تبليغاتX
... جاغوری یک - ماهنامه پاتو - شماره دوازدهم 1 - جوزا 1389
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
خانه آرشیو عناوین مطالب سایت ارسال مطالب و تماس باما آخرین فیلم و ویدیو RSS
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
...
ماهنامه پاتو - شماره دوازدهم 1 - جوزا 1389
موضوع: پاطو شنبه یکم خرداد 1389 12:35

گپ اول

خشت اول گر نهد معمار کج       تا ثریا می رود دیوار کجماهنامه پاطو

احساس می کنیم  که در باغ ادبیات ما ادبیات کودکان و نوجوانان برگ و باری نداشته و ندارند و  بیشتر ادبیات بزرگان و کمتر ادبیات جوانان مورد توجه بوده است. و به سود کودکان و نوجوانان کار چندانی انجام نداده.  و فرهنگیان  همواره بر جبین بزرگان نگریسته و خیره شده اند نه در سیمای پاک کودکان و نیازهای معنوی آنان.  و خیلی ها کم برای اینان کسی شعر و قصه گفته اند.

باور داریم که عده ای  به اصطلاح  فرهنگیان صحبت با زبان کودکانه و عام فهم را مایه سرشکستگی خود دانسته و از آن به شدت جلوگیری می کنند. ا ز اینرو ست که بزرگان که از آن بالا بالا ها شعر ، سخنرانی ، موعضه و  قصه می راند و می سراید .  به دل کودک چنگ نمی زند. زیرا آنان میخواهد قصۀ های موش و گربه، پروانه ها، مرغها، اسپهای وحشی وبالدار، پریها (نماد نیکی) ودیو ها (نماد بدی) را بخواند وبشنود و از لابلای آنها برابر به ذوق و استعداد خویش رهنمونی گردد. کودکان ما  در گذشته در یک حالت مادونی و فرمانبرداری قرار داشته اند. آنان آداب بزرگان را در آماجگاه جانکاه چوب تر استاد و درس فرا گرفته اند وبه حفظ طوطی وار مقولات و تعاریف عربی وغیر عربی که هرگز روزنه یی به دنیای شناخت و احساس آناننداشت، پرداخته اند. چنانچه عقیده بر آن بوده  که :

چوب تر من به فدایت ز بهشت آمده ای      ز بر تربیت کودک زشت آمده ای.

 از همین روست که مدرسه ، مکتب ، و مسجد هیچگاه برای کودکان (حتا جوانان) جای مطلوب وخوشایند آموزشی نبوده است. و به گفتۀ خداوندگار بلخ:

میرود بچه به مکتب پیچ پیچ     چون ندید از مزد کار خویش هیچ  و نیز می دانیم که  با اندوه تا کنون نیز وضعیت تغیر زیاد نکرده و در بارۀ ادبیات کودکان و نوجوانان، کوششی گسترده و درخور به عمل نیامده است. جهان پیشرفته و مترقی امروزه در همه سطحها کارکرد های ارزنده یی به سود جامعۀ کودکان و نوجوانان انجام داده است. هرساله از طرف یونسکو در کشور های کم رشد، سیمینار هایی به نام تهیۀ مواد خواندنی برای کودکان و نوجوانان بر پا میگردد وکشور های جهان در زمینۀ چاپ و نشر ادبیات کودکان ونوجوانان کار کردهای خودشان را به نمایش میگذارند. ما گامی بسیار کوچک را برای سهیم ساختن کودکان جامعه د رعرصه معارف و  فرهنگ کشور برداشته ایم امید بر آنکه حق ولو کوچک از حقوق انها را ادا کرده باشیم. از آنجا که گام نخست است در خور تقدیر و شایسته بزرگداشت می دانیم و از کودکان و نوجوانان درخواست می نماییم که از کلیه مناطق جاغوری آثار خوب قلمی شان را به ادرس ماهنامه غنچه ها بفرستد تا با نام خود شان به نشربسپاریم. و از همه خوانندگان گرامی طالب همکاری هستیم زیرا برای کامیابی معنوی آنان بذری که امروز در نهاد آنان افشانده میشود فردا بارور میگردد. چه بهتر که برای پرورش سالم این نونهالان باغ هستی، سنجیده تر ودلسوزانه تر بکوشیم و آنان را برای پذیرایی فردای روشن وخالی از هر گونه ستم و فساد آماده سازیم.

انتخاب آگاهانه : حسین سرامد

مي‌دانيم كه اولاً یکی از مهمترين بحث ها در سياست بحث اعمال قدرت و كنترول آن به نفع مردم است و ثانياً منشأ قدرت نيز خواست و اراده‌ي مردم است و بايد مطابق با اراده‌ و خواست آن ها مورد استفاده قرار بگيرد. اين نكته عبارت از همان چیزی است که از آن با عنوان انساني ساختن سياست و قدرت یاد می شود. اگر سياست و قدرت انساني نشود مي‌تواند منجر به ظهور خطرناك‌ترين نظام های استبدادي شود و به سركوب حقوق و آزادي‌هاي مردم بپردازد. اين نكته بيانگر اين مسأله نیز است كه دموكراسي و مردمي ساختن قدرت و سياست خود يك اصل است، نه اين كه صرفاً ضرورتي باشد براي مسايل ديگر از قبيل عدالت و... مسأله‌ي ديگر اين است كه قدرت بايد توسط مراجع قانوني و مشخص مورد استفاده قرار بگيرد تا از تعدد مراجع قدرت و انارشیسم سیاسی جلوگيري شود و مردم بدانند كه در مقابل كدام مراجع مسئول اند و چه كساني حق دارند كه از قدرت استفاده كنند و هر مرجع مطابق قانون کدام مسئولیت ها را به دوشت دارد. همچنان نكته‌ي مرتبط با اين مسأله خلع مرجعيت قبلي قدرت سياسي و انتخاب مرجعيت جديد است. كسي كه اين مرجعيت را دارد بايد با اراده‌ي مردم انتخاب شود. از اين رو انتخابات به عنوان يك راهكار براي مردمي ساختن سياست و خلع مرجعيت قدرت و گزينش مرجعيت جديد يكي از مهمترين اصول سياست تأسيسي در جهان امروز است.

با اتکا بر نکات بالا انتخابات را بايد از موقف مردم نیز مورد توجه و ارزيابي قرار داد، زيرا بستر اصلي انتخابات مردم است؛ يعني مردم بايد با اشتراك فعالانه ی شان در انتخابات تصميم بگيرند كه قدرت را از مراجع قبلي منتقل سازند و مرجعیت تازه‌اي براي استفاده از قدرت برگزينند. با تكينه بر اين نكته بايد درنظر داشت كه آگاهي مردم از حقوق و نقش شان در معادلات سياسي و انتقال قدرت، و نيز حساسيت آنان در برابر سرنوشت شان بسيار مهم است، زيرا مردمي كه نتواند با اراده‌ و خواست آگاهانه‌ي خود در انتخابات شركت كنند اولاً ممكن است براي نقش شان هيچ اهميت قايل نباشند و ثانياً ممكن است انتخاب آنها دقيق نباشد و در اثر آن افراد ناشايسته در موقف استفاده و رهبری قدرت قرار بگيرند. در اين صورت انتخابات فقط در حد يك شكل دموكراتيك تنزل مي‌يابد و از ارزش و محتواي خود خالي مي‌شود و ماهيت اصلي خود را، كه همانا تمثيل خواست و اراده‌ی مردم است، از دست می دهد و در نتيجه نمي‌تواند اثر شايسته‌ي خود را براي ايجاد يك حكومت دموكراتيك و متعهد به خواست ها و حقوق و آزادی های مردم خلق كند. فراموش نكنيم كه انتخابات صرفاً يك مكانيسم و وسيله‌اي است براي دموكراتيك ساختن سياست و حكومت. روشن است كه در صورتي كه مردم نقش خود را در انتخابات آگاهانه بازي نكنند، سیاست نیز از انحصار افراد و حلقات خاص بیرون نخواهد شد و حکومت دموکراتیک نیز به وجود نخواهد آمد. در این صورت انتخابات، بدون نتیجه ی آن، هيچ ارزشي نمي‌تواند داشته باشد. باید توجه کرد که حکومت مثل چتری است که مردم بر فراز سر خود برمی افرازند و باید مردم از سایه ی آن مستفید شوند. در غیر آن حکومت با قدرتی که در اختیار خود دارد، صرفاً به سرکوب مردم خواهد پرداخت. بنابراین حکومت تبلور اراده ی مردم است که توسط انتخابات تحقق می یابد و دقیقاً متناسب است با سطح ظرفیت و آگاهی سیاسی مردم و حساسیت آنان در قبال سرنوشت سیاسی شان. از این جا می توان گفت که دموکراسی توسط مردمي ايجاد مي‌شود كه در انتخابات آگاهانه شركت كنند و پس از انتخابات نيز نقش حفاظت كننده‌ي خود را با حساسيت آگاهانه‌ي سياسي در قبال سرنوشت شان بازي كنند. و سياست نيز زماني مردمي مي‌شود كه مردم در فعالیت های سیاسی فعالانه شركت كنند. هرگاه مردم نتوانسته اند در انتخابات به خواسته‌های خود دست يابند، نسبت به روند انتخابات بدبين شده اند و در نتيجه به مجموع روند دموكراسي شك كرده اند، ولی باید در نظر داشت که انتخابات همان مکانیسمی است که مردم باید با اشتراک فعالانه در آن خود به ایجاد نظام دموکراسی شایسته ی شان اقدام کنند.

نكته‌ي مهم اينجاست كه مردم بايد خود به حمايت دموكراسي بپردازند. هرگاه مردم آگاهانه و هوشيارانه اين كار را انجام ندهند، روشن است كه دموكراسي بدون زمينه‌های اجتماعی خود به وجود نخواهد آمد و دوام نخواهد آورد. پس دموكراسي همواره با تصميم و انتخاب آگاهانه‌ي مردم به وجود مي‌آيد. از اين رو مي‌گويند كه دموكراسي مال مردمي است كه از نقش خود در سياست آگاهي دارند و همچنان به نقش خود احترام و ارزش قايل اند. با تكيه بر اين نكات مي‌توان به صورت مقايسه اي بررسي كرد كه مثلاً در آمريكا چرا دموكراسي قوام و قدرت بيشتر دارد تا در افغانستان؟ پاسخ اين سوال ما را به نقش مردم در دموكراسي آگاه‌تر خواهد ساخت.

 فساد اداری کاسه ی صبر مردم را لبریز کرده است.  

