تبليغاتX
... جاغوری یک - خالق اسطوره ای تاریخ !
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
خانه آرشیو عناوین مطالب سایت ارسال مطالب و تماس باما آخرین فیلم و ویدیو RSS
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
...
خالق اسطوره ای تاریخ !
موضوع: افغانستان یکشنبه بیستم تیر 1389 18:19

بنام خداوند !

خالق شهید

خالق ، اسطوره ای از تبار برده گان !

 مدت ها است که میخواهم راجع به عبدالخالق  شهید ، این طلیعه دار و رستاخیز  جسور  مبارزه ، پایمردی  استقامت ، شهامت  و شهادت  چیزی بنویسم ؛ هر چند  کوچک ، کم محتوا  و نا قابل ؛  اما ؛ مملو از عشق ، اخلاص  و ارادت !

   عشق ، اخلاص ، ارادت  و احترام  بدان جهت  که  ؛  وی  در  ظلمانی ترین  و فریب کار ا نه ترین ایام استبداد  در زادگاه من ،  تهور  و شهامت  یک  انقلابی  ، یک وطن پرست و  روشنفکر آزاد اندیش را  در تاریخ استبداد زده  این مرز و بوم  ، به عنوان  یک   شهید  ، یک شاهد  همیشه زنده ، یک معلم و آموزگار  ، یک حقیقت  و فریاد مظلومیت و عدالت خواهی  ، در چهارسو تاریخ  سرزمین  من ، به قامت  ابدیت ،  به درخشیدن  گرفته  است   !   

خالق ؛  درخشش خورشید  گونه  یک  مبارز جسور ، یک  فدایی توده ، یک  ارمان  گراه  مقدس، یک  الگو ی  به  تمام معنی ؛  و ، در  نهایت   یک  خشم  مقدس فرزند  درد  مند  ستمدیده  گان ــــ  یک  هزاره  عصیان  گر ، در قلب تاریخ  ؛ از دیروز  به امروز ؛ و از  امروز  تا  موجودیت  انسان  در  سرزمین  افغانستان .    و ، چه شاهدانه  و مظلومانه .

 میخواهم   بنویسم  !      اما ؛   حس  میکنم  و  میبینم که ، من و قلمم در برابر عظمت   وی ،  حقیر ایم   و کوچک !

چقدر کلمات در قبال  عظمت  و بزرگی خالق   کم اند و  حقیر .   چقدر باید آموخت  و چقدر نیاز مند پخته گی ام  تا   زره یی از عظمت شخصیت  اسطوره  یی خالق را   در قالب کلمات به  ترسیم  بگیرم...تا  شاید ؛ تا شاید به عنوان  انسانی  از  تبار و  قافله  درد عظیم   وی ، کوچک ترین  حق ادا  دینی  در قبال آن  همه  ایثار و بزرگی نموده باشم !

 خالق ؛ قهرمان  اسطوره ایست ، در قلب تاریخ ! پاک مرد یست ، راد مرد یست  در ضمیر و وجدان  فرزندان میهن !

 و  ؛      مسلما  ان های که  ؛ شرف ،شعور  و شهامت تشخیص  انسان بودن شان را    در فاضلاب  قبیله ،طایفه  و خاندان  به دفن گرفته اند  ، این سخنانم برای شان گنگ  ، نا مفهوم  و درد آلود خواهد بود .

 آری  ! خالق  معلم  و مربی است  که، به اندرون بیداد گه استبداد   ، در زمان حیات و شهادت  ،                     اسیر بیداد و جفا  بوده است .

  در گستره  تاریخ استبداد  زده  ما  ،  خالق  اسطوره بی بدیل  و   تکرار  ناشده نی است  که  ، کمترین  تقدیر ی  از وی  به عمل آورده   نه شده  است  .

   آری چگونه میشود که، در ظلمانی ترین ایام استبداد  و جهالت  ، اصل را از بدل  ، و ناب را  از گندیده گی و پوسیده گی   و فرشته را  از  دد و   دیو  به  تشخیص  گرفت .

که ، زمان سخت  ظلمانی  و تاریک است  و  قافله  باژ گون .

  تزویر،  ریا ،  جفنگ   و غوغا سالاری  بر بلند ا ی هفت اقلیم  خداوندی .

گوش ها  کر اند و  چشم  ها  خون  گرفته  و  قلب ها  قصی !    مگر  نه  آنکه  این  جا  سرزمین  استبداد       است  و افغانستان !؟

آری  " باید  " در چنین  سرزمینی  انسان  های از جنس  " خالق "    در مظلومیت  تاریخی   خویش   محبوس بمانند و درد  مظلومیت خویش را  همچون  تابوتی  تا  محشر  قیامت  بر دوش بکشد . که ، شناخت  شخصیت  های همچون  خالق بزرگ  ،  سر آغاز  مرگ  استبداد  خواهد بود . و بدین  لحاظ است که  چهره  خالق  مغشوش است و  مخدوش .

