تبليغاتX
... جاغوری یک - مقاله 6 : گسست تاریخی و بحران هویت - نگاهی نو به تاریخ هزاره ها
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
خانه آرشیو عناوین مطالب سایت ارسال مطالب و تماس باما آخرین فیلم و ویدیو RSS
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
...
مقاله 6 : گسست تاریخی و بحران هویت - نگاهی نو به تاریخ هزاره ها
موضوع: ~»-(¯مطالب تاریخی¯)-»~ پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 14:37

نگاهی نو به تاریخ هزاره ها

مقاله 6 : گسست تاریخی و بحران هویت

متأسفانه نسل كنوني جامعة ما مبتلا به بحران هویت و دچار گسست فرهنگي وتاريخي بي سابقه اي شده اند. شکست یک قرن اخیر و ستم و فقر و انزوا مانند تيغه هاي قيچي چنان بر جامعة هزاره فشار آورده كه آنان از همه چيز وا مانده اند و بجز غم زنده ماندن تمام چيزها را از ياد برده اند. شكست و انزوا باعث شد كه اين مردم کم کم از خود بيگانه شده و خودباوري و اعتماد به نفس را از دست بدهند‌ وهمه چيز را از ياد ببرند؛ آنان نه تنها دچار خود فراموشي گشته اند بلكه دچار خود گريزي و تنفر از خود نيزگرديده اند. امروز نه فقط ديگران اين مردم را نمي‌شناسند، بلكه خود آنها نيز چندان شناختي از خود ندارند.

باكمال تأسف و تألم شديد حتي باسواد هاي ما نيز از هويت ملي وفرهنگي وعلمي خود آگاهي كمي دارند. نسل جدید و تعدادی از روشنفکران ما به هوای مدرنیسم و تجدد گرایی و به سبب فقر و محرومیت سدة اخیر جامعة خود، و یا به خاطر فشار هویتی که بر این قوم وارد بوده، از تاریخ و زبان و فرهنگ ملی خویش فاصله گرفته اند.

بعضي از نويسندگانِِ خودی از روي خود فراموشی و خوش باوري و يا به دليل خوش خدمتي، ويا از روي بي خبري و درد و عقده، با نوشتن تاريخ خنثي و با تكرار كردن سخنان مضحك بيگانگان، دست به خود كشي زده و بر ملت محنت ديدة خود جفا نموده اند. اينان بي موجب تاريخ پنج هزار سالة خود وپدران خود را دو دستي به بيگانگان تسليم كرده اند. اينان از اين نكته غافل اند كه با اين گفته هاي تقليدي خود با زندگي يك جامعة تاريخي و پارسا و بي گناه بازي مي كنند.

من به هم وطنانم نمي گويم ذهنیت خود از تاریخ کشور یکباره پاک کنند و سخنان يك فرد گمنام و مغلوب تبار را در مورد تاريخ خود باور و قبول كنند. بلکه عاجزانه مي گويم فقط شك كنند و به سراغ منابع تاريخي دست اول بروند. جامعه من، خاصّه روشن فكران ما در مورد تاريخ خود نيازمندِ يك نوع شكِّ دكارتي ‌اند. شكِ به ذهنيتِ خود، وشكِّ به تاريخِ اسكولاستيكِ معاصر. اگر چنين شكي در ما پديد آيد، بدون ترديد به يقين خواهيم رسيد. منابع موثق وكتاب خانه ها وموزه هاي معتبر دنيا وصدها شاهد واثر باستانی موجود در كشور، همه طرفدار ما هستند.

نگارنده از مجامع علمي و وجدانهای آزاد بشري و از روشنفكرانِ هموطن و داراي وجدان ملي و علمی، اميد دارد كه بيش از اين راضي نشوند سانسور حقايق و ستم بر تاريخ خدمت گذاران بشري و ملي ما دوام يابد و کشور ما از افسانه ها و اسطوره ها و تاریخ خود بیگانه بماند. جوانان روشن فكر ونخبگان فكري وعلمي وطن ما، كابوس ننگين وشرم آور ايجاد شده در ذهن مردم را بشكنند وكاخ فريب ودروغ درباريان قوم گرا را از بنياد ويران سازند و براي شناخت فرهنگ و تاريخ وهويت پر بار كشور خود بیندیشند.

بياييم با خود آشتي كنيم. با قيافه و زبان و مردم خود آشتي كنيم. با سرزمين نياكان و تاريخ درخشان خود صلح كنيم. بیاییم با هم شویم تا تاریخ بلخ و بامیان و زابلستان و کابلستان را زنده کرده و جامعة خود را بازسازی نماییم. تاريخ بلخ و بامیان، تاريخ شرافت و زندگی است.کودکانه از دیگران تقلید نکنیم. همیشه زیبایی و خوبی مطلق را در شخصیت و قضاوت دیگران ندانیم. بياييم براي خود زندگي كنيم و خود را در آيينة خود ببينيم. پيوسته از فرهنگ و از سرنوشت خود سخن بگوييم.

