صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
مقاله 8 : نکات جدید و موارد سکوت - نگاهی نو به تاریخ هزاره ها
موضوع: ~»-(¯مطالب تاریخی¯)-»~
پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389 14:47 نگاهی نو به تاریخ هزاره ها مقاله 8 : نکات جدید و موارد سکوت بخش اول پیش از هر چیز از خوانندگان گرامی میخواهم که شتاب زده قضاوت نکنند و پیش از ختم داستان مرا متهم به افسانه گویی و خیالبافی و یا بیگانه پرستی نکنند. خوانندگان محترم این نوشته ها را مانند فیلم چندین قسمتی تصور کنند که نتیجه نهایی پس از پایان فیلم معلوم میشود. امیدوارم کریمانه تحمل کرده و صبورانه بخوانند و عالمانه و بیرحمانه نقد نمایند. یک) با شگفتي و تأسف به اين واقعیت تلخ پی برده ام كه ميان متون قديم تاریخی و نوشته هاي سدة اخير، تفاوتهاي جدی وجود دارد. بعضی متون با ترجمه های خود تفاوت دارند. بسیاری از نوشته های معاصر را آكنده از مغالطه و آلوده به اغراض سیاسی و استعماری يافتم. كتاب هاي تاريخ ایران باستان بنام «تصحيح» و «تحشيه»، بنفع قوم و سرزمين خاص، تغییر یافته و مورد مغالطه قرا گرفته است. حقايق زیاد و مسلم تاريخي ، مبهم و مسكوت گذاشته شده و يا بدون موجب و دليل، داستان و افسانه خوانده شده اند. موارد صريحي كه قابل انکار نبوده، با طرح احتمالات و فرضيات ساختگي بطور ماهرانه مشوش و مغشوش گرديده اند. در نوشته های جديد، چه بسا رخدادهاي زماني را به زماني ديگر منتسب داشته و اسامي اشخاص را از يك دوره به دورة ديگر و از جايي به جاي ديگر برده اند. اين دست بردها به حدي است كه هر خوانندة ناتوان و یا خوش بین را گمراه و سردرگم ميكند. دو) اصول نوشته ها و نظرات تاریخ نویسان معاصر ایران و افغانستان، غالبا مبتنی بر نقل قول از خارجیان است که به نحو متضاد و بی دلیل و آشفته مطرح شده و روح و ذهن خواننده نقاد را قناعت نمیدهد. همه از فرهنگ و تاریخ پنج هزار سالة آریانا و هندو آرین و هندو اروپائی دم می زنند ، لیکن تصویر روشن و مستدل از مردم، زبان، جغرافیا، سلاطین و پایتختها و طوایف آریا ارایه نمی دهند. از هخامنشیان، کوشانیان، هپتالیان و... به عنوان شاهان باستانی آریانا نام میبرند، اما از دلایل معتبر تاریخی و از شواهد کافی چون کتاب، خط، زبان و آثار باستانی روشن و قناعت بخش خبری نیست. نگارنده باور دارد كه مجموع اين گونه فرضیات و مغالطه ها به منظور تاریخ سازی است و بيشتر از يك فرضيه اعتبار ندارد. سه) در تاریخ تبانی سدة اخير، تاریخ عناوین کلیدی و اساسی چون: آريان، ایرانویجه، ایران، توران، پارس و پارسيان، بلخِ باميان، مَروِ شاهجهان، مَرورود (= مَرواب= مَرغابِ بادغیس) باميان، زابلستان و كابلستان، زابل و زابلیان، نيمروز و سيستان، صفّاریان و کَیانیان نیمروز، خراسان و خراسانيان، برمکیان بلخ ، غور و غوریان (= خاندان سام و سوری وآل شَنسَب و آل کُرت = شاران غَرجِستان و شیران بامیان)، بربر، غرجستان و «هزاره» مورد سکوت و یا تحریف قرار گرفته است؛ بویژه پنج عنوان کَیان، زابل، بلخ، بامیان و غور به شدت مورد سکوت و یا دستبرد قرار گرفته است. چهار) از بررسی متون قدیمه به این نتیجه قطعی و قابل اثبات رسیدم که نامهای تاریخی کشور ما به ترتیب «هَنِیره» و «ایران» و «خراسان» بوده و در دو و نیم قرن اخیر موسوم به «افغانستان» شده است. یعنی در دوران باستان هیچ سرزمینی بجز افغانستان و پاکستان کنونی، بنام ایران یاد نمیشده است و هم چنین پس از اسلام بجز بخش اعظم افغانستان و بخش اندک ایران نوین هیچ سرزمینی بنام خراسان یاد نمیشده است. به بیان دیگر: همانطوری که خورشید ابتدا از سرزمین خراسان طلوع کرده و سپس به سرزمینهای غربی میتابد، نامهای آریان و ایران و پارس و خراسان و دین پارسی (زردشتی) و فرهنگ و زبان و ادبيات پارسی دری و نامها و اسطوره های شاهنامه نیز از خراسان زمین و از بلخ و زابلستان به نقاط غربی و شمالی گسترش یافته است. سهم و نقش ایران و ایرانیان کنونی در تاریخ و فرهنگ ایران و پارس و خراسان بسیار اندک است. دو كتاب كهن مذهبي ایران باستان بنام « ريگ وَیدا = ريگ بَيد» و «اَوِستا» که در حقيقت دو سند کهن تاريخي نیز استند، در کناره های جنوبی و شمالی رشته کوه بابا سروده شده اند. كهن ترين شاهنامه ها به زبان دري چون تهمورث نامه، گرشاسبنامه و گشتاسبنامه و نیز شاهنامة فردوسی