تبليغاتX
... جاغوری یک - ساختار اجتماعی داوود - تاریخچه تعلیم و تربیه : بخش سوم
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
خانه آرشیو عناوین مطالب سایت ارسال مطالب و تماس باما آخرین فیلم و ویدیو RSS
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
...
ساختار اجتماعی داوود - تاریخچه تعلیم و تربیه : بخش سوم
موضوع: داود یکشنبه هفدهم مرداد 1389 12:41

بنام آنکه هستی نام از او یافت

زادگاهم مهد و عشقم ریشه ام****تا ابد باقیست در اندیشه ام

منطقه داوود

 تاریخچه تعلیم و تربیه – بخش سوم :

اشاره :

برخی دوستان اندیشمند و خیرخواه که لطف نموده اطلاعات تکمیلی خود را پس از نشر این نبشته ها ارسال می دارند ، برای رفع نواقص احتمالی استفاده شده و اگر اسم شان را ضمیمه بفرستند ، با نام مبارک خودشان نشر و بازسازی می گردد .  ضمن تشکر فراوان از این جمع خیراندیش و نیک بین ، از تمام دوستان دیگر نیز تقاضای یاری و همکاری می نماییم .

در ضمن خواهش ما از دوستان کم لطف و قومای باریک بین این است که بجای ((برمه کردن دانه گال)) !؟ دست همکاری و یاری نگارنده را ، ناامید برنگردانند ! بویژه که غرض از این کار تنها معرفی و شناسائی گذشته و حال زادگاهمان است ! وگرنه هیچ نفعی مادی برای نگارنده متصور نیست ، بلکه برعکس زمانی زیادی از وقت ، انرژی و... بنده را گرفته و می گیرد . می دانید که باید زمانی زیادی را صرف نموده و زحمت های زیادی را تحمل کرد تا نوشته ای ارزش خوانش را پیدا کند ! .

بنابراین ؛ از دوستان خوب و قومای نازنین انتظار می رود که در کنار انتقادات و پیشنهادات سازنده ، با ارسال مطالب تکمیلی شان بر غنامندی این نوشتار افزوده و این گونه تشویقمان بفرمایند تا ادامه ای راه با گام های استوارتر پیموده شود !  شاید گردآوری این مطالب روزی ، روزگاری برای نسل های بعد مفید و قابل خوانش بوده و بر اطلاعات تاریخی شان بیفزاید .

ب- عصر خلقی ها و پرچمی ها :

کودتای خونین 7 ثور 1357 بدون تردید یکی از فراز های تکان دهنده ، ویرانگر و کم نظیر در تاریخ معاصر کشور ماست که پی آمدهای دگرگون کننده ای سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی ، فرهنگی و... بدنبال داشت ! پی آمد های که تمام بنیان های نظام سیاسی- اجتماعی گذشته را در هم ریخت و نظام جدیدی با پیروی از کشورهای بلوک شرق ( نظام مارکسیستی) بر خلاف مصالح جامعه مذهبی و متدین  کشور بنیانگذاری و کمونیست های خلقی و پرچمی زمام امور وطن را بدست گرفتند  .

انقلاب سیاسی- اجتماعی ، دگرگونی عمیق فرهنگی – تعلیمی کشور را بدنبال داشت ، در همین راستا مراکز آموزشی کشور از ابتدائی تا لیسه و تا تحصیلات عالی و مسلکی را در برگرفت ! اندیشه های جدید حاکم بر کشور شعار های تازه ای را مطرح کرد که چنان تأثیر شگرف بر محصلین و دانش آموزان ناآگاه از مسائل سیاسی – اجتماعی مکاتب و لیسه ها داشت که ناخواسته وجود ایشان را سرشار و لبریز از احساسات حزبی و گروهی نموده بود .

1) تصاحب مراکز تعلیمی و افراط گرائی خلقی ها :

افراط گرائی نظام تازه باعث سؤ استفاده های کلان و گستردة از شاگردان مکاتب و دانشجویان دانشگاه ها گردید . این عملکرد غلط مکتب های سراسر کشور را در بر گرفت طوریکه روز به روز بر سؤاستفاده از نیرو ، وقت و احساسات جوانان و نوجوانان در حمایت از رژیم تازه به صورت برپائی متینگ ونشست ها ، مظاهره و راهپیمائی ، سرود خوانی و آتن یا آتنگ ملی و... افزوده می شد . تا جای که در مراکز تعلیمی – تحصیلی کشور از ابتدائی تا دانشگاه ها ، عملکرد های جنبی از این دست ، اصالت یافته و کارکرد اصلی(تعلیم و تربیه) این مراکز به برنامه های فرعی تبدیل گردیده و اُفت تحصیلی شدید محصلین و شاگردان را در پی داشت .