 گرد آورنده: فرهاد اخلاصی

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی                      بر آورند غلامان او درخت از بیخ         

 به نیم بیضه که سلطان ستم روا دارد                زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ

فساد اداري بحیث یک پدیده شوم  همزمان با ایجاد دولت ها بوجود آمده . و با وجود تلاشهاي پيگير مبني بر ايجاد موجودیت بیمه ها ، حقوق تقاعد ، تقسیم کار ، آگاهی اجتماعی ، نقش مطبوعات و مشارکت مردم ، فساد بطورکلی ریشه کن نگردیده است. و در هر كشوري به نام ها و روشهاي متعدد البته با شدت و حدت وجود داشته و دارند. درکشورهای جهان سوم که افغانستان جز آن است ، دامنه فساد و انواع آن با انگیزه و علل مختلف، بسیار زیاد ، گسترده گی دارد. زیرا عاملان برای تضمین آینده خویش با استفاده از عدم تطبیق قانون ، خلای مدیریت مسلکی ، عدم مجازات و مکافات ، نا کار آمد بودن ارگانهای عدلی و قضایی ، سطح پائین مشارکت مردم و تأثیر ناچیز مطبوعات و رسانه ها از یکجانب و کمبود پاسخگویی ، شفافیت ، خودکنترولی ، آموزش و غیره که فکتور های بازدارنده محسوب می شوند ، با فکر آرام به انواع فساد مبادرت می ورزند. و نيزاز لحاظ تاریخی افغانستان دارای فساد بوده است و مانند هر کشور دیگر شدت و حدت آن به عوامل فوق بسته گی داشته است. این امر در دوره های مختلف از سلطنت بابای ملت گرفته تا امروز به نحوی از انحا ادامه یافته وسیر نزولی  مقطعی وعموماً تکاملی را پیموده است . اما اراده دولتمردان و اداره کشور درتندی و کندی این پدیده نقش مهم ایفا نموده است . و اما امروز فساد اداری افغانستان از حد گذشته و به نقطه آخری اوج خود رسیده است. متأسفانه ارادهء لازم و کافی برای مهار کردن آن در همه استقامت ها وجود ندارد. بطور نمونه به گوشه هاي از فسادهاي اداري توجه تان را فرا مي خوانيم

1 – رشوت : امروزه شنیده می شود که تقریباً تمام ارگان های دولت در همه حالات به اخاذی های بزرگ درین عرصه مصروف و معروفند. 

2– اختلاس : دستبرد به دارایی عامه یا دولت به غرض استفاده شخصی و تحت تصرف قرار دادن آن یا خیانت در امانت مالی پولی ، اجناس و اماکن دولتی یا عامه. اختلاس بعد از رشوت درهمه جا عمومیت دارد.

 3 – فساد مالی : یک پروژهء یک میلیون دالری از طریق فروش دست به دست با آخرین فرد به دوصد هزار تقلیل می یابد. افغانستان درچند سال گذشته این نوع فساد را دوشادوش رشوت و اختلاس و گاه بیشتر از آن تجربه کرده است. ادارهء کشور از هر سه شکل فساد به شدت رنج میبرد. عقیده عمومی برآن است که بدون رشوت هیچ کاری صورت نمی پذیرد. و يك تزكره كه قرار است به 20 افغاني درست شود به 200 دالر ساخته مي شود. حتی گاه گاهی ادارات دولتی به همدیگر خاموشانه رشوت می پردازند. مظاهراختلاس نیزبه وضوح مشاهده می شود. تغییر در امانیک سطح زندگی برخی از ماموران بلند پایه به گونه غیر قابل تصور از رشوت ، اختلاس و فساد مالی پرده برمیدارد. مثال زنده آن شیرپور ، يا به گفته محترم رمضان بشر دوست شيرچور است كه در آن بلند منزل ها ، دکانها ، سرای ها، حسابات بانکی ، شرکت های تجارتی در داخل و خارج کشور است. هیچ مامور دولت ولو با کار طولانی از راه معاش که برای بخورونمیرکفایت نمیکند ، به چنین سرمایه ها رسیده نتوانسته است.    

4 – غصب: شکل دیگرفساد تصرف زورگویانه جایداد ها ،اموال، هزاران جریب زمین و باغهای مردم و همچنان ملکیت دولتی یا عامه است که با استفاده از قدرت و اشتراک مستقیم یا غیر مستقیم در حاکمیت عملی شده است . دادوفریاد مردم ازین ناحیه بلند گردیده و تقریباً هیچ اقدامی برای جلوگیری از آن صورت نگرفته است.

ج ـ  فساد اداری : بنظر میرسد این نوع فساد درسراسر ادارهء افغانستان سایه افگنده باشد. میخواهم در باره برخی از مهم ترین مظاهرآن مکث نمایم:  یکی دیگر از مظاهر فساد اداری ، خود بزرگ بینی مقامات است. اگر به وزارتخانه ها و ادارات افغانستان سری بزنیم مشاهده میکنیم که هر مسئول از 15 تا 160 نفر بادیگارد ، سکرتر و پیش خدمت دارد. چندین اتاق و دفتر را بنام های مختلف مصروف ساخته اند، درحالیکه چندمامور دریک دفتر غرفه مانند ، بدون تجهیزات گرم کن و سردکن به شیوه فلاکت بار کار می کنند. حتی ارتباط کاری بین مقامات بالایی و مامورین وجود ندارد. تمام امتیازات و سهولت ها بوسیلهء اقارب و نزدیکان افراد مسئول، بدون کوچک ترین تعلل آماده میشود.

  تجمل پرستی : فسادیکه تقریباً سراسر پیکر اداره افغانستان را فرا گرفته است ، تجمل پرستی است . هیچکسی درعمل به برخورد صرفه جویانه با بودجه ملی توجه ندارد. برعکس خریداری های تجملی ، تزئینی ، استفاده و فشار شخصی برای آماده ساختن موترهای لوکس و آخرین مودل به نوعی مسابقه بین مقامات حکومتی و دولتی افغانستان مبدل شده است. * بارها مشاهده شده  که با تبدیلی یک شخص به اداره دیگر یا ازیک ولایت به ولایت دیگر ، قطارهای طویل عراده جات برای مشایعت ترتیب گردیده است. گل آوردن های بی رویه و تبریکی دادن های نمایشی در برخی موارد تا یکماه و بیشتر از آن ادامه داشته است. قانونی وطرزسلوکی وجود ندارد تا ازضیاع وقت رسمی و مصارف پولی درین مورد جلوگیری کند. ای بسا که همچو مقامات تشریفاتی هیچ کاری انجام نمیدهند.  چیزدیگری که مایه تأثروتأسف است ، اجراأت برپایه اطلاعات ، سرگوشی ها وگزارشات غیر مستدل ، غرض آلود ، انتقام جویانه ، تخریبی و توطیه آمیز میباشد . دربسا موارد اطلاعات  وگزارشات با حقیقت قضایا منافات داشته اند. چاپلوس پروری ، استقلالیت ، تعقل و تدبیر را از میان برداشته و فضای اداره را مسموم میسازد.  اجراأت نمایشی برای به رخ کشیدن آمر با استفاده از دانش و مهارت زیرکانهء زیردستان  به هدف کسب قدرت و شهرت بیشتر در همه سطوح ، سلسله مراتب و وظیفه شناسی را محدود کرده است. مصروفیت مستقیم وغیر مستقیم مقامات دولتی مرکزوولایات در تجارت مواد مخدر . شنیده میشود که برخی از مسوولین به این تجارت دست دارند وسایل وامکانات حکومت را برای فراهم آوری تسهیلات درین تجارت استفاده میکنند ، زارعین را تشویق به کشت خشخاش نموده ، عشر وسهم خود را به زور اخذ مینمایند. یک فساد دیگر تشکیل حلقه ها

 ودایره ها ی ایدیالوژیک ، سمتی ،فامیلی وقومی درادارات دولتی است که هر صدای افشاگرانهء رشوت ، اختلاس وسوء استفاده را با سازماندهی  توطیه تفتین وبدنام سازی تهدید، تخویف و حتی برکناری ازوظیفه،درگلوخفه میسازد.

پس چه بايد كرد ؟؟؟ 
1 – آیا اداره اي و يا ارادهء همسان و محکم برای مهارساختن فساد وجود دارد؟ و اگر جواب منفي است بايد اين خلا‌ پر گردد.

2 ـ دومین گام اينست كه با مجازات قانونی  درباره آنانیکه بافساد سروکار دارند، برخورد شوند و باید بلادرنگ عملی شود. این امر باور روبه تنزل مردم را دربارهء حاکمیت تقویت می نماید. دست مفسدان از گلوی مردم كوتاه شود .

3 : تجمع چاپلوسان ، بلی قربان گویان بی ابتکار از اهمیت اداره و اداره کننده میکاهد. کارمند نقاد با ابتکار بمراتب از کار مند متملق بی ابتکار ترجیح دارد. به ترس از زیردستان آگاه خاتمه باید داد. آنها آگاهی و فهم خویش را برای دگرگونی و تغییر بکار میبرند. و به هر  نحوي ممكن با هر عمليه و واكسين بايد اين بيماري خانمانسوز را ريشه كن كنيم زيرا بدون از بین بردن و کاهش فساد ، بدون داشتن ادارهء سالم ، بدون طرح برنامه عاجل ، درین زمینه که تضمین بقای نظام و سلامت کشور بدان وابسته است ، باوجود نیت خیر کارگزاران ، توسعه اقتصادی و اجتماعی ، مردم سالاری و دموکراسی ناممکن است .

 مصاحبه ماهنامه پاتو ما مدیر آشیانه سمر - جاغوری

اقای محسنی خود را برای خوانندگان ماهنامه پاتو معرفی نمائید؟

اسم من عبدالحسن فرزند محمد ابراهیم و تخلص من محسنی است، از منطقه پاتو. فعلاً منحیث مدیر از  اواخر خزان سال 1388 در آشيانه  دخترانه (سمر) جاغوری ایفای وظیفه می نمایم.

آشيانه  (سمر) چه وقت وتوسط کی تاسیس گردیده است؟

آشيانه (سمر) با تلاش محترم داکتر صاحب سیما (سمر) در سال 2002 تهداب گزاری ، در سال 2003 تکمیل  و  رسماً فعالیت های عملی خو یش را در راه پذیریش کودکان بی سرپرست  از ولسوالی ها و ولایات مختلف اغاز نمود.

آشيانه  چه برنامه هاي را برای فرزندان جامعه روی دست دارد؟

آشيانه  های (سمر) در جاغوری برنامه های را که برای فرزندان جامعه روی دست دارند قرار شرح ذیل می  باشند:

1   اطفال آشيانه  که در سنین چهار رسیده باشند در کودکستان   تحت تعلیم و تربیه  گرفته می شوند واطفال که هفت ساله شده باشند در نزدیکترین مکاتب دولتی از طرف اداره آشيانه  معرفی شده وبه تحصیل ادامه می دهند. 

2   علاوه بر اینکه در مکتب درس می خوانند، در داخل آشيانه  نیز معلم دارند که به درسهای مکتب شان مطابق به تقسیم اوقات روزمره مکتب  کمک و رسیده گی می نمایند تا اینکه خوبتر و بهتر درس فرا گیرند.

3   کورس انگلیسی و کامپیوتر نیز در داخل آشيانه  توسط استادان که موظف هستند تدریس می گردند، علاوه  بر اینکه شاگردان در داخل اموزش می بینند در برون از آشيانه  نیز به درسهای مضامین ساینسی ،انگلیسی، ادبیات واشتراک در برنامه های راد یو جاغوری ، کلپ های ورزشی بیرون از آشيانه  برای سلامتی بدن و محافل که ازطرف مکاتب جهت تجلیل و بزرگداشت که از روز های ملی وفرهنگی بعمل می ایند اشتراک

می ورزند.

چه نوع افراد درآشيانه  ها پذیرفته می شوند؟

      شرایط پذیریش آشيانه  ها قرار شرح ذیل اند:

1    کودک بی سرپرست (یتیم) طفلی است که از اثر حوادث مختلفه، پدر و مادرش را از دست داده و فعلاًً بدون سر پرست بایکی از فامیل پدر و یا مادرش زنده گی می کند.

2    کودک بی سرپرست که به "اشیانه (سمر)"پذیرفته می شود دو الی دوازده ساله بوده که شامل پسر و دختر می با شند.

