صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
جوابیه دوست عزیزم جناب اقای میرزای و پاسخ ما دوشنبه پنجم حوت 1387
موضوع: ★ فرهنگی ★
یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 12:21 در حال که در دنیایی امروز معمولا از آدم های انتقاد می کند که برایش ارزش قابل است ولذا شما نباید تکان خورده ویا خدای نخواسته شگفت زده شوید . من این نامه را به فال نیک می گیرم امید وارم که این نامه بستر مناسب را برای گفتگوی دوستانه فراهم گرده باشد . واز دوستان و قلم به دستان هم می خواهیم که در این رابطه نظر خود را بیان نموده تا ما شاهد پیشرفت های دیگر در این منطقه از هزارجات عزیز باشیم . از طرفی من هم مثل بسیاری از دوستان دیگر برای کاری های دوست عزیزم ارج می گذارم و تنها انتقاد من روی جمع آوری کمک بوده و بس . که این نوع کمک را شایسته سایت جاغوری دات نت نمی دانم . متاسفانه بجای پذرفتن انتقاد ویا جواب تحلیلی به آن جواب حاضر را بسنده نموده و ما مجبور شدیم که قسمتهای را شان وجواب داده و یا توضیح بخواهیم . ابتدا من ترجیح می دهم خوانندگان را به خواندن جوابیه دعوت کنم سپس اگر حرفی باشد در همان جا به عرض دوست عزیزم برسانم . خدمت برادر عزيزم جناب رحيمي سلام و عرض ادب تقديم باد. دوست بزرگوار و برادر عزيزم! متشكرم از زحمتي كه در نگاشتن اين نامه به خود داده ايد و وقت شر يف تان را براي سايت جاغوري نت مصرف نموده ايد. برايتان آرزوي كاميابي روز افزون در راستاي پيشبرد اهداف فرهنگي همراه با سلامتي و سرافرازي دارم. مطلب تان را خواندم. برايم جالب بود و جالب ترين بخش آن سخناني بود رك و پوست كنده كه لذتي فراوان از خواندن آن ديدم زيرا صداقت و بي ريايي در آن مشهود بود. اما نكاتي چند بايد در مورد سخنان شما گفت كه من آنرا چند سطر مي نويسم. 1- از جاغوري زياد تعريف كرده ايد و آنرا پر آوازه و با نام و نشان خوانده ايد. اين برداشت كه آن را "توهم" مي نامم- براي كساني كه در بيرون از منطقه اند تمامي مطالب را با توجه به عادت نا خوشايند افسانه سرايي مردم ما مي شنوند، ممكن است ايجاد شود كه جاغوري چنين است و چنان ! درست مثل افسانه اي است كه جاپاني ها در مورد سرزمين خودشان " سرزمين آفتاب تابان" مي سرايند. همين حس و خيالي كه در شما در مورد جاغوري ايجاد شده است، با عث گرديده كه تا طرح هايي براي متمركز كردن وبلاگ ها- به قول شما- در ذهن جناب عالي ظهور كند. دريك كلام خلاصه كنم كه " درو گنده برو لخشوم" لقب خوبي براي جاغوري مي تواند باشد. و البته اين براي كساني كه اهل درك و درد اند قابل قبول است نه براي همه كس. البته در مورد جاغوری هر کسی نظری دارد نظر جناب عالی هم محترم است ما هم نظر خود را بیان کردیم . همچنان اعتقاد داریم که این مردم پر آوازه وبا نام نشان است . نمی خواهیم در این مورد زیاد حرفی گفته باشم این بخش را می گذاریم به قضاوت خوانندگان . ولی این را یاد آور می شویم تا سو تفاهم نشود که اثبات شی نفی ما عدا را نمی کند . در عین حال این مردم با همه این توصیف ها نقص های فراوان دارند که گوشه ناکامی هایش را در این چند سالی اخیر در صحنه های سیایس کشور می توان در همان نقص ها و گذینه ها جستجو کرد . وبه همبن خواطر ما در حدود یک سال