صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
حزب های سازنده و گروه های سوزنده !؟
موضوع: ~»مطالب اجتماعی»~
دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 0:43 بنام بزرگ آفریدگار حقیقت حزب های سازنده و گروه های سوزنده !؟(نبم نگاهی به مقاله مزاری و سازمان نصر ) سرآغاز :دوستان خوب جهان مجازی درود برشما ! خوشحالم که مقاله دوست عزیز آقای احمد زاده بهانه ای شد تا پس از مدتی غیبت ، باردیگر در جمع گرم و صمیمی شما حضور یافته و نیم نگاهی به مقاله ای این دوست و نظریه های گوناگون دیگر دوستان داشته باشیم . شاید بشود از آن به گونه ای ((جمع بندی)) میان دو دیدگاه مخالف و موافق تعبیر کرد و گرنه ما را چه سزد که پا در کفش از خود بهتران نموده و ادعای نقد داشته باشیم ! . در همین راستا لازم شد که پیش از پرداختن به موضوع اصلی ، چند نکته را از باب یادآوری و به عنوان مقدمه به شرح زیر به شمارش بگیریم : 1. بردباری و تحمل نظریه های مخالف ، احترام به نظرات دیگران و عفت قلم ، اصل اول در نگارش و شرط نخست روشنفکری بوده و اگر نقد یا ردی هم درکار باشد ، بازهم باید با بردباری کامل و رعایت احترام تام و تمام همراه باشد . 2. چرا برخی واژه ها برای ما این قدر مقدس و یا آن اندازه منفور است که به صرف دیدن آن طاقت از کف داده و مثل پرپر خار آتش می گیریم ! و بی مهبا ناخن بر صورت هم کشیده و اعصاب ، روح و روان هم را می خراشیم ؟! چرا واژه های همچون نصر ، مزاری ، حرکت ، نهضت و... که هم اکنون به تاریخ پیوسته اند برای کسانی که هنوز حُب یا بُغض آنها در رگ و ژن شان جاری است به حد افراط در سدد ((دفاع بد)) برآمده و هیچ عیب و ایرادی را بر ایشان برنمی تابند ؟ و چرا نزد عده ای آن قدر منفور باشد که به صورت ناشیانه و تفریط گرایانه ، جز بدی ، خیانت ، جنایت و... برای آنها نمی شناسند ؟! . 3. بدون تردید در تاریخ سیاسی – اجتماعی جهان ، از روزگار کهن تا زمان معاصر خوب مطلق و یا بد مطلق وجود ندارد ! بلکه همه چیز نسبی است . یک نویسنده ، پژوهشگر و یا یک منتقد واقعی کسی است که بررسی هایش بدور از گرایش های اعتقادی ، نژادی ، لسانی و... بر حق و حقیقت استوار باشد و هردو جانب مثبت و منفی قضایا و یا عملکرد افراد را هنگام بررسی ، در نظر بگیرد . 4. می دانیم در جهان متمدن امروز و در محافل نقد و بررسی و یا در رسانه ها تمام تحلیل ها و نقد های سیاسی – اجتماعی و یا سیاسی – تاریخی ، باید بر پایه ای اسناد و مدارک استوار باشد ، در غیر آن صورت ؛ مطلب نگارش یافته بیشتر از نوع شلغم شوروا و آبکی بوده و جز هدر دادن عمر ، انرژی و خراش اعصاب و روان خود و خواننده ، ثمره ای دیگری در پی ندارد . 5. خوب است بدانیم که اهمیت تاریخ امرزوه به اندازه ای است که آن را ((ام العلوم )) (مادر) دانش ها می نامند ، در حقیقت این تعریف هم چندان بی ربط نیست زیرا هیچ اندیشه ، مکتب های فکری ، دانش های گوناگون ، جوامع انسانی و ... را نمی توان یافت که تاریخ نداشته و بحث تاریخی در آن مطرح نباشد . باید دانست که تاریخ ، هر قوم و ملتی ریشه واصل آنهاست بدین لحاظ گویند : (( قوم بی تاریخ قوم بی ریشه است !؟ )) . 6. حال با توجه به اهمیت فوق العادة تاریخ ، باید پیش از طرح مباحث تاریخی مجهز و مسلح وارد این عرصه شد ، بنا براین ؛ هرگاه منابع و مدارک لازم را در اختیار نداریم بهتر است داخل دایره ای تحلیل و وارد میدان نقد و انتقاد تاریخی- سیاسی و یا تاریخی- اجتماعی نشویم ! زیرا با نبود سند و مدرک و یا با اطلاعات ناقص ، از دست نوشته ای خود ، زایشی جز یک تحلیل ابتر را ، نباید انتظار داشت ! . 