همزمان با این تغیرات و تحولات زمام تمام مکاتب  و لیسه ها بدست مدیر ، سرمعلم  و معلم های افتاد که بیشتر شان حزبی های دو آتشه بودند و تمام معلمین خواسته یا ناخواسته مجبور بودند که یا حزبی و خلقی شوند و یا حداقل تظاهر به همراهی با نظام موجود نمایند تا بتوانند وظیفه ای خود را داشته باشند وگرنه به راحتی با مارک ضد انقلاب و اخوانی از کار سبک دوش گردیده و چه بسا در لیست سیاه قرار گرفته و برای همیشه به صورت نامعلوم در جمع هزاران تن از بازداشتی های قرار می گرفتند که بعد ها برای همیشه مفقود الاثر گردیده و زنده بگور شدند ! .

خلقی ها که به اهمیت مراکز آموزشی و استفاده ای بدون هزینه از احساسات ، شور و شوق جوانان و نوجوانان کشور به خوبی پی برده بودند ، مکاتب ، لیسه ها و دانشگاه ها را مرکز اصلی فعالیت های افراط گرایانه ای سیاسی – حزبی خود قرار داده و زمام ارکان نظام آموزشی کشور را بصورت کامل در اختیار گرفتند ، چه در عزل و نصب کادر و پرسنل تعلیمی و چه در نمره گیری و کامیابی یا ناکامی میان شاگردان ،  به جای لیاقت علمی- آموزشی ، شایسته گی حزبی و فعالیت های سیاسی ملاک و معیار قرار گرفت .

2) شاگردان ، جاسوسان کوچک نظام خلقی :

بدنبال بازداشت های بی رویه ای شیخ ها ، ملّا ها ، سران ، بزرگان و ریش سفیدان اقوام ، توسط دولت خلقی ، شاگردان مکاتب ناخواسته و نفهمیده بیش از پیش مورد سؤاستفاده های نظام خلقی قرار گرفتند ، طوریکه  این بار نقش جاسوسان کوچک دولت را در میان قریه ها ، آغیل ها و حتی خانه و خانواده ای خویش بازی می کردند ! در این راستا ؛ شاگردان و معلمین در شناسائی و معرفی سران ، علما و بزرگان منطقه به دولت خلقی نقش اساسی داشته و در واقع به عنوان مهره های غیر رسمی وزارت اطلاعات (خاد) عمل می کردند ، بدین صورت ناخواسته در دام خطرناک و شوم گرفتار آمده بودند که خود از عواقب آن هیچ گونه آگاهی نداشتند و طبق خواست معلمین شان ،  بدون اینکه توانائی فکر و اندیشدن به عواقب کار شان را داشته باشند ، تنها بخاطر رضایت سرمعلم یا معلم ناخواسته به شناسائی و انتقال اطلاعات می پرداختند !!  .

همین بازداشت های کور و بی هدف باعث فرار گسترده ای بزرگان ، علما و سران قوم به خارج کشور شده و یا در مناطق دور دست در خانه ای آشنایان شان به صورت بسیار سرّی پناه گرفتند . دراین میان ، علما و بزرگانی همچون استاد شیخ شریفی اوتقول ، آقای احمدی انگوری مشهور به ((شیخ لالی)) و دیگران که قضیه را جدّی نگرفته بودند خیلی زود بازداشت شده و به جمع شهدائی مفقود الاثر پیوستند که تا امروز از سرنوشت  ایشان نام و نشانی دردست  نیست ! .

3) شاگردان سپاهیان و مدافعان ارزان نظام خلقی !

