صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
یاران ، همتی !
موضوع: افغانستان
دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389 21:24 بنام خدا ! یاران، همتی ! همچون " لاش " ، در میدان بز کشی استبداد ، اسیر پنجه ای بیداد بوده ایم . بی وزن و بی خاصیت ! گاهی در تنگی اوتو له ، گاهی در دشت قره باغ ؛ گاهی در نا و ر و گاهی هم در بهسود . گاهی در نقطه ، نقطه سرزمین آبا ئی مان ، به سلاخی گرفته شده ایم . گو یی ؛ بزغاله ها ئی هستیم جهت ذبح شدن. هر گاه ، کارد استبداد را بر گلوی خویش حس کردیم ؛ دست و پا یی زدیم . و هذیان گونه ، ناله ها یی سر دادیم . درست همچون " لاشه ی " در حال احتضار ؛ که " کفتار ی " تکه ای از بدن اش را پاره بنماید ... اما ، بعد از " تقدیر " و " مجال " ( زنده ماندن ) از زیر ساطور استبداد ، باز هم زنده گی رمه گونه . باز هم دل مرده گی های تعفن زا ، و پوسیده شدن ها . سکوت و فراموشی ! و باز هم ایستاده بر دروازه استبداد در انتظار لبخندی و ترحمی و نوازشی ! باز هم چرخش در یک محور ؛ محور از خود بیگانه گی ! نه میدانیم کی هستیم ! کی بوده ایم ؛ و چه باید باشیم . دوستان ما کی ها اند و اساس و ریشه ویرانی ما از کجا است ؟!. و ، مصیبت بار تر از همه این که ، نه میدانیم که چه ، میخواهیم ! مدتی طوفان استبداد آرام میگیرد . و ما دل خوش مینماییم ؛( ما و سبد هیزم ما . ما و آواره گی هجرت ، در پی لقمه نان ) خود و سر نوشت شوم خویش را فراموش می نماییم - نه میدانیم که این آرامش ، طوفان شدید تری در پی خواهد داشت . این آرامش ، آرامش قبل از شکار ما است . باور مند به حرف های دهن پر کن : گرگ و گوسفند ، در پرتو " وحدت ملی " !!؟ ؛ حاکمیت قانون و دموکراسی !!؟؟ و ، با ز هم دهل کوچی و ا تن ملی !؟ .باز هم بوسه بر دستان قصاب و پناه بردن در زیر ردا سیاف ، گلبدین و طالب . لگن و آفتابه برای سر دمداران حزب فاشیستی افغان ملت . به امیدی که ، شاید قطره ای در کام ما هم بچکد . قطره ها چکیده است و خواهد چکید ؛ اما به چی قیمتی !؟ در میان جمع ما ، آن هائی که ، سری برای جنباندن دارند . قشر ارتجاعی دروازه سیاف ، گلبدین و طالب را دق الباب نموده اند و قشر به اصطلاح روشنفکر ، دروازه حزب افغان ملت را . در طول تاریخ ، در طول اعصار ؛ برای خصم بره های معصوم و آماده به قربانی بیش نه بوده ایم . اما ، در جمع یاران و به اندرون حصار ( چار چو ) تحمیل شده مان ، برای " هم "، هر یک خصمی بوده ایم در نهایت قساوت . خصم بر فرق ما کوبیده است و ما بر فرق هم ! خصم بر ما نیش و دندان نشان داده است و ما ؛ به همدیگر ! هر گاه ، قمه ای قصاب در آستین و یا هم در غلاف بوده است ؛ خود به شرحه نمودن هم پرداخته ایم . وای که چی بیرحمانه و بی محابا . ! غرور منیت و حمیت منطقه ؛ قول و قوبی و شیله ؛ این طرف آب و آن طرف آب ، بر باد مان نموده است . به خاطر یک بیل خاک ، از لب جوی ای و از دول زمین همسایه ، فرق همدیگر را شکافته ایم . اما ؛ در هنگامه تاراج مملکت ، سر نوشت و هستی ؛خواب بوده ایم ؛ در خواب مرگ . قدم به قدم در تضاد هم . و در پی نفی همدیگر! آیینه وا ر ، در تقابل همدیگر . میوه های سرزمین استبداد هستیم و ثمره استبداد ! بهتر از این نه میشود . مدت ها است که ، در میدان سیاست قدرت های استبدادی قبیله، مهره های ساده شطرنجی بیش نبوده ایم . در گذشته و بخصوص در حال . گاهی گلبدین ما را به بازی گرفته است و گاهی سیا ف ؛ گاهی اشرف غنی احمد زی؛ و گاهی هم جناب کرزی و ... گاهی توبیخ و قتل عام گاهی نوازش ! گاهی دشمن و گاهی برادر و گاهی هم گوسفند وار حراج بر سر هر کوچه و بازار . ا..