تبليغاتX
... جاغوری یک - ادامه ماهنامه پاطو - شماره 11
جاغوری یک
o پایگاه اطلاع رسانی جاغوری - گامی بسوی موفقیت های بیشتر
خانه آرشیو عناوین مطالب سایت ارسال مطالب و تماس باما آخرین فیلم و ویدیو RSS
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
...
ادامه ماهنامه پاطو - شماره 11
موضوع: پاطو شنبه یکم خرداد 1389 12:13

مکتب در پاطو

خدايا!

شگوفه شگوفان شد

  و باز بر كلك خويش

نگين زخورشيد كرد

 و عروس بهار

ببين كه گلاب و شقايق

چه معصومانه پيچانده برهم

پر آژنگ و باريك گيسوي هم

 

خدايا!

همه دشت و باغ و چمن باز پالوده نوشيد

زتاهوي ساقي

همه عاشقان مست گرديد

ولي ساقيا!

مرحمت كن من

پرند پريشان حالي را

 دوست دارم

به ترتيل گويم كه يارب

من آواي هق هق زدلتنگي را دوست دارم.

  

چرا تقصير دهقانان براي كشت و زار آيد

چو پولي دالري امروز در رشوت بكار آيد

 

وطن از بي سوادي نام پيدا كرد در گردون

كه از بهر سياست باسوادان در مزار آيد

 

اگر مامور دولت را عدالت ناب پيدا شد

بگو مامور را امروز نه فردا كنار آيد

 

 چوبيند در مكاني نقش با تصوير مي رويد

خبر از درد اندر جاي آن تقش و نگار آيد

 

الا اي هموطن بي واسطه در كار اين دولت

كجا مسكينه از كارش چنين با افتخار آيد

 

هرآنكو رفت در دفتر كه جنجالش فزون باشد

بدون پول مسكينان با روح و فگار آيد

 

چو ني ديدي غم دنيا هواي سوي دولت كن

كه هر بي غصه وغم را زدولت خاروزارآيد

 

يكي گفتاكه مسكين و زواروبيكس از بيرون

بگفتا كوري بي عقلي بگو اول زوار آيد...

 

يكي نام تو را داند چگويم بهرش اي مامور

بگو جاي فلاني وي بسوي اين جوار آيد

 

بگو حال اي كه اندر انتظار روزي آزادي

كجا كي جاي ويراني هواي گلعزار آيد؟

 

 باز فصل شاد بهار ان رسيد

باز زاري هاي گنچشكان رسيد

 

در زمستان برف مي باريد چوزر

بازوقت باريش نيسان رسيد

 

بر بهاران شاخه ها گل مي كند

باز وقت اين گل ريجان رسيد

 

بچه ها در شوق در مكتب روان

باز بازي هاي شاگردان رسيد

 

بوته ها مي رويد  اندر فصل خوب

باز فصل سبزه و بوستان رسيد

 

آب اندر جويباران است روان

پشت دهقانان سرگردان رسيد

 

دهقانان از براي كشت خود

پشت بيلش دم بدم غلطان رسيد

 

شمع هم اندر عزاي دلبرش

چونكه دلبر در برش سوزان رسيد

 

غنچه ها لبخند به همديگر زند

چون دوباره ديدن جانان رسيد

زمستان رفت حالا فصل بهاره
ای دل غافل نباش وقت شکاره

 ******

دَه  یــــاد تُویَه  کـالا  اوار  مُوکه دي

مـــــره  دیده  زوار  زوار مُوکه دي

دمُو وخـــــتا  چـقس  ســاده بودی تو

آرچـیزمه موگوفــتوم باوار موکه دي

 ******

دیاد تویه  دَه  سـرتو قار موشودوم

آرروز درگیر مـــنهِ دیار موشودوم

تُرا گوفــتوم  دیگه  خانیت نـَمه یوم

بِخي از امدون خو بیزار موشودوم

راهِ  خانهِ تو خیــــــــلی  کج وکیل بود

خانِت دَه  بدجـــــــــــگه  مِنهِ آغیل بود

شـــــــاوی تاریک امـادُوم  پیشی خانه

چــــــراغ توداغ ولی خیلی خجیل بود

ازو وختــــــــکی بی ملـک و دیاروم

خدایا چیـــــقدر  بی  اختــــــــــیاروم

دزیری پای موشوم  در ملـک دیگرو

پُریشان و پور از گرد و غـــــــباروم

ریشخِـندی ارکس و ناکس شودوم مه

که چون افـــــغانی یوم بی اعتـباروم

چند سال شده اســـــتوم د ملک ایران

گائی کار مُوکونوم گائی بیــــــکاروم

قُوچاقی زندگی مونوم د ینــــــــــجی

اگر مار گــــــــیر کِنه  آوزُو د داروم

خــــــــدایا چره د دادیم نمیــــــــرسی

چیقس دیره که ما چیم انتــــــــظاروم

 

آبي مره جدا كدي

 د بابگگ سودا كدي

 

سرخ و سوز كلو ديدي

 دنياي مره تباه كدي

 

پيسه ره سر دسر كدي

  تو مره در بدر كدي

 

صباي مره چورت نزدي

  نصيب بابي كر كدي

 

اي دارايي ره چيز كنوم

 اي بابي پير ره چيز كنوم

 

خانه وويرو ره چيز كنوم

 اي زندگي ره چيز كنوم

 

از يك سو بچه اندر موگه

از يك سو بابي كر موگه

 

گوش و بيني مه پر شده

  نوسه گداي گر موگه

 

آخر در تو دختربودوم

 يك توته اي جگر بودوم

 

د زور مره د شوي ددي

  از خود خو كي خبر بودوم؟

 

دخانه تو نلغه بودوم

 ناز دانه اي آيه بودوم

 

ازخانه خو كه بور كدي

 12 13 ساله بودوم

 

آبي بوگي چيز كار كنوم

 گيله ازي روزگار كنوم

 

يا خود خوره آتش ديوم

 يا كه  اوزو د دار كنوم 

  

افغا نستانم اي كشور  من      

 اي ميهن من ای دلبرمن

 

دردامن توپرورده ام من         

 حب تودردل جاداده ام من

 

