندان همسفر كـــــن نگارا منتظر تا كي نشيـــــنم شب هجران مجنون را سحركـــن نوري گر عاشقي عزم سفر كن ز سر عمامه كفش ازپــا بدر كـــن
صفحه ۱۴ قوم دلیر مصطفی صنف نهم هزاره قوم ما قوم دليره اگه قارشي بايه ازسرخو تيره هزاره علم و فن را دوست داره نمي خواهه كه درظلمت بمانه اگرچه در قديم ظلما ديديم مو دسته دسته چه كشتارا شديم مو ولي عشق وطن از دل ندادي مو دست دردست هر جاهل ندادي ما در گرفت انتقام نبوديم مو بي ننگ و غيرت بي نام نبوديم مزاري رهبر قوم هزاره درسهاي شي از براي مو بي شماره مو دوست هر تبار و هرنژاديم (يارخورشيد انيس تند باديم ) ماهم راه مزاري جان بگيريم سخن هايش بخود فرمان بگيريم مزاري رفته مارا زنده كرده مرام و مقصدش تابنده كرده آزره قد ار كسي برار مو شونه برار و هم وطن همكار موشونه ولي گر خاين ملك را ببينه د زمين زده خاك مالي ميديه خدا نكنه كه كس د چنگ شي بايه او ره خك خك كده د باد ميديه خدا بسته كنه دان تفنگ ره خدا سر پيش بي بره رسم جنگ ره كبوتر سفيد صلح بيايه شو تركي تير شده صبح بيايه همه مردم برادروار گردد و طن مو باد ازين گلزار گردد تو اگر باز نیایی: سید مهدی موسوی تو اگر باز نيايي و نيايي، خبر از نامدنت اينجا خبر از زندگي و بودنت اينجا خبر از عشق نياري،
تو اگر باز نخواني، آنچه من بي تو نوشتم چه نوشتم؟ قصه تلخ نوشتم، قصه ازدرد سكوت لحظات همه شب و به تو هيج نگفتم،
ياد پاكيزگي ات ياد چشمان چه معصوم! ياد ازدوري من خستگي ات ياد آن لحظه كه ما خوب شديم چقدر خوب شديم!
تا كه ديديم درآيينه ي آب گهر خوشبختي ساكت آرام چقدر خوب و لطيف به دل همديگر حرفها گفتيم و محبوب شديم.
ياد آن لحظه ي چندي. كاندكي دور شدي لحظه بود كه رفتي هيج در دست نبودم كه گذارم كف دستت و كف دست نشانم دادي وفقط مي نگريستم نگريستم و دگر بار گريستم همه اش جمع شوند همه اش آه شوند
بي تو در دورترين فاصله ها همه ((فرياد)) شوند (( آه وفرياد)) مرا خواهند كشت
تو اگر باز نيايي! انتخاب رهبر:رخشانه شایق
بلبلان در صبحگاهان نغمه ها سر مي دهند خيز اي انسان ترا پنـــــدي سراسر مي دهند
آسيا چون يك درختي با دو صد شاخ و بر است شاخه ي را مـــلت افـــــغان صنوبـــر مي دهند
دوستان دانيـــد درايــــنجا نكتــه ي بنهفته است هرگلي آنرا هزاره مشك و عنبــــــــر مي دهند
هركه خواهان عدالت، صلح و رونق در سراست راي شان را بر بشردوست همچو رهبر مي دهند
قطره ي نابي چو بر روي گـــلي افتـــــيده است مردمش از شوق بر وي تـــاج افــــسر مي دهند
نه او را زور و زر است نه پشتيبـــان خارجي نه هواداران وي راي را به ديگر مـــــــي دهند
گر بگيرد چوكي دولت و يا خير شرط نيست ملتش در دست وي نامش به دفتر مي دهــــند
جملگي از ما چو اظهار وجـودش درسراسـت طالب صلح است و دست هم به ديگر مي دهند
ما نمي ترسيم ازكس نـــه هــــراس دردل است ملت ما صد مزاري هاي ديــــگر مــــــي دهند
كار ما ازعقل و هوش و عشق مي گيرد پيام ديگران گر فكرو عقل شان به دالر مي دهند