7. لازم است بدانیم که پژوهش در عرصه ای تاریخ بر دو پایه اساسی استوار است : یک – تحقیقات کتابخانه ای . دو- پژوهش های میدانی . گرچه امروزه تحقیقات کتابخانه ای هنگام پژوهش های تاریخی ، حرف اول را می زند زیرا با صرف زمان اندک ، انرژی ، هزینه و زحمت کمتر به راحتی عملی می گردد ، ولی ایرادی مهم که دارد نبود یا کمبود منابع از یک واقعه یا حادثه ای تاریخی است ، که در آن صورت به ناچار باید به تحقیقات میدانی روی آورد . از آن طرف پژوهش های میدانی گرچه زمان بر ، هزینه افزا و پر زحمت است اما نتیجه ای آن به مراتب ارزشمند تر و به واقع نزدیکتر است . تاریخچه پیدایش گروه ها و احزاب در کشورموج نخست ظهور :در طول تاریخ ؛ پیدایش حزب ها ، گروه ها ، فرقه ها و مذاهب نا گزیر از پی آمد های هر آیین و اندیشه های فکری و فلسفی و مکتب ها و جریان های سیاسی بوده است ، بدین جهت همه ای ادیان ، مذاهب و مکتب های فکری و فلسفی و نیز جریان های سیاسی ، پس از ظهور دچار انحراف گردیده اند که این انحراف ، انشعاب را به دنبال داشته و پی آمد آن ، پدیداری فرقه ها و گروه های مختلف با اندیشه ها و باورها ی گوناگون بوده است. در نهایت ؛ یک آیین ، اندیشه ، مکتب و یا جریان با پدیداری باور های جدید و ظهور رهبران تازه با اندیشه های گوناگون به کثرت گراییده و شکلهای ناهمگون و ناهماهنگی به خود گرفته اند . مسلماً کشور و مردم ما هم از این قاعده بیرون نیستند ، تحولات سیاسی دو صد سال اخیر تغیرات ژرف اجتماعی را در پی داشته است بارها تغیر و تحول اساسی و بنیادین را شاهد بوده ایم که همیشه کم و بیش دست بیگانه گان وعوامل ایشان بطور مستقیم و غیر مستقیم در جا به جای قدرت ، شورش ها ، استبداد فردی ، قبیله سالاری ، قوم پرستی ، جنگ ها ، نسل کشی ها و... دخیل بوده است . به عبارت دیگر ؛ کشور ما هرگز استقلال واقعی را تجربه نکرده است . اما پدیده ای بنام حزب یا گروه در این سرزمین از سابقه ای چندانی برخودار نیست در خوشبین ترین حالت عمر آن به نیم قرن هم نمی رسد ! بر خلاف کشورهای دور و نزدیک ساختار و عملکرد این زاده ای تمدن در ستم آباد ما (افغانستان) همانند هر موضوع و مسأله ی دیگر ، با اصل و اساس هر گروه و حزب در دیگر کشورها کاملاً تفاوت داشته و به عبارت دیگر ؛ گروه ها و احزاب پدید آمده در این جا متأثر از پدیدهای خاص و ویژه همچون : قوم ، قبیله ، شاه و شاهزاده و... ظهور نموده و به نوعی همساز ، همسان ، همکاسه و هم ساختار نظام حاکم بوده و خلاف جریان شنا نمی کرده اند ! . نخستین موج گروه بازی و حزب سازی از دوران مشروطه آغاز گردید که همگام با تحولات سیاسی – اجتماعی با فراز و فرودهای همراه بود . این گروه ها در آغاز ، باید خط قرمز های تعیین شده از سوی دربار را کاملاً رعایت نموده و گرچه در ظاهر گاهی ساز مخالف کوک می کردند اما در نهان همکاسه ای دربار و درباریان بودند ! این جماعت و اهالی دربار ، به گونه ای پشتیبان هم بودند تا بهتر بتوانند با نمایش فریب اجتماعی ، مردم خو گرفته به سیاست تک قومی و تک بعدی را به بازی از نوع دیگر دل خوش کنند که گویا دوران حاکمیت استبداد و از نوع ((تک)) به سر آمده و منجی های در قالب حزب های سفید و سیاه بار مشکلات شان را سبکتر خواهند کرد و ... ! . مهمترین تحول این دوره از تاریخ گروه سازی ؛ ظهور احزاب چپ و راست( چپی های کمونیست همچون : حزب خلق ، پرچم ، شعله جاوید و... و راستی های مذهبی همانند : اخوان المسلمین ، حزب ارشاد و...)