قربان نامت گردیده ام من       

 ای راحت جان ای مادرمن

 

گردم فدایت ای مادرمن           

 بهرت دهم سراي میهن من

 

بهرت وطن جان ،جانها دهم من

 گردن خصمت ببریده ام من

 

پرورده ای تو مردان وشیران      

 غریده آنها چون قهرمانان

 

نامی برم من ازآن عزیزان       

 که نام اوبود عبدالعلی جان

 

عبدالعلی جان دربرج بهمن     

 شهیدگشت او  ازدست دشمن

 

بابه مزاري آن شير شيران     

 او مانديلا بود در ملك افغان

 

خيل ز اعدا و خصم ميهن

 می خواست بازوربیرون کند من

 

ازسرزمینی اجدادی مان       

 لطف خدابود بالا سرمن

 

حمد خدا را آورده ام من         

  نجاتم دادند ازدست دشمن

 

سحرچرا به گل نا رميده مي خندد

سپيده دررخ رنگ پريده مي خندد

 

گل اميد درآغوش خشكسالي  ها

نه برف ديده نه ابر بهار مي خندد

 

دوچشم خسته به اميد رازهائي خموش

به عشوه ها كه نهاني خريده مي خندد

 

نگاه دوست زبازار عشق ومستي ها

سپيده صبح كه ديده است گريه مي خندد

 

به پيشواز سحر درشكست تاريكي

پرنده بال گشوده است ورفته مي خندد

 

به آسمان وزمين چشم وبي زبانيي ما

به هرزبان كه توگويي به بهانه مي خندد

 

عقاب جورگشوده است بال درهمه شهر

زبي خموشيي من غول وار مي خندد

 

شب فراق: حاجي اكرم نوري

شب فراق دراز است سحر نمی آید

دلا بسوز که غم مختصر نمی آید

همه به کام دل خویش می رسد اما

چرا زیوسف من هم خبر نمی آید

 

بهار آمد طبیعت شاد و مستند

بهار من دل ما را شکستند

پیامم را رسان باد بهاران

نور ی هم مثل مجنون درگذشتند

 

دلی شکسته بدرگاهت آمدم رحمی

به آه و ناله ء شب گیر واکنم زخمی

نمک بپاشی و یا التیام می بخشی

روا مدار که بیگانه را بود سهمی

 

دلم هر روز وشب با غم قرین است

به آه و اشک و ناله همنشین است

نظر کن ای کریم بر این گدایی

بکن رحمی که دشمن در کمین است

 

محمد ولي عليزاده از مزار شريف

 مزاري خاك پاكت را ببوسم

مزاري قلب پاكت را ببوسم

 

مزاري گر تو مي بودي چه بودي

مزار پر فروغت را ببوسم

 

زمين غرق صفا است و محبت

ديار پر شكوهت  را ببوسم

 

خدايـــــا ملتم آبــــــاد بـــــادا!

كه كوه پز زسنگت  را ببوسم

 

بلي اين يادگار تلخ و شرين

جهاد پرفتوحت را ببوسم

 

قلم در دستم و گريم برايت

يتيمان عزيزت را ببوسم

 

خوشا آن مادري را همچو فرزند

شهيدان عزيزت را ببوسم

 

رهي  ازادگي گيريد و رزميد

همين امر و شعارت را ببوسم

 

( ولي) بازهم توكل كن به ايزد

من آن مهر و شهامت را ببوسم

 

محمد ضيا سرامد - لیسه عالی معرفت

 

شب بود

بادي آرام مي‌وزيد

شيشه‌هاي پنجره را به لرزه مي‌آورد

از تاريكي شب هراسيده بودم

در اتاقم نشستم و به آسمان نگاه كردم

منتظر هديه‌ي نوراني از ستاره‌ها بودم

سياهي شب

وجودم را تسخير كرد و برلب‌هايم قفل زد.

ديگران همه در خواب بودند

و من سرمست هوس‌ها

نگاه عاشقانه كردم

به وزش بادهاي آرام و نورافشاندن ستارگان

كه زيبايي طبيعت را به رقص مي‌آورد.

صداي جيرجيرك‌ها به گوش مي‌رسيد.

آري

نورباري ستاره‌ها

                در اين شب تاريك

                             قفل خموشي را از دهانم باز مي‌كرد

و برايم اميدي تازه مي‌داد

و شب‌هاي تار را ويران كرد

و يك دريچه اميد

                براي من و تو

                                 هديه آورد.

 

 

  حسين علي اميني ( رها )

