تبليغاتX
... جاغوری یک - تأملی در جغرافیای تاریخی غور - پشین
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
خانه آرشیو عناوین مطالب سایت ارسال مطالب و تماس باما آخرین فیلم و ویدیو RSS
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
...
تأملی در جغرافیای تاریخی غور - پشین
موضوع: افغانستان چهارشنبه پنجم خرداد 1389 20:14
             تأملی در جغرافیای تاریخی غور؛ پشین

بخش ­های پیشین این نوشته با عنوان «تأملی در هزارستان شناسی» منتشر شده است که ریشه­ های تاریخی سرزمین هزاره نشین را -برای دست­یابی به حقیقت تاریخی و هویت واقعی هزاره ­ها- بررسی می­ کند. اما نویسنده در ادامه­ ی مسیر به این نتیجه رسیده است که هزاره­ شناسی راه بی­راهه­ ای را پیموده که اضافه کردن واژه­ های جدیدی مانند «هزارستان» این مسیر را با ابهام بیشتری مواجه خواهد کرد. سرزمین  هزاره­ ها در ادوار تاریخی أئیران وئیجه، زابلستان، غور و هزاره جات یاد شده است. واژه­ ی هزارستان جدید است که ریشه تاریخی ندارد. این سرزمین در تاریخ هزاره اخیر به «غور» و «غرجستان» معروف است. به همین دلیل عنوان اصلی نوشته به «تأملی در جغرافیای غور» تغییر نام یافت.

قصد این نوشته معرفی سرزمین­ های هزاره نشین نیست، بلکه تلاشی برای یافتن ریشه­ های تاریخی این سرزمین­ ها و هویت شناسی باشندگان آن است. این قلم در این نوشتار سراغ مناطقی را گرفته است که ارتباط روشن تاریخی با گذشته­ ی تاریخی باشندگان آن دارد. برای آن که بدانیم سرزمین تاریخی «پشین» در کجا واقع شده و پیوست تاریخی به چه تمدن و مردمی دارد؛ نا گزیر، سرزمین «پشی» کنونی را معرفی می­کنم. پیش از همه، دو نکته­ی روش شناسی فهم و رمز گشایی کتاب­های تاریخی - به ویژه دوره­ی اسلامی- را یاد آوری می­کنم؛

 ۱-  به دلیل آن در گذشته حرف­های نوشتاری نقطه نداشته، حرف­هایی که شبیه همند و تنها از روی نقطه شناخته می­شوند؛ اشتباه می­شده و به همین دلیل نوشته­های قدیمی دارای چند احتمال ذکر شده است.

۲ - با تسلط عرب­ ها و عربی نویس­ ها؛ بسیاری از واژه­ های دری، که دارای حروفی بوده­ اند که در زبان عربی نیست؛ آن را به گویش و تلفظ عربی آن نوشته­ اند؛ مثلا حرف «پ» را «ب»؛ حرف «چ» را «ج»؛ حرف «گ» را «ج» و حرف «ژ» را «ز» نوشته­ اند. مثلا: منظقه ­ی «پشین» تاریخی را «بشین»؛ منطقه­ ی «پُشت» را «بُست»؛ نام «کی­ پشین» را «کی­ بشین»؛ و.... نوشته ­اند. بدون توجه به این نکات ریز و ظریف نمی­توان حقایق تاریخی را فهم و کشف کرد.

معرفی مختصری از منطقه­ ی کنونی پشین:

این منطقه در اصطلاح مردم محلی به صورت «پشی» گفته و نوشته می­شود؛ اما به استنباط من، این منطقه، نام تاریخی ولایت «پشین» تاریخی را در خود محفوظ داشته و بخش کوچک شده­ی همان ولایت «پشین» و یا به تعبیر عربی نویسان، «بشین » است. مردم این منطقه از نظر قومی، از قوم جاغوری و در کل، زیر مجموعه­ی قوم «دای میرکشه» هستند اما از نظر اداری، مربوظ به ولسوالی «مالستان» است.

حدود جغرافیایی این منطقه در نوشته­ی یکی از اهالی آن چنین آمده است: «منطقه "پشی" از سمت مشرق از سلسله کوه­هـای چهل بـاغتوی پشی و چهل بـاغتوی اوقی، مشرف به قريه­ی چهل دختران المیتو و دهن دوره از توابع ولسوای جاغوری، و از سمت شمال ازسلسله کوه­های مرآدينه و زردگ مربوطه ولسوالی مالستان، و پيیگ ازتـوابع ورازگان خاص، و از غرب متصل به منطقه شيرداغ، چوره، سلسله کوه­های جاغ، خيرو؛ ازتوابع ولسوای مالستان. ازسمت جنوب امتداد پيدا می­کند به دره رودبار غوغه، ايچه و سلسله کوه­های مرتفع آن از توابع ولسوای جاغوری. منطقه"پشی" از نظرتشکيلات اداری در زمان­های قبل مربوط به مرکز جاغوری بوده، ولی در تشکیلات اخير حکومت ظاهر شاه، از نظر بست اداری، مربوط بـه ولسوای مـالستان گردیده است. مرکز"پشی"(جاکه) تا مرکز ولسوای مالستان(مرادینه) 30 کيلو متر فاصله دارد، و از مرکز ولسوالی جاغوری (سنگ­ماشه) 39 کیلو متر فاصله دارد.  منطقه "پشی" در نقشه به شکل  ذوذ نقه مانند واقع شده است، کـه طـول آن تقريباً 55 کيلو متر می­باشد.»