بود که تأثیر پذیری چندانی از دربار و صاحبان زر و زور و تزویر نداشتند ، اما متأسفانه این احزاب و گروه ها از نوع بدویت ، عدم تجربه سیاسی و ناشی گری در رنج بودند ، زیرا ؛ بدون در نظر داشت نیاز ها ، خواست ها ، عقاید و باور های مردمی پایه گذاری شده و عملکرد شان خلاف منافع مردم و اجماع بود از طرفی رهبران و بنیانگذاران شان هم کاملاً تازه کار بوده و از تجربه چندانی برخوردار نبودند ، خصوصیت بارز تمامی این گروه ها ، همانا کپی برداری از احزاب کشور های دیگر و تأثیر و تأثر شان از ایدئولوژی های وارداتی بیگانه گان بوده است . البته ؛ میدانیم ظهور حزب و گروه در کشور های دیگر تنها زمانی عملی گردیده که جامعه از رشد کافی و یا نسبی فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و... برخودار گردیده و به گونه ای رشد و بلوغ سیاسی رسیده اند در واقع رشد سیاسی- اجتماعی ، پدیداری احزاب و گروه ها را در پی داشته است . اما در کشور ما تحقق چنین مسائلی در واقع رویای بیش نبوده است . به نظر میرسد ؛ ظهور پدیده های بنام حزب یا گروه در آن عصر ، آن هم متأثر از اندیشه ها و ایدئولوژی های وارداتی ، یک مسأله ی ناگزیر بوده است . زیرا ؛ حزب سازی و گروه بازی در جامعه استبدادی ما در واقع نوعی عصیان طبقاتی و طغیان سفید ملیت های محروم کشور بود ، نه آن که از روی رشد و بلوغ سیاسی- اجتماعی بوده باشد ! . موج دوم پیدایش گروه ها واحزاب :پس از کودتای هفت ثور پنجاه و هفت ؛ به دنبال عملکرد منفی سران رژیم کمونیستی در هدف گیری مقدسات ، عقاید ، باورها ، عنعنات و رسومات جامعه ای به شدت مذهبی و سنتی کشور ، موجی از شورش سراسر این سرزمین را فرا گرفت در واقع نوعی انقلاب روستائی که از پشتوانه ای دینی ((جهادمقدس)) هم برخوردار بود به وقوع پیوست . در این میان ؛ کشور های همسایه و دیگر کشور های دور ونزدیک که مخالف اندیشه ای کمونیستی بودند و از گسترش قلمرو معنوی شوروی(سابق) هراس داشتند ، از تغیر رژیم در افغانستان آن هم از نوع کمونیستی و طرفدار شوروی سابق به شدت به وحشت افتاده و آن را نوعی ((رخنه مرگ)) برای خود و حاکمیت شان می دانستند ، لذا اینان به تلاش و تکاپو افتادند که مخالفان به شدت مذهبی را باید تقویت کنند تا از سرایت بیشتر این اندیشه و مفکوره(اندیشه کمونیسم) به دیگر کشور ها جلوگیری نمایند . طغیان سراسری داخلی یا انقلاب روستا ها ، باعث پدیداری نوعی دگرگونی عمیق درونی برای مردمی شد که سال ها در خمودگی و خموشی کامل به سر می بردند ، گویا به گونه ی بغض فروخورده ای قرن های متوالی ظلم و ستم در سایه ای حکومت استبدادی تک قومی گلوی شان را می فشرد ، به یک باره ترکیده واز خفقان خفه کننده رهائی یافتند ! مثل اینکه ناگهان طلسم مردم جادو زده شکسته باشد ، همگان ناگهان از خواب گرانی بیدار شدند و یک باره ناخواسته به وادی پر پیچ و خم سیاست و کیاست گام گذاشتند . در این دوره موج دوم گروه بازی و حزب سازی از خارج و داخل کشور به راه افتاد و خیلی زود نام های عجیب غریبی گروه ها و سازمان ها ، آشنائی گوش های مردم شد و خانه های گلین شان مزین به عکس ها و پوستر های چاپ شده در