تبليغاتX
... جاغوری یک - به مناسبت شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) و
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
خانه آرشیو عناوین مطالب سایت ارسال مطالب و تماس باما آخرین فیلم و ویدیو RSS
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
...
به مناسبت شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) و
موضوع: ★ فرهنگی ★ سه شنبه نهم شهریور 1389 12:41

به پروردگار کعبه رستگار شدم !

غروب خونین خورشید علم و ایمان و عدالت تسلیت باد !

نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند **** متحیّرم چه نامم شه ملک لا فتی را

همه ای شهر شور است و غوغا ، از در و دیوار غم می بارد و ناله ، من مانده ام و تنهائی و اندوه و ماتم ، که با این خامه ای ناتوان ، اندوخته های ناچیز ، داشته های اندک و در دیار غریب با دل غربت زده ، برای سالار جوانمردان و سردار عدالت و آزادگی چه بنگارم و چگونه بنویسم در این شب قدر و تقدیر ! که بتواند اندکی شایسته گی ((صاحب شب)) را داشته باشد ! .

عجبا !

که در ((شب قدر)) برای مرد مُراد و ایمان ، شیر بیشة عدالت ، تندیس دانش و دانائی ، نماد تقوی و پرهیزگاری ، بابای کسیه بدوش یتیمان ، غریب ترین غریب فقیر نواز ، تنها ترین مرد نوحه گر چاه ، آباد گر مظلوم نخلستان و پیشوائی همه ای انسان های عدالت خواه ، مظلوم ترین جوانمرد تاریخ ! چه تقدیری خونینی رقم خورد در این شب ! ! .

افسوس !

تردیدی ندارم که تو پیشوا و راهبر تنهائی شیعه نیستی ! بی گمان تو فقط امیر مسلمانان هم نیستی ! یقین دارم که تو پیشوائی تمام عدالت خواهان جهانی ! آن هم نه مختص عصر معاصرت که در فراخنائی تاریخ ، هر جا سخن از عدل ، عدالت و عدالت خواهی باشد نا خودآگاه تو در اذهان همه ای انسانهائی عدالت خواه همچون چشمه ای ابدی و بی پایان جاری و ساری ای ! تو دروازه ای دانش  نبوتی ! تنها وارث علم بی پایان خدائی وگرنه چگونه توان ((سلونی قبل ان تفقدونی)) را داشتی ! شک ندارم که مظهر ایمان بی انتهائی ! به یقین تو مجسمه ای تقوا و نماد پرهیزگاری ای و... در عجبم که چرا دژخیمان متعصب فرق تو را با تیغ زهرآگین شق القمر کردند !؟ گویا ستم خواهان نادان و نادانان ستم افزا به خوبی دریافته اند که باید جایگاه اندیشه را نشانه روند تا دیگر شاهد رویش بذر برادری و برابری نباشند ! دریغ و فسوس که تو شهید راه عدالتی و فریاد خاموش عدالت طلبی ! .

مولائی من !

هنوزم مِهر تو مُعجزه می کند ! عشق تو افسونگر قوم مظلوم من است ! هنوز مادران طایفه ای محروم من با ((یاعلی)) پستان به دهان کودک شان می نهند ! شیری که آمیخته با نام تو نباشد نه توان زاست و نه صحت آور ! هنوز پدران ریسمان بدوش قوم من با نجوای ((یاعلی)) کوله باری عزّت و سرافرازی را بدوش می کشند ! هنوز پیرمردان عشیره ای من با توان ((یاعلی)) بر عصای ناتوانی شان تکیه می دهند ! هنوز محبت توست که مردم مرا مبغوض و مغضوب عالم و آدم قرار داده است ! هنوز مرام تو با نام قوم من(هزاره) چنان آمیخته است که گویند : ((هزاره یعنی شیعه و شیعه یعنی هزاره !)) هنوز دشمنان مذهب تو مردم شیفته ات را به جرم عشق تو دسته دسته به قربانگاه می برند ! هنوز در دیار مدعیان  محبتت شعار ها مذهبی و عملکرد ها نژدای است ! هنوز ملت خسته ای من با نام تو نیرو می گیرند و با یاد تو گام های شان در عرصه ای دفاع استوارتر از پیش ! هنوز با نام تو شاهد شهادت را عاشقانه به بَر می کشند و شراب مِهر تو را مشتاقانه از جام مرگ سر می کشند ! اما انکار محبت تو و ترک اندیشه ات ، با خفت و خواری هرگز !!  هنوز هنوز هنوز ... ! من چه می گویم عشق تو ((همزاد)) من است زیرا با ((ژن)) و ((خون)) من آمیخته است ! مِهر تو ((سرشت)) من است و مگر امکان دارد قالب از فطرت تهی گردد !؟ .

