صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
کمرک : تقديم به زادگاه ام کمرک زيبا:
موضوع: ولسوالی جاغوری
دوشنبه پانزدهم تیر 1388 10:49 به نام آنکه محبت را آفريد
تقديم به زادگاه ام کمرک زيبا:
دياري که در ايام ناخوشيها و تنگدستيها ناياب، و در ايام خوشيها به فراموشي سپرده ميشود.
قسمت اول :
تذکر: نوشتهی را که پیش رو دارید، ایتنومتدوگرافی یا قومنگاری مردم و منطقه «کمرک» یکی از مناطق هزارستان بزرگ است. اين نوشته شايد از نظر بسیاري از دوستانم بويژه از دوستان جامعهشناسم به چالش کشيده شود که چرا اينقدر فکر کوچک و محدود! آري به هر چيز ميتوان با رويکردها و منظرهاي متفاوت نگاه و قضاوت نمود. دليل بنده در اين کار اين است که سخن گفتن دقيق و هر گونه برنامهريزي چه در سطح ملي و چه در سطح استاني و محلي مستلزم اطلاعات دقيق از اوضاع اجتماعي، فرهنگي و معيشتي و... مردم است. حال با توجه به نبود چنين اطلاعات دقيق و حتي فقدان چنين مرکز پژوهشي دولتي و غير دولتي، اگر هر فرد بتواند از منطقهي خود، اطلاعات لازم و واقعي نه به صورت اغراق و مبالغهآميز ارائه دهد، ميتواند مواد خام بسياري از تحليلهاي اجتماعي در آينده باشد. مثلا اگر هر طلبه يا دانشجوي جاغوري از مناطق مختلف اين منطقه، گزارشهاي توصيفي شبيه اين گزارش را تهيه نمايد، مجموع و برآيند اين مجموعه اطلاعات ميتواند يک دايرة المعارف خوب و مناسب از اطلاعات در باره جاغوري باشد بگونهي که اگر يک مورخ يا تحليلگر اجتماعي بخواهد جاغوري را تحليل نمايد، ميتواند همين دايرة المعارف را مبناي کار خود قرار دهد. ثانيا ممکن است اين اطلاعات امروزه بسيار سطحي و ساده به نظر آيد اما مطمنا براي نسلهاي بعد، حکم طلا را پيدا خواهد کرد. چنانچه امروزه خود ما فقدان چنين اطلاعات را در مورد گذشتهي خود به خوبي احساس ميکنيم. در مجموع اين امر به ويژه براي هزارستان بزرگ يک ضرورت و نياز جدی است. نکته دیگر این است که اين دستنوشته قرار است همواره مورد بازبيني قرار گيرد و سرانجام بعد از عبور از گردونههاي جرح و تعديل به يک نوشته علمي و مستند تبدیل شود. به همين دليل، از تمامي دوستان که اين نوشته را ميخوانند، تقاضامندم که پيشنهادات، انتقادات، راهنماييها و اطلاعات تکميلي خود را در بخش ايميل يا نظردهي بفرستند. مباحث اين نوشته در چند محور زير ادامه خواهد يافت: الف) موقعيت جغرافيايي «کمرک» نام منطقهی است که در ناحيهي مرزي دو اولسوالي جاغوري و مالستان قرار دارد. (شمال و غرب جاغوري، شرق و جنوب مالستان). منطقه کمرک از مقصد بازار سنگماشه، در انتهاي منطقه سيداحمد، از مقصد بازار غجور، در انتهاي منطقه شغله و از مقصد بازار شنيده، در انتهاي منطقهي رآباد مالستان قرار دارد. به عبارت ديگر کمرک از سمت شمال، متصل به منطقه «کندلي» از توابع مالستان و از طرف غرب به منطقه «رآباد» مالستان، از سمت شرق متصل به منطقه« شغله» از توابع جاغوري و از سمت جنوب متصل به سيداحمد جاغوری است. کوتل زيباي ميانکوه، کوتلي است که کمرک را از مالستان جدا ميکند. بلحاظ وضعيت ژئوپولوتيکي، کمرک به صورت يک ناوه از جنوب به شمال افتاده که ابتدایی آن وصل به سيداحمد و انتهایی آن وصل به کندلي است. در طول اين ناوه، شاخهها و شعبههاي زيباي به نامهای «نیک»، «اینک»، «غجیرک»، «قل باغ» و «آبي» از این تنهی نیرومند، مقاوم و استوار جدا شده و در مجموع شکل و شمایل زيباي را به وجود آورده است. ب) مساحت و نفوس مساحت و نفوس منطقهي کمرک مانند تمام مناطق ديگر هزارهجات به صورت دقيق و با روش علمي آمارگیری و ثبت نشده است. اما احتمالا مساحت آن در حدود 20 تا 25 کيلومتر مربع و نفوس آن نيز در حدود چهار هزار نفر باشد زيرا کمرک دارای هفت «ملابستی» و حدودا هفتصد خانوار است اگر هفتصد خانوار را ضرب در حد اقل شش نفر نماييم، نتيجهاش همان جمعيت بالا ميشود. غیر از خانوادههای که فعلا ساکن کمرکاند، حدودا 150 خانوار در ایران، 50 خانوار