خالق؛ مرگ سرخ  استبداد !  که ؛ او قلب  و مغز  استبداد  را  هدف  تیر کینه  و  نفرت  تاریخی خویش  قرار داده است . بدین جرم ، در حیطه حاکمیت  استبداد  و ارتجاع ، باید خالق  محبوس  زندان  تاریخ  باشد  . 

  خالق را  قصاب وا ر ،  در چهارسو ی  پر  ازدحام  شهر  به سلاخی  گرفتند !

خیل بزرگ از  جمعیت   ، گوسفند وا ر  به دور وی حلقه  زدند   و گرگانی  وی را به دریدن  گرفتند  !             که ، دستور  و خاستگاه  کفتار چنین بوده  است !. 

 کسی ناکس  از کاسه سر وی   چشمش را از حدقه بدر میآورد   و کس و کسان دیگر ی  ، اعضای بدن وی را زنده ،زنده  به قطع کردن میگیرند. که ، وی قلب و مغز  و حیات استبداد را به اتش کشیده بوده  است . که ، وی به عنوان  فرزندی از تبار  برده گان  و هابیلیان  در برابر  نا مردمی و نامردی های تاریخ  به عصیان  بر خواسته بوده  است .  و سینه  خویش را به پهنه  وسعت  زمین و زمان و آسمان خداوندی ، سپر میهن ، آزادی   و مظلومان  میهن کرده بوده است .  

(  تو ره باز )  ، جلاد  در بار قبیله   و  آمر  محبس ، نمونه  تمام  عیاری از  وحشت  و  خونخوار ی جهت   التیام  درد  مرگ  ننگین  استبداد قبیله   ؛   زنده ، زنده  چشمان  خالق قهرمان   را  از  کاسه  سرش   توسط  چاقو  به  بیرون  میکشد و بعد   انگشت  های وی را  قطع  مینمایند... و بعد  قطعه ، قطعه  اش مینمایند . طوری که  به  گفته  شاهدان ، از خالق  بزرگ   تکه  گوشت  خون  آلودی بیش  نه میماند .

کفتار ها  ( اعدام  چی های  داوطلب ) خون  میریزند  و  خون می نوشند 

خالق بزرگ را  بعد از سلاخی  ،  به  تاریک  خانه  تاریخ  مجهول استبداد  میسپارند ؛  اما  در  قلب  کابل  ، پایتخت سرزمین  استبداد ،  تا هم  اکنون  مهم ترین  چهار راه  ،  بنام    " تو ر ه  باز خان " یاد میگردد . و بدین سان   فرهنگ استبداد  ، بر ما به تحمیل  گرفته  میشود .    

خالق، درد و رنج ستم  دیده گان  عصر در سینه ؛  داغ   بردگان  هزاره  بر پیشانی ؛  فریاد   اسپار تاکوس بر گلو ؛  خشم ، عظم و  اراده  خالق گونه ، در  رگ   رگ  وجود خویش ؛   و ، خشم  کوبنده   بر فرق  استبداد ــ این  است  خالق  قهرمان !

 و   چنین  شخصیتی را  روبه هان  کفتار صفت  و فرزندان جهالت  و استبداد  به  سلاخی گرفتند   ،  آزاده مردی را  که  در دامان  نهضت مشروطیت  رشد و پرورش یافته بود! 

این که تاریخ به طور صادقانه و آنطور ی  که شایسته وی  میباشد ،    در قبال عظمت  و بزرگی  خالق،   زبون ، حقیر  و کنگ بوده است ، این نشان گر کوچکی عظمت این شخصیت تاریخی و قهرمان ملی نمیباشد  بلکه  علت ، حاکمیت  استبداد   و رایج بودن  فرهنگ حقیقت سوز بر جامعه مان میباشد .

جامعه ما بر اثر جفا و خیانت استبداد و ارتجاع  هنوز به آن پختگی  سیاسی نایل نگردیده اند  تا ارزش حقیقی شخصیت ها یی  همچون خالق شهید را کاملا  باز خوانی نموده و درک نمایند ! ما غرق در میان فرهنگ خشن  قبیله  و طایفه بوده ایم  و اسیر اوهام و خرافات  و پیامد ان ترور و تریاک و قاچاق و چپاول و غارت و قتل عام ملی و.... و در چنین آشفته بازار  قهرمان های از تیپ خودش و... و خالق نشناخته و  مظلوم !       

 تهور  ، جسارت و شجاعت  خالق  در تاریخ  مبارزاتی  کشور  ما منحصر به فرد بوده است !

 و مادران ما ، در  تاریخ کشور ما   چنین  فرزندانی را به ندرت به زایش گرفته اند  !