پشین/ بشین/ابشین/ افشین/ نشین/ بشیر/ پشی

این کلمه در متون تاریخی به صورت­های گوناگون ثبت شده است. به دلیل همان مشکل بی نقطق بودن حرف­ها و نیز عربی نویسی نویسندگان آن روزگار، واژه­ی «پشین»، «بشین»  ثبت شده است.

در متون تاریخی، دو ولایت برای غرجستان ذکر شده، یکی سورمین و دیگری «بشین». به دلیل این که آن زمان حروف نقطه نداشته­اند و نیز به دلیل آن که صنعت چاپ گسترش نداشته؛ واژه­های بسیاری با این مشکل موجه شده است.

در باره­ی املای درست  «پشین» یا «بشین»، با همه­ی اختلافاتی که ذکر شده، یک نکته روشن است و آن غرجستانی بودن و هزاره نشین بودن آن است. این نکته از آن جهت ذکر شد که در صحبت­های شفاهی، دوستانی، پشین تاریخی را با منطقه­ی «پیشین» اشتباه می­گرفته و بر من خرده می­گرفتند. آقای عبدالحی حبیبی در حاشه­ی کتاب ارزشمند ظبقات ناصری، اختلاف املایی این کلمه را یاد آور شده است: «مخفى نماند: كه در نسخه مطبوع مسالك الممالك اصطخرى (ليدن ص 271) در متن نشين و سورمين طبع گرديده و در حاشيه از روى نسخ مقدسى و ابن اثير و قزوينى اشكال مختلف كلمتين از قبيل (سير، افشين، شمن، بشين، اسين، بشير، ابشين، انستن، سين، و سورمين، شورمين) ضبط گرديده است» (طبقات‏ناصرى،ج‏2،ص:379)

کلمه­ی پشین، در ادبیات گفتاری هزاره­ها، پشی گفته می­شود. در لهجه­ی هزاره­ها واژه­هایی که به «ی» و «ن»(ین) پایان می­یابد؛ «نون» آن حذف می­شود، مانند: زمین= زمی؛ پیشین= پیشی(نماز پیشین= نماز پیشی)؛ پسین= پسی؛ نگین= نگی؛ آگین= آگی، سرگین= سرگی؛ دوربین= دوربی؛

پشین در متون تاریخی

مقدسی:

شمس الدين ابو عبد الله محمد بن احمد بن ابى بكر بناء شامى مقدسى (بدون تشديد با تخفيف دال) بيارى؛ نویسنده­ی كتاب جغرافياىی «احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم» در اواخر قرن چهارم هجرى (دهم ميلادى) است كه آن­را در سال 375 هجرى تأليف كرده در باره­ی ولایت «بشین» می­نویسد:

«و هي [غرجستان] ناحية واسعة كثيرة القرى بها عشرة منابر اجلّها ابشين [6] و فيها مستقرّ الشاريّين» (مقدسی؛  احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، ص 309)                     

نویسنده­ی گوزگانی «حدودالعالم»:

بشین (ب َ) قصبه­ی ناحیت غرجستان است به خراسان. (حدود العالم : 30، 44، 93 و 95)

اصطخرى:

 «غرج الشار دو شهر دارد؛ نشين و سورمين» (الاصطخرى ص 272)

ياقوت:

 «به قول اصطخرى غرج دو شهر داشت، يكى بشين و دوم سورمين (معجم البلدان، ج 6: 277)

ناصر خسرو :

 ناصر خسرو  قباديانى متوفى 481 هجری، نام بشين را با شار، پادشاه آن چنين آورده است:

استاده به باميان شيرى  ......  بنشسته به عز، در بشين، شارى‏ (ديوان: 468)

 موقعیت جغرافیایی پشین

در کتاب­های تاریخی به حدود جغرافیایی بشین نیز اشره شده است که تا حدودی می­توان با اطمینان بیشتری موقعیت کنونی آن را تشخیص داد.