ی.. و..ا..ی ؛ که چه بسا در میدان بازی سیاست به اندک ترین بهای به حراج گذاشته که نشده ایم ! در اوج قصابی هم تباران مان ، اشارت ابروی استبداد و نوازش کوچک از وی ، ایمان و اراده ، خرد و تعقل از بزرگان سخت میان تهی مان به تاراج برده است . این است ضعف ما . چه در زمان حاکمیت عبدالرحمن و چی در زمان حاکمیت طالبانیزم و چه در زمان حاضر ... گاهی به طالب تسلیم می شویم! و گاهی هم آلوده ترین دست را در خانه " ملت " به اهتزاز در می آوریم ! در سیاست ، همیشه بازنده بوده ایم ! کجا است برگ برنده ما در طول تاریخ ؟؟؟ خدای من! چقدر که در میدان سیاست به حاشیه رانده شده ایم . در سیاست ها ، هیچگاه ما تصمیم گیرنده نه بوده ایم ؛ در محور نه بوده ایم ؛ بلکه همواره همچون پیاده شطرنج از ما استفاده شده است . آیا نشانگر خرفتیت و خامی ما نیست ؟؟ گلبدین ، طالب و سیاف ، به بازی مان گرفتند و حال، دار و دسته طالبان نیکتا ئی دار فریب مان می دهند . مگر خرفتیت از این بیشتر هم می شود ؟! همین خرفتیت مان ، میزان تاثیر و محک ارزش گذاری ما ، در معادلات سیاست افغانستان تعیین کننده معیار ها بوده و خواهد بود . چرا امروز خارجی ها نه می توانند روی ملیت های محروم حساب باز بنمایند. جواب واضح است ! ما گیج و گن گس و گول ایم ! ما از سیاست به دور ایم ! هزاره امروز درست همانند بز در طویله همدیگر را دارند شاخ می زنند . و دارند خود را برای یک کشتار جمعی دیگر مهیا می کنند . و در این جا ان های که در رهبریت نشسته اند مقصر هستند . گرچند رهبریت همواره از متن توده ها سربلند می نمایند . به هر پیمانه که جامعه و به خصوص رهبریت آن به سوی خرد و تعقل گرایی رو آورند ، به همان پیمانه ما در سیاست ها ی داخلی و جهانی موفق و تاثیر گذار خواهیم بود . نزدیک به یک دهه ، حضور پر رنگ جوامع جهانی در افغانستان ، فرصت طلایی بوده است که به هدر گرفته شده است . اگر همین فرصت نفس کشیدن از ما بنابر عواملی گرفته شود ، اخرین نفس ها را نیز از دست خواهیم داد . ما کم نبوده و نیستیم ؛ ما را کم زده اند ! ما ضعیف نبوده و نیستیم ؛ ضعف ما از خود بیگانه شدن ما است . در گم شدن ما و در خرفتیت ما ن نهفته است . ضعف ما در باور مند ی ما به ضعیف بودن ما نهفته است . ضعف ما در انتخاب غلط ما ، در تفکر غلط ما و در باور های غلط ما نهفته است . ما را حقیر نموده اند ، تا خود بزرگ جلوه نمایند ( برادر بزرگ ؟! ) هم خنده دارد و هم گریه ! و این برادر بزرگ را ما پذیرفتیم . کوچک بودن ما از همین جا آغاز می یابد . ما کم نیستیم ؛ ما را از هم بریده اند . ما را قاچ نموده اند . بخش اعظم از هزاره ها هم اکنون هویت تاجیکی دارند . از شمال کشور گرفته تا به جنوب غرب و مر کز کشور . ان ها هر گز هم رغبتی به اصالت هزاره بودن خویش ندارند . و این دیگر وظیفه و مسئولیت درد مند ا ن ما است که ، همت کنند و