 2: دگم انديشي علما و روحانيت
هزاره‌ها در عرصه‌هاي مختلف علمي، آموزشي زمينه برايش فراهم نبوده است تا شاهد ظهور استعدادهاي شان باشيم، اما در عرصه علوم ديني اگر چي امكانات نداشته ولي به جز مانع اقتصادي (براي اين كه جامعه هزاره يك جامعه فقير بوده و هست) مانع ديگر براي تحصيلاتش وجود نداشته است. اما با كمال تاسف كه ما درين عرصه هم چون ساير عرصه‌ها با فقر كامل تا هنوز به سر مي‌بريم. هزاره‌ها ساليان دراز طلبه در نجف و قم و مشهد مقدس داشته است ولي تا كنون (به جز آيت الله الظمي فياض دام ظله) چهره علمي، خلاق، مبتكر، مجتهد، به جامعه عرضه نكرده است.
دليل ديگري كه موسيقي هزارگي رو به فراموشي رفته است واكنش منفي علما و روحانيون بوده است. علما و روحانيون هزاره چون كه فاقد انديشه و تواناييهاي فكري‌اند، هميشه متقلد كور بوده و كور باقي مانده است. كشورهاي ديگري كه داراي شيعه هستند همواره علماي برجسته، مجتهد، مبتكر و خلاق داشته‌اند مثل ايران، عراق، لبنان و... اما افغانستان، پاكستان، هند، هميشه وظيفه خود مي‌دانسته كه مقلد باقي بمانند و تمام همتش اجازه جمع آوري وجوهات و اخذ نمايندگي، يكي از مراجع وقت بوده است و بس.
علما و روحانيت ما تا اواخر جهاد به عنوان گروه مرجع جامعه ديني هزاره‌ها مطرح بودند. اينان موسيقي هزارگي را غناي مجسم ‌دانسته و حكم به تحريمش مي‌دادند. در حاليكه متون ديني غنا را آن گونه تعريف نكرده‌اند كه حقيقت آن معلوم گشته و ماهيت آن معين گردد. فقهاي مسلمان در برخورد با پديده غنا سعي بليغ نموده‌اند تا كشف ماهيت و تعيين حقيقت آن را از لابلاي متون ديني يا فهم عرفي عرب به دست آورند، اما چنانچه اشاره رفت به اين امر موفق نه شده‌اند.14 موسيقي هنري است (هم چون شعر كه با كلمه، و نقاشي با رنگ، و نمايش، باحركت خلق ميشود)، با آواز تركيب يافته و اشكال مختلفي اين تركيب انواع مختلفي از آهنگ را پديد مي‌آورد كه به معناي اعم موسيقي نام دارد. موسيقي از نظر ابزار، فرم، محتوا و اثر به انواع حماسي، غزلي، عاطفي، مذهبي، قومي، ملي، سنتي، مدرن، كلاسيك، سازي، آوازي، ضربي و.... تقسيم بندي مي‌گردد كه در باره هر كدام قضاوت جداگانه بايد كرد و مورد بررسي و ارزيابي از نقطه نظرهاي گوناگون هنري، تكنيكي، اثر گذاري، اخلاقي، اجتماعي، فكري، عرفاني، تخديري، تحريكي و... قرار داده و در باره اش به قضاوت نشسته و حكم صادر كرد.15
ولي علما و روحانيت ما متاسفانه، اين اندازه هم توانايي فكري و داشته‌هاي علمي نداشته و ندارند، كه مسايل پيش‌پا افتاده و همه فهم را، به حاشيه ذهن خود‌ها وارد نموده و حوصله‌ي از خود نشان داده تا در كوره سرد و خاموش فاهمه آنان، (پخته اگر نه) لا اقل مدتي حضور داشته و رنگ آشنايي زده، تا زنگ بيگانگي و مهجوري پاك، و ظلمت‌هاي افيوني وپندارهاي افسوني با جرقه‌ي از آفتاب خردورزي روشن، و واهمه‌ها در فاهمه‌ها پالايش گشته و سره از ناسره مبرهن و هويدا گردد.
در متون ديني ما واژه موسيقي وجود ندارد و آن چه در متون ديني ما و فتواهاي مراجع شيعه مطرح است حرمت غناست، چنانچه گفته شد تا هنوز تعريفي كه حد اقل اكثري از فقها روي آن موافقت داشته باشد و جود ندارد. آنچه از پيشينه‌ي تاريخي آن، استفاده مي‌گردد، غنا، آواز خواندن كنيزكان در مجالس پادشاهان و اشرافان براي تهييج شهوت و تحريك هوسهاي شيطاني بوده است. چنانچه تغزل به معناي سرودن شعر شهواني و عاشقانه است، تغني نيز، به معناي نواختن و خواندن ساز و آوازي است كه منظور از آن، موسيقي شهواني و عاشقانه‌ي مطربي است كه معمولا با رقص‌هاي هوس انگيز كنيزكان و آواز خواني خوانندگان تصنيف‌هاي عشقي و شهوي و يا غزلهاي معشوق و يا قصيده‌هاي براي مدح، يا هجويه‌هاي تبليغاتي چاپلوسانه، عليه مخالف، با آواز تحريك آميز در مجالس عياشي و شب نشيني‌هاي اشرافي توام بوده است.
بنا بر اين موسيقي هم چون ساير هنر‌ها به تخديري و تحريكي، مثبت و منفي، حماسي و غزلي و به طور خلاصه هنر مسوول، يعني هنر در خدمت جامعه، و هنر غير مسوول يعني هنر در خدمت لاابليگري و رذيلتهاي اخلاقي و سرگميهاي مبتذل شخصي و ملعبه سازيهاي تفنن بي هدف و لذت جويي و تفريحات گمراه كننده و.... تقسيم كرد.16
علما و روحانيت جامعه ما با پديده‌هاي جديد عصر و نسل خويش مواجهه درست و آگاهانه نداشته‌ و ندارند. اين مساله شكافي را ميان نسل جديد و روحانيت به شكل بسيار نا گوار به ارمغان آورده است. نسل جديد برداشت و پندارش از آخوند اين است كه آخوند يعني: عده‌‌ي آدمهاي از دنيا بي خبر و بي سواد و قشري و متعصب كور و در عين حال رياكار كه به اخلاق و ديني كه تبليغ مي‌كنند خود شان هم وفادار و پايبند نيستند.
از جمله آن پديده‌هاي با سابقه دراز اما با مسايل تجديد شده، موضوع موسيقي است. امروزه كه به خاطر رشد سريع رسانه‌هاي صوتي، تصويري وهمگاني شدن آن، موسيقي به شكل چالش جدي در عينيت باورهاي مذهبي مردم، تبلور يافته و تضاد و درگيري‌هاي شديد فكري و دروني را در اذهان متدينان رقم زده است و مي‌رود كه دينداري و پاي‌بندي اخلاقي به حكم حرمت غنا (موسيقي) جايش را به اباحه‌گري و شك در مباني ديني و تمام احكام آسماني بدهد. زيرا در دنياي امروز، سودمندي و فايده مندي موسيقي براي تقويت احساس و تعالي روح و تصفيه روان از بديهيات و مسلمات جوامع مدرن است كه شك و ترديد را در ساحت خودش راه نداده و مخالفان و منكران آن را با چماق اتهام غير علمي بودن از ميدان بيرون كرده و خود بر كرسي آن مي‌نشيند.
با تفكيك نكردن انواع و اقسام موسيقي و حكم كلي صادر كردن و غنا خواندن موسيقي هزارگي، زمينه مهجور شدن و به فراموشي رفتن آهنگهاي كه هم ريشه در تاريخ اين مردم دارد و هم زاييده ذوق، احساس، انديشه و بينش مردم اين سرزمين است فراهم گشته است. بنا بر اين تحجر و دگم انديشي علما و روحانيت و مبارزه كردن آنان بر ضد آن، عامل ديگري است كه اين ميراث گران بهاي تمدن ديرين خراسان بزرگ را به سوي نابودي سوق داده است.
علما و روحانيت ما آنقدر مقلد و دگم‌اند كه هر موسيقيي كه از صدا يا سيما جمهوري اسلامي ايران پخش گردد مباح است و هر چي از آن پخش نگردد جايز نبوده و حكم غنا را دارند. اينان به بلوغ فكري و رشد عقلاني نرسيده‌اند كه تشخيص بدهند كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران هيچ معجزه و كرامتي نكرده و دستگاه تصفيه‌گر موسيقي هم نيست كه هر چه از آن بيرون بيايد حلال گردد و هرچه از آن بيرون نيايد به حرمت خود باقي بماند؛ بلكه فقط جهت موسيقي‌ها را عوض كرده و از حالت تخديري و شهواني و فردي بودن بيرون آورده

