صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
آخرین مطالب |
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
به آنهایی که درک ام میکنند !
موضوع: افغانستان
دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 14:43 به انهایی که درک ام میکنند ! در تب و تاب قیام و مبارزه اواخر دهه پنجاه و دهه شصت هجری شمسی ، توده های سرزمین افغانستان به سوی خود بیداری و ایجاد تحرک سیاسی ، گام بر داشته اند .احزاب و ساز مان های متعددی پا عرصه فعالیت گذاشته و کشور ، عرصه آغاز گر فصل جدیدی در حیات سیاسی - اجتماعی خود بوده است . گر چند در این نبشته ، من نه میخواهم تا علل و عوامل بنیادی ( دینامیک ) این تحرک را در این جا به بحث بگیرم . و هم چنان نه میخواهم تا در این نبشته چگونه گی فعالیت ان ها( سازمان های سیاسی ) را به تحریر بیاورم . بلکه ، هدف اساسی این قلم ، پس در آمد این تحرک و جنبش ها ، در عرصه سیاست گذاری در جامعه ما ، میباشد . ان چه در این مقطع از تاریخ سرزمین مان قابل اهمیت میباشد ، بستن طومار ننگین حاکمیت استبداد بوده است . حاکمیت که ، در یک مقطع طولانی و طلایی این خطه ، به غیر از استبداد ، ستم ، بی عدالتی و بی کفایتی ، چیز دیگری به ارمغان نداشته است . و پیامد این حاکمیت و حاکمیت ها ی مشابه ان در صده های اخیر ، از هم پاشیده گی کنونی وحدت ملی در کشور و سرزمین ما ، میباشد . سرزمین کنونی که افغان ستان نامیده اند ش ، در هیچ مقطع از تاریخ اش تا بدین پیمانه ، در سطح کنونی ذلیل و زبون نبوده است . و این را باید اعتراف نمود که این ذلت و زبونی ، محصول بیکفایتی حاکمیت ها گذشته و ما نسل کنونی می باشد این که ما امروز در یک همچنین وضعیت آشفته یی به سر میبریم . این که ما در سطح ملی و بین المللی از اعتبار و حیثیتی بر خور دار نه میباشیم . این که همواره دست مان به گدا یی به طرف از خود و بیگانه دراز می باشد . . این که ما بیشترین تعداد مهاجرین را در گوشه ، گوشه این کره خاکی دارا میباشیم . این که ما به گونه آواره گاهی در بیغوله ها و بیابان ها و گاهی هم در میان آب های شور اقیانوس ها جان میدهیم . این که ما گاهی هم چون کفتار به اندرون شهر و کوچه ، ده و کمر ؛ همدیگر را به شکار گرفته و سلاخی می نماییم و در گرو جهاد مقدس بمب در زیر ریش و کمر گذاشته اولاد ، جان و ناموس مردم را به انتحار میگیریم . این که در عرصه ساخت و ساز و تمدن در قرن حجر به سر میبریم و قادر به ساختن حتی یک چوب کبریت هم نه میباشیم . این که افغانستان امروز ، به مثابه غده سرطانی در سطح منطقه و جهان خون چکان میباشد . این که بعد از چندین هزار سال زیست در این سرزمین ، هنوز ان را از خود نه دانسته و به یغما رفته احساس مینماییم . و دسته، دسته از ان در گریز دایمی ( هجرت ) میباشیم . ا ین همه مصیبت و صد ها سوال دیگر ، نتیجه خیانت و جفا ی حاکمیت های بی کفایت و فاشیستی دهه ها و صده های اخیر ، بر این خطه میباشد . که ، این همه جفا و خیانت به هیچ عنوان برای ما نسل کنونی قابل بخشش نه میباشد . آن های که چنین استبداد سخت بر باد دهنده را بر ما و سرزمین مان روا داشته و تحمیل