به نطر سنجی گذاشتیم نتیجه نظر سنجی خیلی حالب است . برای توضیح بیشتر به موج سوم به نتیج نظر سنجی مراجعه شود . با همه این ها تعبیر - بورو لخشوم درون گنده – و مصداق آن برای این مردم لااقل از نظر روانشناسی تعبیر مناسب نیست . افسانه اي جاپاني ها در مورد سرزمين خودشان " سرزمين آفتاب تابان" مي سرايند. مبنای روانشناسی دارند که این جای زمینه مناسب برای توضیح شان نیست . دوست عزیزم می نویسد : من در همان موقع نامه ي شما را خواندم و به نظرم چنان بلند پروازانه آمد كه حتا خيال جواب دادن به آن همه به مخيله ي فراموشكارم نرسيد، و عطاي جواب را به لقاي آن بخشيدم. در بخشي از اين نامه مي خوانيم " خلاصه طرح اين است كه از هر ولايت يا ولسوالي يك مديرانتخواب نموده كه به گذارش هاي خبري فرهنگي واقتصادي اقدام نمايد اين مدير وظيفه دارد و منطق هم اين را ايجاب مي كند كه براي خودش همكاراني را دست پا كند تا بار مشكلات را به تنهاي تحمل ننموده و با همكاري وهمدلي بتوانيم خدمات بهتر انجام دهيم ." من اين طرح بارها به ذهنم رسيده و با چندين نفري كه فعال بودند صحبت كردم. اگر چنین طرح قبلا به ذهن شما رسیده آن را با چندین نفر فعال هم صحبت کرده اید چطور چنین طرحی از جانب من به شما رسید چنان بلند پروازانه شد كه حتا خيال جواب دادن به آن همه به مخيله ي فراموشكارت نرسيد، و عطاي جواب را به لقاي آن بخشيدی. وانگهی خوب بود اسم از چندین که نه چند نفر از آن ها ی را که با آنها صحبت کردی نپذرفتند می آوردی ؟ ودلیل عدم همکاری شان را هم ذکر می کردی تا ما هم باور مان می شد و نیز شاید همین مردم بورو... به اصلاح شما در مخیله شان کدام جواب و راه حل خطور می کرد و شاید جواب را به لقای آن نمی بخشید . دوست عزیزم می نویسد : فقط مشكل ما اين است كه همه را قياس به خود مي كنيم. باور بفرماييد كه حاضرم قسم كه هيچ كسي را نمي شناسم كه چنين فكري به سرش بخورد تا همكار در گزارش دهي به ديگران در كشورهاي مرفه دنيا شوند. دوست عزیز اولا من از نحوه کمک خواستن شما انتقاد کردم و بس اگر از انتقاد وجواب می دادید فقط این بخش از قضایا را حل می کردید وآنگاه به مشکلات خویش درد سر ما هم نمی افزودید . پس ما کسی را به خودم قیاس نکردم اصلا حرفی از این مقوله به میان نیامده . وانگهی قسم نه استغفرالله بدون قسم هم می توان از حرفهای تان نتیجه گرفت. عجبا هیچ کسی را نمی شناسی که چنین فکری . . . راستی کس و کسان را ایلا بتی خودت را فراموش کردی ؟ این حرف تو آدم را به یاد داستان ملا نصرالدین می اندازد آنجای که الاغ هایش را می شمرد احساس می کرد یکی کم است چون الاغ زیر پایش را فراموش می کرد که بشمارد ؟ تا آنجای که من اطلاع دارم سایت جاغوری دات نت مثل سایت بند امیر مدیریت فنی وپشتیبانی و مالی سایت به دوش برادر محترم مان جناب اقای فیض حیدری می باشد . جناب عالی یکی از همكار در گزارش دهي به ديگران در كشورهاي مرفه دنيا هستید . اگر در این زمینه اطلاعات بنده ناقص است جناب عالی توضیح مفصل داده ما را یاری نماید. دوست عزیزم می نویسد : من حتي در مواردي به كساني گفته ام كه بيايند و اين سايت را از آن خود بكنند تا حداقل شايد بتوانند آنرا به روش هاي بهتري مديريت كنند؛ امادريغ از يك گوش شنوا. بیبین دوست