صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
بهسود ، پاره تن من !
موضوع: افغانستان
جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389 22:24 بهسود ، پاره تن من !
من در این جا متولد شده ام . این جا " خاک " من زادگاه من و زاد گاه نیا کان من است . این جا سر زمین است . ده ، قریه ، محل تولد و ... پاره تن من است ! سنگ ، سنگ ؛ کوه ، قول و قوبی آن ، با روح و روان ام عجین شده اند ! وجب ، وجب خاک ان ، وجود ام هست ؛ آری وجود ام ! بر ان پا می گذارم ؛ و حس می نمایم که ، هستم ، زنده هستم و بر ان افتخار می کنم . که ریشه ام در این جا است ؛ بهسود من ! همین زمین ها ی خشکیده ، کوه و کوهپایه ها ،همین سنگ ها ، همین قول و قوبی ها ، همین تکه زمینی را که پدر ؛ با عرق جبین و ابله دست بارور اش ساخته است ؛ همه و همه ؛ برایم مملو از راز و رمز ها است . و یک دنیا، حرف و سخن و گپ و گفتار ها یی دارند .
هوای این جا ، شیرازه تن من ؛ و، نوازش گر روح و روانم من اند. این جا قسمت ی از وجود ام هست ؛ خاک من و نیاکان من اند - بهسود ؛ پاره تن من ! این جا ، از نیاکان ام به من به ارث مانده است . این که به کدام قیمت ؟ نه میدانم ! . اما ؛ میدانم که ، به همین ساده گی ها نه بوده است ... و حال بهسود در مرگ عزیزان اش ، صورت به خراشیدن ، می گیرد !
اولین رمه هاییکه وارد یکه چاه شدند یکه چاه و خوات کاریز جامی
سحر گاه هان ، بعد از یک روز کار شاق و خسته کننده ، همه در خواب ایم . و ، تنها تک و توک ی از از سالمندان ما ، وضو یی گرفته و سر به سجاده گذاشته اند . " الله اکبر " ! که ، یورش خیل از کفتار ها بر خانه و آشیانه مان ، آغاز میابد . کفتار ها، وحشی اند و خونخوار! میدرند ، خون میریزند و به یغما میبرند . هنوز چشمانم خواب آلود است که ، میبینم مادر کلان ، بر روی سجاده در خون اش در غلتیده است ، خانه مان در حریق میسوزد و مادر و خواهرم نیستند . پدرم در یورش سال گذشته کرگدن ها به شهادت رسیده است . و من در میان دود و آتش ، نه میدانم ، چی کنم ... میگویند ، انسانیت نه مرده است ! میگویند ، عصر تمدن ، تکنالوژی و حقوق بشر است ! میگویند ، افغانستان دولت دارد ، ارتش دارد و پلیس ! میگویند ما در این دولت نماینده و دلسوز داریم . حامی داریم و رهبر داریم و... این کجایش به عصر تمدن ، حقوق بشر و کرامت انسانی میماند که، من به جرم هزاره بودن ، صرف به همین جرم ، حتی در دور ترین نقاط به اندرون سرزمین آبا و اجداد ی ام آرامش و امنیت نداشته و به سلاخی گرفته شوم . آیا این حقوق بشر ، شیوه دولت داری و دموکراسی هست ؟! ننگ بر چنین دولت و چنین حقوق بشر و چنین دموکراسی !
* * *
جناب آقای خلیلی با چهره بر افروخته یی که، ده ها راز و رمز در آن نهفته است . می فرماید : - توافق لازم ، صورت گرفته است . هیچ کس حق ندارد نی در منطقه و نی هم خارج از ان، چیزی اضافه یی گفته و به این موضوع دامن بزند ... انگار که هیچ اتفاق مهمی نیفتاده و . هیچ موضوع مهمی رخ نداده است . دماغ کسی خون نشده و هستی و دارایی کس و کس ها یی به تاراج نرفته است . مبادا، ارباب ، با دار و "برادر بزرگ " خشمگین شوند . و " شهرک" و " شرکت " و " شوکت " ؛ از دستم بروند . آخر رهبر و شخصیت اول بودن ، مسئولیت بس بزرگی میباشد .