و حالت بيدارگري و اجتماعي به آن داده است. خوبترين و عالي‌ترين، مضامين سياسي، اجتماعي، فرهنگي، عرفاني، اگر با دوتار (دمبوره) نواخته گردد حرام است. لذا ما در دوران جهاد با آن همه شور و حماسه و شهادت يك اثر هنري از موسيقي هزارهگي خلق نتوانستيم چرا كه به پندار علما در ذات دمبوره حرمت نهفته است. شعر و موسيقي دو هنري است كه چنانچه ذكر شد هر دو مي‌تواند هم در خدمت شهوت و هوس انسان، وهم مي‌تواند در خدمت آرمانهاي متعالي و كمالات نفساني و نيازها و ضرورت اجتماعي، قرار گيرد، ما در زمينه شعر، شعر مقاومت را با آن همه فربهي و زيبايي داريم، اما در عرصه موسيقي اثري ماندگار نداريم دو آلبوم داوود سرخوش تا از سيماي جمهوري پخش نگرديد اذن استماع به شنوندگان داده نشده بود.
3- ويژگي موسيقي هزارگي
عامل سوم كه نقش در مهجوريت موسيقي هزارگي داشته ظرفيت و شخصيت خود موسيقي هزارگي است. زيرا موسيقي هزارگي موسيقي عالم خلوت و تنهاييهاست. موسيقي طرب و محفل و شادي و عياشي نيست، بلكه موسيقي هزاره‌گي طنين آواز ملكوتي را در گوش جان و نغمه‌هاي آسماني، درد جدايي را در روح و روان اين مردم به نجوا نشسته و مرحم بخش دردهاي تبعيد شدن از وطن اصلي و مالوف خويش، است. موسيقي هزارگي بيشترش تركيب يافته از ساز دوتار (دمبوره) و ترانه‌ها است. ترانه‌ها يكي از جلوه‌هاي زيبا و گنجينه‌هاي ارزشمند فرهنگ مردم (فولكلور) هستند و همان جايگاه و موقعيتي را دارند كه شعر در ادبيات رسمي دارند. ترانه‌ها نمود و مظهر احساسات پاك و بي آلايشي روستاييان ساده و صميمي و كوه نشينهاي پاك نهاد و نيك سرشتي است كه آدمي را در برابر اين همه صفا و پاكي تحت تاثير قرار داده و وادار به ستايش و تقديس مي‌كند.
ترانه‌هاي محلي هر منطقه و ناحيه‌ي، جلوه‌ي از زيبايي و شيوه نگاه و طرز انديشه و نوع سليقه و چگونگي بروز عاطفه مردم همان ناحيه است، كه نمادي از روح‌هاي آزاد و بي‌قيد و بند دلها‌ي پر سوز و گداز و نماينده آرزوها و خواستها و.....آنان مي‌باشد.17 ترانه‌ها از آنجايكه اغلب از دل روستايي ساده انديش بي‌سواد تراوش مي‌كند سرشار از صميميت و احساسات ناب و بي شايبه عواطف انساني است كه ناگزير بر دلها ‌نشسته و انسان را مسحور زلالي و تراوت خود نموده در دام جذبه نيرومندش گرفتار مي‌سازد.
يكي از دلايل جذبه موسيقي هزارگي همين است كه معمولا با ترانه‌هاي هزارگي اجرا شده و بر روي شعر‌هاي تكنيكي و تفنني كمتر اجرا گرديده است. شايد براي بعضي‌ها اين موضوع به عنوان نقطه ضعف موسيقي هزارگي تلقي گردد كه نه تنها ضعف نيست، بلكه قوت آن در همين است، زيرا پيراسته از تفنن‌هاي سرگرم كننده و تخديري است.
بنا بر اين موسيقي هزارگي اگر در عالم آوارگي مهجور مانده علاوه بر دلايلي كه ذكر شد، دليل ديگرش خودش است. براي اينكه موسيقي هزارگي ساخته شده است تا دردهاي تنهايي و فراق يار جاني را به گويش نشسته و حديث جدا افتادگي و رنج دلدادگي را با بغضهاي دوتار وترنم ترانه‌هاي يار نواخته و به آستانه حضرت دوست شكايت‌هاي خويش را حكايت كند.
ازين رو آوارگان و مهاجريني كه كم و بيش در عالم غربت، به رفاه نسبي رسيده‌اند، تجملاتي گشته و به سوي موسيقي‌هاي شاد و تفنني و تكنيكي رفته و تمام دردها، خاطره‌هاي گذشته‌ها را به فراموشي سپرده‌اند. موسيقي هزارگي، محصول دورانهايي كه انسان در دامن طبيعت مي‌زيستند و در رابطه مستقيم با آن بوده، و با طبيعت احساس بيگانگي كرده و خود را از جنس طبيعت نيافته، در نتيجه احساس تنهايي و جدا افتادگي كرده و در جستجويي وطن اصلي خود كه ازان درين سرزمين (طبيعت) تبعيد گرديده است، مي‌گشتتند، مي‌باشد. بنا بر اين موسيقي هزارگي، يك آهنگ تراژيك و حزن انگيز و غم آلودي است كه به درد كاباره‌ها و شب نشينيها و تالارهاي عروسي‌هاي غم ‌زا اما شادنما و رقص‌هاي هوس‌خيز و شهوت انگيز كه بت‌هاي دنياي مرفه و عاري از هدف غايي و اخلاق متعالي است، نمي‌خورد. طبيعي است كه درين فضاي آكنده از بت نان و عشق شهرت وبنده شهوت، موسيقي هزارگي در گوشه‌ي انزوا خزيده و چنين سرنوشتي پيدا نمايد.
فرجام سخن
آنچه تا كنون درين جستار، در چند صفحه نوشتار آمد، عبارت ازين شد كه موسيقي هزارگي به عنوان باقي مانده ميراث تمدني يك قطعه‌ي از سر زمين باستاني و تمدن تاريخي است، در ميان ميراث دارانش در دنياي آوارگي و غربت كه بايد بيشتر مونس و همدم دردها، رنج‌ها، درد دل‌هاي شان باشد، متاسفانه مهجور واقع شده و آهسته آهسته به سوي نيستي و نابودي پيش رفته و اگر مردم به خود نيايند، در اندك زماني اين مردم، بي حافظه هنري (در عرصه موسيقي) خواهد بود. جامعه بشري كه تلاش‌ها و دغدغه‌هاي‌ شان اين است كه ادبيات، هنر و... فولكلور ملت‌ها كه تا كنون از ميان نرفته، حفظ و حراست گردد، نيز شاهد از بين رفتن ميراث فرهنگي گرانسنگ يك تمدن قديم و تاريخ خواهد بود. دنياي امروز بعد از آنكه قسمتهاي زيادي از هنر و فرهنگ سنتي خود را از دست دادند، متوجه شدند كه سرمايه‌هاي عظيم ميراث تاريخي خويش را از دست داده‌اند. ازين نظر دچار خسران و ضرر عظيم فرهنگي گشتند، زيرا انسان يك موجود تاريخي است كه در تاريخ هويتش تكميل گشته و به سوي فرداي پيش رفته و پيش خواهد رفت. فراموش كردن تاريخ، مثل انساني بي حافظه خواهد. انسان بريده از گذشته را اگر تصورش بتوان كرد چه طور انساني خواهد بود؟. «در انگلستان قرن بيستم تلاش زيادي صورت گرفت تا موسيقي محلي را بازيابي نمايند و پيش از آنكه چنين ميراث فرهنگي به كلي نابود گردد، آنها را نجات دهند. بسياري از آنهاي كه دنبال جمع آوري و حفظ اين قبيل آهنگها بودند، (از جمله روشنفكران) آنچه را يافتند موسيقي متنوعي بود كه با تلاش بسيار از الگوهاي اصلي برداشت شده بود».18
كشور‌هاي پيشرفته‌ي دنيا بعد ازين كه متوجه شدند كه نبايد هنر، ادبيات، و در مجموع ميراث تاريخي خود را فراموش كنند تلاشهاي وسيع صورت داده‌اند تا آنان را دوباره بازسازي نمايند. اما كشورهاي جهان سوم، از جمله كشور ما سعي در فراموش كردن محصولات خود دارند.
خلاصه: سه عامل عمده زمينه‌ساز مهجوريت موسيقي هزارگي دانسته شد. هر چند عوامل ريز و درشتي زيادي درين فرايند موثر بوده و خواهد بود، اما عمده‌ترين عوامل را كه نقش انكار ناپذير داشته است و با اندك تامل همه به آن اذعان خواهند كرد درين مقال آورده شد. و آن سه عامل عبارت بودند از: 1- نداشتن عزت نفس آوارگان 2- دگم انديشي و تحجرگرايي علما و روحانيت. 3- ويژگي و خصوصيت خود موسيقي هزارگي و تغييرات زمانه و تغيير در بينش و گرايش آوارگان نيمه مرفه و تاثير پذيري از شديد از جامعه ميزبان.