3    وارثین کودک بی سرپرست باید بادلایل منطقی و شواهد عینی ثابت کند که طفل واقعاً بی سرپرست بوده و فورمه ترتیب شده را با چند نفر از ریش سفیدان امضا نمایند. همچنان تصدیق اداره دولتی در منطقه،شرط می باشد.

4    وارثین طفل بی سرپرست از اغاز سپردن طفل به "آشيانه  (سمر) " به هیچ وجه نمی توانند طفل مذکور را بدون اجازه و موافقه دفتر "آشيانه  (سمر)" و موسسه شهدااز آشيانه  بیرون بکشد.

5    کودکی که شامل "آشيانه  (سمر)" می گردد، از نظر روانی و جسمی باید سالم باشد و یااینکه قابلیت تعلیم و تربیه را دارا باشد.

مسئو لیت آشيانه  در برابر اطفال چیست؟

     مسئولین موسسه شهدا طفل را که در "آشيانه  (سمر)" شامل نموده و مسئولیت ان راقرار ذیل بدوش دارد:

1   این اداره توسط کارمندان زن و مرد طور بیست و چهارساعته در خدمت اطفال شامل در "آشيانه  (سمر)" بوده ومسئو لیت پیشبرد تربیه و تعلیم اطفال را بعهده دارد.

 2  یک اتاق برای هر هفت طفل اختصاص داده شده و یک زن که حیثیت مادر را دارد از هر 7 طفل به طور شبانه روزی  مراقبت می نماید و هم پاسخگوی کل نیازهای فردی، تربیتی و تعلیمی اطفال در داخل "آشيانه  (سمر)" می باشد.

3   موسسه شهدا از شروع تاریخ دخول کودک بی سرپرست به "آشيانه  (سمر)" تا زمان که طفل مذکور به خود متکی  نگردد، بطور حتم مساعدت و موظبت می نماید.

4   موسسه شهدا  تعلیم و تربیه سالم اطفال بی سرپرست شامل در "آشيانه  (سمر) " را طبق پرو گدام تعین شده بعهده دارد.

5   موسسه شهدا مسئولیت اعاشه، اباطه و تداوی اطفال شامل در "آشيانه  (سمر)"را بدوش دارد. دروازه ای  آشيانه  های (سمر) بروی اطفال که دارای شرایط  فوق الذکر هستند باز بوده و همیشه به اغوش گرم از ایشان استقبال خواهندنمود.

در مجموع چند نفر دراین جا زندگی می نمایند؟

نا گفته نباید گذاشت که در جاغوری دو باب آشيانه  یکی آشيانه   دخترانه است که تعداد پنجاه نفررا دارد، ودیگرآشيانه  پسرانه است که تعداد شصت وپنج نفر هستند.

از وضعیت اطفال در آشيانه  تا چه اندازه راضی هستید؟

من از وضعیت اطفال در آشيانه  کاملاًراضی هستم، چون شرایط که برای رشد استعداد های  اطفال در آشيانه   موجود هستند شا ید برای طبقه سرمایه دار مردم جاغوری موجود نباشند و در واقع هم نیست ، چون اطفال در آشيانه  از نظر تعلیم وتربیه ،امکانات رفاهی ،رهایشی واز نگاهی مواد غذایی کاملاًً در وضعیت خیلی خوب قرار دارند.

آشيانه  تا چه اندازه زمینه رشد تربیتی وتعلیمی  را برای اطفال بی سرپرست با خود دارد؟

آشيانه  که در صدر ان موسسه شهدامی با شد، زمینه رشد استعدادهای اطفال وطن را از ابتدا گرفته الی صنف دوازده و دوره ای دانشگاه (تا متکی شدن به خود) را به عهده دارد. سال گذشته آشيانه  پسرانه (سمر) جاغوری شخصی بنام حبیب را از لیسه عبدالعفورسلطانی فارغ تحصیل داشته که در رشته حقوق کامیاب و فعلا ًدر دانشگاه مرکزی کابل مشغول تحصیل هست که مصارف ومخارج ان را موسسه محترم شهدا ازاول(شمولیتش در آشيانه ) تا حالا بدوش داشته است.

پیام شما برای خوانندگان چیست؟

پیام من برای خوانندگان عزیز ماهنامه پاتو اینست که همه ما و شما بیایید که تلاش نمایم ، خویشن را در سفره ای اعمال خیر شریک ساخته و در زمره ای خیر خواهان جامعه قرار داده وبه اندازه ای توان خویش به دیگران نیز  توانایی بخشیم وجامعه ای خویش را از فلاکت زدگی و بدبختی نجات دهیم واز آز وطمع دست برداریم.

 کاندیدا دریک صف واحد:

خادم حسین احمدی خبرنگار رادیو جاغوری

جامعه تحت حاکمیت مناسبات احتماعی و پیوندهای قومی و در راس آن اربابان و متنفذین قوم سالار درعرصه پزیرش سیاست و حکومت دموکراتیک ، عدالت در حاکمیت قانون و شخصیت قانون . تطبیق اندیشه های کهن ، جامعه ایده آل و باور مندی به خرافه های اجتماعی، نگرشی و بازتاب دهنده دوران سرد قبایلی و ملک الطوایفی و طبقه اشرافیت در دوره های تاریخ است.

اما جوامع که دارای چهره حقیقی نظام دموکراتیک و مردم سالار است همیشه از قید زد و بند های قومی و گرایشات منطقوی و سمتی که در واقع یکبار عوامل شکست خوردگی و عقب مانی افراد آن جامعه در تمام عرصه ها می باشد رهایی داشته بدون در نطرداشت تصمیم گیریهای ارباب مدارانه و خواست های قدرت طلبانه زمنیه را جهت رشد و شکوفایی و با بدست گرفتن اوضاع اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی مبتنی بر منافع مردم ، هرنوع سو استفاده  سیاسی را که منافع شخصی یاقوم خاص در آن نهفته باشد با خط بطلان مردود واعلام می دارد و در تامین ایجاد عدالت و اصل شایسته سالاری هوشیارانه و منطقی همراه با اصول نظام دموکراسی و اندیشه های علمی تحقیقی و پژوهشی برمنافع مردم مشروعیت می بخشیدندو تمام موانع را از سر راه بر میدارد و در مصونیت حقوق و امتیازات بشری بیشتر اعمال نفوذ می نماید و این مساله خود تحقق بخشیدن افکار نو اجتماعی مردم در روابط سیاسی می باشد. اما جای تاسف اینجاست که مردم ما تا کنون د رگرداب قومی و ارجحیت خویشاوندی یا ارباب سالاری می چرخند. که نه غرق می شوند و نه نجات میابند . چون سنگ آسیاب میخکوب می نمایند و گاهی با فشار تند و تیز آبها در حرکت دوره خویش را آغاز میکند . با گذشت زمان و دوره های تاریخی مصونیت مردم باردگر مساله جنجال بر انگیز انتخابات پارلمانی ، تعدد کاندیدا بازی باسرنوشت مردم را آغاز می کنند. و چهره های برخواسته از میان توده ها در برابر گرایش های قومی و مصلحت های مدبرانه خویش سر از بالین خواب برداشته و یکسو د ربرابر هم صف آرایی کردند و در تنگنایی زندگی سیاسی مردم کاروان بستند. و این برماست که این کاروان را صف شکنی کنیم و از آن در بهبود وضعیت و شناخت شخصیت های آگاه ، روشن ، متعهد و مسوول که مافوق دگران باشند با یک گزینش برتربینی متمایز سازیم

شرط اساسی در موفقیت مردم هوشیاری و آگاهی مردم است.

ما می توانیم که کاندیداتوران انتخابات پارلمانی را به چند دسته تقسیم نماییم و جایگاه هریک را با مطالعات دقیق فکری ارزیابی کنیم.

1: یک دسته کاندیدا از جایگاه خاص اجتماعی، علمی، سیاسی و مسوولیت پزیری برخوردارند و آنان کسانی اند که به واقعیت امر برخواسته از درون خودش و مردم و جامعه است. و آنان مشکلات اجتماعی را در نظر گرفته و با درنظر داشت اوضاع سیاسی و بادرک و احساس درد مردم جهت خدمت بهترحرکتش را آغاز کرده و می خواهد که متعهدانه در برابر مردم خود ادای مسولیت نمایند و نظارت جدی در کارکردهای حکومت داشته باشند

2: دسته دوم کاندیدان اند که بخاطر شهرت طلبی و خود خواهی خویش سراز پا نشناخته و در برابر مرم خود را قد علم کرده  تا آنکه وا نمود  کند که دارای شخصیت فکری هستو این دسته د رانحصار خود باوری مفرط قرار دارد. که فقط د رپراکنده گی و از هم گسیختگی آرایی مردم نقش خوب می داشته باشد.

3: دسته سوم کسانی اند که هوای دالر بسر دارند و بدور از هرگونه اندیشه ، درد و درک . فقط همانا بخاطر تخیلات نافرجام اقتصادی سر از دنیای فقر برداشته و باچهره حق به جانب خود و کج اندیشی خرافی خود را رقبای سیاسی تلقی می کنند و در فروپاشی نظام اجتماعی سهم خودش را ایفا مینمایند.

4: دسته چهارم کاندیدان هستند که بر اساس علایق قومی و به خواست اربابان و تبعیضات قومی و قولی و نگرشی بر طبقات اجتماعی ، سخت در حسادت با دگران و افراد فرصت طلب میکوشند حضورشان را در میدان سیاست به عنوان انسانهای وابسته به یک ملیت واحد و سردمدار ثابت نگهدارند . هرچند از منافع کل حرف می زند اما در درون آلوده و در میان آتش سوزناک درون فرومایه شان می سوزند چشم شان کور و با دنیای از غرور و حس خودخواهی مرموزانه سنگ ناامیدی به سینه دگران می کوبد.

5: و اما دسته پنجم آنعده از کاندیدان فریب خورده و بی خبر اند که هیج نمی دانند که چگونه با سرنوشت مردم شان بازی می کنند . تیشه جفا را به دست گرفته و بی خبرانه به ریشه خود می زنند. و با قطع این ریشه ها ضربه مهلک و تاریخ بر پیکر نسل های آینده وارد می کنند. و عرصه مناسبات سیاسی را برتمام اقشار مردم تنگ می سازد که نه خود می خواهد از این بحران نجات یابد و نه می خواهد دگران به قافله برسند. آنان کسانی اند که ابزار و آله دست بیگانگان قرارگرفته و تحت حمایت مستقیم حلقات سیاسی اند که نمی خواهند مردم ما وابستگی فکری داشته باشند.  در امور داخلی جامعه ما دخالت می کنند و با هر نیرنگ و دسیسه در همبستگی قوه های فکری مردم ما فاصله ایجاد می کند و بنام کاندیدا چالش بزرگ را براه می اندازد و آرای مردم را نه در داخل صندوق که درگرداب های وسوسه های شیطانی خویش فرو می برد. تا خود نظاره گر اعمال غیر انسانی شان باشند .