و... در اين ناحيه سروده شده اند. كهن ترین کتاب تاریخ و جغرافیای نثر دري چون مقدمة قدیم شاهنامه، تاریخ بلعمی، حدودالعالم جوزجانی، تاریخ بیهقی و تاریخ سیستان و طبقات ناصری در اين حوزه نوشته شده است. پیشکسوت ترین شاعران پارسی دری درین ناحیه زاده شده اند. دوسلسلة امپراطوري پيشداديان و كَيانيانِ پرآوازه با تمامِ رواياتِ اسطوره اي وتاريخي سه و نيم هزار سالة خود، بطور كلي از حقايق روشن و ازمسلمات تاريخ اين منطقه ميباشند. شاهان پیشدادی و کیانی همانها هستند كه ديگران در كتب خود مكررا از آنان به عنوانهاي شاهان داستاني ما - شاهان افسانهاي ما- شاهان عجم، شاهان شرق ايران و يا بنام اميران محلي و ... ياد و تبليغ ميكنند. پنج) اسطوره و تاریخ سه و نیم هزار سالة شاهان کشور ایران باستان (افغانستان کنونی) چون: پيشداديان (کَیومَرث، هُوشنگ، تَهمُورَث، جمشید ، فریدون، منوچهر بامی، زاب، گرشاسب و ...) و كَيانِيان چون: (کَیقُباد، کیکاوُس، کیخسرو، لهراسب، گشتاسب، اسفنذیار، بهمن، ملکه هُمای، دارا کَیانی، رُستم، سُهراب و...) و تاریخ و جغرافیای اَوِستای زردشت بلخی و شاهنامه ها و تاریخ ادبیات دری در افغانستان، مسکوت مانده و یا تحریف شده اند. گویا كه يك سياست نا نوشتة پنهان و جدي منطقه ای، اين عناوين را به نوعي معمّا و افسانه تبديل كرده است. همه به فرهنگ آريانای باستان و به فضایل و دانشمندان بلخ افتخار مي كنند، همه از عظمت تاريخ و هنر باميان و از تاریخ زردُشت و اَوِستا و از ادبيات شاهنامهها و زبان پارسی که زادة محیط بلخ و زابلستان است و از افتخارات خراسانيان چون صفاریان و ملوک نیمروز، برمکیان بلخ، نوبختیان خراسانی و سوریان غور و... و از نقش آنان در پیشرفت فرهنگ و تمدن اسلامی و از تلاش آنان در حفظ زبان پارسی، سخنها ميگويند. ليكن هيچ گاه از زادگاه و تبار سازندگان اين فرهنگ و تاريخ، به طور شفاف و تطبيقي سخن گفته نمي شود.
بی پرده تر بگویم که نگارنده نمی خواهد تاریخ و تبار هزاره ها را با آریاها و ایران و پارس و خراسان کنونی بچسپاند؛ بلکه میخواهم بگویم که مطابق منابع کهن، نام آریا و ایران و پارس و دین زردشتی و زبان پارسی را دیگران از نیاکان هزاره آموخته اند. پیش از آنکه دیگران آریا و پارس و یا زابلی و خراسانی شوند نیاکان هزاره را آریان و پارس و زابلی و خراسانی میگفتند. درین باره توضیح داده خواهد شد که آریان تاریخی جدا از آریا به مفهوم امروز است. اصطلاح هند و اروپایی و هندو آریا به مفهوم امروز، یک اصطلاح ساختگی و غیر علمی و دروغ است که در قرن نوزده به منظور مغالطه و تحریف تاریخ، وارد ادبیات تاریخ شده است. چنانکه گفته شد در گذشته هیچ قومی بجز نیاکان هزاره آریا خوانده نمی شده اند. جوامعی که امروزه آریا نامیده میشوند، غالبا تورانیان تاریخی هستند. سخن بسيار عميقتر، پيچيدهتر و در عين حال درد ناكتر از آنست كه در آغاز به نظر ميرسد. همان طوری که سرزمینهای تاریخی هزارگان به تاراج رفته است، نام و تاریخ آنان نیز به یغما رفته است. پدران نیک نام ما را دیگران برای خود پدر خوانده و ما را فرزندان پدران خود میخوانند. پوستین تاریخی ما را دیگران ستمگرانه برای خود پوستیل[2] ساخته و به آن افتخار میکنند. تاريخ وفرهنگ و نام و نشان سرزمين آباد نیاکان ما از بسكه تابناک و چشمگير بوده، براي همسايگانش قابل تحمل نبوده است، همه به چشم حسرت و طمع به تاريخ و ثروت و سرزمین آباد آنها مينگريستند، و امروزه هركس به نحوي به این میراث بی صاحب چنگ انداخته اند. ادامه مطلب در بخش دوم... فاضل کیانی، تابستان ۱۳۸۹ خورشیدی [1] درين تأليف غالبا بدل كلمة «هزاره ها» كلمة «هزاره گان» به كار رفته است. زيرا كه جمع بستن با واژة «گان» به جاي «ها» كهن تر و زيبا تر بوده و در زبان دري اصيل بسيار معمول و متداول است. در زبان دري هزارگي، غالبا واژه ها را با «گان» جمع می بندد. مانند: آزْرَ گُو= هزارگان، بيچارگُو= بيچارگان، بَرگُو= بَرّّ گان، و... و مانند: زَولِيگُو= زابليگان، كابليگُو= كابليگان. وُرَزگو= وُراز گان و... [2] در هزارجات رسم است اگر گوساله ای بمیرد پوست او را پر از کاه کرده و در وقت دوشیدن گاو در پیش او می گذارند تا آرام بگیرد و شیر دهد. این گوساله پر از کاه را پوستیل میگویند. نوشته شده توسط فاضل کیانی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|