 با شروع انقلاب مردمی بر ضد نظام خلقی و آغاز مقاومت مردم متدین کشور ، این بار سؤ استفاده ای گسترده از دانشجویان و دانش آموزان بصورت خطرناک تری در گروه های نظامی ، بنام فدائیان خلق ، آغاز گردید که چه بسا بسیاری از ایشان با شور و جزبه ای جوانی وارد میدان نبرد و سرکوب مردم شده یا بسیاری را کشتند و یا خود کشته شده جان شان را از دست دادند . به عنوان نمونه می توان از شورش مردمی منطقه ((بابه)) در جاغوری نام برد ، که شرکت برخی از معلمین و شاگردان مکتب ها از جمله مکتب داوود و زیرک ، در سرکوب این شورش را در پی داشت . عملکرد افراطی از این گونه از سوی معلمین و شاگردان مکاتب در واقع باعث نفرت روز افزون مردم از مکاتب ، معلمین و شاگردان آن شده و پیوستن مردم به کاروان انقلاب مردمی را سرعت بیشتری بخشید .

سوگمندانه ، خواب مخالفت مردم در آغاز ورود این مکاتب به گونه ای تعبیر شده بود ، گویا آنچه مردم به صورت احتمالی پیش بینی می کردند خیلی زود صورت عینی یافته بود ! مکاتب و شاگردان آن به پایگاه مستحکم نظام کمونیستی تبدیل شده بودند ، که رسماً تمام داشته و ناداشته های اعتقادی ، عنعنات ، رسم و رواج های دیرینه مردم را هدف گرفته بودند ، تمام کادر آموزشی و شاگردان این مکاتب هرکه خلقی تر و در کار های حزبی فعال تر بود نزد دولت خلقی شایسته ترین به شمار رفته و چه بسا شاگردان درس نخوان بر اثر همین فعالیت ها به صورت کیلوئی بهترین نمرات را دریافت می کردند و...! .

4) دگرگونی در مکاتب جاغوری و مکتب متوسطه داوود و زیرک :

سوگمندانه همین تغیر و دگرگونی به مکاتب و لیسه های جاغوری هم سرایت کرد . شاگردان این مراکز همانند سایر مناطق کشور به صورت گسترده و شاید هم بیشتر مورد سؤاستفاده ای سرمعلم ها و معلمین خلقی قرار گرفتند ، در بهار سال 58 با نزدیک شدند به سالروز انقلاب ثور از همان آغازین روز های سال تحصیلی تب و تاب جشن انقلاب کبیر ثور ! به جان معلمین و شاگردان افتاده بود ، در آن دوران از درس و تحصیل خبری نبود آنچه اهمیت داشت شرکت در فعالیت های حزبی و آمادگی برای شرکت در جشن سنگ ماشه مرکز جاغوری بود .

در این راستا ؛ جمعی برای گروه ((سرود ملی)) و جمعی برای تیم ((آتن ملی)) ، عده ای برای ((تیم ترانه خلق)) ، جماعتی زیادی برای ((تیم چوب بازی)) و... از میان شاگردان انتخاب و زمانی زیادی از وقت روزانه ای شان بجای درس و آموزش به تمرین و شعار دهی و حزب بازی سپری می شد . اعضائی این تیم ها موظف بودندکه لباس مخصوص و هم شکل تهیه کنند . پدران شان با وجود جیب های خالی و فقر شدید ، چاره ای جز انجام دستور معلمین و سرمعلم مکتب را نداشته و باید لباس مخصوص با به قول آنها ((یونیفرم)) تهیه می کردند . سرمعلم و کادر تعلیمی مکاتب در این زمان به مجری اوامر نظام جدید ( نظام خلقی ) تبدیل شده بود و در منطقه علاوه بر در دست داشتن مراکز تعلیمی ، زمام امور سیاسی ، اداری ، فرهنگی و... را نیز به صورت غیر رسمی بدست داشتند ، که همین مسأله باعث یکه تازی بیشتر ایشان در منطقه می شد .

5) راه اندازی نخستین مکتب دخترانه داوود و زیرک :

راه اندازی نخستین مکتب دخترانه هم باعث وحشت مردم شده و هم نفرت بیش از پیش ایشان را از این مراکز و دست اندرکاران آن در پی داشت ! زیرا به زعم مردم حکومت خلقی این بار دست به ناموس ایشان دراز نموده و این برای شان بسیار سخت و دردناک بود به خصوص که همه ای معلمین مکتب دخترانه همان معلمین ((مرد)) مکتب پسرانه بوده و اکثر ایشان از خارج منطقه و دور از زن و خانواده های شان به سر می بردند به ویژه که بسیاری از این جماعت هم مخالف دین و اعتقادات آیینی مردم بوده و هم از اقوام غیر هزاره بودند که برای شان هرگونه اقدامی در مورد مردم منطقه توجیه پذیر بود ! .