مليت ما بايد دوش به دوش دين و مذهب و با شيمي و فيزيك و هندسه ترقي كند، نه آنكه يكي از آنها فداي ديگري گردد. تاریخ درخشان و فرهنگ پخته نیاکان ما به ملت ما پختگی و غرور میدمد، غرور آگاهانه و نجیب که ماية رستگاري ملت و جامعة ماست، نه یک غرور ابلهانه و کور که مایة تیره بختی و سرنگونی است. غرور آگاهانة ملي و شخصیت های ملی مذهبی از عوامل رستگاری ماست.

چه فرخنده شراره ايست شور و غرور ملي كه خرقة پوسيدة درويشي و قلندري را بسوزد، وچه مبارك است عشق به وطن كه معني شرافت وزندگي را به جامعه بياموزد؛ عشقی كه جزو ايمان است.

براي حال افسرده و پريشان قوم من لازم است كه در کنار دين و مذهب، با روزگاران گذشتة سرزمين خود آشنا گردند و به خود آيند و به ياد عهد درخشانِ گذشته سر برافرازند و از دروغ و تملق كه از ضعف است روي گردانند. مانند نياكان دلير و راستگوي خويش زندگاني را يك كشمكش دائمي‏خوبي و بدي شمرند. نه آنكه دست بسته، تسليم قضا و قدر گشته، به كنجي آرميده و جهان را با آنچه در آن است هيچ دانند و خود را تا دامنة رستاخيز گرفتار ديو سستي و اهريمن نا اميدي سازند. تسلیم کورکورانه قضا و قدر گشتن، به معنی خود کشی است.[1]

سعي شود كه از درخت كهن سال ما دگر باره شاخ و برگي سر زند. نه آنكه تيشه به ريشة آن رسد. حس برابري ما را وادارمي كند كه بفكر خود بيفتيم و معمار سرنوشت خود باشيم واز ديگر كسان عقب نمانيم.

 آقاي نهرو مورخ وسياستمدار بزرگ هند گفته است: «ما خوب مي دانيم كه اروپا هر چند كوچك ترين قاره هاست امروز بزرگ وبا عظمت است. همچنين مي دانيم كه بسياري از كشورهاي آن، دوران هاي تاريخ درخشان داشته اند. آنها مردان بزرگ علم ودانش را در خود پرورده اند كه كشفيات واختراعات ايشان تمدن انسان را به مقدار بسيار زيادي جلو برده است وزندگي ميليون ها نفر از مردان وزنان را آسانتر ساخته است. آنها نويسندگان ومتفكران وهنر مندان وموسيقي دانان و مردان اقدام وعمل داشته اند. بسيار ابلهانه خواهد بود كه عظمت وبزرگي اروپا را قبول نداشته باشيم وانكار كنيم.

اما به همين اندازه هم ابلهانه خواهد بود كه عظمت و بزرگي آسيا را از ياد ببريم اما بايد به خاطر بياوريم، آسيا بوده است كه رهبران بزرگ فكري و بنيان گذاران مذاهب اصلي و بزرگ را بوجود آورده است كه شايد بيش از هر كس وهر چيز ديگر در مردم سراسر جهان تاثير داشته اند. آيين هندويي... بودايي... مذهب يهود و مذهب مسيح... و آيين زرتُشتي و دين اسلام در آسيا بوجود آمده اند. كريشنا، بودا ، زرتُشت، مسيح، محمد، و كنفوسيوس و لا ؤتسه فيلسوفان بزرگ چين و... همه آسيايي بوده اند.» [2]

نگارنده سخن آقاي نهرو را براي هم وطنان خود تكرار مي كند كه: دين و تمدن وفلسفه وعرفان و اساس شهرياري از حوزة بلخ به اكناف جهان گسترش يافته است. ادبيات نيرومند وغني پارسي دري نيز از بلخ وزابلستان به جاهاي ديگر دنيا رفته است. بنا بر اين همان گونه كه ابلهانه خواهد بود بزرگي وپيشرفت هاي فرهنگي و اقتصادي همسايگان خود را نبينيم، به همان اندازه ابلهانه ودرد آور خواهد بود كه خود را نبينيم و بزرگي و شرافت گذشتة كشور خود وحق پدري و استادي چند هزار ساله نياكان خود را از ياد ببريم و خود را ناچیز و ناتوان بپنداریم. گرچه امروز دست ملت ما خالی است و تنگدستي و بي سوادي، ما را در دنيا  نازيبا جلوه گر ساخته است.