کاریز جامی دشت سیا ریگ قله اسپی بلند (فعلا درتصرف کوچیان)
دشت گوله کاریز جامی سرخ کوتل
این دیگه چیزی تازه و مهمی نیست . برادران بزرگ ، همواره از ان طرف مرز ها ، چنین لطف های برادرانه یی، در حق مان داشته اند . برادران که نی وطن شان معلوم است و نی هم محل تولد شان و نی هم اصالت و هویت شان و... در مقاطع مختلف ، کرگدن و ار بر ما یورش میبرند .
جناب حنیف اتمر وزیر داخله حاکمیت آقای کرزی میگوید :
- طرف های در گیر، به جا های اصلی شان بر گردانده شده اند . هر کسی اگر تعرض کند ، توسط پلیس با آن ها به گونه قاطع برخورد خواهد شد ، قریه جا ت از تعرض مصون اند و.. جناب اتمر کجا است وجدان تان !؟ آیا تا حالا گویی کدام تعرضی صورت نه گرفته است ؟! گویی دماغ کس خون نه شده است ! ما هزاره ها گویی در قانون جنگل قبیله شما ، آدم نیستیم !
در هر کشور و مملکت ، این نیروی پلیس ، همواره حافظ و مجری قانون جاری ، بر ان کشور و مملکت میباشد . کسی نیست تا از آقای اتمر سوال نماید که ، جناب محترم وزیر ؟؟! تعداد گله و ار همچون کرگدن ، از ان طرف مرز ها، به گونه مسلح ، بیش از هزاران کیلومتر، داخل خاک و مملکت بی در و پیکر مان شده و ، ساکنان بومی این سرزمین را قتل عام نموده اند . خانه های آنها را تاراج نموده و تعدادی هم مفقود گردیده اند ، وظیفه تو به عنوان وزیر داخله این کشور و مملکت در قبال این قانون شکنی و جنایت چی میباشد ؛ جناب وزیر ؟! جناب وزیر ، آیا تا حال تعرضی صورت نه گرفته است ؟! شما گوسفند هستید، یا ما را گوسفند فکر مینمایید ، وزیر محترم ؟! جناب وزیر به تعداد 51 منزل ویران شده است . این یعنی تقریبا بالای دو صد نفر بی خانمان شده اند . هستی و دارایی شان به یغما رفته اند ! به کدام جرم ؟! 39 دکان چپاول ، به تاراج رفته است . این یعنی ما در سرزمین آبا و اجدادی خویش هیچگونه مصونیت ی نداریم . این یعنی کشور و مملکت ما به یغما و تاراج رفته است . این یعنی اقوام بدوی و وحشی در اجرای جنایت و چپاول هیچگونه حد مرزی را نه می شناسند . این یعنی قانون جنگل و بر بریت 6 نفر به شهادت رسیده اند ! آقای وزیر این را چی توجیه خواهد نمودید ؟! شاید در قانون جنگل قبایل استبداد ، هزاره هنوز انسان به شمار نه میرود . میشود که در پای هر شیله ، هر چند گاهی به شکار اش نشست . میدانم ! جواب خواهید داد ؛ هزاره ها خود شان مقصر هستند ! این جا دیگر با شما موافق ام جناب وزیر! زیرا از همان مقطع که ما در انتخاب رهبر و پیشواه به اشتباه رفته ایم ، از همان مقطع ، حال روز ما چنین بوده است. چوپان ما رهبر ،و رهبر ما چوپان بوده است ! و از همه دردناک تر اینکه ، 8 نفر مفقودالاثر میباشند . خواهران من و مادران من . مظلوم ترین موجودیت (زن ، آن هم زن هزاره ) در محدوده استبداد . از زمان امیر عبدالرحمن خان تاریخ هر چند بار تکرار میشود و هر چند گاهی ، خواهران و مادران من به تاراج میروند. و ؛ هزاره ها به چنان خرفتیت ی دچار شده اند که ، هر گز از تاریخ و جریانات آن ، نه می آموزند .
نوشته شده توسط میر احمد لومانی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|