پس شما خواننده گرامی از این دسته ها کدام را انتخاب می نمایید؟ وظیفه وجدانی، ایمانی و سیاسی شما کدام را ایجاب می نماید؟ آیا به نظرشما شعار قومی ، قولی و دسته گی سردادن با منطق امروز همخوانی و سازگاری دارد؟ بیاییم ای هموطن گرامی! از این نوع جریانات غیر عاقلانه و غیر منصفانه دوری جسته و با جسارت و شجاعت بی نظیر و انقلابی اینبار جلو تاراج شدن و به یغما بردن آرای مردم وحاصلات خون شهدای ما را مردانه بگیریم و به کس فرصت جفا کردن به حقوق مردم را ندهیم و راه را برای نسل آینده این خطه و این سرزمین هموار سازیم

طرح نو  و ابتکار عملی تر

در راستای تقلیل کاندیدای انتخاباتی در جاغوري :    

   عزيزالله رحيمي 

باز انتخابات از راه رسید .  بازم  جریان های فکری و تبلیغاتی  به کار افتاد  وانگهی  درد های مردم نمایان  شد . داغ انتخابات چند سال گذشته تازه گشت . چند روزی نیست که پروسه ارايه معلومات در مورد روند ثبت نام کانديدان انتخابات ولسی جرگه آغاز شده ولی هرچه  زمان  به انتخابات نزدیک می شود به همان اندازه  حرف حدیث و تب تاب انتخابات  در همه محافل بیش و بیشتر می شود . سخن این است که چه باید کرد تا یک انتخابات سالم و درست داشته باشیم  که بتوانیم کاندیدهای مورد نظر خود را با توجه به تناسب جمعیت  روانه پارلمان کنیم؟  اولین چیزی که به ذهن می رسد تقلیل کاندیدها است که کاندیدها باید  تقلیل شوند این حرف همه و نیز درد همه است .  ولی هیچ گونه راه حل مناسب که بتواند پاسخ گوی این مشکل باشد ارائه نشده است .  درعین حال هر طرح در جامعه عقب نگهداشته شده مثل افغانستان طبیعی است  که به این آسانی که معمولا مطرح می شود قابل اجرا نمی باشد. ولی در عین حال از میان آنها می شود طرح عملی تری را  گزینش کرد و آن را به مرحله ی  اجرا گذاشت . این بحث با توجه به اهمیت شان خوش بختانه به مناسبتهای انتخاباتی  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شده  و دیدگاهی متفاوت در این زمینه مطرح گردیده که قابل تامل است  .  دیدگاه ها را در یک تقسیم به دو بخش  می توان تقسیم کرد :

نظريه اول : دیدگاه آرمانی نسبت به این قضیه :  یکی از دیدگاه های  مطرح شده این است که : ما باید شایسته سالاری در پیش بگیریم  واقعا آنچه شایسته مردم است به پارلمان راه پیدا کند  و آن کس که شایستگی دارد باید به پارلمان برود .  خوب این نظر از لحاظ تئوری حرف ندارد  در جامعه پیشرفته  که توانسته است شایستگی هایش را نشان دهد حرفی نیست . لا اقل در حد حرف مشکلی ندارد  و امکان پیاده شدنش هم بعید نیست چون مردم آن سامان از جامعه شان و از مسایل درک بالایی دارند می تواند به شعارها امید وار بود که روزی شاید تحقق عملی نیز پیدا کنند .خوب ، این شایسته کی است ؟ وچه کسانی شایستگی آن را دارند ؟  اول کلام است . مشکل از همین جا شروع می شود.  چون جامعه عقب نگهداشته شده ، آن چنان رشد نکرده که بتواند به این سادگی  به آن دست پیدا کند . مردم به جای معیار های خاص برای این کار ، خود مبتکر معیار می شود  وهر یکی کاندیدای  خود را  شایسته این کار می داند .

نظریه دوم : این نظریه کامل و آرمانی نیست ولی عملی تر به حساب می اید : و آن این است  که کاندیدها بر اساس دسته ای که قبلا از طرف بعضی دوستان مطرح شد باید باشند. انتخاب کاندیدا  را بر اساس دسته در این راستا می توان ارزیابی کرد .

 ولی طرح مناسب و عملی تری مورد بحث است و  توضیح اینکه :

در جاغوری ، ما مناطق و اقوام داریم که می شود آنها  را  به دو دسته تقسیم کرد : یکی  اقوام هستند که به تنهایی می توانند یک نفر را به پارلمان بفرستند مثل برادران مسکه که گفته می شود دارای 12 هزار رای می باشد. در حال حاضر ما برای  برنده شدن یک کاندیدا به بیش از ده هزار رای احتیاج نداریم  . یادمان باشد که آقای علی زاده با هفت هزار رای  با اختلاف دو رای شکست خورد.  پس براورد  ده هزار رای برای موفقیت یک کاندید براورد بدی نیست .   دوستان و بزرگان مسکه می تواند با هماهنگی هایی  میان خود شان هر دوره یک نماینده از خود شان داشته باشند . وهم چنین  برادران وقی.  من آمار دقیق از برادران وقی ندارم ولی احتمالا بتواند یک نفر را به پارلمان بفرستند .  

دسته دیگراقوام هستند که به تنهایی نمی تواند افراد را روانه پارلمان کند  مثلا مثل برادران هیچه .  هیچه دارای بیش از سه هزار رای است  طبیعی است که با این رای نمیتواند افرادی  را مستقلا به پارلمان بفرستد . ولی به یقین  در کامیاب کردن یکی از کاندیدها می تواند نقشی اساسی را بازی کند. بابه  نیز با تفاوت هایی  همین رای را دارا می  باشد درپشی نیز وضعیت چنین است  . دهمرده نیز حالت مشابه ما را  دارد .

برای اجرای این کار ابتدا هرمنطقه در میان خود از طریق نماینده های قومی شان به توافق برسند که هرچه بزرگان نسبت به این مسئله به نتیجه رسیدند همان را به کار ببندد . دیگر هر کس حق ندارد بدون مشوره قومی کامپاین از کاندیدهای خاص در منطقه بیاورد و یا به آنها رای بدهند  .

ثانیا همین نماینده های قومی با چند مناطق دیگر به مشوره بنشیند تا بتواند آرای لازم را بدست آورد . در این طرح  تعمدا روی آمار وکارت های اخذ شده توجه جدی شود تا خدای نخواسته محاسبه ها غلط از آب در نیایند . با اجرای این طرح می توانیم از حداکثر ظرفیت های خود برای اعزام نماینده به پارلمان استفاده کنیم .

برای تعیین کاندیدا از بین کاندیداهای موتلفه موجود چند راه حل وجود دارد .

یکی قرعه  لکل امری  مشکل . اگر چند منطقه که باهم  ائتلاف کردند و همه شان کاندید دارند در این صورت قرعه برای دوره اول دوم سوم  الی ...  مشکل را حل خواهند کرد . قرعه برای بار اول به هرمنطقه اصابت کند در عوض نسبت به مناطق دیگر نماینده منتخب  محترم حتما از لحاظ خدماتی عنایت ویژه  برای مناطق دیگر خواهند داشت  و نیز سالهای آینده و دوره های آینده نماینده شورا های ولایتی از اقوام دیگر انتخاب شود این به صورتی باشد  که تناسب حفظ شود . در سال های آینده ودوره های آینده نیز به همین صورت پیش خواهند رفت .

 با این طرح  مناطقی که از افراد کمتر برخور دار است امید اینکه بعد از چند دوره نماینده خواهند داشت وجود دارد  .  در غیراین صورت باید همیشه  از حق نماینده محروم باشند  چون افراد کافی برای این کار ندارند . یاد تان باشد که اقوام دیگر به این سادگی رای خود را به مناطقی که از جهاتی از اقبالی کمتر برخوردار است نخواهند داد  این همان نکته است که به سادگی نمی توان از آن گذشت . این طرح با برادران که  دارای رای کامل می باشد هیچ منافات ندارد  . خوب اگر آنها نتواند در میان خود به توافق برسند مشکل خود شان است به کسی ارتباط ندارد .  ما با توجه با صحبت های  تلفنی که با بردران داخل نموده ایم این طرح را کارامد ترین طرح و عملی ترین طرح برای مناطق می دانیم  که افراد کم دارند.  از شانس بیشتری برخوردار نیستند .  با براورد هایی که  به عمل آماده، ما برای موفق نمودن یک نماینده با بیش از ده هزار رای احتیاج نداریم  حال باید بیبینم این ده هزار رای از ترکیب چند منطقه به وجود می آید . برای مثال  منطقه هیچه می تواند با منطقه بابه ومنطقه دهمرده  یک نفر را به پارلمان بفرستد . در صورت نیاز می تواند حلقه های کوچکتر را به خود شان ضمیمه کنند . اگرچه از دیدگاه آرمان گرایانه شاید زیاد طرح جالبی نباشد  ولی عملی ترین  راه برای تقلیل کاندیداها - به خصوص مناطقی که از اقبال بیشتر افراد بر خوردار نیست - می باشد.  این طرح را می توان یکی از راه حل های مناسب برای تقلیل کاندیدا دانست. من فکر می کنم دراین صورت هم نمایندگان در قبال افراد مشخص تری احساس مسئولیت  می کنند  وهم مردم نتیجه کار های خود را مشخص تر می بینند . و هم برای مردم ایجاد انگیزه می شود تا کاندیدا های  خود را به پارلمان بفرستند  ونیز در قبال آرای خود می تواند نماینده منتخب را در قبال کم کاری شان  به چالش بکشند و مورد بازخواست قرار دهند .  در عوض نماینده نیز احساس مسئولیت بیشتری خواهد کرد . بی شک این حرف آخر نیست و طرح اخرین نخواهد بود  دوستان که طرح کامل تری دارند ارائه نماید تا مورد استفاده قرار بگیرد و ما به یک جمع بندی مناسب تری برسم وآن را بکار بگیریم .  تا آن زمان و طرح دیگر خدا نگهدار شما دوستان عزیز . منتظر نظرات سازنده تان هستیم .

 

 کاندیدای شورا : استاد شهباز از لیسه نور

باز کاندیدای شورا جاغوری را پور کرد

عکسهایش جاغوری را بازهم پرنور کرد

 

وعده های پوج و خالی را به مردم می دهند

هریکی امید را از قلب مردم دور کرد

 

تابکی ای جاغوری همچون عروسک می شوی

هیج می دانی که حق را از دلت شفتور کرد

 

خوب دیدید جاغوری وکیل دیروزین خود

حق تان بردند و دزدیدند و آنرا چور کرد

 

گفته اند آزموده را هرچند آزمودن خطاست

دگر این مردم برایش وحدت خود جور کرد

 

باز فکر پارلمان کردی وکیل سابقه

مردم ما آن خیالت را دگر در گور کرد

 

بس کنید ای جاغوری یکتن شوید یک جان شوید

چشم تان را کینه های دسته بازی کور کرد.

 

جزام چیست؟ و چگونه علاج می گردد؟

قبل از پرداختن به جواب این سوال لازم است که معلومات چند در باره کلینک لیپکو- جاغوری خدمت شما داشته باشم طوریکه همه مردم عزیز ما اطلاع دارند کلینک صحی جذام و تبرکلوز ( سیل) موسسه لیپکو مدت 22 سال است که در ولسوالی جاغوری خدمت صادقانه خود را در مبارزه علیه جذام ، تبرکلوز و سایر امراض انجام داده است و تا به امروز ادامه دارد. که حدود 261 جذامی در این مرکز تداوی شده است . حال برای اطلاعات بیشتر خوانندگان محترم بهتر است این بیماری خطرناک جذام را معرفی نمایم.

اول جذام را باید بدانیم که چیست؟

و علت این مرض چیست؟  آیا این مرض قابل علاج است یا خیر؟

بسیاری مردم در باره جذام سوالات دارند . ما در این مقاله کوشش می کنیم که به آن سوالات جواب دهیم.