به باور مردم این اقدام در واقع آغاز یک جنگ غیر رسمی برای فتح آخرین سنگر باور های مردمی (حفظ ناموس) بود ! فرمان های صادره از مرکز کشور و از طرف خلاق خلق !؟ (نورمحمد تره کی و بعد امین) و اجرای بی چون و چرائی آن در تمام کشور به صورت روز افزونی نفرت مردمی را بدنبال داشت ! یکی از این فرمان ها لغو رسم و رواج های مردمی در مورد ازدواج بود و دادن آزادی مطلق برای دختران در انتخاب شوهر یا رفیق !! حذف گَله یا همان شیر بهائی مرسوم ، برداشتن طوی و مراسم عروسی ، حذف مراسم عقد و به جای آن اصالت در رضایت طرفین و... از مواردی بود که دختران مکاتب خواسته یا ناخواسته به مبلّغ ، مجری و یا حداقل جاسوس نظام در مخالفت یا موافقت مردم با این فرمان تبدیل شده بودند و این بزرگترین فاجعه بود برای جامعه بشدت مذهبی و مقید به عنعنات قومی و پای بند به سنت های خانوادگی که اکنون  همه ای این داشته ها هدف  قرار گرفته و با خطر نابودی رو برو شده بود ! زیرا با نابودی حیا و عفت دختران جوان محصل و پشتیبانی کامل نظام خلقی و قانون جدید از ترویج کامل بی بند و باری جنسی در میان ایشان ، براحتی قشر جوان پسر و دختر در اختیار ایشان قرار گرفته و بدون زحمت و درد سر و در کمترین زمان ممکن نسل بعدی در اختیار شان قرار می گرفت و  ... ! .

6) سؤاستفاده های جنسی معلم نما های خلقی در مکاتب دخترانه :

سوگمندانه این بار نیز پیش بینی های مردم درست از آب درآمد و برخی از دختران نابالغ و نوجوان مورد سؤاستفاده های جنسی برخی از همان معلم نما های خلقی قرار گرفتند بدون اینکه از طرف کسی مورد بازخواست قرار گیرند . نگارنده به خاطر دارم که دختری در لیسه انگوری – اوتقول مورد تجاوز سرمعلم خلقی قرار گرفته بود که بدلیل سن کم ، نبود داکتر و دوا در آن زمان و نیز بدلیل پنهان کاری خانواده برای حفظ آبروی شان ، سوگمندانه این دخترک نوجوان بر اثر شدت جراحت و خونریزی زیاد ، جان خود را از دست داد ! البته ، این مورد تنها از باب ((مشت نمونه خروار)) عرض شد ، وگرنه اتفاقات از این دست در تمام مکاتب دخترانه توسط معلمین خلقی به وقوع می پیوست ، بدون اینکه از دست اولیای شان و یا کسانی دیگر کاری ساخته باشد ،  بسیاری از مردم آن زمان ، خاطراتی بس ناگوار و تلخی از این دست را به خاطر دارند !؟ .

7) مبارزه شدید معلم نما ها با عقاید و عنعنات مردم :

افراط گرائی معلم نما های خلقی تنها به این موارد محدود نمی شد بلکه اینان با توجه به پشتیبانی گسترده ای دولتی در واقع در مناطق تحت نفوذ شان از اختیار کامل در اجرای دستورهای حکومتی برخوردار بودند . به گمان ایشان ((هدف وسیله را توجیه میکرد )) و برای رسیدن به اهداف آرمانی ((حزب خلق)) هر کار و عملکردی مجاز بود ! مخالفت با شعایر مذهبی مردم از جمله جلوگیری از قرآن خوانی ها ، سرنگون کردن دیگ های خیرات مردم ، تبلیغ بر ضد عاشورا و مراسم دهه محرم ، طرح شبهات و زیر سوال بردن اعتقادات مردم و... از جمله کارکرد های افراطی خلقی های معلم نما بودکه در منطقه کاملاً اجرا می شد و همین افراط گرائی ها ، سرانجام کارد به استخوان مردم شده و شورش گستردة مردمی را در پی داشت .