آقای من !

چه بگویم از تو که تو همزاد اسلام  و آیین مائی ، تو مولود کعبه ای و تنها مهمان ناخوانده ای خانه ای خدا ، از آغاز تا انجام در این فضیلت تو تنها ترینی ! تو نخستین شاگرد آخرین پیامبری که به فرموده ای خودت همچون کودکی که دنبال مادر باشد دنبالش بودی ! تو تنها وصی و برادر رسول حقی در مهمانی عشیره ! تو نخستین و تنها فدائی پیامبری در ((لیله المبیت)) ! تو وصی و جانشین حضرتی در سفر هجرت ! تو رزم آور میدان نبردی در عرصه ای جهاد و شهادت ! تو صاحب ذوالفقاری و پهلوان لا فتی ! تو نماد همه ای ایمانی در برابر همه ای کفر در خندق پیروزی ! تو جان فدائی پیامبری در ((یوم الاُحُد)) و فاتح خیبر ! تو تنها فرد شایسته ای در تبلیغ برائت و تو جان پیامبری در صحنه ای مباهله ! تو تنها ((اَخّ الرسول)) در جشن اُخوّت ! تو تنها همسر و یار دُخت بی مانند پیامبری که اگر نبودی فاطمه را کُفوی نبود ! تو نماد اکمال دین و اتمام نعمتی خدائی در جوشش بِرکه ای ((غدیر)) ! تو مظلوم ترین مظلوم تاریخی با رحلت رسول ! تو تنها قربانی فتنه ای اعظمی در ((سقیفه)) ! تو ریشه ای تشیّعی ، نه تو خودِ تشیّعی که اگر نبودی شیعه ای نبود و اگر شیعه ای نباشد نه آیینی راستینی هست و نه فریاد عدالت خواهی ای ! تو پدر امامتی و جانشین نبوت تو اصلاً حجت اللهی و اصالت حُجَج تا انجام تاریخ ! تو همانی که نماد سکوتی در شب دیجور غصب خلافت ! تو همانی که استخوان در گلو و خار در چشم شاهد به یغما رفتن میراثت بودی اما برای حفظ اسلام دم بر نیاوردی ! تو تنها مویه گر آشنائی نخلستان های کوفه ای ! تو در اوج آشنائی شب های یتیمان کوفه ، ناآشنائی ! که وقتی رفتی تازه گَرد یتیمی بر رخسار شان نشست و با تو آشنا شدند ، دریغا چه دیر ! صدائی تو به گوش چاه های بی کسی ، سمفونی غم بود و موسیقی اندوه ! ! .

آی دردا و دریغا !

که تو مظلوم ترین مظلوم عالم و آدم بودی ! پس از تو جانشین ات را در عالم بی کسی به بند ((صلح)) دژخیم کشیدند و مهر سکوت بر لبانش زدند ! کمی بعد کسانت را در مسلخ ((زر)) ، ((زور)) و ((تزویر)) به قربانی گرفتند ! در آنروز حنجر طفل شش ماهه را پیکان کین چه سبوعانه درید ! آنطرفتر چه قامت های رعنائی که با تبر کین نقش زمین شدند ! آن سوتر آب هم شرمنده ای عباس شد ! عصر عاشورا خورشید از این همه بیداد بر آل رسول سرخگون شد و رُخ در پرده ابر و غبار پنهان کرد ! تا شاهد تماس خنجر دژخیم بر قفائی حنجر سبط الرسول نباشد ! در گرگ و میش بیابان ، صحرای ((طَف)) هم شرمگینانه تماشاگر شعله های ستم بود بر خیام آل النبی ! و... آی دریغ و درد که منبرهای جهان اسلام ده ها سال شاهد سَب و لَعن تو بودند !  در این میان ؛ تنها ملت غیور ، غور و غرجستان و سیستان ، مدال افتخار ((انکار سَب)) تو را شجاعانه برای همیشه ای تاریخ به گردن آویختند !!  پیروانت قرن ها قربانیی مِهر و محبت تو اند می سوزند و می سازند چگونه می شود عشق تو را از خانه ای دل شان بیرون کنند !؟ هرگز هرگز ...!! مِهر تو ذات شان است و مگر می شود قالب را از فطرت تهی کرد !!؟ .

سردار راد مردان !

منِ قلم شکسته ، چگونه می توانم وصفت کنم که نه این خامه ای ناچیز را توان نگارش فضائل توست و نه این زبان الکن را قدرت شمارش داشته های تو ! بی گمان خورد تر از آنم که گام زن این وادی باشم و لایق خوانش این دفتر ! پس تنها مویه های دل ریشم را در رثائی خونین تو قلمی می کنم ! .