جذام یک بیماری مانند بیماری های دیگر مانند: محرقه ، سیل و سینه بغل که توسط میکروب بنام (( سیکوباکتریوم ))  لیپره یاد می شود. جذام عبارت از یک مرض مزمن، انتانی، و ساری می باشد. سرایت این مرض از طریق سرفه کردن و عطسه زدن شخصی مصاب به جذام صورت می گیرد. جذام قهر و غذب خداوندی نمی باشد که البته از بین بردن خوف وترس مردم ا زمرض جذام که فقط تنها میکروب می تواند سبب این  بیماری شود. جذام یکی از کمترین مرض های ساری می باشد. مرض جذام ساری بوده و هردو جنس مرد وزن را در هر سن و سال مصاب می سازد.

جزام کاملا قابل علاج بوده و این بیماری ارثی نیست. اگر یکی از والدین یا هردوی آن مصاب به جزام باشد می توان بچه ها و اولاد شان سالم و تندرست باشد.

اگر مرض جزام در مرحله اول بیماری به زودی زیر تداوی قرار نگیرد و مدت تعیین شده دوا بخورد بدون کدام بدشکلی صحتمند خواهد شد.

در کلینک لیپکو تشخیص و تداوی مرض جزام به طور رایگان بوده  و تداوی زودهنگام مانع انتشار مرض می گردد. و نیز تداوی مقدم مانع معیوبیت های فزیکی می شود. مریض تداوی شده زندگی عادی خود را به پیش برده می تواند . مریض جزام چه مرد و چه زن بطور معمول در جامعه کار کرده می تواند.

بیماری جزام چگونه تشخیص می شود؟

بیماری جزام دارای سه علامت است.

1: مریض جزام کسی است که یک یا چند لکه های جلدی که بطور واضح بدون فقدان احساس بوده و یک دوره ی مکمل تداوی را با

M D T تکمیل نکرده باشد.

علایم مرض جزام درهر حصه بدن می تواند نشان سفید رنگ، سرخ رنگ، و یا رنگ سیاه داشته هموار یا متبارز جلد باشد که لکه بدون خارش و سوزش معمولا بدون درد می باشد. و در آن حصه از بدن عرق ندارد ، مو ندارد و با کدام تداوی دیگر خوب نخواهد شد. در مرحله بعدی پوست بدن بزرک شده و نرمی گوش آماس و کلان خواهد شد. ابرو و یا قاشها از بین میرود.

علایم دیگر جزام عبارت است از :- برامدگی کوچک و یا نودول های همرنگ جلد و یا سرخ رنگ متبارز یا هموار که رنگ درخشان داشته و ضخیم شدن جلد بدون فقدان احساس .

2:دریافت یک عصب محیطی بصورت ضیاع حساسیت کلان و بزرک می شود حتی درد ناک می شود. و یا ضعیفی ولاغری عضلات دست ، پا و روی تظاهر مینماید

3: دریافت با سیل عامل سببی مرض در smear  جلد مثبت که توسط معاینه مایکروسکوپیک انجام داده می شود. هرگاه یکی از این علایم اصلی موجود باشد تشخیص جزام قطعی است.

از طرف اداره کلینک لیپکو - جاغوری

 

  ناقی ناق:   مبارکه

چند ساله مو و تو بی سر پنایی ناقی ناق
بی کس و بی همدل و بی آشنایی ناقی ناق


زیندگی ده مولگ دیگرو سر مو زیندونه اّلی
مو ده مولگ خود خو اّم بی ایتکایی ناقی ناق

ارکسی که دیل شی شود ده سر مو سرجورگر موشه
جیره خورا ره بیسه پوشت و پنایی ناقی ناق

بار نفع چن منافیق قومه جنگ دیلجی کیده
دیست ده جاغه قد خود و قد دیگرایی ناقی ناق

روزه ده بی باوری خو میثلی نیم شّو مونی
قیرو قیرو مونتظیر گصوبایی ناقی ناق

سرنوشت خو ره ده تاویذ و ده پال مالوم مونی
چیم ده رای مهدی و بال هومایی ناقی ناق

ار نفر که لونگی سر کد مو ده زو اسکر موشی
ناره ی الله و اکبر با خدایی ناقی ناق

خلقه از پیسایی دوزدی صد رقم بازی دیده
کور کیده.رایی سونی کرب وبلایی ناقی ناق

قد چینین فیکری عبث مو مولگ کی آباد موشه؟
جو فروش صادق گندوم نومایی ناقی ناق.

 

 نه سلامی نه کلامی: سید علی موسوی

تاشدم برگ از درخت امید

مرغک آرزو ز شاخه پرید

در تکاپوی، از درخت خیال

باغ شد سبز از گل نومید

سنگ افتاد در میانه آب

سایه ماه را زما دزدید

شورو شادی همه برفت از یاد

سالها انتظار یار کشید.

سفری ناگهان ز اینجا کرد

چشم ها را به جوی خون بکشید

نه پیام نکرد یاد ... از ما

یا که شاید سلام ما نرسید. 

بس تو با آسمان چه می گویی

آسمان هم حدیث کس نشنید.

 

 

 امام زمان ( عج) :  خاتمه یوسفی

امام مهربان ای نور هستی

زتو پاینده پابرجاست گیتی

 

دلم از عشق تو بی تاب گشته

جهان همچوسیاهی ناب گشته

 

همیشه بررهت گل می فشانم

به امید که دیدارت ببینم

 

دلم د ر انتظارت آب گشته

صدایم در گلو بی تاب گشته

 

تویی مهر و صفای زندگانی

طراوتهای خوبی می نمایی

 

یگانه پرتو نور الهی

عدالت را بعالم کی رسانی؟

 

اماما! این جهان ماتم گرفته

ستم این گیتی را یکدم گرفته

 

بیا که این جهان بر باد گشته

ستمگر ها همه دلشاد گشته

 

بیا عدل و عدالت را بیاور

زمین را پر نما از حکم داور

 

یوسفی عاشق روی تو ام من

به عشق روی ماهت زنده ام من

 

 

 ماهنامه غنچه ها را در ادامه مطلب بخوانید! 

    غنچه ها :ماهنامه ی تعلیمی ، هنری واجتماعی

ویژه : کودکان و نوجوانان

صاحب امتیاز:  مجمع فرهنگی نور

مدیرمســــول:   بنفشه هما

سردبــــــیر:  خاتمه یوسفی

هیات تحریر: پروین ، شمسیه، نسیمه بهار، صابره یاوری، صالحه نظری ، صالحه حسینی، اسحق علی احساس، محمد نسیم حیدری ، محمد رفیع، مرضیه نظری، مرضیه دانشور و ...

مراكز پخش: پاتو، دوكان علي اكبرمحسني؛ سنگماشه، كتاب و قرطاسيه فروشي مفيد ؛ انگوري، كتابفروشي آشنا.

حروف چین: محبوبه حیدری، صبورجان و لطیفه شیدا

همكاران انترنتي: حسن سحر ، محمد جلیل نایل و حسین نگاه

صـــفحه آرا:  استا د سحر .

چند نکته مهم برای نویسندگان محترم غنچه ها

1: خط شما باید تا  خوانا و زیبا نوشته شده باشد.

2: روی رسامی های تان نوشته نکنید و در پشتش مشکل نیست.

3: روی ورق A4 نوشته کنید نه کاغذ خیلی کوچک.

4: حتما در نوشته های تان نام خود ، نام پدر و صنف تان را بنویسید.

5: نوشته های به هیج وجه از کتاب های دیگران کاپی نشده باشد.

6: طنز ها  و فکاهیات تان خارج از چارچوب اخلاقی نباشد.

7: بیشتر آثار خوبتر، خواناتر و پرمحتوی تر زمینه نشر خواهد یافت.

 

توجه!

v     1:  ماهنامه پاتومطالب همه ی عزیزان را استقبال می نماید.

v     2:   درویرایش وپیرایش مطالب دست باز دارد

v   3:  نظریات مطرح شده الزاما دیدگاه نشریه نیست

v     4:   ومطالب ارسالی باز پس داده نمی شود.

v   5:  ازانتقادات وپیشنهادات سازنده ی دوستان استقبال می گردد.

کودکان تشنه محبت اند:  بنفشه هما مدیر مسول غنچه ها

رابطه محبت آميز و محترمانه پدر و مادر با يكديگر و با فرزندان،  می تواند زمينه‌ساز خوبی برای رشد و بروز خلاقيت های ذهنی کودکان و نو جوانان گردد.  زیرا که کودک عروسک و بازیجه نیست که هیچ چیز را نفهمد بلکه  توجه كردن به جزئي‌ترين حركات، حرف‌ها و مهارت‌هاي فرزند نيز در بروز خلاقيت در نوجوان نقش موثري دارد

والدین می تواند با اهمیت دادن به اولاد و گوش دادن به صحبت های آنان و نیز قطع نکردن صحبت آنان  اعتماد به نفس و خود باوری را  در فرزندان تقویه نماید. پدر و مادر در کنار اینکه وظیفه مهم مواظبت و مراقبت صحت جسم اولادشان را بعهده  دارد وظیفه مراقبت و رشد روان کودک را نیز به عهده دارد و این امر نه از راه تنبیه که از راه تشویق میسر است. نه تحقیر و توهین.

بهترين تشويق‌ها و تحسين‌ها نوع غير مستقيم آن است كه شامل گفتن خوبي‌هاي فرزندان به فاميل و دوستان و ايجاد تصوير مثبت اجتماعي از وي است

والدين نباید  در صورت شكست و ناکامی اولاد در مضامین درسي آن‌ها را به سرزنش، تحقير، انتقاد، مقايسه، منت گذاشتن، نصيحت كردن و تهديد آنان بپردازند بلكه بايد به توجه و فضايي از مهرباني، صميميت، احترام و اعتماد را در محيط خانواده بوجود آورند تا بتدريج شاهد خلاقيت‌هاي بي‌نظير بچه‌ها در غلبه بر شكست‌ها و رسيدن به استقلال و خودكفايي باشند

برای رشد و بالندگی استعداد فرزندان از طرف اولیا و مربیان راههای زیاد وجود دارند که حتی اگر بنا شود والدین برای فرزندان شان لباس نو بخرند می تواند آن ر ا آنگونه و ا نمود کنند که برای این و یا آن کار مثبت کودک و نوجوان انجام داده است .

و در اخیر باید گفت که هر گاه تشویق جای خود را به  تنبیه و توجه جایش را به غفلت ، دلسوزی جایش را به تحقیر و توهین و مجازات بدهند ، هیج امیدی نباید ازینگونه نسل سوخته و بیمار داشته باشیم . بلکه منتظر این باشیم که در اینده نزدیک یا دور تمام عقده های روحی و روانی شان را که این کودکان درعالم کوچکی به دل بسته بوده اند یکسره  جبران نموده و  تلافی خواهند کرد. و زمینه انحراف و روی آوری آنان به خلاف . حتمی خواهد بود . غنچه ها امید وارست تا سهم خویش را برای باور ساختن اندیشه های نسل نوین وطن ادا نماید و امید است که  د راین که اثر از پژمردگی را د ر آنان نبیند . انشاالله

چه کسانی مسؤل تربیت کودکانند؟:  داکتر دیدار علی قیام

نخست از همه جا دارد که از مسولین و دست اندرکاران دلسوز و زحمتکش ماهنامه پاتو سپاسگزاری نمایم که این گام ارزشمند و حیاتی را در راستایی پیشرفت علم و فرهنگ و برقراری اربتاطات اجتماعی  برداشته است. بنده نیز به عنوان همکار قلمی و عضو افتخاری ماهنامه ، این کار نیک و پسندیده را و نیز راه اندازی ماهنامه غنچه ها ویژه کودک و نوجوان را  نه تنها به همکاران خوبم بلکه به عموم مردم شریف و میهمان نواز پاتو و کلیه مردم علم دوست جاغوری تبریک می گویم.