--------------------------------
يادداشتها :
1. فرهنگ عميد
2 جعفري، محمدتقي، موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، ص 17 چ اول زمستان 1380انتشارات تهذيب موسسه علامه جعفري
3. http://www.cheknevis.com
4. همان
5. جعفري، پيشين ص 24-25
6. دورانت، ويل، تاريخ فلسفه، ترجمه عباس زرياب، ص302 ناشر شركت انتشارت علمي و فرهنگي
7. يانگ، جوليان، فلسفه هنر هايدگر، ترجمه امير مازيار ص40 و93 انتشارات گام نو چ دوم 1387
8. رابرتسون، يان، درامدي بر جامعه، ترجمه حسين بهروان، ص 84 انتشارات آستان قدس رضوي چ چهارم 1385
9. يانگ، جوليان، پيشين ص 92-100
10. ستوده، هدايت الله، روان شناسي اجتماعي، ص 252 چ هفتم انتشارات نو آوران 1382
11. همان ص 253
12. لوك بدار و ديگران، روان شناسي اجتماعي، ترجمه دكتر حمزه گنجي، ص 269 نشر ساوالان چ پنجم 1386
13. موسوي، سيد عسكر، هزاره‌هاي افغانستان، ترجمه اسد الله شفايي، ص213 ناشر اشك ياس چ دوم 1387
14. فضلي، عبدالهادي و آيت الله معرفت، بررسي فقهي پديده غنا، ترجمه مجتبي الهي خراساني ص35-36 نشر بوستان كتاب چ سوم 1386
15. شريعتي، علي، شيعه، (مجموعه‌آثار7) ص 159 سحاب كتاب با همكاري حسينيه ارشاد چ اول خرداد 1358
16. همان، همان ص 159
17. ستوده، هدايت الله، و مظفرالدين شهبازي، جامعه شناسي در ادبيات، ص 47 چ اول 1386 انتشارات نداي آريانا
18. كرنگ، مايك، جغرافياي فرهنگي، ترجمه دكتر مهدي قرخلو ص128 انتشارات (سمت) چ اول تابستان 1383

 

پيشينه مردم جاغوري بيانگر آنست كه اين مردم نيز همانند ساير اقوام ساكن در افغانستان در گرو جبر تاريخ، زمان و سنت هاي فراقومي قرارداشته كه اين سه عامل سبب فروپاشي و ازهم گسيختگي مردم در ابعاد مختلف چون: معارف، صنعت، مهاجرت، اقتصاد و عدم روند روبه رشد اجتماعي بوده است.