در برخی منابع، بشین را در غرب جوزجان ذکر کرده؛ اما آقای حبیبی، به نظر می­رسد به اشتباه، «بشین» را مربوط به جوزجان دانسته است. من تا کنون از وجود منطقه­ای به نام «بشین» در جوزجان آگاهی نیافته­ام.

در حدود العالم، در باره­ی جغرافیای گوزگانى آمده است: «گوزگانان ناحيتى است آبادان و با نعمت بسيار و با داد و عدل، تا به حدود باميان، و جنوب وى آخر غور است، و حد بُست. و مغرب وى حدود غرجستان است و قصبه بشين است، تا به حدود مرو، و شمال وى حدود جيحون است، و پادشاى اين ناحيت از ملوك اطراف است اندر خراسان او را ملك گوزگان خوانند، و از اولاد افريدون است» (طبقات‏ناصرى،ج‏2: 226) پشین کنونی نیز جزو غرجستان تاریخی و در غرب گوزگان موقعیت دارد. 

در برخی از منابع بشین را در مسیر «مرو رود» دانسته که با منطقه­ی «پشین» مورد بحث ما تطبیق ندارد؛ اصطخرى گويد: «غرج الشار دو شهر دارد؛ نشين و سورمين كه در بزرگى بهم نزديكند و در ان جائى براى سلطان نيست. و شار كه مملكت بدو منسوب است در قريه‏اى نشيند بر كوه بلكيان (بكنكان، بلكتان، بليكان) و هر دو شهر آب­هاى روان دارند، و از نشين برنج خيزد، كه به بلاد ديگر برند، و از سورمين مويز زياد، و بين نشين و دره مرورود يك مرحله است، و از نشين تا سورمين نيز يك مرحله است به طرف جنوب در كوه، و آب مرو از نشين مروالرود آيد» (الاصطخرى: 272)   

اما آن چه در منابع تاریخی تصریح شده؛ بشین را شهری در غزنین دانسته است که با منطقه­ی «پشین» کنونی در اولسوالی مالستان مطابقت دارد و در غزنین منطقه­ی دیگری به نام وجود ندارد. مقدسی در سال 375 هجری نوشته است: «ابشين حضرة الشار و مدينة بغزنين» ( احسن‏التقاسيم،ص:26). ممکن است، دو منطقه به نام بشین وجود داشته است.

پیوست تاریخی پشین

به نظر نویسنده، گونه­ی درست «بشین» تاریخی غرجستان، «پشین» است که در موج عربی نویسی و با کم دقتی، این نام تحریف اجباری شده است؛ یعنی منظور شان همان «پ» سه نقطه بوده؛ اما زبان عربی قابلیت ثبت آن را نداشته و بعدها، دری نویسان، آن را به گونه­ی عربی آن ثبت کرده­اند که نمونه­های فروانی از این دست وجود دارد؛ مانند آن که گوزگان را عربی نویسان جوزجان نوشتند و ما تا کنون آن را به گونه­ی عربی آن می­شناسیم؛ پمنطقه­ی تاریخی «پُشت» غرجستان را «بست» نوشتند و اکنون کمتر کسی از ریشه­ی آن خبر دارد؛ گرگان را جرجان کردند و....

ریشه ­ی تاریخی  و نسبت این واژه به «کی پشین» بر می­گردد که «پشین یا کی پشین» فرزند کی­قباد، از شاهان کیانی نیز هم به گونه­ی «پشین» و هم به گونه­ی «بشین» ثبت شده است.

«پشین»(پ َ ) (اِخ ) نام پسر بزرگ کی­قباد است و سهراب و لهراسب پسران اویند و بعضی گویند پسر سومین کی­قباد است. (برهان قاطع). نام پسر کی­قباد که «کی­پشین» گویند. (فرهنگ رشیدی ). نام پسر سوم کیقباد برادر خرد کیکاوس که لهراسب پدر گشتاسب پسر اوست . (فرهنگ سروری)
پشین بود از تخمه­ی کی­قباد
خردمند شاهی دلش پر ز داد
.(دهخدا، ذیل واژه پشین)

«کی پشین» ( ک َ پ َ ) (اِخ ) نام یکی از چهار پسر کی­قباد است ، و به جای بای فارسی نون مکسور هم به نظر آمده است(برهان ) (آنندراج ). نام پسر سوم از چهار پسر کی­قباد. (ناظم الاطباء). در اوستا، کوپیشینه  . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
کنون از بزرگان زنی برگزین
نگه کن پس پرده­ی «کی پشین» - فردوسی
.

نخستین چو کاوس با آفرین
کی آرش دوم بد، سوم «کی پشین» - فردوسی
.


