صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
در پی میراث مشترک مکتوب
موضوع: ★ فرهنگی ★
یکشنبه سیزدهم تیر 1389 1:21 بنام آنکه جانرا فکرت آموخت
در پی میراث مشترک مکتوبگپ نخست :سلام و درود دوستان جهان دور و نزدیک ( دنیای مجازی) دیروز شنبه دوازدهم سرطان ، صبح زود با جماعتی از دوستان اهل قلم و پژوهش عازم تهران شدیم تا در ((همایش میراث مشترک مکتوب ایران و افغانستان )) شرکت کنیم . بدلیل اهمیت این نوع نشست ها آن هم در وادی دانش و فرهنگ ، با وجود گرفتاری های بی اندازه ای امتحانی و تحقیقی ، حیفم آمد که شما را از جریان آن بی خبر گزارم . این همایش با نیم ساعت تأخیر در ساعت نه صبح آغاز شد که تا ساعت یک و پانزده ادامه داشت و ادامه ای آن پس از نماز و نهار در ساعت دو و نیم بعد از ظهر از سر گرفته شد سرانجام در ساعت هفت بعد از ظهر با سخنان دکتر رسول جعفریان (دکترای تاریخ ) به کار خود پایان یافت . ساعت نه شب وقتی برگشتیم تصمیم داشتم بلا فاصله گزارشی از این نشست فرهنگی مهم و ارزشمند برای تان بنگارم ، اما نشست مداوم روی چوکی های سالن همایش ، گوش سپردن به صدای مداوم بلند گو و دوری راه در واقع دیگری رمقی باقی نگذشته بود که بتوانم آن گونه که می خواستم بنویسم و ... ! . اکنون با عرض پوزش تنها با یک روز تأخیر گزارشی از این همایش خدمت دوستان به نشر سپرده می شود و امید که رضایت خاطر دوستان گرامی را در پی داشته باشد . انتظار آن بود که این همایش یک نشست کاملا فرهنگی بوده و سایه ای کسالت بار سیاست و سیاست بازان بر سر این نشست سنگینی نکند ، اما مثل همیشه فرهنگ هم باید جور سیاست مداران را بکشد همانگونه که از گذشته های دور اکثریت قلم بدستان جیره خوار دربار ها بوده اند ! .
چون تعداد از دولتی های ریز و درشت هردو کشور ایران و افغانستان در این اجلاس شرکت داشتند و گویا گشایش هیچ کاری بدون وجود ((ملوک)) ملت ها ممکن نبوده و نیست ! گرچه این جماعت دولتی ها که گویا مهمان اصلی ، سخنران اصلی ، قرار گرفته بر جایگاه اصلی و برخوردار از ... اصلی ، چندان بی ارتباط با مقوله ای فرهنگ هم نبودند و بیشتر مسؤلان فرهنگی دو کشور بودند . بانی همایش :ریاست این نشست را آقای دکتر رسول جعفریان ، نویسنده ، پژوهشگر و محقق ایرانی بر عهده داشت که هم اکنون مسؤولیت کتابخانه ، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی را عهده دار است ، آغای جعفریان که در واقع یک محقق خستگی ناپذیر در عرصه ای پژوهش های تاریخی است از پشتکار عجیبی در این میدان برخوردار بوده و کارکرد کم نظیر اش او را خیلی زود به شهرت رسانده و به اوج قله ای ترقی رهنمون گشته است . بدست گیری ریاست کتابخانه مجلس که یکی از کتابخانه های بسیار مهم و غنی ایران به شمار می رود وی را با آثار و نسخ خطی به جا مانده از گذشته های دور دو کشور ایران و افغانستان و اشتراکات جدائی ناپذیر در عرصه ای فرهنگ و زبان آشنا نموده و اندیشه ای بازشناسی و بازیابی ((میراث مکتوب)) دو کشور برادر و هم فرهنگ را در ذهن کنجکاو ایشان ایجاد نموده است ، که ثمره ای آن پس از دو ماه تلاش شبانه روزی وی و گروه همکارش همین همایش دیروزی بود که در نوع خود یک کار تازه ، مهم و ارزشمند فرهنگی به شمار می رود . امید که این آغاز خجسته ، پایان این نوع همایش های نبوده بلکه در دو کشور ادامه یابد . جایگاه همایش :جای که برای این نشست تاریخی در نظر گرفته شده بود ، مکان تاریخی است در شهر تهران با قدمت بیش از صد و بیست سال که به ((ساختمان مشروطیت)) شهرت دارد ؛ زیرا ، این ساختمان در واقع اولین جایگاهی بوده که نخستین مجلس مشروطیت در دوره قاجار در آنجا تشکیل شده است .