پیشوائی مظلومان  !

 تنها ((مور)) وار ((لِنگ ملخ)) را تقدیم عظمت سلیمانی ات می کنم ! شاید برگ سبزی باشد از درویش بی نوائی که جز این هیچ ندارد ! شاید در فرجام عشق تو ، مُهر تشویق بر دفتر دلم باشد و مِهر تو فریاد رس واپسین دم حیاتم ! وگرنه ما را چه سزد که پا در کفش بزرگان کنیم !  مگر نه اینکه :

فضائل تو را با بحر نتوان گفت  **** که تر کنی سر انگشت و صفحه بشماری !

یا علی و یا علی و یاعلی

تقدیم به پیروان راستین ات !

علی آن شیر خدا شاه عرب *** اُلفتی داشته با این دل شب

شب ز اَسرار علی آگاه است ***دل شب محرم سِرّ الله است

شب علی دید و به نزدیکی دید *** لیک او نیز به تاریکی دید

شب شنفته است مناجات علی *** جوشش چشمه ای عشق ازلی

دردمندی که چو لب بگشاید *** در و دیوار به زنهار آید

کلماتی چو دُرّ آویزه ای گوش *** مسجد کوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سینه ای آفاق شکافت *** چشم بیدار علی خُفته نیافت

روزه داری که به مُهر اسحار*** بشکند نان جوینش افطار

ناشناسی که به تاریکی شب *** می برد نان یتیمان عرب

پادشاهی که به شب بُرقع پوش ***می کشد بارگدایان بر دوش

شاهبازی که به بال و پر راز *** می کند در ابدیت پرواز

شال شه واشد و دامن به گِیرَو*** زینب اش دست بدامن که مرو

شال می بست و ندای مبهم *** که کمربند شهادت محکم !

ماه محراب عبودیت حق *** سر به محراب عبادت مُنشَق !

شبروان مست ولائی تو علی

جان عالم به فدائی تو علی

مرحوم محمد حسین شهریار

بدرود تا درود دیگر !

نوشته شده توسط مدیریت بخش داود - خرمی | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » جاغوری و یک بارندگی دیگر
  • » میهنم - رضا واثق - به یاد روزهای گذشته
  • » گرامیداشت ازسال 2012 (سال انرژی پایدار)
  • » ازکـــدام اصل ونسب:؟
  • » هفت‌خوان دختران غزنی تا رسیدن به مدرک دانشگاهی
  • » شعر( تهداب کج)
  • » مهره های سوخته
  • » داستان یتیم - قسمت بیست و یک!
  • » کویته: سه نفر هزاره در میکانگی رود به شهادت رسیدند
  • » طبل صلح و جنگ از سوی ارگ نشینان همزمان نواخته میشود آیا مردم فراموش خواهند شد ؟
  • » بارندگی های چند روز اخیر در جاغوری
  • » کابل شهر پر از موانع رنگا رنگ ؟!!!
  • » نگرانی مردم از عرضه فیلم های خصوصی شان در بازار « علي آرش »
  • » آقای غند مشر محمد عیسی خان - 3
  • » داکتر سیما ثمر : گزارش صلح و آشتی تحریف نخواهد شد
  • » یک روز برفی در جاغوری از دریچه دوربین
  • » تجلیل از اربعین حضرت امام حسین (ع) در مسجد امام علی (ع)قریه سنگ سوراخ - جاغوری
  • » نشست بن گامی در راستای موفقیت!
  • » جوانمردی کشور جاپان در کمک به افغانستان هرگز فراموش نخواهد شد
  • » جاغوری در چهلمین روز اربعین حسینی با دومین برف باری سفید پوش شد .
  • » محمد حسین خان لوامشر - 2
  • » اعلام اسامی داوران افغانستانی و ایرانی ششمین جشنواره قند پارسی از سویی خانه ادبیات افغانسان
  • » از مقام علمی دکتر محمدسرور مولایی در ششمین جشنواره قند پارسی تجلیل می‌شود
  • » شعر (پدر ببخش مرا!)
  • » کابل با باریدن برف و باران نیز فضای برای تنفس ندارد .
  • » بپاس لطف دوستان محصوصا جناب آقای محمدی
  • » تصادف دردناک
  • » برگید اسحاق خان - 1
  • » بازگشت استبداد!
  • » اولین برف زمستانی جاغوری را سفید پوش کرد
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ...

    ...
    jaghori1.blogfa.com & Designer: موج سوم
    ... پایگاه اطلاع رسانی جاغوری
    بزرگترین مرجع وبلاگ نویساندریافت کد لودینگ برای وبلاگ
    ...