کشور حامی ! به مرور زمان سیل سلاح های گوناگون به سوی سرزمین نفرین شده ای ما سرازیر شد . بدنبال تجاوز ارتش سرخ ، حمایت های مادی دیگر کشور ها از مجاهدین اوج گرفت و انگیزه ای مضاعفی برای جهاد مقدس رهائی بخش برای انقلابیون روستائی و گروه های تازه ساز به وجود آمد . بی گمان ، این موج گروه سازی در آن دوره ناگزیر و حتی لازم هم بود پذیرش حمایت های مادی و معنوی بیگانه گان از هر دو سوی درگیری(دولتی ها و مجاهدین) امری اجتناب ناپذیر بود . داشتن سلاح در چنان شرایطی برای مردم از نان شب هم واجب تر بود ! اسلحه مقدس بود و بدست گرفتن سلاح های پیشرفته ای شرقی و غربی تنها برای هدفی واحد (پایان اشغالگری و آزادی دین و وطن ) به کار میرفت . حزب های سازنده !بس که مردم ما از حزب و گروه خاطره های ناخوشی دارند ممکن است این عنوان برای برخی خشم آفرین باشد ! اما باید به این پرسش پاسخ داد که چگونه حزبی سازنده است ؟ مسلماً حزبی که ما از آن به این عنوان یاد می کنیم از نوع احزاب چپی و راستی خودمان نیست ! بلکه منظور حزبی است که ریشه در آرای مردم دارد ، دنباله رو اهداف مردمی بوده و از بستر سیاسی- اجتماعی یک جامعه بالغ و رشید برخواسته باشد . به عبارت بهتر ؛ بستر مناسب ظهور این احزاب که می شود از آنها به احزاب واقعی هم تعبیر کرد ، جامعه و مردمی است که از رشد و بلوغ کافی در زمینه های سیاست ، مسائل اجتماعی ، اقتصاد ، نظامی کنترل شده و ... برخوردار باشند . هرگاه بستری این چنین فراهم شود حزب یا احزاب سازنده به وجود خواهد آمد تا بار رهبری و اداره ای اجتماع و کشور را بر دوش کشند چنین حزب های برخواسته از متن مردم ، متکی بر آرای مردم ، بقا شان در خواست مردم ، مشروعیت و دوام شان ، هم بدست مردم خواهد بود ! . ویژگی های احزاب واقعی وسازنده :1. مردم گرائی با اهداف ، مرامنامه و چارچوب مشخص . 2. ساخته و پرداخته دسته ها و جماعتی از مردم با انگیزه های معین و به شکل مسالمت آمیز . 3. مشروعیت ، قدرت ، دوام و بقا شان برگرفته از آرای مردم است . 4. بیشتر محصول جوامع پیشرفته و رشد یافته در تمام ابعاد است . 5. بیشتر بستر رشد و گسترش این احزاب شهر ها بوده و چهره ای شهری دارند . 6. قدرت رهبری آن کنترل شده و به تأیید اعضا و مردمی است که هوادار آن اند . 7. سلاح و ابزار این حزب ها بیشتر رسانه ها ، سخنرانی ، همایش ها و... اند . 8. و... گروه های سوزنده !خوانش این واژه بیشتر گروه ها و باند های مافیای را در ذهن خواننده تداعی می کند که به صورت حرفه ای به تجارت مواد مخدر ، قاچاق انسان ، فروش اعضائی قربانیان ، آدم کشی و... مصروف اند . بی گمان اینان سوزنده ترین گروه های اند که هستی و داشته های جوامع انسانی را طعمه ای حریق خواسته های نامشروع خود می کنند . اما منظور این قلم در این مجال ، این جماعت تبهکار نیست بلکه سخن از گروه های است که به صورت شبه نظامی یا ملیشیا و توسط بیگانه گان در کشوری ایجاد می شوند تا بطور غیر مستقیم نگهبان منافع مشروع و نامشروع حامیان شان باشند چه رهبران و سران این گروه ها آگاهانه در این وادی گام نهند و چه ناآگاهانه ! ظاهراً سردمداران این گروه ها ، بیشتر به طمع دست یابی به قدرت ، شهرت و ثروت آب به آسیاب دیگران می ریزند و هیچ منفعتی جز منافع خود و پیروان شان نمی شناسند ! . ویژگی های گروه های سوزنده !1. این گروه ها ، ساخته و پرداخته کشور های دیگر اند هم در اندیشه و هم در عملکرد ! معمولاً خواستگاه این جماعت کشور های دیگر بوده و ممکن با انگیزه های به ظاهر مقدس و مردمی ایجاد شوند ولی وقتی وارد اجتماع می شوند با خواست ها و باور های مردم یا آشنائی ندارند و یا آن را نادیده می گیرند . 