گربشينيم گوشه ي چــــــشم انتــــظار ديگري ديگران لابد حق ما را به ديــــگر مــــي دهند
زين سبب (( شايق )) اول فكر براي خويش كن خويش برآدم خـــوشي يا درد در سر مــي دهند. صفحه ۱۵ تلخ ترين روزها داستان کوتاه از بنفشه نوري
آفتاب داشت سرش را پشت كوهها پنهان مي كرد، سياهي شب همه جاه را آهسته آهسته فرا مي گرفت. يكي از تلخ ترين روزها به پايان مي رسيد روزي كه آفتاب از ديدن صحنه ي آنروز دلخون و دلشكسته شده از ديدن خجالت كشيده و پرده بر رويش كشاند. روزي كه زمين از خون دهها و صدها كشته سرخگون شده بود. تا آن زمان نيز صداي دلخراش انفجار بم و راكت گوش ها را آزار مي داد. درآن هنگام شام كه همه داشت به طرف خانه هاي شان بر مي گشت ولي پير زني بي چاره ازترس ووحشت كنار حويلي ايستاده و هر لحظه آمدن نور ديده اش را لحظه شماري مي كرد. صدها فكر و چورت در دل پيرزن مي رسيد اما بازهم وي به شيطان لعنت مي كرد و مي گفت انشاالله پسرم مي آيد. هرچه سياهي شب بيشتر مي شد نا اميدي در دل پيرزن بيشتر و عميقتر مي شد. با عالمي از پريشاني و نگراني سرش را به طرف آسمان بلند كرده و مي گفت: اوه خدا جان! يگانه جگرگوشه خوده به تو سپردوم تو خود كمك كو اوه علي مشكل كشا خدايا خير! و بعد آهي عميق كشيده و عصايش را گرفته و به طرف در حويلي رفت خواست تا در كوچه پسرش را ببيند . يك نگاهي به كوچه انداخت و همه جاه سكوت بود و سكوت هيج كسي را نديد در را بست و آمد و آفتابه را پرآب وو ضو نموده و به نماز ايستاد . لحظه به لحظه بر نگراني اش بيشتر مي شد هيج نمي دانست چند ركعت نماز مي خواند و به دلش مي آمد كه آيا جگرگوشه اش را دوباره خواهد ديد يا خير؟ مادر تا پاس از شب بيدار بود و خدا خدا مي كرد و براي سلامتي پسرش دعاي خير مي نمود پيرزن لحظه ي به خواب رفت و به خواب ديد پسرش دم در حويلي ايستاده و دست خود را به طرف مادر بلند نموده و با مادرش خدا حافظي مي كند و مي گويد: خو مادرجان من رفتم خدا دانه كه شب بيايم يا خير؟ بهر حال تو بي تابي نكن و نگران نباش! مادر بي چاره ازخواب برخواست و بسيار نگران شد خدا يا اين چه خوابي بود! تعبير خوابم چه خواهد بود؟ وجودش را آتش فرا گرفت خدا يا اين چه خواب است كه من مي بينم خدايا يكبار ديگر ديدار فرزندم را برايم نصيب كن! آن شب از دل آن زن فقط خدا خبر بود و ستاره ها نگاه مي كرد و دلخون مي شد. صبح زود همينكه صداي ازان از مناره مسجد بلند شد ناخود آگاه به سمت نامعلوم درحركت شد نمي دانست كه به كجا مي رود هرچه نواسه ها و عروسش او را مانع شد كه اين كار را نكند ولي او را مانع شده نتوانست تا اينكه خود را از كوچه گذشتانده به سرك عمومي رسيد و نا گاه صداي دلخراش شنيده شد آري انفجار بود تمام كسانيكه از پشت سر آن پيرزن مي دويدند تكان خوردند و گفتند خدايا خير! ولي پس ازينكه اندكي گرد و خاك فرو نشست ديده شد كه چادرش دور انداخته شده بود و پيرزن نيز خونش روي سرك به جريان افتاده بود همه او را گرفته زود زود داخل حويلي آوردند تا دشمن آنها را ديده راكت نزنند. جنازه را آورد و صداي گريه در داخل