فاضل کیانی، تابستان ۱۳۸۹ خورشیدی

[1] به قول سید جمال الدین افغانی: «همین قضا که مسلمین فعلاً از سرچشمه ی آن آب زهر آلود می نوشند و موجب مسمومیت عمومی شان شده و همه چیز را به خدا و نیروهای ماورائی نسبت می دهند و خود فلک زده و بی حال و ذلیل نشسته اند و دست به کاری نمی زنند، این همان چیزی است که یک روزی جنباننده ی اصلی مسلمین و تکیه گاه اصلی شان بود. مرحوم سید جمال [الدین افغانی] عمده ترین سئوالش این است که چرا عزت مسلمین بدل به انحطاط شد؟ چرا ما زیر دست دیگرانیم. وی در ضمن مقالات خود می گوید که «این چه بلایی است که نازل گشته؟ این چه حالی است پیدا شده. کو آن عزت و رفعت؟ چه شد آن جبروت و عظمت؟ کجا رفت آن حشمت و جلال؟ این تنزل بی اندازه را علت چیست؟ این مسکنت و بیچارگی را سبب کدام است؟ آیا میتوان در وعدة الهی شک نمود؟ معاذ الله. آیا می توان از رحمت خدا مأیوس شد؟ نستجیر بالله. پس چه باید کرد؟ سبب را از کجا پیدا کنیم؟ علت را از کجا تفحص کرده و از کی جویا شویم؟ جز اینکه بگوئیم ان الله یا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما  بانفسهم... تمام ملوک روی زمین از نام اجداد گرامی ما بر خود می لرزیدند. در حضورشان تخاذل و فروتنی می کردند. از روم و فرنگ اسیر می آوردیم. از حبشه غلام و کنیز می گرفتیم. بتان هند را سرنگون می کردیم. بتخانه ها را خراب می نمودیم. علمای جلیل، سلاطین مقتدر، عساکر جرار داشتیم، صاحب ثروت و مکنت بودیم. به اجانب محتاج نبودیم. لوازم زندگی را خود فراهم داشتیم. به یک کلمه... تمام نعمت های خداوندی را در وجه اکمل داشتیم. لکن جملگی از دستمان بدر رفت و در عوض فقر و پریشانی، ذلت و نکبت، احتیاج و مسکنت، بندگی و عبودیت در ما پیدا شد.» دکتر سروش، مدارا و مدیریت، ص73 و 71

[2] جواهر لعل نهرو، نگاهي به تاريخ جهان، ج1 ص 32 تا34 )

نوشته شده توسط فاضل کیانی | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » جاغوری و یک بارندگی دیگر
  • » میهنم - رضا واثق - به یاد روزهای گذشته
  • » گرامیداشت ازسال 2012 (سال انرژی پایدار)
  • » ازکـــدام اصل ونسب:؟
  • » هفت‌خوان دختران غزنی تا رسیدن به مدرک دانشگاهی
  • » شعر( تهداب کج)
  • » مهره های سوخته
  • » داستان یتیم - قسمت بیست و یک!
  • » کویته: سه نفر هزاره در میکانگی رود به شهادت رسیدند
  • » طبل صلح و جنگ از سوی ارگ نشینان همزمان نواخته میشود آیا مردم فراموش خواهند شد ؟
  • » بارندگی های چند روز اخیر در جاغوری
  • » کابل شهر پر از موانع رنگا رنگ ؟!!!
  • » نگرانی مردم از عرضه فیلم های خصوصی شان در بازار « علي آرش »
  • » آقای غند مشر محمد عیسی خان - 3
  • » داکتر سیما ثمر : گزارش صلح و آشتی تحریف نخواهد شد
  • » یک روز برفی در جاغوری از دریچه دوربین
  • » تجلیل از اربعین حضرت امام حسین (ع) در مسجد امام علی (ع)قریه سنگ سوراخ - جاغوری
  • » نشست بن گامی در راستای موفقیت!
  • » جوانمردی کشور جاپان در کمک به افغانستان هرگز فراموش نخواهد شد
  • » جاغوری در چهلمین روز اربعین حسینی با دومین برف باری سفید پوش شد .
  • » محمد حسین خان لوامشر - 2
  • » اعلام اسامی داوران افغانستانی و ایرانی ششمین جشنواره قند پارسی از سویی خانه ادبیات افغانسان
  • » از مقام علمی دکتر محمدسرور مولایی در ششمین جشنواره قند پارسی تجلیل می‌شود
  • » شعر (پدر ببخش مرا!)
  • » کابل با باریدن برف و باران نیز فضای برای تنفس ندارد .
  • » بپاس لطف دوستان محصوصا جناب آقای محمدی
  • » تصادف دردناک
  • » برگید اسحاق خان - 1
  • » بازگشت استبداد!
  • » اولین برف زمستانی جاغوری را سفید پوش کرد
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ...

    ...
    jaghori1.blogfa.com & Designer: موج سوم
    ... پایگاه اطلاع رسانی جاغوری
    بزرگترین مرجع وبلاگ نویساندریافت کد لودینگ برای وبلاگ
    ...