2. بیشتر شکل و شمائل روستائی دارند و چون نقش معارض با کشور مقصد را بازی میکنند به ناچار باید در روستا ها مستقر شوند و از آنجا به عملیات ها و درگیری های شان ادامه دهند . 3. ممکن است در برخی کشور ها از جانب سران آن کشورها برای مقابله با گروه ها و جماعت های مخالف دولت و یا برای استقرار امنیت در مناطق نا امن ایجاد و استقرار یابند . 4. بیشتر رهبران این گروه ها به طمع ثروت ، قدرت یا شهرت رهبری چنین گروهی را به عهده میگیرند و هیچ هدفی بالاتر از بدست آوری منافع مادی و جلب رضایت کشور حامی ندارند . 5. افراد این گروه ها عموماً مسلح اند و بیشتر عملکردی کنترل ناشده و یا کمتر کنترل شده دارند که همین مسأله گاهی باعث ناامنی و ایجاد درگیری با گروه های همسان و رقیب شده و چه بسا به کشتار مردم بیگناه هم می انجامد . 6. این گروه ها ، بیشتر در شرایط زمانی خاص پدید می آیند و حیات سیاسی- نظامی شان وابسته به کمک های حامیان شان و کشور های گروه ساز است . در نهایت اینکه ؛ چنین گروه های پیش از آن که برای کشور مقصد سازنده باشند سوزنده و ویرانگر اند و چون اکثر افراد شان با طمع دست یابی به ثروت و یا قدرت به این جمع پیوسته اند ، هرگونه مانعی را که در این مسیر بیبینند نابود می کنند ! چه بسا این گروه ها در آغاز با شعار های سازنده و جالب و یا عقیدتی وارد جامعه شوند ولی چون به این شعار ها ایمان ندارند خیلی زود به انحراف کشیده شده و آلوده می شوند و به جای اینکه کژی و آلودگی های اجتماع را راست و پاک کنند ، خود ((قوز بالاقوز)) شده و بر این کژی و انحراف می افزایند . گروه ها و احزاب کشور ما از کدام جنس اند ؟پاسخ و قضاوت در این مقوله ای چالش برانگیز را به عهده ای خوانندگان گرامی و دوستان عزیز دنیای مجازی می گذاریم . نگارنده قصد اهانت به هیچ حزب ، گروه و یا سازمانی خاصی را نداشته و نیز اندیشه ای خفت و خواری هیچ رهبری سیاسی را در سر نمی پروراند ! از طرفی قصد حمایت از گروه و یا حزب خاصی را هم ندارد بلکه تنها در راستائی روشنی اذهان و استارت افکار هم وطنان تلاش می کند . گروه ها و احزاب هزاره و شیعه !میدانیم که مردم هزاره دوره های بس سخت و دشواری را پشت سر گذاشته اند ، و تاریخ بس تلخ و سوزنده ای داشته اند که پیش از این (درریشه یابی تاریخی فاجعه افشار) بطور نسبی دوره های متفاوت تاریخی این ملت به بررسی گرفته شد . مردمی که زیر بار ستم ملی کمر ناتوان شان خمیده بود ! کبودی ریسمان و تازیانه بر پشت و پهلوی شان نقش بسته و همانند نقش مادر زادی شده بود ! مردمی که هویت ، منیت ، انسانیت ، و شخصیت شان را در یک حراج کور مذهبی(نسل کشی عبدالرحمان خانی) با فتوا های ملا های درباری از دست داده بودند و... ! ملتی که بیش از 90% آنان از بیسوادی یا کم سوادی در رنج بودند ! جماعتی عقب نگهداشته شده ای که تمام هم و غم شان نان عیال بود وتلاش برای نمردن و تحمل زحمات طاقت فرسا برای تهیه مالیات های رنگارنگ سالانه ای دولتی و... ! . با وجود چنین تاریخ تلخ و چنان سابقه ای پریشانی چگونه می توان از این مردم انتظار سیاست بازی و کیاست سازی را داشت ! در این راستا ؛ بررسی ظهور ، ورود ، گسترش و دوام این گروه ها گرچه کاری است سخت ، دشوار و چالش برانگیز ؛ اما نباید فراموش کرد که اینان قسمتی از تاریخ معاصر کشور بوده اند که باید مورد بررسی قرار گیرند و باید باور کرد که قلم زنی در مورد ایشان و عملکرد مثبت یا منفی شان نه تنها ناممکن نیست بلکه خیلی هم ضروری است ! زیرا اگر ما خود این کار را نکنیم روزگاری خواهد رسید که دیگران قلم بدست گرفته طبق خواست خود این بخش از تاریخ ما را بنگارند . حال که دوران خشونت ، زورگوئی ، اسلحه ، کشتار و... به سر آمده بر تمام صاحبان قلم و اندیشه لازم است که با صبر و بردباری تحولات مهم دوران جهاد و نیز سال های سیاه خون و آتش (جنگهای داخلی) مناطق خود را بدون اعمال تعصب گروهی ، خانواری و دسته ای به نگارش و نقد بگیرند و در واقع برای عبرت ، پند آموزی و نیک اندیشی نسل های بعد هم که شده ، تاریخ تلخ و خونبار این دوره را با صداقت تمام ؛ هم جنبه های مثبت ، هم کارکرد های منفی را آن طور که اتفاق افتاده به تصویر کشند . خوشبختانه تعداد زیادی از نسل سوخته انقلاب هنوز در قید حیاتند و اینان منابع بسیار غنی و گرانسنگی اند که اگر از خاطرات شان استفاده نشود در فردای نچندان دور این بخش از تاریخ قوم ما هم به نسیان سپرده شده و در تاریکی فرو خواهد رفت . نیم نگاهی به مقاله ((مزاری و سازمان نصر)) !یک - شکی نیست همه ای این گروه ها همسان نبوده اند و نیز تردیدی نیست که همگان به طور مطلق خوب و به طور مطلق بد هم نبوده اند . هم عملکرد مثبت داشته اند و هم کارکرد منفی ! اما سوگمندانه اینان که در آغاز با اهداف خوب ومقدسی وارد مناطق هزارستان شده بودند بر اثر ناآگاهی سیاسی و غفلت رهبران شان خیلی زود به انحراف کشیده شدند ، که نباید هیچ نویسنده و محقق متعهد از کنار آن ها به سادگی عبور کند ، طوریکه با شروع جنگهای خانماسوز داخلی ، افراد عقده ای و کنترل ناشده مرتکب چنان جنایت های شدند که در برخی موارد خامه از بیان آنها شرم دارد ! . دو - ابعاد این جنگها ، جنایت ها وکشتار های چنان گسترده بود که موجی از آواره گی مردم مناطق مختلف هزارستان را در پی داشت ، هرگاه ما ریشه های این درگیری های خانمانسوز را تنها در ((اودورزادگی)) مناطق مختلف هزارستان بدانیم بدون شک به انحراف کشانده شده ایم ! زیرا این چنین اندیشه ای ناشی از استقرای ناقص و تعمیم آن به کل جریان بوده است . حال بر فرضی که چنین نظریه ای(طرح اودورزادگی) درست هم باشد آیا دامن زدن به این اودورزادگی و مسلح کردن طرفین و کشتار طرفداران دو طرف توسط هرگروه و سازمانی که باشد یک عملکرد مثبت است یا منفی ؟ آیا این همان تیغ دادن به کف زنگی مست نیست ؟ اگر این گروه ها یا برخی از این گروه ها مثبت گرا و مثبت اندیش بوده اند چرا در این قمار خون و آتش نه تنها خود و افراد شان را کنار نکشیده اند بلکه پیشگام هم بوده اند . سه – خوب بود برخی از کار های سازنده و کارکرد مثبت گروه مورد نظر تان را از باب مشت نمونه خروار ذکر می کردید تنها نسبت دادن مزاری به یک حزب و یا یک گروه امتیازی به شمار نمی رود زیرا این شخصیت هاست که سازنده ای گروه ها یا احزاب اند نه این که گروه ها پرورش دهنده ای شخصیت ها باشند بلکه آنچه شخصیت های مثل مزاری را می سازد شرایط محیطی و جامعه است و... است . پس با این بیان ((مزاری باید به سازمان نصر ارزش بدهد نه برعکس )) زیرا مزاری وقتی به ((بابه )) قوم تبدیل شد