اكنون كه سالها است كه از آن تاريخ مي گذرد و چهره خوفناك اش وارونه گرديده مردم به يگباره گي سر از بالين بسترهاي جمود برداشته و حركت نوين خويش را در فراخناي باورهاي جديد و انديشه هاي به هم پيوسته  جهت آباداني اين سرزمين آغاز كرده اند.و پرچم آزادي و برابري را  در آسمان علم ودانش برافراشته اند.

1: در سال گذشته (1388) مثل سالهاي قبل 91 باب مكتب بروي شاگردان باز شد و در آن 49522 شاگرد زير نظر 935 معلم تحت آموزش قرار گرفتند و سرانجام 998 شاگرد را فارغ داده و به امتحان كانكور فرستادند كه اكثريت آنان با بدست آوردن نمرات عالي به رشته هاي مورد علاقه خويش كامياب گرديدند.

2: درسال گذشته 3 باب مكتب در جاغوري تاسيس، و 4 باب مكتب از طرف اعمار، و 2 باب مكتب از سوي پروژه همبستگي  ملي و فيصدي مردم و تيم بازسازي ولايتي ولايت غزني نيز اعمار گرديد.

3: در گذشته اي نه چندان دور ولسوالي جاغوري نشان داد كه توسعه فرهنگي فقط با آزادي بيان امكان پذير مي باشد . با در نظرداشت همين مطلب بود كه : ماهنامه جاغوري در چند شماره در سال 1382 در مركز جاغوري سنگماشه به نشر رسيد. در همين سال كه آغاز فعاليت مطبوعات درجاغوري مي باشد ، اولين شماره اي ماهنامه جوانان امروز منتشر شد كه تاكنون نيز ادامه يافته است. در اواخر سال 1383 راديوي محلي جاغوري در موج F.M. به نشرات خويش آغاز نمود . و رفته رفته دامنه اي مطبوعات در اين ولسوالي گسترش يافت و مورد استقبال فرهنگيان نيز قرارگرفت كه در سال گذشته 1388 ماهنامه پاتو منتشر شد كه بطور مسلسل تا شماره يازدهم ادامه يافته و خواهد يافت. و ماهنامه شرين از غجور و ماهنامه ديار از انگوري نيز به جمع نشريات جاغوري پيوستند. كه هركدام با پيامدهاي نويد بخش، فرصت ديگري براي تبارز انديشه هاي نو و نيز زمينه را براي اظهار نظر و فكر فراهم نمودند و به طبع و نشر مقالات سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ادبي پرداختند. و اين يكي از دست آورده هاي عمده فرهنگي سال گذشته در جاغوري خوانده شده است.

4: دوباب كتابخانه يكي در پاتو بنام كتابخانه مكاتب پاتو به همكاري مسافرين و مهاجرين محترم منطقه و تلاش مردم و شاگردان دوره ليسه طي جلسه با شكوه با حضور فرهيختگان و فرهنگيان جاغوري راه اندازي گرديد. و ديگري درليسه نسوان شهداء تبقوس درعين روز افتتاح و مورد بهره برداري قرار گرفت.

 5:  جامعه جاغوري با تعداد 280هزار نفوس و بيش از 150 هزار راي در انتخابات سال 1388 با مجموعه اي نامزدان  شوراي ولايتي كه تعدادشان به 17 نفر بودند بدون در نظرداشت اصل شايسته سالاري و ضربه پزيري از انتخابات پارلماني گذشته در تعيين سرنوشت سياسي خود، قولي و قومي عمل كردند. جاغوري متشكل از 4 دسته اي بزرگ قومي مي باشد كه همواره اين مردم را در عرصه هاي مختلف خصوص در عرصه هاي سياسي به سمت و سوي قوميت كشانده و به بدترين شكستها مواجه ساخته است. ولي بازهم جاغوري ها در انتخابات سال گذشته درخشش خوب در حوزه هاي انتخاباتي داشته و بدون تقلب و تخلف در تناسب با ساير ولايات و و لسوالي ها به انتخابات مشروعيت بخشيدند. و دو نفر را با 9 هزار و 7 هزار راي به شوراي ولايتي فرستاده اند.

6: در سال گذشته جاغوري در روزهاي مبارزات انتخاباتي ميزبان شخصيت هاي سياسي كشور در داخل منطقه بود ، كه در واقع مشاركت فرهنگي و سياسي مردم در استقبال از هر شهروند افغان نمايانگر محو تبعيضات نژادي ، قومي و مذهبي است . با امدن داكتر عبدالله رقيب اصلي حامد كرزي و معاون وي ، ميرويس ياسيني كانديداي رياست جمهوري باهمراه معاون وي و نيز محمد كريم خليلي معاون دوم حامد كرزي درجاغوري و استقبال پرشور مردمي از چنين شخصيت هاي مطرح سياسي، پايبندي مردم را در پيوند با ايجاد ثبات سياسي و استحكام بخشيدن به يك دولت فراگير به اثبات مي رساند.

7:  درسال گذشته در ولسوالي جاغوري 2 مورد اختطاف ، 2 واقعه فرار از منزل، 4 مورد قتل، 3 مورد واقعه تجاوز جنسي، چندين حادثه اي ترافيكي كه يك كشته داشته ، 9 واقعه  سرقت، كشف مواد مخدر و سلاحهاي خفيف غير قانوني صورت گرفته اند كه تمام متخلفين بازداشت و به پنجه اي قانون سپرده شده است.

8: از آنجاييكه مردم افغانستان بيش از هر چيز ديگر به بازسازي و رشد علمي فرهنگي نياز دارد، متاسفانه جوامع بين المللي و نيز دولت كنوني افغانستان همواره ملت و مردم را مورد بي مهري خويش قرار مي دهند . بطور نمونه هزاره جات شايد محرومترين مناطق باشد كه اثر از بازسازي در آن به چشم نمي خورد وهرآنچه هست توسط دستان خود اين مردم اعمار گرديده است. افغانستان كه از دير زمان صحنه بازي موش و گربه است و مردم ما را به نظاره گزاشته است. اينان به جايي اينكه حاميان حقوق بشر باشند خود از ناقضين حقوق بشر اند. جاغوري يكي از پرنفوس ترين ولسوالي در سطح كشور بوده كه بارها مردم آن  درخواستي هاي پي در پي خويش را مبني بر ارتقاي اين ولسوالي به ولايت به نزد مقامات و رياست جمهوري داده اند ولي نه تنها كه به درخواست هاي اين مورد توجه نگرديده بلكه همچنان مقامات اصل انكشاف متوازن را از ياد برده و مردم را با وعده هاي پوج و خالي فريب داده و متاسفانه هيج پروژه عام المنفعه در اين ولسوالي تطبيق نگرديده است.