به خاطر دارم که هنگام انتقال شاگردان مکتب داوود و زیرک و نیز کاروان شاگردان لیسه انگوری- اتقول با موتر های بیگار شده مردمی ، به طرف سنگ ماشه برای شرکت در جشن نخستین سالگرد انقلاب ثور ، خبر ترس آوری را در کنار قلعه رئیس عبدالله خان به معلمین دادند ، که گویا ((اخوانی ها)) پس از آزادی مالستان به نزدیک سنگ ماشه رسیده اند ، این خبر باعث وحشت همه از جمله معلمین شد طوری که نگرانی و وحشت در چشمان شان موج میزد و این آغازین روزهای بود که شخصاً شاهد زوال بی حد و حصر قدرت غیر رسمی معلمین خلقی در منطقه بودم و... ! گرچه این خبر صحت نداشت و پس از ساعاتی توقف در کنار کاریز رئیس و با بازگشت قاصد از سنگ ماشه ، کاروان ها براه افتادند و جشن سنگماشه بدون مشکل خاصی به مدت دو شب و سه روز برگزار شد که شرح تمام اتفاقات آن غیر لازم و خارج از موضوع این نوشتار است .

در مجموع سؤاستفاده های گسترده ای خلقی ها و معلمین خلقی از احساسات و ناآگاهی جوانان و نوجوانان در مکاتب و لیسه ها ، جاسوسی و شناسائی بزرگان ، علما و سران اقوام ، شرکت در سرکوب مردم از سوی شاگردان و معلیمن و... همه و همه باعث شد که مردم به مکتب ها با دید مراکز فساد ، ضد دین ، مذهب و عقاید شان ،  نگریسته و نفرت عمیقی در دل شان لانه کند ، نفرتی که پس از فرار معلمین و سقوط مرکز ولسوالی در غارت و تخریب این مکاتب بروز و ظهور عینی یافت ! . ادامه دارد ...  .

نوشته شده توسط مدیریت بخش داود - خرمی | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » جاغوری و یک بارندگی دیگر
  • » میهنم - رضا واثق - به یاد روزهای گذشته
  • » گرامیداشت ازسال 2012 (سال انرژی پایدار)
  • » ازکـــدام اصل ونسب:؟
  • » هفت‌خوان دختران غزنی تا رسیدن به مدرک دانشگاهی
  • » شعر( تهداب کج)
  • » مهره های سوخته
  • » داستان یتیم - قسمت بیست و یک!
  • » کویته: سه نفر هزاره در میکانگی رود به شهادت رسیدند
  • » طبل صلح و جنگ از سوی ارگ نشینان همزمان نواخته میشود آیا مردم فراموش خواهند شد ؟
  • » بارندگی های چند روز اخیر در جاغوری
  • » کابل شهر پر از موانع رنگا رنگ ؟!!!
  • » نگرانی مردم از عرضه فیلم های خصوصی شان در بازار « علي آرش »
  • » آقای غند مشر محمد عیسی خان - 3
  • » داکتر سیما ثمر : گزارش صلح و آشتی تحریف نخواهد شد
  • » یک روز برفی در جاغوری از دریچه دوربین
  • » تجلیل از اربعین حضرت امام حسین (ع) در مسجد امام علی (ع)قریه سنگ سوراخ - جاغوری
  • » نشست بن گامی در راستای موفقیت!
  • » جوانمردی کشور جاپان در کمک به افغانستان هرگز فراموش نخواهد شد
  • » جاغوری در چهلمین روز اربعین حسینی با دومین برف باری سفید پوش شد .
  • » محمد حسین خان لوامشر - 2
  • » اعلام اسامی داوران افغانستانی و ایرانی ششمین جشنواره قند پارسی از سویی خانه ادبیات افغانسان
  • » از مقام علمی دکتر محمدسرور مولایی در ششمین جشنواره قند پارسی تجلیل می‌شود
  • » شعر (پدر ببخش مرا!)
  • » کابل با باریدن برف و باران نیز فضای برای تنفس ندارد .
  • » بپاس لطف دوستان محصوصا جناب آقای محمدی
  • » تصادف دردناک
  • » برگید اسحاق خان - 1
  • » بازگشت استبداد!
  • » اولین برف زمستانی جاغوری را سفید پوش کرد
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ...

    ...
    jaghori1.blogfa.com & Designer: موج سوم
    ... پایگاه اطلاع رسانی جاغوری
    بزرگترین مرجع وبلاگ نویساندریافت کد لودینگ برای وبلاگ
    ...