خیلی علاقمندبودم تا در موضوعات عرفانی ( خودشناسی و خداشناسی ) خدمت خوانندگان گرامی مطالب و گفتنی های را داشته باشم ولی به درخواست مسولین ماهنامه پاتو قرار است در موارد ذیل مطالب را خوانندگان محترم داشته باشم.

1: بهداشت عمومی  2: بیماریهای شایع و خطرناک در جامعه   3: کودکان و مشکلات شان در جامعه.

لازم می دانم در قدم نخست روی اطفال و کودکان جامعه  به عنوان خشت اول بنای جامعه داشته باشم .  همه می دانیم که کودک وقتی به دنیا می آید خوشبختانه معصوم و بی گناه است ولی به اثر بی توجهی های والدین و معلمین و... آلوده می شود البته نه از نظر جسمی بلکه از نظر روحی، روانی و باطنی . قابل بحث است که این آلودگی فکری و ذهنی از کجا به وجود آمده و ذهن پاک و معصومانه کودک را آلوده می کند؟ و نیز اگر چنین شد راه حل چیست؟ کودکان همانگونه که خیلی زود تاثیر پزیرا ست آسیب پزیر نیز هست . زیرا کودکان برخلاف افراد بالغ و بزرگسالان پوشه های را که بنام شخصیت برای خودش تصور می کنند مانع اصلاحات و خودشناسی و خداشناسی آنان نمی گردد. ذهن کودک بدور از این پوشه های خیالاتی و تصوری بوده و بیش از هر دلی آمادگی رویاندن هر بزر را که در آن بکاری دارا می باشد. و اگر این زمین بکر رویش توجه صورت نگیرد و به بیابان مخوف و بی حاصل تبدیل خواهد شد. مولاعلی علیه السلام حافظه کودک را به زمین بکر و دست نخورده تشبیه کرده است. و یا اینکه بنابه گفته دانشمندان ذهن کودک بمانند فیلم و حافظه است که هرآنچه را بشنود و یا ببیند در آن ذخیره می کند. و نیز باید باید بدانیم که وقتی این چیز ها در قلب کودک سبت می شود به زودی برطرف هم نخواهد شد . زیرا که : علم درکودکی به مانند نقش در سنگ است. ( تربیت کودک)

کی ها مسوول حفظ و مراقبت بهداشت جمسی و روانی کودکانند؟

1: در قدم نخست: پدر و مادر به عنوان سرپرست کانون گرم خانواده مسول تربیت کودکان هستند. همین خانواده اند که متاسفانه اگر والدین خود آلوده باشد هزگز انتظار تربیت سالم نسبت به فرزندان توقع نباید داشته باشیم . زیرا از کوزه همان بیرون تراود که در اوست. لذا هرگز به این فکر نباشد که کودک او چیزی را نمی داند بلکه به عنوان مربی و معلم اول صد در صد مواظب رفتار، گفتارو حرکات خودشان باشند. والدین بی نهایت تلاش نماید که کودک را این امانت الهی را بنحوی شایسته تربیت داده و تسلیم جامعه بکنند. و وظیفه پدر ومادر نه تنها رسید گی به خوراک و پوشاک آنان که رسیدگی . و توجه به سلامت ، روح و عاطفه آنان نیز هست. دیده می شود که متاسفانه مواظب کودکان شان نبوده و در پیش روی شان راحت دروغ می گویند، غیبت می کنند . سیگار می کشند و غیره ... و گاهی به مسایل دینی واعتقادی  بی اعتنایی می کنند. و می گویند که خیر است که کوچک است چیزی نمی فهمد. بی خبر از آنکه همین کودکان مانند دوربین های فلمبرداری همه کارها و جریانات اتفاق افتاده را سبت کرده و روزی به نمایش خواهد گذاشت.

2: در قدم دوم: اجتماع است که نباید باعث آلودگی کودکان باشد . بازهم عرض می کنم که منظور از آلودگی روان شناختی می باشد نه فزیکی . جامعه به بوستان می ماند که با انواع گلهای رنگارنگ و کوتاه و بلند شان زیباست . ودر جامعه بزرگ سالار که فرصت صحبت کردن و ابراز نظر برای کودک فراهم نشود و اجازه داده نشود این گونه رسم و رسومات جامعه ی خرافی هرکدام ضربه شدید و جبران ناپزیر بر روح و پیکر کودک است که از همان روز اول کودک را عقده ای پرخاشگر و کینه توز ببار می آورد. اگر در یک خانواده و جامعه کودکان حق صحبت کردن برایشان داده نمی شود و از مجالس و محافل دینی مذهبی و اجتماعی بیرون می شود. ویا رفتارهای دوگانه و تبعیض آمیز و تحقیر آمیز با کودکان صورت می گیرد.  در آینده اینان افراد عیاش، منزوی و گوشه نشین خواهد شد. و در این صورت زمینه روی آوردن آنان به اعتیاد و انواع خلاف و مردم آزاری دست خواهد زد. و برای  جامعه مضر وفوق العاده مضر و خطرناگ مبدل خواهد شد. و باید بدانیم که روی جامعه و افراد آن نباید اعتماد صد در صد بکنند زیرا که اجتماع اکثریت شان از لحاظ فکری و روان شناختی آلوده می باشد. خداوندمی فرماید ( اکثرهم لایؤمنون ) و یا( اکثرهم لایعقلون) یعنی اکثریت مومن و عاقل نیستند بلکه در حماقتند. و کودکان در اجتماع شاهد رفتارها، گفتارها و کردارهای ناپسند می باشد. راستی و صداقت در جامعه وجود ندارد و حق و حقیقت گفته نمی شود و هر کسی از کسی دل آزردگی دارد .

در قدم سوم : مکتب و مسوولین آن وظیفه رشد کودک را به عهده دارند.

گزینه سوم مکتب است که باید نقش فعال و ارزنده خویش را در قبال نه تنها تعلیم بلکه تربیه اطفال و کودکان ایفا نماید. مکتب به عنوان مرکز انسان سازی میتواند از انحرافات و آسیب ها جلوگیری کنند و باید بگوییم که مکتب خودش حیثیت گلدان را دارد و مهم در مکتب شاگردان است که گلهای جامعه اند.  اساتید باید مجرب و دلسوز باشند تا به کودکان انرژی مثبت داده و به انها تحرک ببخشد. و وظیفه شناسی شان را درست انجام دهند و معلمین محترم در کل باتمام شاگردان و بخصوص با آنهای که در خانواده مشکل دارند و کم روحیه اند با روش خشونت آمیز رفتار ننمایند بلکه فراموش نکنیم که حرف معلم ار بود زمزمه  محبتی   جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را.

 

تأثير قصه در رشد فکری كودكان:  لطیفه شیدا سردبیر ماهنامه پاتو

همانگونه که شیر مادر برای رشد جسمی کودک یکی از  بهترین غذا هاست که خیلی راحت هضم می شود و هیج گونه حساسیت نیز با خود ندارد قصه و  داستان نیز  می تواند یکی از بهترین غذاها برای رشد فکری و عقلی کودک باشد که خیلی هم قابل فهم است . و مطابق سلیقه آنان است و قصه های خوب  یکی از عوامیل است که نقش بسيار مهمي در تكوين شخصيت كودك می تواند داشته باشد. از طريق قصه ها و داستان هاي خوب، كودك به بسياري از ارزش هاي اخلاقي پي مي برد. پرورش حس زيبايي شناسي در كودك، متوجه ساختن كودك به دنيايي كه اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفيد در كودك، هدف هاي اصلي طرح قصه هاي خوب براي كودكان است.

انتخاب قصه هاي مناسب

مسئله ي انتخاب كردن قصه، با توجه به انبوه موادي كه در اختيار قصه گو است، یکی از مشکل ترین کارهاست برای اینکه هر قصه برای کودک گفتنی نیست چه بسا که بعضی از قصه ها بجای مفید واقع شدن خیلی ها مضر واقع شود مثلا قصه های : مرگ آزمای و الخاتو و ... زیرا که این قصه ها روی روحیه ی کودک تاثیر سو بجا خواهد گذاشت . قصه گو باید از خودش بپرسد: چه نوع داستان هايي را مي توانم مؤثر و خوب بيان كنم؟ چگونه مي توانم شخصيت خود را با قصه هماهنگ كنم تا هر دوبتوانيم             با شنونده ارتباط برقرار كنيم؟

پس از آن كه قصه گو كار انتخاب كردن را تمام كرد، وارد مرحله ي آماده كردن داستان براي گفتن مي شود كه از مهم ترين گام هايي است كه در جهت به كار گرفتن فن قصه گويي برداشته مي شود. و  قصه گویی هنر مند تمام تلاش خود را برای جذب کردن  افکار کودک بکار می برد و  در آن چند نکته قابل تامل است.

اول اینکه: چون سروکار تو با کودک فتاد  پس زبان کودکی باید گشاد . باید قصه گو سطح فهم درک و فهم کودک را در نظر داشته و با زبان کودکانه قصه سرایی نماید

دوم اینکه : در قصه قصه گو باید بجای استفاده و بکارگیری الفاظ محض تا حد ممکن از تصاویر و تخیلات و تشابهات و ... استفاده نماید و جنبه تفریحی قصه بیشتر از جنبه پیامی آن باشد.

در قدم سوم : به نظرم آنچه مهم است نحوه ی قصه گویی است که مهارت قصو گو را به نمایش می گذارد . خلاصه اینکه قصه گو باید تنها با زبانش قصه نگفته بلکه با تمام وجود : حرکات دست ، چشم، و جسم شان قصه را تصویری بازگو نماید . متاسفانه در این عصر و زمان مردم کمتر فرصت پپدا می کند روزانه چند دقیقه ی را نزد فرزندان شان نشسته و مثل سابق قصه خوانی بکنند و بدین ترتیب نقش خویش را در رشد فکری کودکان شان ایفا نمایند. ولی برای کسی که همچو فرصت پیش بیاید لازم است تا با این روش در کنار رشد جسمی سهم در رشد عقلی کودک نیز داشته باشد.

تا شماره دیگر و یک مطلب دیگر شما خوانندگان گرامی را به خدا می سپارم. 

 

سلام به غنچه ها : رخشانه یاوری

غنچه ها سلام ! سلام به این همه طراوت و شادابی که با خود دارید.

سلام به شما غنچه گل های که دهن باز کرده اید و بروی هر بیننده ای لبخند می زنید. و خوشی را هدیه قلب بینندگان می کنید. شما ای کودکان و نونهالان عزیز! ای غنچه ها! آینده سازان وطن شما هستید آفرین بر شما که از حالا خود را آماده می کنید تا وقتی که بزرک شوید افراد خوب و مفید برای این وطن باشید. و اگر حالا شما کوشش کنید آینده روشن در اختیار شما قرار خواهد داشت . چه خوب گفته است که :

( هوای عیش و نوش از سر بدر کن

به وقت کودکی کسب هنر کن

گر آموزی هنر اندر جوانی

کنی در وقت پیری کامرانی)

در پایان می خواهم از همه شما تشکر کنم که شما نیز خود را در فعالیت های فرهنگی و نشراتی سهیم کرده اید توفیق بیشتر برای شما خواهانم. والسلام

گفتگو با خدا : صالحه نظری

نماز یاد خدا و آرامش بخش دلها است و سخن گفتن بادوست نیکوست و نماز نیز سخن با اوست گفتگو باخدای مهربان است نماز یعنی باور داشتن به خدای رووف و مهربان که ما را خیلی زیاد دوست دارد و ما نیز  کوشش کنیم که او نیز ما را دوست داشته باشد.

