صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
هزاره ،تاجیک ما به کجا میرویم !
موضوع: افغانستان
سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389 9:7 بنام خداوند ! تاجیک، هزاره؛ ما به کجا میرویم ؟!
گنجینه ها یی از گذشته های دور ، بر فراز قله های تاریخ بشریت ،می درخشند . و ، عظمت سخت بزرگ ؛ به ابهت پهنا و قامت البرز ، هندو کش و بابا ، ستبر سینه تاریخ پر افتخار و مرد آفرین ماست . ( بابا ) عروج بلند بالای اندیشه اهورا یی میترا و زردشت ؛ گهواره پرورش یک تمدن بزرگ . که ، رود خانه های جاری از سینه ان تا هم اکنون سرود اساطیر شهنامه می سرایند و با زلالی ت تطهیر کننده یی ؛ وسعت دامنه سرزمین هریوا ، بلخ ، کیان و زابلستان را ، شادابی می بخشد . و بلخ آب ؛ و بند امیر ، اعجاز کلمات خدا گونه اوستا به قرائت گرفته اند . آرش؛ رنگین کمان همت و مردانه گی به کف ، بر قله های بلند و تسخیر نا پذیر البرز، به افق های دور چشم دوخته ، و پهنای وسعت سرزمین مقدس پارسیان را از گزند اهریمن چرکین دل ، پاس میدارد ... و ؛ شکوهی مانده گار ، از گذشته های دور ، بر فراز قله های تاریخ تمدن آدمی ، می درخشند . می درخشند و ، چی هم مانده گار، همچون ، بابا ، هندو کش و دماوند . و، از بطن چنین افتخار ، روح ی در کالبد تاریخ ؛ " تمدن " و ار دمیده میشود . آنگاه اعجاز است و ؛ جاری شدن اندیشه های میترا یی ؛ اهورا مزدا و زردشت - : ( گفتار نیک ، کردار نیک و پندار نیک ... ) ظهور کیومرث ،( پیشدادیان) بر قله تاریخ – و طلوع تمدن در حیات بشری ؛ فوران زلال اندیشه ها ی آدمی ؛ در سینه تاریخ . و آنگاه ، " بلخ بامی " ام البلاد میشود. و ،این " ام " در دامنش کیومرث ، در قامت تندیس های " بد ا " (بودا ) سایه به سایه تاریخ چندین هزار سال و چندین نسل ، دست بزرگ منشانه نوازش ، بر اخلاف به کشیدن میگیرد ... و ان گاه ، پیشدادیان، کیانیان ، اشکانیان و ساسانیان منشور عدالت اجتماعی ، در قلب تاریخ ، به داد گستری میگیرند .. و، بزرگ مردان سلسله سام ، رستم و ار در دل تاریخ رجز مردانه گی ، به سرودن می گیرند . و سرزمین " ایران "؛ پاس میدارند .. چو ایران نباشد، تن من مباد .... داد ، به معنی قانون . و ، پیشدادیان نخستین بنیانگذاران قوانین ، سنن ، فنون و شیوه های کار و زنده گی ...فرهنگ ، سیاست ، اقتصاد و اجتماع بوده اند . کیومرث نخستین کس از پیشدادیان و هم نخستین انسان و نخستین شهریار محسوب میشود... هوشنگ کاشف آتش ، خلاق گر آهنگری و ، بنیان گذار جشن سده . تهمورث ، جمشید و.. و.. شهر غلغله و شهر ضحاک ! و کاوه آهنگر با درفش از آزاد منشی و مردانه گی در سینه تاریخ ، به بلند ای ابدیت ، مانده گار و جاویدان ه... کاوه ، فرزند از دامان بلخ بامی ، در قلب بابا . و این است که بلخ بامی میراث دار درفش پرافتخار کاویان به وسعت قامت صلصال و شهمامه . و این مسئولیت سنگین تاریخی بر فراخنای سینه بابا ، از دیروز به امروز ، و از امروز به فردا ها ؛ جاری همچو.ن بلخ آب و بند امیر ؛ هیرمند و هری رود و ،کاوه ، نماد رنج بران تاریخی جهان . کاوه ، پیام آور نجات " تن " و " روح " و " روان " آدمی فروبسته ، در کام استبداد . کاوه نجات بخش عقل و شعور آدمیت ، ناجی مغز انسان جوان و بالنده و پوینده . و؛ کاوه ، روشنفکر انقلابی رادیکال. کاوه ، انقلابی متعهد ، پیامبر بیدار و روشنفکر مسئولیت پذیر ، در بلند ای تاریخ و به ابدیت موجودیت اندیشه انسانی بشریت ؛ در طول اعصار و ادوار .. کاوه آغاز گر یک انقلاب که ؛ ضحاک و حاکمیت استبدادی وی را به