حويلي بلند بود . آنزمان صداهاي گريه بيشتر وبيشتر شد كه عده ي ديگر از جوانان جسد پاره پاره شده ي جگر گوشه آن پير زن را آورد و هر دو جسد را كنار هم گذاشتند و منتظر بودند تا شب شود و آنان را به خاك بسپارند و..... صفحه ۱۶ صفحه خوانندگان نویسنده: احمد علی یکشنبه 17 خرداد1388 ساعت: 10:10 به همه دست اندر کاران ماهنامه پاتو درود! نویسنده: فاضلی شنبه 3 مرداد1388 ساعت: 15:59 سلام بر سر زمین مرد خیز پاطو
نویسنده: علی کوهزاد چهارشنبه 31 تیر1388 ساعت: 14:56 الی اخلاصی سلام! نویسنده: محمد نعیم دهقان زاده چهارشنبه 31 تیر1388 ساعت: 15:56 با سلام گرامی! نوشته های عزیزان را خواندم و احساس آنان که در نوشته های شان تبلور یافته است اشک از چشمانم را سرازیر ساخت. واقعا این مجله روزنه ای است برای بیان اندیشه ها و احساسات این نونهالان و آینده های جاغوری و افغانستان. پاتو/طو در کنار سایر مناطق جاغوری دارای استعدادهای عالی است که باید رشد و پرورش داده شوند و بارور شوند. من به همه ای این نونهالان عزیز که نوشته های زیبا و خواندنی درست کرده اند درود می فرستم. صفحه ۱۷ چه خبرها؟: فاطمه فروتن
1: ماهنامه پاتو را درسايت جاغوري يك و وبلاگ مخصوص آن در انترنت بخوانيد: 2:كمك محترم محمد علي عباسي به ماهنامه پاتو
محترم محمدعلي عباسي يكي از فرزندان بادرك ودرد براي پربارساختن وغنامندي ماهنامه لطف نموده و يك دستگاه چاپ ( پرنتر) به مبلغ بيشتر از 10000 افغاني براي ماهنامه خريداري نموده است كه ما ازجناب ايشان سپاسگذاري نموده و موفقيت ايشان وهمه دوستان وعزيزان را طلب داريم. 3: همايه دوستان مقيم خارج از ماهنامه پاتو: پس ازنشر ماهنامه شماره دوم و سوم خوشبختانه موج همايت ها ازماهنامه پاتوهمچنان ادامه داشته ودوستان ما ازكشورهاي مختلف طي تماس ها حمايه و پشتباني شان را ازنشردوامدار ماهنامه ابراز و اعلان نموده اند كه اميد است با حمايه آن عزيزان ما بتوانيم در آينده نزديك ماهنامه را به هفته نامه تبديل نماييم. و جاه دارد كه از عموم دوستان و همكاران خود كمال سپاس وقدرداني نماييم كه به نحوي ابراز همدردي نموده و مارا ياري مي رسانند 4: عالم مجاهد شيخ وثوقي درگذشت : عالم فرهيخته جناب شيخ وثوقي عمر پربارش را درعرصه هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي درخدمت مردم صرف نمود. و ايشان يكي از مبارزان وعلمبرداران تراز اول جبهه عدالتخواهي و مبارزه با اشغال گران بود. جناب حجت الاسلام و المسلمين وثوقي يكي از دلاورترين شخصيت هاي افغانستان بود كه مدت حزب الله را رهبري نموده و از اعتماد و خود باوري بالاي برخوردار بود كه حتي به تنهايي خود يك ملت بوده و در مبارزات قهرمانامه مردم ا افغانستان وي در خط مقدم نبرد بوده و پيكار گر بود وعلاوه برآن مدت را در يكي از دستگاه هاي دولتي ايفاي وظيفه مي نمود جناب ايشان متاسفانه. چندي قبل درگذشت كه ما وفات ومرگ با به هنگام وي را به همه مردم و خصوصا خانواده و فاميل سوگوار شان تسليت مي گوييم. روحش شاد و يادش گرامي باد! 5: كورس آموزشي صحت در پاتو: اين كورس ازطرف موسسه S.D.O. با حضور هشت شاگرد از مناطق مختلف پاتو براي سه هفته ادامه يافت كه قرار است شاگردان اين كورس پس از سه دوره آموزش كمك هاي اوليه را در مناطق شان تطبيق نمايند. 