نماز : عمل بس گرانبها بوده که خداوند برای سرسبز ساختن درخت عطوفت، عشق و محبت بربندگان خود قرار داده است.ازین جهت نماز معراج نمازگرار و گفتگوی عاشقانه با معشوق است. وقتی نماز میخوانیم گویا که به معراج هستیم. و خدا هرآنچه را بگوییم می شنود : سمع الله لمن حمده . پس نماز  بهترین فرصت برای بازگو کردن نیازمندیهای زندگی و ... است که از او که دارد و کمکمان می تواند بخواهیم و همه چیز را بدست آوریم . راست است که با خدا باش و پادشاهی کن  بی خدا باش و هر چه خواهی کن. پس ای محبوب واقعی دلها! ای خدای مهربان با تو دل غمدیده ام را شادمان می سازم وقتی که تو را یاد می کنم و از تو یاری می خواهم آنگار که خود را در بهشت احساس می کنم وقتی که هر پیله از درگاهت بیرون می آمدم مثل اینکه در دریای طوفانی غرق می شدم.

ای پروردگار عالمیان خودت می دانی که هرگاه دلم تنگ میشود باید با تو سخن بگویم و درد دلم را یکسره خالی نمایم  پس توفیقم بده که تا هستم با تو باشم و د راین دنیای اضطراب و ترس و و حشت  یاد تو ما را چون باران بهاری معطر و پرنم داشته باشد.

بهار  :نصرت الله  از صنف چهارم

ای بهار! تو خوشنماترین فصل سال هستی! وقتی که می آیی تمام شادابی ها و طراوتها با تو می آید. همه جا روشن و پرنور می شود. وقتی تو می آیی تمام جنبدندگان از خواب بیدار می شود و به کار و فعالیت آغاز می کند.

ای بهار وقتی آمدن تو به چهار طرف خود اگر نگاه کنیم از هر طرف صدایی می آید که ما را به شادابی می خواند و  تصمیم می گیرم که مثل تو و گلهای زیبایت شاد و خندان باشم . زیبایی که فقط از توست.

ما چرا مکتب می رویم ؟  گل اندام فیاضی

هر که مکتب رفت آدم می شود                          

نور چشم خلق عالم می شود

من مکتب میروم زیرا که مکتب انسان را دانا وتوانا می سازد و انسان را از تاریکی به سوی روشنایی میکشاند و برای ما آینده روشن می سازد. مکتب ما را در دنیا و آخرت خوشبخت می سازد . مکتب مرکز است که بهترین شخصیت ها را به جهان تقدیم کرده و کارخانه است که آدم های فهمیده و دانشمند تربیت کرده و تسلیم جامعه کرده است. ما مکتب میرویم تا برای وطن عزیز خود فرزندان خوب باشیم نه بی سواد و کور . والسلام

ما چرا مکتب میرویم؟

اسدالله علی اکبر صنف چهارم

علم یگانه سرمایه است که همیشه همراه انسانها می ماند. و دیگه سرمایه ها خیلی زیاد با آدم ها نمی ماند و علم چراغ است که همراه او آدم به هر کجا که بخواهد رفته می تواند و راه خود را خوب پیدا کرده می تواند و علم سروت است که آدم به هر کشورها رفته و کار کرده می تواند . ما باید بدور علم بچرخیم و کوشش کنیم که توسط مکتب رفتن خود را بینا کنیم و مانند مردم های دیگه کشورها زندگی خوب داشته باشیم . در افغانستان ما مردم خیلی زیاد با مشکلات گرفتار است . ولی ما بچه های نسل نو افغانستان باید خیلی زحمت زیاد بکشیم تا وطن خود را بسازیم. و سستی نکنیم.

چیستانها

چیستانهای ذیل ارسالی محمد رفیع از مکتب متوسطه شهید قربانعلی است .

1:چیست آن جانور که باهوش است

2: هم در او نیش و هم در او نوش است؟        (                       )

3: اندر شکمش ستارگان است

جز نام دو جانور ندارد                                    (                     )

4:   کیست آن مرد پرتوان و دلیر

که برای شما غذا آرد

میکشد محنت و جفا لیکن

فکر آسایش شما دارد                                      (                    )

5: آن چیست که نه شور، نه تلخ و نه شرین است؟ (                   )

6: آن چیست که درقرن یکبار و در دقیقه دو بار می آید؟ (                  )

7: آن چیست که تا از دمش نگیری به جای نمی رود؟  (                   )

8: آن چیست که هرچه بکشی کوتاهتر می شود؟        (                   )

چیستانهای ذیل ارسالی عنایت چمن علی  از مکتب متوسطه شهید قربانعلی است .

1: یک آجی چور پوشت از خانه بور شد صد هزار را کشت    (                 )

2: یک آجی کمر بسته د هر خانه میگیرده                       (                  )

3: چارچشم و چار گوش بلند بالای سرخ پوش             (                    )

4: قفل کدوم کیلی کدوم از سر کوه للی کدوم                 (                   )

5: از دو قول سیل آمد پنج دهقان قد بیل آمد                  (                  )

6: یک تار نی لب جوی کیل کجگ سخنگوی                   (                  )

فکاهی های خنده دار و نیمه خند دار

مریض و داکتر:

 ارسالی محمد رفیع چوپانعلی

روزی یک مریض نزد داکتر رفت و به داکتر گفت که شکم درد است.

داکتر گفت : نان شب چه خورده ای؟

بیمار گفت که: دیشب نان سوخته خورده ام.

داکتر به او دوای چشم داد و گفت این دوای چشم را مصرف کن خوب میشی!

مریض گفت : تو اگر چشمت جور می بود نان سوخته خورده وشکم درد نمی شدی.

 

ترجمان صاحب:  ارسالی صدیقه

 

یک روز یک از دوستان در مجلس زیاد اردو می گفت  یک نفر از کنج مجلس صدا زد که راستی کویی بهات نهی هی  چه معنی میته

آن دوست گف پیشانی خود را پرچین کرد و گفت که یعنی د امزی کوها هیج باد نیه .

ملا نصرالدین: محمد نسیم حیدری

روزی شخصی از پهلوی ملا نصرالدین تیر می شد دید که ملا به پشت خوابیده و آهنگ می خواند .

این مرد در راه بازگشت به خانه دید که ملا با روی خود به زمین خوابیده و آهنگ می خواند . این مرد رفت گفت ملا صاحب چه خبر است من رفتم شما با پشت خوابیده و اهنگ می خواندید و اینبار با رو خوابیده و اهنگ می خوانید؟

ملا گفت : هی تو خیلی ساده ای دفعه قبل دیگه روی نوار بود حالا نوار سر شده و  دیگه رویشان می خواند .

میدان هوایی: حمیده صنف چهار

روزی  حمید با دوستش حامد به کلاس درسی ناوقت آمد . معلم پرسید حمید جان چرا ناوقت آمده ای؟ حمید گفت: معلم صاحب! من خواب دیده ام که با طیاره به لندن میروم. از حامد پرسید که تو چرا ناوقت آمده ای ؟ حامد هاج و واج مانده و گفت: من با حمید برای خدا حافظی به میدان هوایی رفته بودم.

طنز کوتاه

روباه و شغال : قدرت الله علی بابا 

شغال روزی از روزها آمد خانه یک پیر زن و قصد داشت که خروس پیرزن را دزدی کند. شغال که می خواست این شغال را بترساند ولی شغال هیج نترسید و حمله کرد و خروس را دزدید. پیر زن هرچه سروصدا کرد کس توجه نکرد و به کمک او نیامد. زیرا که در بین آغیل همه می گفتند این آجه دروغگو است. شغال و یک روباه د رانتظار غذا بود دوتایی شروع کرد پیش چشم زن به خوردن خروس ولی پیر زن که دیگه زورش نمی رسید به شغال و روباه دشنام می داد و بد دعا می کرد. ولی شغال خروس را نیمه خورده رها کرد و دوباره قصد کرد که یک خروس دیگه نیز شکار کند و خوب سیر بخورد ولی این بار پیر زن هوشیارانه با چال وچمرس شغال را دستگیر کرد و شروع کرد به چوب کاری و زدن . فریاد و سروصدای شغال به گوش روباه رسید و روباه هیج همکاری نکرد . بلکه در سر تپه شروع کرد به رقصیدن وشادی و بیت می خواند: خروس خوردن مزه بسیار دارد .

چوب کاری درد بی شمار دارد.

فکاهی های خنده دارتان را برای

 این صفحه بفرستید .

تا شماره بعد خندان باشید

از ویروس غم در امان باشید

 

اشعار کودکان

معلم:زکیه محمد علی

معلم آفتاب عالم افروز

معلم شادمان باشی و بهروز

 

معلم شمع سوزان جهانی

معلم تا ابد با ما بمانی

 

معلم ای مربی مهربان باش

معلم مدبر جاویدان باش

 

 هزاره:

عادله  محمد خان صنف پنجم

فدای نام زیبای هزاره

فدای کوه و صحرای هزاره

هزاره بیچاره چیزی نداره

فدای غنچه گلهای هزاره

کاشکی دشمن زعالم گم موشودی

فدای پیر و پیشوای هزاره

هزاره بیچاره ظلما ره دیده

فدای امروز و فردای هزاره

هزاره جان هزاره او هزاره

فدای نو نهالای هزاره

 

بهار: مرضیه دانشور ( موسوی)

 

بهار می رسد زراه

بهار بی ترانه است

پرنده های دوردست

بدون آشیانه است

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

بهار بی تو است و من

سکوت و بی صدا شدم

به خلوتی فتاده ام

رعشق خود جدا شدم

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

چه روزها و سال و ماه

در انتظار مانده ام

میان رنج و غصه ها

در انحصار مانده ام

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

ستاره ها و ماه من

به آسمان خود نشست

شبم چو سنگ شیشه

دل غمین من شکست

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

بیا چو روشنی صبح

شب مرا سپید کن

در این بهار بی کسی

بهار پر امید کن.

 

 اصول دین بگو چیست؟

ای یار نیکو کلام 

 برتو هزاران سلام

دارم زتو سوالی   

خواهم جواب عالی

چونکه بیانت قویست

 اصول دین بگوچیست؟

 

جواب:

ای نو گل گلستان

 ای همدم دبستان

اصول دین بود پنج 

 دانستنش بود گنج

 

سوال:

بگو به من ای عزیز

  چه باشد آن پنج چیز؟

جواب:

توحید باشد یکم 

 نبوت است دوم

معاد سومین است 

 این سه اصول دین است

دو اصل دیگراز آن

که نزد ما شیعیان

راه هدایت بود  

 عدل و امامت بود

که نام این دو مطلب

 باشد اصول مذهب

 

سوال:

بنما برایم بیان

  توحید و معنای آن

 

جواب:

یعنی جهان آفرین 

 آنکه زمان وزمین

زقدرتش پا بجاست

 خدای حی و یکتاست

بی مثل و بی نظیراست

  بردو جهان امیر است.

  ادامه  دارد...