زباله دان تاریخ میسپارد . درفش کاویان بر میافرازد و سرزمین نیاکان از کام عدو ، باز میستاند . و فریدون بر تخت بر مینشاند و ، خلق را از ستم ضحاک و اندیشه پلید وی به نجات می گیرد ... بابا ، هندو کش ، البرز ، دماوند ؛ ای سرزمین افتخار و شرف ! ای زادگاه تمدن چندین هزار ساله بشریت، سرزمین کیکاوس ، کیقباد و کیخسرو ! سرزمین رستم و افراسیاب و اسفندیار و بهرام . سرزمین اوستا و شهنامه ها ... و ؛ ای سرزمین من ! در دامان تو ، چگونه شخصیت های عظیم و خارق العاده بشری ، که تولد، نیافته اند. فرمانروایان جهانگیر و داد گستر و نوابغ همچون ، رودکی ، ابن سینا ، البیرونی ، رابعه و خداوند گار بلخ ، جلال الدین محمد ...و ، حکیم فرزانه ، از دامان توس . در حریم دامانت لشکری از خوبان و نوابغ ، چه افتخار آفرین ، صف زده اند بابا ؛ نماد تمدن عصر طلایی و افتخار آفرین تاریخ گهر بار پارسیان . محل عروج اندیشه انسان مقدس به سوی پرورد گار اش . و، مهد پرورش اندیشه های پیامبر گونه زردشت. مغرور و سربلند ، با متانت و وقار ؛ در همسایه گی هندو کش . و هیرمند ؛ جاری از سینه بابا ؛ همچون سفیر با صلابت در گذر " عصر " و " زمان " ؛ پاکیزه ، شاداب و حیات بخش . همچنان جاری ، از گذشته ها به امروز ، و از امروز به آینده های دیگر . هیرمند تلاوت ی از اندیشه های متعالی زردشت ، اعجاز اهورایی ، جاری در سرزمین زاول ، سیستان و زابلستان . بلخ بامی ، گنجینه یی در دل بابا . و ، در پهنا وسعت سینه بابا . هر ی رود ؛ زمزمه بی پایان عاشقانه دلاور مردان سرزمین پارت . هریوا ، عروس شهر های جهان ، در نبوغ خلاقیت اسلاف و اخلاف آل شنسب ،سام و آل کرت ...و هیرمند؛ از سینه بابا جاری ! و از این جاری شدن است که ، زابلستان شاداب است و خرم است و بارور. و از همین باروری است که ، در سرزمین غور و زابلستان شیر مردان سام قامت راست مینمایند . و ؛ آن گاه طلوع خورشید گونه تهمتن مردی رستم گونه در دل اساطیر و افسانه ها.. ... و، آل شن سب و سلسله غوری ها و قامت بلند جام غوری ها و... رستم نماد آمال انسان ایدیال ، در هر بیشه ؛ هر دره . و در هر خانه . در دل هر یک از جوانان شجاع ، غیور و با شرافت سرزمین خراسان . رستم نماد مردانه گی ، الگو ی شجاعت و از خود گذری ، نمونه منحصر به فرد میهن پرستی . آیینه تمام عیاری از یک انسان کامل و بالغ . رستم ، انسان امال گونه آرزو های انسانی شخصیت بزرگی همچون حکیم ابوالقاسم فردوسی ؛ پدر شعر حماسی زبان گهر بار پارسی . سرزمین من ! خاک ات توتیای چشم من . خطه من ؛ مام من ، میهن من ! بر فراز هر تپه ات ، در کنج هر بیشه ات و در پیچ هر خم ات ، گنجینه ها یی نهفته دارم که ، افتخار ی هست سخت بزرگ . وجب ، وجب خاک ات مزار راد مردانی است که ، جهان بشریت ، به موجودیت ان ها بر خود میبالند. از افتخار و شرف دیروز ات میتوان صد ها و هزاران صفحه نوشت و بران مباهات نمود اما ... * * * ...و امروز قامت بودا در هم شکسته شده است . بودا، در بیداد گه استبداد ، همچون میلیون ها تن از اخلاف کیومرث ، به سلاخی گرفته شده است. بودا در بیداد گه استبداد ، به قربانی جهالت کشیده شده است . مگر نه آن است که ، در فلسفه آیین گهر بار زردشت ، پل عبور انسان به سوی معراج خداوند گار ، از دامنه قله های سر به فلک کشیده بابا به ترسیم گرفته شده است ؟؟ کیومرث در قامت بدا ( بودا ) ! میترا در قامت ( شهمامه ) ! و ؛ مسئولیت سنگین تاریخی چندین هزار ساله بر دوش ؛ ایستاده در سینه بابا . نهیب ی و پیامی بر لب و دستان نوازش گر . شهمامه و صلصال ، چی خوب رسالت خویش به انجام میرساند. پیام مقدس و تاریخی چندین هزار ساله ؛ از نسلی به نسلی دیگر . از گذشته گان ، به ما . و ، حفظ هویت ما . بودا هویت تو در تو و هزار راز و رمز ما . بودا نقطه وصل قوم سخت در هم فرو ریخته، به نقطه ایجاد عظمت دوباره در سینه تاریخ . و ، بودا اشک ریخته شده در بستر سرزمین سخت مقدس . .. کیومرث – بودا- بلخ بامی ..و بامیان و... نسل امروزین ؛ هزاره تاجیک به کجا میروید !؟؟ در پی چی هستید !!؟؟ و شما را چی شده است ؟؟ .و امروز دیگر بودا یی نیست . پیکره عظیم وی ، تبدیل به زره های لایتناهی گردیده و در " زمان " و " مکان " و ، وجود و نهاد " آدمیت " ، حل شده است . بودا از ان حالت انجماد خویش بدر آمده ، بلکه همچون زره های هوا ، در تار و پود دلاور مردان سرزمین خراسان، دمیده شده است . تا از دامن این سرزمین ، از اندرون نسل جدید خون و آتش کیومرث ها قامت راست نموده و به ابهت تاریخ نیاکان خویش حیات دوباره بخشیدن گیرند . بودا در هم فروریخت تا کاوه دیگری از نسل پارسیان در دل بلخ بامی درفش کاویان بر افرازد . آری چنین بوده است ، رسالت و مسئولیت بودا ، در گذر زمان و تاریخ ! * * * و ما نسل در هم فرو ریخته کنونی ، چه غریبانه ؛ در میان انبوهی از تحریف ها ، یتیم گونه گم شده ایم . و از همین گم شدن ها است که چندین نسل ، همچون گوسفندان معصوم و زبان بسته ، به قربانی گرفته شده ایم . اسا س تاریخ و هویت ما را به شهنامه ها ارجاع می دهند . و یا به عبارت دیگر موثق ترین منبع برای باز شناسی اصالت و هویت ما، همان شهنامه ها و اوستا به معرفی گرفته شده است . و در شهنامه ها تا ان جای که من میدانم ، نی تاجیک هست و نی هم هزاره گر چند رای قطعی در این امر در قدرت این قلم نیست . اما دلاور مردان سرزمین پارس و خراسان بزرگ باید در این مقطع سخت حساس تاریخی همت نمایند و درفش کاوه مردانه وا ر به اهتزاز در آورند . در غیر ان در زیر سم شتران استبدادی ضحاک و ضحاک گونه ها نابود خواهیم شد . بلخ بامی زابلستان و کیانیان سام و غوری ها و... همه و همه افتخار نیاکان مشترک ما است نی متعلق به تاجیک است و نی هم به هزاره و... تاریخ صده های اخیر ما مملو از اشتباهات میباشد . یا تاریخ ما به تحریف گرفته شده است . و یا هم این که با نیرنگ و زور بر ما به تحمیل گرفته شده است . صده های اخیر ، یکی از بحرانی ترین ادوار تاریخ کشور ما میباشد و تکیه و استدلال بران درست آب بر آسیاب دشمن ریختن است و بس . از ان باید آموخت؛ نی در جهت افتراق و دوری = تداوم استبداد . بلکه در جهت انسجام و متمرکز شدن و ایجاد اقتدار و عزت گذشته های نیاکان مان . نقطه استدلال ماهرانه از جانب حلقه های حاشیه حاکمیت استبداد ؛ سه مقطع از تاریخ معاصر مان میباشد . یک = حاکمیت حبیب الله کله کانی . دوم = نشست جبل السراج . سوم = کنفرانس بن . نسل امروزی که در میان خون و دود و آتش دارند همچون پولاد ، پخته شده و آبدیده میگردند، این گره های به وجود آمده را ( باید ) باز نمایند . اما شخصیت های مطرح در معاد لات فوق ، هیچ یک قابلیت ابراز موجودیت شخصیت الگو و نمونه وفاق ملی را ، برای فرزندان سرزمین خراسان نه میتوانند ایفا نمایند ...
درفش کاوه ، نماد هویت ملی ما است . افتخاری هست که ، به بلند ا ی ابدیت ، در قلب و وجدان و ضمیر فرزندان این بر بوم ، همچنان میدرخشد ... آهن را گر آب و آتش بدهی ، خنجر فولاد میگردد .. دشنه تیز آب میگردد .. نه میدانم که شعر از کیست . نوشته شده توسط میر احمد لومانی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|