6: برگذاري وركشاب تعميرصلح درپاتو وركشاب تحت عنوان ( تعمير صلح ) باحظور موسفيدان و عده اي از جوانان براي يك هفته در ساختمان تجمع مردمي پاتو برگزار شد كه روي برنامه هاي اجتماعي رفع خشونت و ايجاد صلح تدوير شده بود پس از يك هفته كارش به اتمام رسيده و بنام شوراي صلح شوراي را در منطقه ايجاد نموده است. 7: برگذاري سيمنار تربيت معلم در پاتو سيمنار تربيت معلم ازطرف موسسه كوار در تاريخ 3 اسد برگذار و تا تاريخ 15 اسد جريان داشت كه شاملين آن استادان هردو ليسه پاتو و مكتب سروري برادران تايلوم و نيز مكاتب شهيد قربانعلي و شهيد نظري به پايان رسيد و گردانندگي آن را استاد پيمان واستاد دريا به عهده داشت. 8: اولين كمپاين بشردوست درپاتو باتوجه به موقعيت جغرافيايي پاتو كمتر كسي خواهان تبليغات و كمپاين در پاتو مي باشند اما براي اولين بار كمپاين بشردوست در پاتو توسط شاگردان معارف حضور پيدا نموده و مردم را درجريان اوضاع سياسي قرار دادند 9: جام واليبال به پايان رسيد جام واليبال كه از طرف علي محمد صادقي يكي از ورزش دوستان منطقه نزديك به 2 ماه جريان داشت سرانجام به پايان رسيد كه درطي محفل اختتاميه آن جام به كهن سالترين واليباليست منطقه آقاي سردار رضايي داده شد و تيم قوناغ به مقام اول ، تيم كته بيد دوم ، خوربوطه سوم ، ميدان چهارم ، سريقول پنجم، بني باريك ششم و تاخم جوي به مقام هفتم دست يافتند درتيم اول براي هربازي كن يك جوره لباس ورزشي و براي تيم دوم يك توب و تور و براي تيم سوم يك توب و براي متباقي تيم ها يك يك دسته گل اهدا شد و نيز بهترين شوترها، وسط گيرها، و بهترين بازي كن ها شناخته شده و مورد تشويق و ترغيب قرار گرفت 10: جام واليبال در قريه سريقول برگذار شد پس از به پايان رسيدن جام واليبال در پاتو جام واليبال ديگر در منطقه سريقول ميان سه تيم برگزار شد كه درآن دو تيم از سيد آباد و تيم دهن بوتو شركت ورزيده بود كه سرآنجام تيم سيد آباد به سرپرستي آقاي رضوي برنده جام شده وبه مقام نخست دست يافت. 11: افزايش نزاع و تشنجات در منطقه درست پس از خاتمه يافتن وركشاب تعمير صلح در پاتو متاسفانه بعض تشنجات در منطقه كته بيد ، قوناغ و بني باريك افزايش يافت كه پس از مصارف زياد از طرفين و آوردن پوليس در منطقه و..... باالاخره با پا درمياني موسفيدان و خير خواهان منطقه حل واوضاع به حالت سابق آن برگشته است. تشکر سپاس از همه شما دوستان خوب و خواننده گان وبلاگ ماهنامه پاتو منتظر نظریات نک سازنده شما هستم تا اماده شدن شماره پنجم ماهنامه خود تان یعنی ماهنامه پاتو همه شما دوستان را به خداوند بزرگ می سپارم موفق باشد خدانگهدار همه با تشکر مدیر وبلاگ ماهنامه پاتو نوشته شده توسط مدیریت بخش پاطو - اخلاصی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|