با وجود فضائی محدود و نستباْ تنگ جایگاه برگزاری همایش ، ظاهراً موضوع تاریخی (میراث مکتوب دو کشور ایران و افغانستان) ، تخصص تاریخی رئیس این نشست (آغای جعفریان ) ، و شرکت کنندگان اکثراً پژوهش گران عرصه ای تاریخ ، ذهنیت برگزارگنندگان نشست را به سوی این مکان تاریخی که در واقع موزه ای مجلس ایران هم در آن قرار دارد ، کشانده و به عمد این مکان را برای همایش در نظر گرفته بودند . از حق نگذریم ، با وجود محدودیت فضا ، که برای صد و اندی سال پیش مناسب بوده ، این مکان برای همه ، جالب و زیبا ، روح نواز و شور انگیز بود ، چون ساختمان های تاریخی مثل این از ظرافت و زیبائی هنری خاص برخوردار است که در ساختان های کنونی کمتر دیده می شود . می توان گفت : معماری در گذشته تلفیقی از هنر و صنعت بوده که ساختمان های آن دوران از نوعی ظرافت و ذوق هنری عجیبی بهره مند بوده اند به خصوص مکان های عمومی مثل این ساختمان که در ساخت آن ، بهترین معماران و نقاشان عصر قاجار نقش داشته اند . شرکت کنندگان همایش :بدان جهت که این یک نشست فرهنگی– تاریخی بود ، بیشتر شرکت کنندگان آن از کشور میزبان ( ایران) و نیز مهمان ( افغانستان) ، به گونه ای فرهنگی- تاریخی بودند ، حتی دولتی های شرکت کننده در واقع کسانی بودند که زمام اداری ((فرهنگ)) دو کشور را بدست دارند . گرچه در مراسم افتتاحیه تعدادی محدودی از سفرا و کارداران کشور های دیگر با چهره ها و ظاهر متفاوت ، نیز حضور داشتند ، اما ظاهراً این نشست چندان به مزاق شان خوش نیامد و خیلی زود جایگاه را ترک کردند . جزئیات همایش :یک - پس از قرائت قرآن کریم در ساعت نه صبح ، بلا فاصله سرود ملی دو کشور در فضائی سالن طنین انداز شد که سرود ملی ما با اندکی تأخیر برای پخش آماده گردید ، گویا ثقیل بودن زبان آن بر پخش هم تأثیر گذاشته بود . ثقالت که سوگمندانه برای بسیاری از مهمانان هم وطن و میزبانان ایرانی کاملاً مشهود بوده و اکثر شرکت کنندگان به جز کلماتی همچون افغانستان و الله اکبر چیزی زیادی از آن نفهمیدن ! راستش را بخواهید بجای آن که برای ما شورانگیز و ذوق آور باشد ، بیشتر کسالت بار و ملال آور و حتی برای برخی چندش آور بود . یک بار دیگر آرزو کردم که (( ای کاش سرود ملی وطن ما تلفیقی از دری و پشتو )) بود ، تا اندیشه ای تاریخی پشتو سالاری را در اذهان ما تداعی نمی کرد ! و تا این اندازه برای ما فارسی زبانان ، احساس ملالت و بیگانه گی ایجاد نمی کرد ! . دو- نماهنگی تاریخی که بیشتر از تصویر های تاریخی شاهان پشتون آغاز شده و تا زمان کرزی را در بر گرفته بود برنامه ای بعدی بود که پخش شد . مشاهدة تصویر برخی از زمامداران ظالم و خونریز کشور همچون عبدالرحمن جابر ، نادر غدار ، تره کی ، امین خونخوار ، ملا عمر یک چشم و... واقعاً برای ما بیش از همه چندش آور و ناراحت کننده بود که گویا خون به جگر مان کرد ! و پرسش همیشگی بار دیگر ذهن ما را خراشید ، که چرا تاریخ این کشور از آغاز تا کنون همواره آمیخته ای با فجایع ، جنگ ها ، خونخواری ها ، نسل کشی ها ، ویرانی ها ، آوره گی ها و... بوده است ؟!؟ . به راستی کی ظلم آبادی بنام ((افغانستان)) آرام ، آزاد ، آباد و امن خواهد شد ؟! . ما که نسل سوخته ایم آیا نسل های بعدی روی رفاه و امنیت و آسایش را خواهند دید !؟ شاید نسلی از خوشبختان از فرزندان این سرزمین روزگاری ، اندکی از نسیم خوشبختی و آسایش را بر صورت رنجدیده ای شان حس کنند ! شاید شاید ! به امید آن روز !؟ . سه – خیرمقدم گوئی و ارائه ای گزارش از چگونگی راه اندازی این نشست توسط آقای علی موجانی و نیز سخنرانی افتتاحیه توسط آقای جعفریان در واقع پخش افتتاحیه مراسم را به پایان برد . پس از آن سخنرانان رسمی پشت سر هم پشت جایگاه قرار گرفته و با سخنان تلخ و شرین شان گوش های بی صاحب ما را نشانه رفتند . آقای علی لاریجانی رئیس مجلس ایران نخستین سخنران رسمی این مراسم بود که ضمن تأکید بر مشترکات فرهنگی دو کشور همسایه ، هم کیش ، هم فرهنگ ، هم زبان با مشترکات تاریخی فراوان از برگزاری این همایش اظهار رضایت نموده و بر برگزاری نشست های از این دست میان دانشمندان ، اندیشمندان و پژوهشگران دو کشور دوست و برادر در شهر ها و پایتخت های دو کشور در آینده تأکید بسیار نموده و... . آقای میرویس یاسینی نایب رئیس مجلس ملی افغانستان سخنران بعدی بود که در مقابل سخنرانان کشور میزبان چندان هم خوش ندرخشیده و کمی ضعیف ظاهر شد و حرفی چندانی هم برای گفتن نداشت جز همان سخنان رسمی از مشترکات دو کشور و تأکید بر باز یابی و بازشناسی آن و ... . آقای حسینی وزیر فرهنگ ایران سخنران بعدی بود که گویا قرار عرف دیپلماتیک رسمی و با عصا جلو رفت و از چوکات رسمی پا را فراتر نگذاشت . شعر قنبر علی تابش شاعر خوش ذوق و دردمند جاغوری فضائی رسمی و خشک محفل را طراوت گرچند تلخ و سوزنده بخشید با این شعر که : (( ابر ملت من است * در کناره های آسمان هرچه ابر سوخته است خواهر من است و... مردم سرزمین من ماه را قرص نانی می بینند آویخته بر درگاه خداوند و... !؟ .
چهار – پس از تنفس و پذیرایی ، سخنرانی های دعوت شدگان از دو کشور شروع شد که تا آذان ظهر ادامه داشت . آقایان دین محمد مبارز معاون وزارت توریزم افغانستان ، آقای وحید مژده ، آقای محی الدین مهدی ، آقای محمدعلی کاظم بیگی استاد دانشگاه تهران ، سخنرانان بعدی مراسم بودند . در ادامه شعر آقای موسوی گرما رودی در رثائی شاعر نامدار کشور مرحوم خلیل ا... خلیلی و شعر تحت عنوان ((مهربانی)) اندکی از خستگی شرکت کنندگان را کاهش داد . سخنرانی ها با سخنان آقای فاروق انصاری ، محمد علی بهمنی قاجار دانشجوی ایرانی ، حبیب الله رفیع استاد پشتون تبار شرکت کننده در محفل ، فاضل سنگچارکی که بیشتر از نابسامانی های و ناکارآمدی نظام حاکم بر کشور گفت که حاکی از درد دل های یک فرد اپوزیسیونی بود تا یک دانشمند و یا یک اندیشمند ! . شعرخالده فروغ شاعر نامدار معاصر کشور که آمیخته با احساس زنانگی و حاکی از یک درد زنانه بود کسالت شرکت کنندگان را با ظرافت تمام و با اشعار ظریف تر از جنس نازک هم جنسانش از مغز ها و اندیشه های خسته ای مردم بدر برد و جز برای افرادی اندک برای دیگران خوشایند و از جذابیت خاص برخوردار بود ، که پس از آن قسمت نخست و پیش از ظهری نشست ، با جمعبندی مطالب مطرح شده توسط دبیر به پایان رسید . نشست دوم ؛ بعد از ظهر :آقای عزیز آریانفر ، دکتر کهدوئی ، کاظم کاظمی شاعر هموطن ، دکتر حسن انوشه ، سخی منیر رئیس آرشیو ملی افغانستان ،اشراق حسینی ، استاد محمود افشار ، تیمور شاه قویم رئیس کتابخانه مجلس ملی افغانستان ، دکتر عبدالمجید ناصری داوودی ، حسینی مزاری ، خانم زهرا موسوی از تلویزیون طلوع ، دکتر عصمت الهی از سخنران بعد از ظهر این محفل بودند که هر کدام ضمن تاکید بر بازیابی میراث مشترک خواهان نادیده گرفتن مرز های جغرافیای شده و با یک ملت در دولت خواندن مردمان دو کشور ایران و افغانستان عرصه ای فرهنگ و دانش را میدان بی مرزی خواندند و خواهان ادامه ای این گونه محافل شدند .