 9: در سال گذشته ساختمان ولسوالي جاغوري در 5 بلاگ ازسوي تيم بازسازي ولايتي ولايت غزني اعمار و مورد استفاده اراكين دولتي قرار گرفت. و به اساس قرار داد كه دارد كار آن بصورت اساسي تكميل نگرديده .

 همچنين در بهار سا ل 1388 كار تعمير ساختمان قومنداني امنيه جاغوري نيزاعمار گرديد وهم اكنون تحت كار است.

 كار سرك جاغوري- مالستان از جمله پروژه هايست كه موسسه I.R.D مسؤليت اجرايوي آن را به عهده دارد و از سال قبل كارش شروع و تا حال ادامه دارد.

10: سنگ كاري سرك داخل بازار سنگماشه به كمك مالي P.R.T.  غزني توسط شركت انصاف غزنيوال نيمه كاره متوقف گرديد. و علت آن تخلف از قرار داد خوانده شده كه به اساس آن كار صورت نگرفته، و بدور از هرگونه نورم و استندرد كاري بوده است.

11: كار مسجد عمومي اهل بيت در حوتقول ناوه شروع گرديده است .

اين مسجد كه درنوع خود يكي از بزرگترين مساجد خواهد بود توسط كمك هاي مسافرين خارجي و خيرخواهان منطقه و به همت اهالي دوقريه گمباد و كاكا دراوتقول بنا خواهد شد كه اكنون زير كار است و قرار است كه اين مسجد بخاطر نزديك بودنش به بازار مورد استفاده عموم مردم باشد و هم اكنون نيز در اين مسجد برنامه هاي اموزش قراني و احكام و... جريان دارد .

12: برپايي جلسه گسترده ي از موسفيدان در پاتو

اين جلسه با شمول اكثريت موسفيدان از مناطق مختلف قريه جات پاتو در كتابخانه مكاتب پاتو داير گرديد و در آن روي موضوعات : مشكلات مكاتب و معلمين ، راه هاي جلب و جذب كمك هاي دوستان مقيم كشورهاي خارج  يك سيستم حسابدهي دقيق از مصارف كمك ها و.... بحث صورت گرفته شد. و در اخير سه نفر سرمعلم ذهين ، قوماندان قيوم و روح الله انتظاررا به عنوان اعضاي شوراي دفاع از مكاتب انتخاب نمودندو پلانهاي را براي بهتر ساختن اوضاع مكاتب روي دست بگيرند.

13: يك دوست تركي به مكاتب پاتو كمك نمود :يكي از افراد خير انديش ازدولت تركيه كه قبلا نيز مقدار كمك نموده بود اينبار نيز مبلغ يك هزار دالر براي مكاتب اطراف پاتو به تلاش فرزند پرتلاش و مخلص پاتو خادم فياض كمك نموده است كه در نتيجه بخش زيادي از مشكلات مكاتب: تخته سفيد و ديگر امكانات ان حل گرديده است و باقي ان قرار است در كتابخانه به مصرف برسد

 

   تجليل از نوروز در پاتو   - سلطان حيدري

نوروز امسال در پاتو  با حضور پرشور دانش جويان دختر و پسر از ليسه هاي پسرانه  و دخترانه ، مكاتب ابتداييه كاريز و شهيد نظري و متوسطه شهيد قربانعلي سريقول ، طي جلسه ي باشكوه در صالون ساختمان شفاخانه پاتو كه به ابتكار نهاد دانشجويي پاتو برگذار گرديده بود، تجليل شد.

اين جلسه با حضور اكثريت دانش آموزان هر دو ليسه هاي ذكور و اناث با تلاوت كلام الله مجيد توسط خواهر ثريا خليلي و به تعقيب آن با سخنان استاد نظري شروع شد و پس از دكلمه شعر زيباي توسط اسحق علي احساس آقاي روح الله انتظار رييس نهاد دانشجويي پاتو سخنان چند در ارتباط با فعاليت هاي نهاد صحبت نموده و ضمن تقدير و سپاسگذاري از حضور دانش جويان و همكاري معلمين در رابطه با آجنداي برنامه توضيح داد و هدف اساسي اين برنامه را تشويق و ترغيب دانش آموزان ، و ايجاد رقابت مثبت در فراگيري علوم و فنون دانسته و نيز از معلمين و مردم خواست تا براي برگذاري برنامه هاي بعدي همكاري نمايند .پس از سخنان ايشان، دور اول مسابقات كه شامل مسابقات تلاوت قرآني بودند شروع شد واز ميان 10  قاري بهتر سه بهترين انتخاب گرديدند كه به ترتيب : ثريا خليلي ، منظور حسين و جواهر به مقام هاي اول ، دوم و سوم دست يافتند.

 و پس از به اتمام رسيدن دور نخست مسابقات دور دوم مسابقات علمي فرهنگي ( پرسش و پاسخ ) در سه مرحله ميان شاگردان دوره هاي ليسه ،

متوسطه و ابتداييه در ميان 5 مكتب  پاتو  در يك رقابت ميان دختران و پسران برگذار شد كه در دور ليسه و ابتداييه كاميابي از آن خواهران و در دور متوسطه پسران كامياب اعلام شد.

 و پس از آن از فارغين سربلند ليسه هاي ذكور و اناث پاتو با اهداي دسته هاي گل تجليل به عمل آمد. اسامي ، نمرات و محل تحصيل آنان اعلام و با كف زدن هاي مفصل حاضرين استقبال گرديد. ونيز در اخيرجلسه سرمعلمين مكاتب پسرانه و دخترانه پاتو استاد ذهين و استاد اخلاقي سخنان مبسوط ايراد نموده و كاميابي شاگردان هر دو ليسه را به آنان ، معلمين و اولياي شاگردان تبريگ گفته و با اعطاي جوايز از سوي نهاد دانشجوي از محصلين و شركت كنندگان در مسابقات قراني و پرسش و پاسخ  تقدير نمودند.