 اگر به اغوا نرفته باشم  ؛ در چگونه گی انتخاب  عمل آن  چنان  قاطع در اجرای  مبارزه با استبداد ، و اعدام انقلابی چنین  جسورانه ، در تاریخ سیاسی کشور ما وی  بی همتا ، بی رقیب  و یکه تاز میدان مبارزه میباشد.

 در فردای بیداری ، ان گاه  که خورشید  حقیقت  بر فراز بام میهن  به درخشیدن گیرد ، ان گاه که توده های  مان  به پختگی سیاسی لازم نایل گردند، ان گاه  که  وحدت ملی  طلیعه دار  درفش اتحاد و همبستگی  در میان مردم ما گردد ، آن گاه  که  حق  بر استبداد  چیره گی   یابد ، مطمئنم  که ؛ ان گاه تندیس  شهید عبدالخالق هزاره  در میا دین و  محلات  پر  ازدحام  شهر  قد بر خواهد افراخت .

 و  آینده گان ی   که ،  " غرور   "  ،تعصب  "   و جهالت  "  کور شان نکرده اند ، در مقابل این تندیس  به احترام خواهند ایستاد . و  امثال  تو ره  باز ،  به  زباله دان تاریخ  سپرده  خواهد شد .

 آری باید چنین باشد !!

 ور نی  حرف  از  آزادی و آزاد اندیشی  تزویر  و فریب   بیش نخواهد بود .  

 عمل کرد هدف مند ، مترقی  و عادلانه  تاریخی وی  بدان جهت  منحصر به فرد  بوده   که  ، وی در یک مقطع  مشخص از تاریخ ، با یک عمل کرد  حماسی   شجاع مند  و آگاهانه  به  پیشواز حتمی مرگ ، گام بر میدارد .

وی عاشقی بوده است پاک باخته . عشق به میهن ، آزادی  و اصالت انسان تا بدان پیمانه  در تار و پود  شخصیت وی  عجین  گردیده بوده است  که  وی  در این امر مقدس  از حیات و جان  خویش سرمایه گذاشته  و از عزیز ترین کسانش نیز  در این قربانگاه ،   دریغ نورزید  . و این است که    باید گفت :  در تاریخ  سرزمین  ما   عمل کرد وی منحصر به فرد میباشد  . وی شهید و مبارز ی  است  که تاریخ استبداد زده ما  در کوتاه ترین ایام وی را به فراموشی سپرده است . و همین امر خود  ، علت تداوم   و  بقا استبداد   در میهن  و در میان مردم ما  بوده است .   چه کسی میتواند  از اصالت  و صداقت عمل تاریخی خالق شهید را  انکار بنماید !؟

اگر روحیه آزادی خواهی و آزاد اندیشی  خالق تداوم  می یافت  و وی مظلومانه  به فراموش خانه تاریخ  به دفن گرفته نمی شد ، بدون شک  ما ملت امروز  سرنوشتی به گونه دیگر ی  میداشتیم .

 حادثه غم انگیز  و مظلومانه شهادت وی ، به مظلومیت شهدای  صحرا کربلا  می ماند   و حتی   دردناک  تر   و مظلومانه تر از ان ، بدان جهت که در مقابل شهادت وی  سکوت خائنانه و ننگین  تاریخ است و بس .

 چه زیبا فرموده است  معلم شهید  دکتر علی شریعتی :

ان ها یی که رفته اند کار حسینی کرده اند  و ان ها یی که مانده اند  ، باید کار زینبی کنند  ور نه یزید ی اند !.

 و جامعه ما ، و تاریخ ما ،  در قبال  رشادت و جانبازی  خالق شهید  چه موقعیت  و موقف   را انتخاب نموده اند؟؟! .

برای روشن  شدن  موضوع   و  دانستن  اهمیت  عمل کرد  عبدالخالق هزاره  لازم  میدانم  تا  مرور اجمالی بر تاریخ ان روز کشور مان بیندازیم .    

 د ر نیمه پایانی  قرن 19  و آغاز قرن بیستم ، تعداد  کثیری  از  کشور های جهان سوم  دستخوش تغیر و تحولات عظیم و بنیادی یی   بود ه اند.       این کشور ها با تجربه نمودن و پشت سر گذاشتن  مدت زمان   طولانی حاکمیت های استبدادی و ارتجاعی ، روشنفکران ان ها نیل به سوی  حاکمیت های دموکراتیک  و مردمی را  در دستور کار مبارزاتی  خویش قرار داده بوده اند .

نیل به ایجاد  حاکمیت ها ی  جمهوری  و سیستم  شاهی مشروطه خون تازه یی در کالبد جوامع ان روز   دوانیده  و  انگیزه ایجاد و تحقق ان  جوانان پرشور ، درد مند  و تحول طلب انقلابی را به مبارزه خستگی نا پذیر وا می داشته  است .