که حصار تنگ گروه و حزب را شکست و بند بندگی دیگران را از پا گرفت . چهار – اگر امتیاز یک گروه تنها در اندیشه ها و آرمان های او باشد آنگاه می توان به باورمندی رسید که نتایج ملموس و محسوس آن را مردم به چشم دل و دیده شاهد باشند و گرنه آرمانگرائی روی کاغذ یا در اذهان برخی رهبران چه ارزشی دارد . پنج – اگر گروه مورد نظر به قول مقاله ای (مزاری و...) بیش از نصف جمعیت هزارستان را با خود داشته و از امتیازاتی ویژه برخوردار بوده است که دیگر احزاب کوچکتر از آن بهره ای نداشته اند این امیتازهای اختصاصی کدام اند ؟ خوب بود در اینجا به سابقه ای تشکیل سازمان نصر اشاره می کردید که سالها پیشتر از دیگر همتایانش تشکیل شده و ریشه در حزب ((شباب الهزاره )) یا (( حزب ارشاد )) داشته است که اولی در خارج و در عراق پایه گذاری شده بود و دیگری در داخل وطن و توسط شهید بلخی و یارانش که خود نوعی امیتاز به شمار میرود ! از فعالیت های فرهنگی- آموزشی شان در طول سالهای جهاد یاد می کردید که امتیاز ارزشمند و ماندگاری است . شش – البته ؛ یادمان باشد که همین فعالیت های فرهنگی- آموزشی از دیگر همتایان سازمان نصر همچون نهضت اسلامی و جنبش مستضعفین را هم در تاریخ سالهای جهاد شاهد هستیم که احیا و راه اندازی مکتب انگوری در ناوه گری و تعلیم و تربیت صدها شاگرد توسط نهضت در آن شرایط کاری بود کارستان و درخور ستایش و نیز جنبش در مرکز سنگماشه کتابخانه ای دایر نموده بود که نگارنده شخصاً و با پای پیاده بدانجا رفته و کتاب امانت گرفته ام ! پس می بینید که همین گروه های کم طرفدار و به قول مقاله((محلی)) که ظاهراً بست نفوذ شان به یک والسوالی محدود می شد هم امتیازهای از این نوع داشته اند که ممکن گروه مورد نظر شما هم چنین فعالیت های ارزشمندی را داشته است . هفت – پدیده ای بنام ((مزاری)) که امروزه آرمان یک ملت را یدک می کشد و به اسطوره ای جاویدانی هزاره ها تبدیل شده بدون شک همان مزاری سازمان نصر نیست ! بلکه باید میان دو مزاری نصری با مزاری ((بابه)) و رهبر قوم و ملت هزاره تفاوت قایل شد گرچند همین مزاری روزگاری عضو فلان حزب بوده باشد . زیرا حصار تنگ یک گروه یا سازمان هرگز گنجایش شعاع وجودی مزاری ((بابه)) را ندارد ! یادمان باشد که قوم و ملت ما در طول تاریخ شان به هر کسی لقب پر افتخار ((بابه)) را نداده اند و ممکن است هرگز باردیگر ، تکرار هم نشود ! ارزش این لقب بالاتر از افتخار(بابه) ، به اندازه ای است که تا در خواسته های مردم و ملت زوب نشوی و از همه ای داشته و ناداشته هایت نگذاری و پشت پا به منافع و خواسته های فردی و خانوادگی ات نزنی و در یک کلام تا خود تبدیل به مردم نشوی به این آسانی کمائی نخواهی کرد ((مزاری مردم شد و مردم مزاری !! )) چنین شعاع آرمانی هرگز با رهبری یک سازمان همسان نیست و نمی تواند باشد ! پس مزاری ((نصری)) باید غیر از مزاری ((بابه)) باشد در غیرآن ((بابه مزاری)) نخواهد بود!! . هشت – در پایان مقاله به موج آفرینی نصری ها اشاره رفته و... باید پرسید منظور کدام نصری هاست ؟ اگر منظور رهبران دسته دوم نصر همچون : خلیلی ، محقق ، عرفانی یکاولنگی و... است که باید گفت : این جماعت هم اکنون هم در حال موج آفرینی اند !؟ زیرا هر روز حزبی ، انشعابی ، معامله ای ، تجارت خانه ها و شرکت های زنجیره ای ، چسپیدن به چوکی به هر قیمتی حتی به بهائی خاموشی و نادیده انگاری نسل کشی های کوچی ها بر قوم وطایفه و زادگاه شان ، شهرک ها و زمین های با قیمت های میلیاردی و... !! صد رحمت به رهبران همان حزب های منطقه ای و محلی که هر کدام برای کفاره گناهان شان هم شده سر پیری به معرکه گیری روی آورده و در حال ساخت و ساز مراکز عمومی- عبادی اند . اگر منظور افراد آرمانی نصری ها همانند : شهید نصیر مالستانی ، شهید میثم غزنوی ، شهید ابوذر غزنوی ، شهید احمدزاده جاغوری ، شهید خرم داوودی و... اند از پیشوند شان پیداست که متأسفانه سالهاست سر در نقاب خاک کشیده اند و نزد پروردگار شان روزی خواراند که روح شان شاد و یادشان گرامی باد . اگرهم منظور قوماندان صاحبان نصری اند که امروزه یا برگرد سفره رهبران مذکور نشسته اند و یا در کشور های دور و نزدیک مهاجر اند و شب و روز به فکر و غم خرج عیال ! اگر هم منظور هوادران سازمان نصر باشد باید گفت : انتظاری بیجاست زیرا یا دیگر هوادران سینه چاک و موج آفرین وجود ندارند چون با مزاری رهبر شان در ((حزب وحدت)) زوب شدند ویا به دیار باقی شتافته اند ، که امروز دیگر از ایشان اثری نیست و اگر کسانی باشند که در کشور های پرنگی یا غیر پرنگی مقیم اند که باید دست از ایشان شست که از این کیته ها هرگز آتشی نخواهد جهید !؟ . نتیجه :لازم است هم نویسندگان محترم و هم نظریه دهنده گان گرامی عفت قلم را حفظ کنند و هرگز قلم و بیان شان را به مطالب غیر اخلاقی آلوده نکنند تا روزی مدیریت محترم مجبور نشود که از سانسور و قلف بازی استفاده کند . گفته شد که گروه های هزاره و شیعه خوب مطلق یا بد مطلق نداشتند ، بلکه هم عملکرد مثبت داشته اند و هم کارکرد منفی ، گرچه سوگمندانه منفی ها مثبت ها را تحت شعاع قرار داده است از قدیم گفته اند اگر صد شرین بدهی و یک تلخ پشتش همه ای شرین ها هدر شده است . ساختار شکنی برخی از این گروه ها ایجاد تنش می کرد و این تنش منجر به خشونت و درگیری می شد همیشه هم اودورزادگی ها باعث درگیری های گروهی نبوده است . سوگمندانه برخی از گروه ها در تند روی نزد مخالف و موافق شهرت داشتند که همان تند روی ها هم درون سازمانی بود و هم بیرون گروهی و بیشتر باعث درگیری و جنگ های خانمانسوز داخلی شده بود مهاجرت صدها هزاری ، هزاره ها تنها بخشی از پی آمد های این درگیری های خانمان برانداز بوده است و... . یادآوری :نگارنده هرگز قصد طرف شدن با هیچ فرد حقیقی یا حقوقی را نداشته بلکه چون در بخشی از زندگی ام همراه و شاهد بسیاری از مسائل بودم لازم دیدم مطالب فوق را به نگارش درآورم ؛ خوب است بدانید که بنده و مرحوم ابوی نیز از همان نسل سوخته (عصر جهاد) بوده ، هم در سنگر های شیخ تراغ ، کوه ریس و... با نیروهای سازمان نصر همکاری جهادی داشتیم و هم متأسفانه سالها بعد از تندروی های ایشان بدلیل امتناع از شرکت در درگیری های داخلی جاغوری بی نصیب نماندیم که اگر شهامت مرحوم ابوی و همراهی بنده نبود ، معلوم نبود بر سر گروگان های ناوه گری که توسط لشکر نصری ها به فرماندهی مرحوم ابوذر به گروگان گرفته شده بودند ، چه می آمد ؟! . بهر حال بازاریان و برخی از مردم در بازار اشکه ، نجات گروگان ها در آن روز را خوب به خاطر دارند ، گرچه بعد ها شهید ابوذر و دیگر سران سازمان نصر از این پیش آمد اظهار ندامت می کردند ولی ... ! . همواره حق گو ، حقیقت بین ، حق شنو و پاک زبان باشید !! . نوشته شده توسط مدیریت بخش داود - خرمی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|