در این میان سخنان دکتر ناصری داوودی واقعا خوش درخشید و تا اندازه ای جبران کننده ای ناتوانی دیگر سخنرانان هموطن بود ! سخنان وی واقعاً جالب و دسته بندی شده و برای حضار تازگی داشت چرا که با وجود پایان یافتن وقتش مجری ناچار شد که دو بار به او تذکر دهد اما با درخواست شماری زیادی از شرکت کنندگان مجبور به سکوت شد تا ایشان به سخنان شان ادامه دهند . که بدلیل جذابیت و اهمیت آن فشرده ای از مباحث ایشان را به خوانش می گیریم : ((... ایشان با یاد آوری مقام و جایگاه فرهنگ ، تقویت فرهنگ ها ، بازگشت به فرهنگ فارسی ، مقابله با تهاجم فرهنگی در فارسی زدائی در دو کشور با تسلط واژه های بیگانه و... ضمن برشمردن عوامل مشترک دو کشور در همجواری ، هم زبانی ، هم کیشی و... با این پرسش بحث اصلی شان را آغاز کردند که چرا افغانستان با وجود این همه اشتراکات عدیده که با ایران دارد و با هیچ کشوری دیگری ندارد این همه افغانستان شناسی در ایران ضعیف است ؟ آنگاه به برشماری عوامل تقویت کننده این شناخت پرداختند که باید هرکدام در بازشناسی افغانستان در ایران کمک می کردند اما ناکام ماندند همانند : پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، مقاومت تاریخی ملت مظلوم و تهی دست افغانستان در برابر بزرگترین قدرت شرق ، مهاجرت میلیونی مردم افغانستان به ایران ، حضور گسترده علما ، طلاب و دانشجویان افغانستانی در حوزه ها و دانشگاه های قم و مشهد و دیگر شهر های ایران ، و... از طرفی نادیده انگاری رسانه های ایرانی و نشان دادن کم و کاستی های و برجسته کردن نقاط منفی افغانستان نه تنها به شناخت افغانستان کمک نکرد بلکه برعکس دیدگاهی کاملاً منفی برای مردم ایران ایجاد کرد و عملکرد های از این دست باعث دوری و عدم شناخت بیشتر دو ملت از همدیگر شد و... . بحث جالب دیگر زیر سوال بردن شناخت ناقص ایرانی ها از اقوام و ملیت های ساکن افغانستان بود که به گفته ای ایشان این تفاوت ها نباید نادیده گرفته شود و... تعبیر انحصاری از تاریخ و جغرافیای فرهنگی و نادیده گرفتن بسیاری از اقوام از جمله قوم ((هزاره)) هم در داخل و هم از سوی کشور های دوست و همسایه و معرفی ناقص از این قوم با یک دروغ تاریخی آشکار ( بازماندگان مغول) از جمله نقض و نقص آشکاری است که در افغانستان شناسی باید برطرف شود و... چرا که در کشوری بنام افغانستان تا هنوز ((ملت سازی)) به معنای واقعی کلمه صورت نگرفته است و... لذا سهم اقوام در همه موارد از جمله در شناخت ، بازشناسی و معرفی نباید نادیده گرفته شود و... ! در این نشست کتابی در دسترس عده ای قرار گرفته بود که در آن هزاره ها از ((بازماندگان مغول)) معرفی شده بود که آقای ناصری سرافرازانه و با اقتدار همگان و نویسنده ای کتاب را به یک دوئل علمی - تاریخی دعوت کرد که ثابت کند که این یک دروغ تاریخی بیش نیست و هزاره ها از بومیان اصیل و دارای فرهنگ ریشه دار بوده و نسبت دادن ایشان به یک قوم وحشی آن هم تا عصر چنگیز در واقع یک توطئه ای تاریخی بیش نیست !! . کف زدن ممتد و پر شور حضار در پایان گپ رانی ایشان ، حاکی از رضایت جماعتی زیادی از شرکت کنندگان بود که وی را بدرقه کردند ! . حاشیه های همایش :مسلماً همایش های این چنینی که کم وکاستی های دارد از حاشیه های جالبی هم برخوردار است که برای تنوع و رفع خستگی شما دوستان گرامی هم که شده خوب است به برخی از آنها اشاره ای داشته باشیم : الف – کاستی ها :منظور از کم و کاستی های این نشست مسلماً ، از جنس نواقص مادی و یا از نوع کمبود شکمی و پذیرائی نیست که اگر هم باشد ارزش قلم فرسائی ندارد ، بلکه ایراد ها بیشتر بر کاستی های نرم افزاری نشست است که بدلیل دعوت نشدن و مثل همیشه نادیده انگاری پژوهشگران و دانشجویان افغانستانی حداقل برای مشاوره و نظر خواهی باعث معرفی ناقص از موضوعات مربوط به افغانستان شده بود . مثلاْ گزینش سخنرانان واقعاْ از ناآگاهی دست اندرکاران همایش و عدم شناخت ایشان از به اصطلاح نخبه گان کشور مهمان حکایت داشت و... ! . ب- حاشیه ها : |
...
|