اين جلسه كه ساعت 12ظهر شروع شده بود در حوالي ساعت 4 بعد از ظهر

با دعاييه استاد رضايي سرمعلم متوسطه شهيد قربانعلي خاتمه يافت و پس از آن هركسي براي فارغين ليسه ها  و شاگردان كه در  دانشگاههاي مختلف كشور راه يافته و بطور جداگانه  و اظهار شادماني مي كردند . روزي خوش و به يادگار ماندني بود .

 

  برنامه تعليمي فرهنگي در تايلوم:        روح الله انتظار

 نهاد دانشجويي در سلسله برنامه هاي خويش يك برنامه ي تعليمي فرهنگي را در ليسه ي سروري برادران در تايلوم به همكاري اداره و استادان اين ليسه برگذار نمود كه با استقبال گرم و پرشور شاگردان و استادان اين ليسه مواجه گرديد.

 اين برنامه كه شامل سخنراني ها، مسابقات قرائت قران كريم و مسابقه پرسش و پاسخ از مضامين درسي بين شاگردان پسر و دختر بود به روز سه شنبه از ساعت ده قبل از ظهر با تلاوت چند از آيات قران شريف آغازگرديد. ابتدا آقاي رسولي سرمعلم محترم اين ليسه راجع به برنامه توضيحات ارايه نمود. و از نهاد دانشجويي جهت برگذاري اين برنامه قدرداني و تشكرنمود و برگذاري چنين برنامه ها را جهت تشويق و ترغيب شاگردان درفراگيري علوم ارزنده و مثبت دانست و خواهان تداوم آن گرديد. سپس روح الله انتظار رييس نهاد داشجويي با ابراز قدرداني از همكاري اداره واستادان ليسه در برگذاري اين برنامه و حضور پرشور شاگردان تقدير نمود. و هدف اساسي اين برنامه را تشويق شاگردان و ايجاد انگيزه در آنها جهت فراگيري علوم و مهارتها دانست. وي در ضمن سخنانش از سروري برادران جهت بنيانگذاري و اعمار ساختمان ليسه و تجهيز آن ابراز قدرداني نموده و همكاري مردم را يكي از ضرورت ها و نيازمنديهاي اساسي مكتب دانسته و خواهان همكاري هرچه بيشتر مردم با مكاتب گرديد. و در اخير نحوه ي برگذاري مسابقات را توضيح داد.

بعد از آن مسابقه قران كريم با حضور يازده بهترين قاري كه قبلا توسط داوران انتخاب گرديده بود آغاز گرديد هركدام از اشتراك كنندگان اين مسابقه آيات چند از كلام الله مجيد را تلاوت نمودند و داوران از جمع آنها سه بهترين را انتخاب نمودند.

 سپس برنامه ي پرسش و پاسخ از مضامين درسي در سه بخش ابتداييه اول و دوم و دور متوسطه به شمول صنف دهم آغاز گرديد. كه در بخش متوسطه گروپ بچه ها ، در دو دور ابتداييه اول و دوم گروپ دختران برنده اعلام شد و در اخير براي گروپ هاي برنده ويازده بهترين قاري جوايز اعطا گرديد.  

نوشته شده توسط مدیریت بخش پاطو - اخلاصی | لینک ثابت |

آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
  • » وزارت تحصیلات عالی: امسال بی نتیجه اعلام نمی کنیم
  • » هــــویت ما معرف شخصیت ذاتی ماست:
  • » جاغوری و یک بارندگی دیگر
  • » میهنم - رضا واثق - به یاد روزهای گذشته
  • » گرامیداشت ازسال 2012 (سال انرژی پایدار)
  • » ازکـــدام اصل ونسب:؟
  • » هفت‌خوان دختران غزنی تا رسیدن به مدرک دانشگاهی
  • » شعر( تهداب کج)
  • » مهره های سوخته
  • » داستان یتیم - قسمت بیست و یک!
  • » کویته: سه نفر هزاره در میکانگی رود به شهادت رسیدند
  • » طبل صلح و جنگ از سوی ارگ نشینان همزمان نواخته میشود آیا مردم فراموش خواهند شد ؟
  • » بارندگی های چند روز اخیر در جاغوری
  • » کابل شهر پر از موانع رنگا رنگ ؟!!!
  • » نگرانی مردم از عرضه فیلم های خصوصی شان در بازار « علي آرش »
  • » آقای غند مشر محمد عیسی خان - 3
  • » داکتر سیما ثمر : گزارش صلح و آشتی تحریف نخواهد شد
  • » یک روز برفی در جاغوری از دریچه دوربین
  • » تجلیل از اربعین حضرت امام حسین (ع) در مسجد امام علی (ع)قریه سنگ سوراخ - جاغوری
  • » نشست بن گامی در راستای موفقیت!
  • » جوانمردی کشور جاپان در کمک به افغانستان هرگز فراموش نخواهد شد
  • » جاغوری در چهلمین روز اربعین حسینی با دومین برف باری سفید پوش شد .
  • » محمد حسین خان لوامشر - 2
  • » اعلام اسامی داوران افغانستانی و ایرانی ششمین جشنواره قند پارسی از سویی خانه ادبیات افغانسان
  • » از مقام علمی دکتر محمدسرور مولایی در ششمین جشنواره قند پارسی تجلیل می‌شود
  • » شعر (پدر ببخش مرا!)
  • » کابل با باریدن برف و باران نیز فضای برای تنفس ندارد .
  • » بپاس لطف دوستان محصوصا جناب آقای محمدی
  • » تصادف دردناک
  • » برگید اسحاق خان - 1
  • لازم به یاد آوری است :
    پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ...

    ...
    jaghori1.blogfa.com & Designer: موج سوم
    ... پایگاه اطلاع رسانی جاغوری
    بزرگترین مرجع وبلاگ نویساندریافت کد لودینگ برای وبلاگ
    ...