  مکاتب  و اندیشه های انقلابی  همچون روح  پرشور ، همچون سیلاب توفنده بنیاد استبداد و ارتجاع را به باژگونگی گرفته بوده است .

 افریقا  و بخصوص شمال افریقا  یعنی کشور های عربی  ، شبه قاره هند  ، افغانستان ،ایران و ترکیه  ، امپراتوری  تزار ی  روسیه  و ....و در اقصی نقاط  جهان ؛ انقلابیون  جانباز ا نه  به مبارزه برخاسته بوده اند.

و از ان جمله در کشور و مملکت ما   نهضت مشروطیت  دوم  با خرد مندی فرزندان این مرز و بوم  بعد از دادن قربانی  ها  و  در نهایت با اعدام انقلابی  امیر حبیب الله در جلال آباد ، به پیروزی نایل میگردد.

  آری !   با شرایط و حال و احوال  جهانی ان روز  و بخصوص بعد از ان همه جنایت ها  باید در افغانستان تحولی به وجود میا مد ! و این است  که  جنبش مشروطیت دوم  با تاثیر پذیری از  نهضت های رهایی بخش  جهانی ان روز  در سال  1919 میلادی  حاکمیت  استبدادی – خاندانی  و قبیله یی را به زباله دان تاریخ  سپرده  و بنیاد  حاکمیت جدیدی را  بر مبنای  اصول و اساس  دموکراسی  پایه ریزی مینمایند .  

جو حاکم بر اجتماع  ان روز و ریشه  های  قوی و نیرومند  استبداد  قبیله  یی  ایجاب می نموده است  که  روشنفکران تحول طلب ، شاه  امان الله خان را  محور قرار داده ، و ،   وی را به جای پدرش  امیر حبیب الله خان بر تخت سلطنت  بر می گزینند  . و من فکر میکنم که این مصلحت درست نبوده است .  زیرا  شکننده گی  جنبش مشروطیت از همین جا  آغاز  میا بد .

 ادامه دارد. 

نوشته شده توسط میر احمد لومانی | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » وزارت تحصیلات عالی: امسال بی نتیجه اعلام نمی کنیم
  • » هــــویت ما معرف شخصیت ذاتی ماست:
  • » جاغوری و یک بارندگی دیگر
  • » میهنم - رضا واثق - به یاد روزهای گذشته
  • » گرامیداشت ازسال 2012 (سال انرژی پایدار)
  • » ازکـــدام اصل ونسب:؟
  • » هفت‌خوان دختران غزنی تا رسیدن به مدرک دانشگاهی
  • » شعر( تهداب کج)
  • » مهره های سوخته
  • » داستان یتیم - قسمت بیست و یک!
  • » کویته: سه نفر هزاره در میکانگی رود به شهادت رسیدند
  • » طبل صلح و جنگ از سوی ارگ نشینان همزمان نواخته میشود آیا مردم فراموش خواهند شد ؟
  • » بارندگی های چند روز اخیر در جاغوری
  • » کابل شهر پر از موانع رنگا رنگ ؟!!!
  • » نگرانی مردم از عرضه فیلم های خصوصی شان در بازار « علي آرش »
  • » آقای غند مشر محمد عیسی خان - 3
  • » داکتر سیما ثمر : گزارش صلح و آشتی تحریف نخواهد شد
  • » یک روز برفی در جاغوری از دریچه دوربین
  • » تجلیل از اربعین حضرت امام حسین (ع) در مسجد امام علی (ع)قریه سنگ سوراخ - جاغوری
  • » نشست بن گامی در راستای موفقیت!
  • » جوانمردی کشور جاپان در کمک به افغانستان هرگز فراموش نخواهد شد
  • » جاغوری در چهلمین روز اربعین حسینی با دومین برف باری سفید پوش شد .
  • » محمد حسین خان لوامشر - 2
  • » اعلام اسامی داوران افغانستانی و ایرانی ششمین جشنواره قند پارسی از سویی خانه ادبیات افغانسان
  • » از مقام علمی دکتر محمدسرور مولایی در ششمین جشنواره قند پارسی تجلیل می‌شود
  • » شعر (پدر ببخش مرا!)
  • » کابل با باریدن برف و باران نیز فضای برای تنفس ندارد .
  • » بپاس لطف دوستان محصوصا جناب آقای محمدی
  • » تصادف دردناک
  • » برگید اسحاق خان - 1
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ...

    ...
    jaghori1.blogfa.com & Designer: موج سوم
    ... پایگاه اطلاع رسانی جاغوری
    بزرگترین مرجع وبلاگ نویساندریافت کد لودینگ برای وبلاگ
    ...