اگر پیشکین برنویسند راست
بود کی پشین حرف بر وی گواست
سزد گر بود نام او «کی پشین»
که هم کی نشان است و هم کی نشین .- نظامی

 (اقبالنامه چ وحید ص 11؛ یشت­ها تألیف پورداود صص 224 - 226 )

 «کی نشین» (ک َ / ک ِ ن ِ ] (نف مرکب ) آن که بر جای کیان نشیند. آن­که جانشین شاهان بزرگ است:
سزد گر بود نام او «کی پشین»
که هم «کی نشان» است و هم «کی نشین»
.

«کی نشین»(ک َ / ک ِ ن ِ ) (اِخ ) مصحف کی پشین است . (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی تألیف معین ص 352). رجوع به کی پشین شود.

 «بشین» ( ب ِ) (اِخ ) نام پسر کی­قباد بوده و او را «کی بشین» نیز گفته اند. و اروند پسر او بود که پدر لهراسپ است . (انجمن آرا) (آنندراج ). نام پسر کی­قباد که کی بشین نیز گویند. (ناظم الاطبا)

بُد «اروند» از گوهر «کی بشین»
که خواندی پدر بر «بشین» آفرین

 همان گونه که دیدید؛ همان گونه که در ثبت «پشین/ بشین/ نشین و...» صورت­های گوناگونی وجود دارد؛ در ثبت واژه­ی «پشین/ بشین/ نشین/ کی پشین» نیز همان اختلافات آمده که تا حدی زیادی روشن می­کند که این دو واژه ریشه و قرابت تاریخی دارد. در پایان به این نکته تأکید می­کنم که پشین کنونی بخش کوچکی از بشین یا پشین تاریخی غرجستان است. من اصراری ندارم که بشین تاریخی همین منطقه باشد؛ تا زمانی که دلیل روشن تری یافت نشود؛ این نظر از قوت بیشتری برخوردار است. نکته­ی مهم پیوست تاریخی این منطقه و ریشه نام و این واژه به دوره­ی کیانی است که در نزدیکی همین منطقه؛ یعنی در «هژیرستان» ویرانه­ی قلعه­ی تاریخی «هژیر بن گودرز» وزیر کی­کاوس، از شاهان کیانی موجود است؛ در بخش «هژیرستان» در نوشته­ های پیشین آمده است.  

نوشته شده توسط مدیریت بخش المیتو - شوکت محمدی | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » جاغوری و یک بارندگی دیگر
  • » میهنم - رضا واثق - به یاد روزهای گذشته
  • » گرامیداشت ازسال 2012 (سال انرژی پایدار)
  • » ازکـــدام اصل ونسب:؟
  • » هفت‌خوان دختران غزنی تا رسیدن به مدرک دانشگاهی
  • » شعر( تهداب کج)
  • » مهره های سوخته
  • » داستان یتیم - قسمت بیست و یک!
  • » کویته: سه نفر هزاره در میکانگی رود به شهادت رسیدند
  • » طبل صلح و جنگ از سوی ارگ نشینان همزمان نواخته میشود آیا مردم فراموش خواهند شد ؟
  • » بارندگی های چند روز اخیر در جاغوری
  • » کابل شهر پر از موانع رنگا رنگ ؟!!!
  • » نگرانی مردم از عرضه فیلم های خصوصی شان در بازار « علي آرش »
  • » آقای غند مشر محمد عیسی خان - 3
  • » داکتر سیما ثمر : گزارش صلح و آشتی تحریف نخواهد شد
  • » یک روز برفی در جاغوری از دریچه دوربین
  • » تجلیل از اربعین حضرت امام حسین (ع) در مسجد امام علی (ع)قریه سنگ سوراخ - جاغوری
  • » نشست بن گامی در راستای موفقیت!
  • » جوانمردی کشور جاپان در کمک به افغانستان هرگز فراموش نخواهد شد
  • » جاغوری در چهلمین روز اربعین حسینی با دومین برف باری سفید پوش شد .
  • » محمد حسین خان لوامشر - 2
  • » اعلام اسامی داوران افغانستانی و ایرانی ششمین جشنواره قند پارسی از سویی خانه ادبیات افغانسان
  • » از مقام علمی دکتر محمدسرور مولایی در ششمین جشنواره قند پارسی تجلیل می‌شود
  • » شعر (پدر ببخش مرا!)
  • » کابل با باریدن برف و باران نیز فضای برای تنفس ندارد .
  • » بپاس لطف دوستان محصوصا جناب آقای محمدی
  • » تصادف دردناک
  • » برگید اسحاق خان - 1
  • » بازگشت استبداد!
  • » اولین برف زمستانی جاغوری را سفید پوش کرد
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ...

    ...
    jaghori1.blogfa.com & Designer: موج سوم
    ... پایگاه اطلاع رسانی جاغوری
    بزرگترین مرجع وبلاگ نویساندریافت کد لودینگ برای وبلاگ
    ...