چاره ای بیاندیشند . بخش اعظم از هزاره ها به اندرون تاجیک ها ، حل شده اند . استبداد ان قدر ماهرانه در میدان سیاست عمل نموده است که ، همین برادران هم ریشه را در تقابل همدیگر قرار داد ه و خونین ترین برخورد های افتراق انگیز را ثبت تاریخ نموده اند . تا بدان پیمانه که ، هزاره در دامان استبداد پناه می برد. اما ، از برادر ، صورت باز می گرداند . زیرا از این ناحیه ، سیلی ها خورده است . دوستان : زخم ما در همین ناحیت است که " باید " التیام بخشیده شود ؛ ور نه ، تباه خواهیم شد ! استبداد ، هر موقع ، نیاز مند بوده است ؛ در میدان قوچ جنگی ، هزاره و تاجیک را به فرق به جنگ هم انداخته است . ما خون هم به زمین ریخته ایم و استبداد پایه های دیکتاتوری تحکیم نموده است . . . و امروز اگر ( میر احمد) از اتحاد بدون درنگ و بدون قید شرط هزاره و تاجیک حرفی به میان می آورد ، تعداد هزاره خرفت تر از خرفت ، میخواهند ، زبان از کام اش بدر آورند . برای باز گشت به عظمت گذشته ، یگانه آلترناتیو ، اتحاد بلا درنگ فرزندان فارس است و بس ! اگر هم حرفی از فدرالیزم در میان باشد ، متحد بودن ما یک امر الزام ی و حیاتی به شمار میرود !در غیر ان در میدان سیاست ، باز هم باخت با ما خواهد بود . و در صورت عدم چنین امر ، هزاره ها بیش از همه اسیب خواهند دید . هزاره ، تاجیک ! فارسی افتخار مشترک ما است . فارس ، خانه مشترک ما؛ هویت مشترک ما ، اصالت مشترک ما و نجات مشترک ما می باشد . ستــــــــم ؛ درد مشـــــــــترکــــــ مـــــــــا ؛ و، خــــراســــــــان خــــــــــــــانه مشترک ما می باشد اتحاد و درک نمودن همدیگر ، نجات مشترک ما است . گر چند میدانم ! لبه تیز استبداد، همواره معمولا متوجه هزاره ها بوده است . اما تاجیک نیز هر چند گاهی ، به تاراج رفته است . و ، از همه مهتر سقوط کشور و جامعه در یک قهقرا فاجعه آمیز، می باشد . یگانه آلترناتیو اتحاد و نجات سرزمین خراسان بزرگ ، موجودیت قشر نخبه روشنفکر ی این جامعه است و بس . از اندرون این قشر باید همت کنند و درفش کاویان بر افرازند و رهبریت واحد ، به معرفی گیرند . انگاه مطمئنم که افغانستان به سوی بالنده گی و سعادت برای همگان رهنمون خواهد گردید . بزرگان نوابغ زبان فارسی را که هم چون اخگر های بیشمار در دل آسمان تاریخ بشریت می درخشند ، این گوهر های تابناک ، اگر از هر ملیتی ( تاجیک و یا هزاره ) گرفته شوند ، ان ملیت یتیم تر از هر یتیمی بد بخت ، بی هویت ، بد شکل و بد قواره خواهند گردید و عریان خواهند شد . و این میراث عظیم فرهنگی افتخار مشترک ما است و جهت اتحاد ما فوندانسیون ها زیادی وجود دارد که ، باید جستجو شوند دیر گاهی است که ، قامت خراسان درهم شکسته است . خداوندا ؛ تهمتن رستم دیگری در این بادیه !! دیر گاهی است که ، البرز لانه جغد های شب گردیده ، و کفتار ها بر ان یورش آورده اند . خداوندا ؛ آرش کمان گیری و دلاور کمان کشی ! دیر گاهی است که ، هرچند گاهی در زیر سم یورش کرگدن ها داریم لگد مال میشویم . خداوندا همتی و شعوری و... دیر گاهی است که ، عیار گردن کشی و دلاور سر فرازی از این خطه قامت بر نه افراخته است ؛ یاران همتی !
نوشته شده توسط میر احمد لومانی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|