عزیز قرار نیست این سایت را شما به کسی واگذار نماید اگر پای واگذاری رسد شاید صاحب اش پیدا شود . وانگهی این چه منطقی است اصولا دوستان به این استدلال شما اعتراض دارند یا میرزایی ویا هیچکس گذینه دیکری هم وجود دارند که میرزای باشد به عنوان مدیریت سایت و هم دیگران باشد به عنوان مدیران متععدید دیگر . اصلا خواهش من وپیشنهاد من هم همین است من دقیقا طرح متمرکز کردن وبلاگ ها را ابتدا می خواستم در جاغوری دات نت پیاده کنیم که بعد منصرف شدیم و در قالب کلان تر در سایت بند امیر مطرح کردیم حالا عرض ما این است بجای اینکه سایت جاغوری دات نت هفته یکبار و یا گاهی ماهی یکبار بروز شود چرا هر روز به روز نباشد . حال اگر داخل بروز شد چه بهتر واگر نشد لا اقل با تحیلیل های سیاسی از خارج بروز شود به نظر شما اشکال دارد ؟ لطفا نظر خود را در این مورد بیان فرماید . آیا با مدیران دیگر موافق هستید یانه ؟ دوست عزیزم می نویسد : با توجه به اين واقعيات ِ اگر چند اين طرح زياد هم دور از واقعيت نمي نمايد، در وضع فعلي درست مثل رفتن بيست فرسنگ به زير دريا است. برخي ها به من وعده ي همكاري قلمي داده بودند اما اين وعده به زودي فراموش شدند. بزرگترين مشكلي كه در جاغوري وجود دارد، باور نكردن مردم به اينترنت است. اينجا تا هنوز خيلي ها از اينترنت فقط شنيده اند و اينكه مثلا من گزارش مي نويسم براي آنها بيشتر تمسخر آميز است تا واقعيت. اما مشكل شما در اين است كه همه جا را قياس به نفس مي كنيد و بدون در نظر داشت واقعيات و حقيقت هاي يك جامعه به طرح هايي اقدام مي كنيد كه به وقوع پيوستن آن بسيار بعيد و دور از انتظار مي نمايد. توبه لا حول ولا . کی را ما قیاس به نفس کردیم خیال تان تخت باشد قیاس مقیس علیه هیچ کدام شان این جا نیست . دوست عزیزم می نویسد : مثلا شايد شما اين برداشت را بنماييد كه همانطوري كه در قم شريف به اينترنت دسترسي داريد؛ بايستي همه مثل شما شبانه روزي پشت كامپيوتر و به اينترنت متصل باشند در حالي كه مشكل برق و اينترنت در جاغوري تا هنوز لاينحل است. " آخه همه كه امكانات فضا نوردي ندارند!!." اگر منظور تان ما بندگان سراپا تقصیر است بلی درست است ما امکانات فضای نداریم از شما چه پنهان امکانات زمینی که اشاره کردید به حمدالله داریم . از شوخی که بگذریم دوست عزیز بجای به رخ کشیدن امکانات فضای تان خوب نبود دو کلمه در باره نحوه جمع آوری کمک صحبت می کردید ؟ دوست عزیزم می نویسد : شما خوب مي دانيد كه در كنار وبسايت جاغوري نت، وبلاگ ها و سايت هاي زياد آمدند و حالا سوگمندانه غير فعال شده اند. من نمي خواهم كه زحمات دوستان را ناديده بگيزم والحق كه زحمات و فعاليت هاي آنها بسيار ثمر بخش و واقعا قابل تحسين بودند اما همين واقعيت هاي اجتماع ما باعث مشكلاتي شد تا اين عزيزان نتوانند به كارهايشان ادامه دهند . البته از لحن تان پیدا است که چندان ناراحت هم نیستید که آنها غیر فعال شده اند از طرفی تعطیل شدن یک وبلاک چه ارتباط به واقعیت های اجتماع دارد . دوست عزیزم می نویسد : كاش حد اقل يكي از كساني كه در جاغوري به اين كار مي پرداخت در ظل عنايات و الطاف بيكران مقام معظمي مي بود، تا مي توانست بدون دغدغه به اين كار ها رسيدگي ميكرد. آری متاسفانه راست می گوی خوب دیگه لیاقت می خواهد . دوست عزیزم می نویسد : در قسمت كمك خواستن من از خوانندگان سايت مطلب جالبي نوشته بوديد. " تكدي گري" يا به قول ساده تر آن گدايي!!. راستش من از استفاده ي اين واژه كمي تكان خوردم. برايم شگفت بود كه چرا بايد كمك خواستن براي بارور شدن يك سايت را تكدي گري اينترنتي ناميد؟ شايد عقل معيوب من اين طور حكم كرد كه بلكه كساني پيدا شوند تا كمك مالي براي اين سايت بكنند زيرا باور دارم كه اغلب خوانندگان اين سايت از عهده ي اين كار بر مي آيد. چرا واقعيت ها را انكار كرد و كدام شخص اهميت اقتصاد در پيشرفت يك طرح و پروژه را نمي داند؟ اما در حقيقت امر من با نوشتن مطلب پيشين با به قول شما تكدي گري! به خواسته ي بزرگي رسيدم. حد اقل من توانستم كه از ميزان رسيدن ايميل هاي حاوي توهين ها و فحش هاي ركيك به خاطر كم كاري ام و پوشش ندادن تمامي جاغوري ، به مقدار زيادي بكاهم. خيلي دلچسپ است كه بعد از نوشتن مطلب اخير ديگر نه نامه و نه مطلبي حاوي هزاران افترا و تهمت قومگرايي و چنين و چنان... به من رسيد و نه كسي د ر سايت به چنين مورد هايي اشاره كرد. ايا تا به حال فحش ابداراز طريق ايميل و سايتتان دريافت كرده ايد يا خير؟ دوست عزیز اولا من از نحوه کمک خواستن شما انتقاد کردم و بس . واز تعبیر تکدی گری اگر ذهن تان آزرده خواطر شده رسما عذر خواهی میکنم این کلمه کلمه ای بود که دیگران به نحوه کار شما نسبت می دادند و ما هم یکی دوبار آن را گفتیم. که دیگران چنین چنان می گویند شما لازم زیاد تکان بخورید . اما اینکه فرمودید : اما در حقيقت امر من با نوشتن مطلب پيشين با به قول شما تكدي گري! به خواسته ي بزرگي رسيدم. در خصوص درخواست تان خدا کند که به خواسته بزرگ نایل شدی باشید فکر نمی کنم ازی مردم درو ... چیزی عاید تان شده باشد . وامید وارم که دوباره شما را وسوسه به ادامه این کار نکند وبه قولی خود شما از روش پیشرفته اش استفاده کنید. ولی دوست عزیز در خصوص بخش دیگر سخنان تان من برداشت دیگر دارم وآن اینکه شما خیلی کم لطفی می کنید اگر شما از این اطلاعیه ها به آن نتایج که فرمودید می رسدید در همان اطلاعیه مفصل اولی ها می رسدید نه به این یاد آدری ها که داشت تبدیل به عادت می شد . تحلیل دیگران و حمایت ای شان از شما در این خصوص و همه را نسبت دادن به خودت عین بی انصافی است . دوست عزیزم می نویسد : 3- اما تناقض نوشته ي شما بسيار جالب است. شما همانطور كه بنده را گدا خوانده ايد، در بخش ادامه ي مطلب روش هاي نوين گدايي(كه براي آدم سالم وداراي عقل سليم عمل زشت و ناپسندي است) را به من آموخته ايد كه شايد آنرا ازموده و مثمر ثمر ديده بوديد. در اینکه این کلمات من تناقض است یا نیست قضاوت شان را به خوانند گان می سپارم اینکه می فرماید روش هاي نوين گدايي(كه براي آدم سالم وداراي عقل سليم عمل زشت و ناپسندي است) دوست عزیز خدا را شکر که بالاخره متوجه شدید که گدای بوده ولی آنهم متاسفانه به سبک قدیمی . گدای گدایی است قدیم جدید ندارد ولی من خودم رایزنی در این مورد را گدایی نمی دانم . من تجربه این نوع آزمون (آزمون دریافت پول برای سایت ) را نداشتم ولی برنامه پرداخت برای سایت داشتم لااقل برای خودم . شما هم اگر نیاز داشتید آن هم به روش که من عرض کردم در خدمت تان هستم لال اقل این تجربه دارم . دوست عزیزم می نویسد : برادر خوبم! اگر قرار باشد كه كمك خواستن براي بهتر شدن يك سايت گدايي باشد، چه فرقي مي كند كه آنرا به صورت هماهنگ ناشده و بدوي من در خواست كرد و يا به روش مدرن، پيشرفته و حساب شده ي شما؟ مگر من در قبال اين درخواستم وعده ي كارهاي بيشتر و فشرده تر نداده بودم و روي كدام استدلال بايد اين عمل را تكدي گري ناميد؟ اگراز ديد شما قضاوت كنيم، همه ي كارگران دنيا گدا اند و هيچ آدم محترم و با شخصيتي در دنيا پيدا نمي شود. من از نحوه استدالال تان ماء یوس شدم که نمی توانید فرق بین این دو روش را بگذارید باز قضاوت این بخش را به عهده خوانندها می گذاریم . مقايسه ي ولسوالي جاغوري و ولايت دايكندي و وبسايت اين دوتا، مقايسه ي بسيار نا منصفانه و بدور از حقايق است. نخست ولسوالي جاغوري و ولايت دايكندي خود قابل قياس نيست زيرا اين يكي ولسوالي و ديگري ولايت است و هر عاقلي فرق اين دو را به وضوح مي فهمد. دوما مديران سايت دايكندي كجا و من بي سواد كجا! " تفاوت از زمين تا اسمان است" تازه براي مقايسه ي دو شي؛ عقل سليم حكم مي كند تا از دو طرف اطلاعات كافي داشت و تا بتوان نظر به تمامي جوانب، مقايسه به عمل آورد و در غير اين صورت قياس مع الفارق روي ميدهد كه خود ثمن بخسي است. در باره اطلاعات من در مورد جاغوری وسایت آن هر کسی شک کند فکر نکنم که شما شکی داشته باشید .اما در مورد دایکندی وسایت آن باید عرض کنم که آن به عنوان یک مثال بود که نه فرد جامع . سایت جاغوری مال فیض حیدری است شما هم مدیر وکاربر . سایت دایکندی هم مال آقای اسماعیل نگارش است و هر دو تای شان شخصی است . نگارش از دوستان نزدیک اینجانب می باشد و با ایشان ارتباط داریم و گاهی همکاری نیز . ولی اداره یک سایت هیچ ارتباط به ولسوالی ویا ولایت ندارد. در مورد تفاوت مدیران حق با شما است با این تحلیل های که شما ارائه کردید می توان نظرات شما لااقل در خصوص خود تان تاید کرد . اقرار عقلا علی انفسهم نافذ . دوست عزیزم می نویسد : ايا ان دوست عزيز اين نكات را فهميده و بعد برايتان نامه نوشته بودند؟ به هر حال! دوستت بزگوارم! اين سطور نه به قول شما "شكوه" است و نه خداي نخواسته تفاخر و تكاثر. بل نكاتي است كه بايد گفته شود تا اندكي از زواياي نا روشن فعاليت اين سايت روشن شود. دقیقا من در این زمینه با شما موافق هستم باید زمینه گفتگو باز باشد باز هم در مورد های که ما توضیح خواستم منتظر توضیح تان میمانیم . اعتقاد دارم اگر این گفتگوی ما و شما در همان نامه اول اتفاق می افتاد این همه پاسخ رکیک از مردم نمی شنیدید چون یاد آوری نکات از طرف این جانب و تعین جایگاه خوانندگان همه چیز را روشن می کردند . چنان که حالا روشن کردند . من اطلاعيه ي مطلب قبلي ام را پس مي گيرم و از تمامي دوستاني كه خاطر شريف شان از اين بابت مكدر شده اند، پوزش مي خواهم. از تمامي كساني كه قبلا با سايت همكاري كرده بودند، بازهم تشكر و قدر داني مي نمايم. اميدوارم كه بتوانم رضايت خاطر انها را جلب كنم. والسلام ميرزاحبيب مدیریت موج سوم نوشته شده توسط حبیب سروری در دوشنبه پنجم اسفند 1387 نوشته شده توسط مدیریت وب سایت | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|