           طفل دانستهملک الشعرا قاری عبدالله

 

احترام قواعد مکتب
واجب آمد به پیش اهل ادب

 

طفل دانستۀ هنر آموز
که بود بخت و طالعش فیروز

 

تا به مکتب بود سروکارش
نبود بر خلاف رفتارش

 

هرچه استاد میکند ارشاد
سخنش را نمی کشد از یاد

 

ای پسر هرکه است نیک سیر
داند استاد را به مثل پدر

 

رهنما رهبر تو استاد است
پدر و مادر تو استاد است

 

چون معلم شده است راهبرت
دوست دارش چو مادر وپدرت

 

هرچه تعلیم داده یاد بگیر
هر نصیحت که میکند بپذیر

 

 

عزتش دار و باش فرمانبر
تا شوی با کمال و نام آور
 

 

تشکر و جهان سپاس از کسانی که برای ماهنانه خودشان ( غنچه ها ) مطالب زیبا و خواندنی روان کرده اند و از مطالب شان در این شماره و شماره های بعدی استفاده می گردد.

1: علی داد سروری

2: فاطمه لیاقت علی

3: محمد رفیع چوپانعلی

4: زکیه محمد علی

5: محمد نسیم علی شاه

6: عالمه جان علی

7: عارفه عبدالعلی

8: شکیلا نادرعلی

9: عاقله علی دریاب

10: عارفه محمد خان

11: شفیقه نادر علی

12: شکیبا محمد نبی

13: بخت بی بی عبدالعزیز

14: نازیره محمد حنیف

15: شکیبا محمد جمعه

16: علی داد سرروی

17: فاطمه لیاقت علی

18: شکیبا محمد یونس

19: عاقله حسین علی

20: صالحه محمد امین

21: نازدانه علی جان

22: نازدانه عبدالحمید

23: مرضیه  عزیز

24: فاطمه عبدالحسین

25: محمد جاوید محمد ابراهیم

26: صالحه نظری علی شفا

27: خادم حسین عبدالاحد

28:  شمسیه خادم علی

29: حمیده عبدالملک

30: محمد مهدی

31: ثریا علی شاه

32: حمیده رحمت الله

33: احمد علی عطا

34: نممت الله حسین علی

35: محمد تقی علی شفا

36: محمد رضا علی جان

37: مهدی عبدالطیف

38: الطاف حسین جان محمد

39: صالحه عبدالرزاق

40: گل اندام محمد اسمعیل

41: نصرت الله  حبیب الله

42: شکیلا  عبدالحکیم

43: ریحانه صنف چهار

44: منظور حسین چمن علی

45: سیما عبدالرزاق

46: شگوفه  جانعلی صنف اول

47: محمد مهدی یوسفی

48: لیلا صنف چهار

49: صالحه قربانعلی

50: مصطفی جان علی

51: عادله علی رحم

52: صفر مختارعلی

53: سکینه عبدالعلی

54: جمیله محمد ابراهیم

55: حسنیه عبدالعلی

56: صفیه صنف چهار

57: حمیده صنف چهار

58: محمد حسین صنف چهار

59: اسد الله حسین علی

60: رقیه محمد جواد

61: اسدالله علی اکبر

62:  لیلا یعقوبی

63: حبیبه صفدر علی

64: طاهره حسینی

65: گل دانه حسینی

66: زکیه حسینی

67: مهدی صنف پنجم

68: محمد حسین علی جان

69: مینا حسین علی

70: گل آغی

71: شریفه نظری

72: خیرالله عبدالحسن

73: کامله رضا

74: شکریه صنف پنجم

75: ناصر احمد

76: عادله علی رحم

77: شکوفه صنف چهارم

78: سلیمه صنف چهارم

 

چـه خـبــرهـــــا؟

1: آقای ظفر شریف بالاخره به حیث ولسوال جاغوری  مقرر شد.

خیلی ها جلوتر قرار بر آن بود که آقای عرفانی ولسوالی سابق جایش را به آقای ظفر شریف واگذار کند ولی یک مقدار این جریان طولانی شد . پس از کاندیداتوری آقای عرفانی برای ولسی جرگه مجبورا ایشان استعفا داده و جایش را به آقای ظفر شریف واگزار نموده است . این در حالی است که شکایت مردم از وجود فساد اداری به اوج رسیده است امید است که آقای ظفرشریف در کنار رسیدگی به  امور بی حد و حصر جاغوری در قدم اول مبارزه جدی را علیه نابودی فساد و عمال آن به راه اندازد.

2: کار بازسازی سرک داخل بازار سنگماشه دوباره راه اندازی شد.

کار ترمیم و سنگ کاری سرک داخل بازار که چندی قبل گفته می شد به خواطر بی کیفتی کار متوقف گردیده بود، چندی قبل دوباره راه اندازی شده است .

3: تند باد شدید خیمه های پاره پاره مکاتب میدان و شهید قربانعلی را به هوا برد.

با خرابی اوضاع جوی و وزش تند باد خیمه های پاره پاره که یگانه سرپناه نسبتا مناسب برای اطفال و شاگردان مکاتب شهید قربانعلی و شهید نظری بودند با وزش تند بادها به هوا بلندشد که متاسفانه با این وضعیت امروز به خواطر سرمای طاقت فرسا بچه ها  علیل و بیمار به نظر می رسد و فردا در زیر شلاق های بی رحمانه آفتاب داغ و سوزان خواهند طپید. و جاه دارد که مقامات به جای تعریفات و توصیفات میان خالی از روبراه بودن اوضاع معارف گاها به این خیمه ها نیز سر بزنند و ببینند که چگونه دختران و پسران پس از طی کردن کیلومترها مسافت بخاطر مرطوب بودن قف صف هایشان ساعتهای متوالی را روی پاهای شان استاده و  مشغول فراگیری علوم اند.

4: ریزش باران شاگردان مکاتب شهید قربانعلی و شهید نظری را کوچاند.

 برای چندین روز که از اثر پاره پاره بودن خیمه های این مکاتب، لباسها کتابها  و دیگر وسایل شاگردان از ریزش باران در امان نبودند و حتی که لوازم اداره نیز با آب باران عمل تطهیر بر آن اجرا گردیده بود، مجبورا شاگردان، مکاتب را ترک نموده و به دنبال سرپناه امن می برامدند و بدین ترتیب برای چند روز از درسهای شان فاصله گرفتند. این در حالی است بعض مقامات موظف در معارف اظهار نظر می کنند که مشکل معارف در جاغوری حل است. و بی خبرانه خبر از ادغام مکاتب و تقلیل مکاتب دارند. آری این نیست جز عمل خرسکی که هر آنجا که مکتب در کار باشد توجه نشود و هر آنجا که نیاز نیست چند میلیون دلار صرف ساختن مکتب مجلل شود که فردا شب آن با شلیک یک راکیت به خاک یکسان شود.

5: سرکهای اکثر مناطق توسط مردم خیرخواه منطقه بازسازی شد.

 تا جاییکه دیده می شود در ولسوالی جاغوری اکثر مناطق و قریه جات بجز اطراف ولسوالی جاغوری و بعض مناطق محدود . سرکهای منطقه و راه های مواصلاتی شان ترمیم شده  است و از جمله سرک پاتو الی انگوری کاملا ترمیم گردیده که مناطق غربیره ، صوبه و تبقوس بیش از زمان دیگر به سرکهای مناطق شان رسیدگی نموده اند که در خور تقدیر است.

6: به مکاتب ابتداییه کاریز و شهید نظری و نیز متوسطه شهید قربانعلی همکاری صورت گرفت.

برای این مکاتب وسایل از قبیل بیست عدد تخته سفید و رنگ و مارکر و دیگر لوازمات لازمه خریداری و در اختیار این مکاتب قرار گرفته است که قابل زکر است که مبلغ کمکی آن توسط یک دوست خیر اندیش از دولت ترکیه به تلاش آقای خادم فیاض در منطقه صورت گرفته است.

7: کورس های سواد آموزی در منطقه شروع به فعالیت نمود.

کورس های سواد آموزی که در برهه های مختلف راه اندازی می شد و موسسه های مختلف دست به چنین کار می زد و بعضا ادامه می یافت و بعضا به زودی تعطیل می شد اینبار نیز توسط معاون محترم آقای اشرف خان زاهدی معلم رضا در سه قریه سریقول برگذار گریده است که در هر مرکز بیش از ده ها شاگرد از دختران و مادران پیر سال شرکت می ورزند. و برای آنان درسهای نسبتا آسان و روان در نظر گرفته شده است.

8: برگذاری مراسم علمی و فرهنگی در مسجد سریقول

مراسم که جمعه قبل طی یک مسابقه مقاله خوانی تحت عنوان  هدف از درس خواندن چیست؟ در میان شاگردان دوره ابتداییه و نقش معلم و والدین در تعلیم و تربیه برای شاگردان دوره متوسطه برگذار گردیده بود با استقبال گرم شاگردان مواجه شد در آن از صنف اول دوم و سوم نیز در مسابقه شرکت ورزیده و به ابراز سخن پرداخت.

10  مبلغ هنگفت کمک توسط مهاجرین محترم مقیم سویس برا ی کتابخانه مکاتب پاتو.

 بیش از یک میلیون تومان توسط دوستان مقیم سویس جمع اوری شده که قرار است کتب مختلف برای غنامندی هرچه بیشتر کتابخانه خریداری گردد .  

 

نوشته شده توسط مدیریت بخش پاطو - اخلاصی | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » جاغوری و یک بارندگی دیگر
  • » میهنم - رضا واثق - به یاد روزهای گذشته
  • » گرامیداشت ازسال 2012 (سال انرژی پایدار)
  • » ازکـــدام اصل ونسب:؟
  • » هفت‌خوان دختران غزنی تا رسیدن به مدرک دانشگاهی
  • » شعر( تهداب کج)
  • » مهره های سوخته
  • » داستان یتیم - قسمت بیست و یک!
  • » کویته: سه نفر هزاره در میکانگی رود به شهادت رسیدند
  • » طبل صلح و جنگ از سوی ارگ نشینان همزمان نواخته میشود آیا مردم فراموش خواهند شد ؟
  • » بارندگی های چند روز اخیر در جاغوری
  • » کابل شهر پر از موانع رنگا رنگ ؟!!!
  • » نگرانی مردم از عرضه فیلم های خصوصی شان در بازار « علي آرش »
  • » آقای غند مشر محمد عیسی خان - 3
  • » داکتر سیما ثمر : گزارش صلح و آشتی تحریف نخواهد شد
  • » یک روز برفی در جاغوری از دریچه دوربین
  • » تجلیل از اربعین حضرت امام حسین (ع) در مسجد امام علی (ع)قریه سنگ سوراخ - جاغوری
  • » نشست بن گامی در راستای موفقیت!
  • » جوانمردی کشور جاپان در کمک به افغانستان هرگز فراموش نخواهد شد
  • » جاغوری در چهلمین روز اربعین حسینی با دومین برف باری سفید پوش شد .
  • » محمد حسین خان لوامشر - 2
  • » اعلام اسامی داوران افغانستانی و ایرانی ششمین جشنواره قند پارسی از سویی خانه ادبیات افغانسان
  • » از مقام علمی دکتر محمدسرور مولایی در ششمین جشنواره قند پارسی تجلیل می‌شود
  • » شعر (پدر ببخش مرا!)
  • » کابل با باریدن برف و باران نیز فضای برای تنفس ندارد .
  • » بپاس لطف دوستان محصوصا جناب آقای محمدی
  • » تصادف دردناک
  • » برگید اسحاق خان - 1
  • » بازگشت استبداد!
  • » اولین برف زمستانی جاغوری را سفید پوش کرد
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ...

    ...
    jaghori1.blogfa.com & Designer: موج سوم
    ... پایگاه اطلاع رسانی جاغوری
    بزرگترین مرجع وبلاگ نویساندریافت کد لودینگ برای وبلاگ
    ...