کرده اند ، استخوان های پوسیده شان از میان خروار ها خاک باید بیرون کشیده شده و در محضر خلق الله به محاکمه گرفته شوند . تا در سی باشد برای بقایای اندیشه فاشیستی استبداد و پیروان ان ها... درد ما از استبداد است و استبداد ریشه در فرهنگ ارتجاعی نهفته در ضمیر جامعه ما داشته است و مادام که این دو پدیده به گونه یی مهار نه گردد ، از پیکر جامعه مان ، همچنان خون خواهد ریخت . شرایط و معاد لات سیاسی در کشور به گونه یی بوده است که ، در لا بالای انبوه از دسیسه ها و نیرنگ استبداد ، زمینه ها ی گر چند کوچک ، جهت بر افراشتن قامت ستم دیده گان سرزمین مان ، گه گاهی به وجود آمده است . و یکی از این شرایط ها؛ همانا ، دهه های شصت و هفتاد هجری قرن حاضر در کشور ما میباشد . بعد از فرو پاشی دولت دکتر نجیب الله در کابل ، زمینه ایجاد حاکمیت مردمی به گونه اشتراک عادلانه ملیت های تحت ستم ، در بدنه آن ، کاملا مهیا بوده است . ملیت های بومی سرزمین افغانستان به خصوص از لحاظ نظامی ، پتانسیل ایجاد چنین حاکمیت ی را به اندرون ش به پرورش گرفته بوده اند . موجودیت جنبش مردمی قدرتمندی به رهبری ژنرال عبدالرشید دوستم ، ایجاد آلترناتیو نظامی مجرب در دره های صعب العبور کوه های هندو کش توسط احمد شاه مسعود و موجودیت قشر وسیعی از کادر های مجرب ملکی و نظامی ملیت هزاره در بدنه دولت کارمل و جنبش های خود جوش مردمی در مناطق مرکزی افغانستان ، همه و همه ، آلترناتیو و زمینه ساز ایجاد جنین حاکمیت ی بوده است . اما عدم موجودیت رهبری خرد مندانه سیاسی ، در جامعه؛ ایجاد حاکمیت مردمی و عادلانه را در این خطه، در ان مقطع از تاریخ به چالش کشیده است . در فرایند کاربرد سیاست های غلط ، نا پخته و نا بخردانه . نی تنها زمینه ایجاد حاکمیت ستم دیده گان در این سرزمین از بین رفته است . بلکه فوندانسیون ان کلا اسیب دیده و ، به تخریب گرفته شده است . به گونه یی که ، ملیت های تحت ستم ، امروز در بحرانی ترین مقطع تاریخ خویش به سر میبرند . در مسلخ گاه استبداد ، این همواره هزاره بوده است که، بیشترین و فجیع ترین قربانی ها را پرداخته است . چرا ؟؟! مگر نه اینکه ، خوب کشی شیوه دیرینه استبداد بوده است ! مگر نه اینکه ، همواره نر ان را به قربانی میبرند ! مگر نه این که ، در هر جنگی ، هر نبردی ، قامت های بلند را کوشش مینمایند تا به زیر بکشند . و هزاره چنین بوده است . قامت بلند ، در سینه پر افتخار تاریخ چندین هزار ساله سرزمین مان . و هر آنکه براین حرف من شکی روا میدارد ، سینه تاریخ را بکاود . تا به کنیه حقیقت سخنانم واقف گردد . و حال از سیه ان همه تمدن ، افتخار و عزت ، به فرموده دانشمند گران مایه ، فاضل کیانی ، ( مشت خاک اره ) یی بیش نمانده است . هزاره ؛ در صورت درایت و هوشمندی ، قابلیت محوریت را در معاد لات سیاسی کشور میتواند ایفا نماید . و از همین زاویه نیز، لبه تیز استبداد ، همواره متوجه هزاره ها بوده است . استبداد از نواحی دیگر کمتر احساس خطر می نموده است . تاریخ خود گواه این ادعا میباشد . و حال ، بعد از گذشت چندین دهه جنگ و کشمکش های خونین و کشتار تا سر حد محو فیزیکی مان ، مردم و جامعه ما ، بخصوص قشر روشنفکر و تاثیر گذار آن از تلخی های مرگ بار تاریخ نه آموخته اند . مهره های مطرح در سیاست گذاری های دهه شصت و هفتاد ، دست آوردی جز پیروزی حاکمیت قبیله یی طالبان چیزی دیگری به ارمغان نه داشته اند . چیزی را که به چشم سر دیده و با گوشت و پوست خود لمس نموده ایم. حلقه به دور چنین مهره ها و مرثیه خوانی بر سنگ قبر ان ها ، عملیه یی جز آب در هاون کوبیدن ، چیزی دیگری را نه میماند . رویا رو یی نظامی ، پرخاش ، اصطکاک و در مقابل همدیگر قرار گرفتن ملیت تاجیک و هزاره ، یکی از بزرگترین اشتباه تاریخی آن ها بوده است . اشتباه یی که در صورت تداوم ، منجر به مرگ و نابودی کامل فیزیکی آنها خواهند شد . و این درس بزرگ تاریخ است برای ما و نسل های آینده . در گذر گاه تاریخ گهر بار سرزمین اریان ها ،هزاره و تاجیک مکمل همدیگر اند . زیبایی و تمدن آفریده اند و عظمت و در صورت تفکیک و جدایی ، چه بسا که حتی نوامیس شان نیز به تاراج رفته اند . و در هنگامه تشکل و برادری ، ایجاد عظمت ه بوده است و شکوفایی در سینه تاریخ . امروز ، وظیفه نسل کنونی ما است؛ تا ، حقایق را به کاویدن بگیرند . به نظر این حقیر ، تاجیک و هزاره دارای یک اصالت اند . و این اصالت را از قبرستان ، خود بزرگ بینی ، خود بر تر بینی ، عقده و حقارت و جعل سازی ها که توسط استبداد صورت گرفته است ، باید ، بیرون کشید . . و این به نفع استبداد بوده است تا ماهرانه ما را به تفکیک بگیرند . و ما نسل کنونی دیگر نباید آب در آسیاب استبداد ، بریزیم . اگر نخبگان نسل کنونی بر محور همان سیاست ها ( لجاجت ، غوغا سالاری ، تنش ، پرخاش و خشونت ) عمل بنمایند؛ در صورت عقب نشینی نیرو های خارجی از افغانستان ، پروسه تلخ تاریخی طالبانیزم در کشور تکرار خواهد شد . تجارب به ما می آموزد که ، برای ساختن و اعمار نمودن ، هیچگاه یی دیر نه میباشد . نسل درد مند کنونی در جو به وجود آمده کنونی که به قیمت خون صدها و هزاران نفر از فرزندان سرزمین های دور و نزدیک ( خارجی )در کشور ما به وجود آمده است ، تهداب قانون مند و اصولی را در جهت خاتمه بخشیدن به رنج آدمیت در این سرزمین ( با ید) پی ریزی بنمایند. ور نی ، نه میدانم که تاریخ از ما به چی نامی یاد، خواهد کرد . تنش ها ، کشمکش ها و وقوع حوادث جنایت بار دهه شصت و هفتاد زخم نا سور ی است که ، بر پیکره مردم ستم دیده مان وارد گردیده است . و از ان باید آموخت . حوادث مذکور ؛ فتنه گر یی است که ، توسط دستان مکر و حیله شیطان صف تان طرح گردیده و دو پیکره از یک بدن را در مقابل هم قرار داده است . این زخم ، عمیق است و خون چکان ! اما ، توسط دستان جراح چیره دست ، میتوان بر ان مر هم گذاشت و التیام ش بخشید . درایت میخواهد و همت و از خود گذری و شناخت و مسئولیت پذیری .. . باید متحد گردید آلترناتیو دیگری وجود ندارد . روشنفکران ملیت های تحت ستم ، به خصوص ملیت ه تاجیک و هزاره ، کار سخت پر مسئولیت ، خطیر و دشواری را در پیشرو دارند . امید با درایت و هوشمندی از آزمون تاریخ موفق و سرخ رو بدر آیند و....
نوشته شده توسط میر احمد لومانی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|