در پاکستان و حدودا بيست خانوار در کشورهای مانند آمریکا، کانادا، استرالیا، انگلستان و نروژ در عالم هجرت به سربرده و ساکن این کشورهایند. غير از اين مجموعهي خانوادهها، افراد مجرد زيادي نيز در اين کشورها حضور دارند. خانوادههاي مقيم استراليا با ذکر سرپرست آنها: 1- احسان از منطقه ماخه يا نيک 2- رحيمشاه از منطقه غجيرک 3- اسحاق دانش از منطقه نرباغ 4- اسحاق کريمي از منطقه آغليده 5- خانوادههاي مقيم انگليس: 1- عبدالرحيم سعادت از منطقه دهن باغ 2- اکبر از منطقه مادرقول 3- ... از سرخجوي 4- خانوادههاي مقيم آمريکا: 1- خانوادههاي مقيم کانادا: 1- براتعلي بينش از منطقه سرخجوي. داراي ليسانس مهندسي عمران از آذربايجان خانوادههاي مقيم نروژ: 1- احمد از منطقه غجيرک اسامي افراد مجرد که در کشورهاي مغرب زمين حضور دارند قرار ذيلاند: انگلستان: 1- بسمالله فرزند هاشم از منطقه کمرمذيد 2- خداداد فرزند محمد از منطقه کمرمذيد 3- محمد جمعه فرزند عليداد از منطقه دهن نيک 4- عليمدد محمدي فرزند کاظم از منطقه دهن نيک 5- استراليا: 1- عليمدد فرزند محمدعيسي از منطقه چهارشنبه 2- ج) هويت قومي (قسمت دوم)
دستهي ايزدري به عنوان يکي از چهار دستهي جاغوري داراي چهار قوم است: 1- خواجهعلي: شامل کمرک، تبرغنک و قرقول 2- سيداحمد و علودال: شامل سيداحمد، عليسعيد و علودال 3- ميرداد: شامل الميتو و خاربید. 4- خاطر: شامل سبزچوب بنابراين کمرک يکي از فرزندان خواجهعلی و از نواسههای ايزدري است. البته تمام ساکنين کمرک از اولاد خواجهعلي نيستند بلکه اقوام خواجهعلی، ميرداد، سيداحمد و سادات به مثابهي چهار ستون يک خانه، ترکيب جمعيتي کمرک را تشکيل ميدهند. قريهي توري داراي حدودا 20 خانوار از قوم سيداحمد و قريههاي غجيرک، شينيه، سرچوقه و باغ جنگل به تعداد .50 خانوار از فرزندان ميرداد و قریه آبی از سادات هستند. همچنين تعدادي از مهاجرين از قرهباغ و ارزگان نيز در کمرک ساکناند. اما «کمرک» به عنوان هويت اصلي و نماد افتخار و عزت همگي شان محسوب ميشود. به طوري که همه خود را عضو جامعه کمرک و وابسته به اين خانواده دانسته و به آن افتخار ميکنند. خواجهعلی نیز دارای چند فرزند است: 1- جوزی 2- بوچه 3- چهارشنبه قوم بوچه که اکثريت را تشکيل ميدهد در مناطق کمرک و تبرغنک ساکن هستند. قوم جوزي دومين قوم به لحاظ جمعيت، و همچنين قوم چهار شنبه تنها در کمرک ساکناند.
د) جايگاه و موقعيت اجتماعي و تاريخي
کمرک به دليل اينکه در منتهياليه جاغوري و در مرز مالستان قرار گرفته است، مانند بسياري از ديگر مناطق مرزي، گاه جزء مالستان و گاه جزء جاغوري بوده است تا جاي که نویسنده تحقيق کرده است. مالستان ابتدا «علاقهداری» بوده است در حال که در همان زمان جاغوری اولسوالی بوده است. تا زمانیکه مالستان به عنوان یک علاقهداری اداره ميشده است، کمرک جزء جاغوری بوده اما از زمانیکه مالستان تبدیل به اولسوالی میشود، بخاطر جبران کمبود جمعیتی که لازمهی یک اولسوالی است، کمرک و المیتو جزء مالستان قرار میگیرند. همچنین قابل ذکر است تا زمانیکه مالستان علاقهداری است، بازار «شنیده» مرکز این علاقهداری است اما از زمانی که مالستان به اولسوالی ارتقاء مییابد، «ميرادینه» به عنوان مرکز اولسوالي انتخاب میشود. به نظر میرسد دهههای چهل و پنجاه شمسی، کمرک و المیتو از توابع مالستاناند. در همین زمان هردو قوم به دلایلی از جمله پیوند قومی که با جاغوری داشتهاند و نیز دور شدن مرکز یعنی بازار میرادینه از آنها و دلایل دیگر، دوباره به جاغوری ملحق میشوند. المیتو از همان زمان تا به امروز در بخش جاغوری میماند اما سرنوشت کمرک مسيري پور کشو قوسداری دیگری را میپیماید. رقابت شدید بین ناصر اوقی و حاجیگدامدار در این دوره به اوج خود رسیده است. در اثر این رقابت، اقوام خواجهعلی کلا به دو دستهی طرفدار ناصر اوقی و حاجی گدامدار تقسیم شده و بهایی کلانی را به پای این رقابت پرداخت مینمایند. به نظر میرسد بیشترین فشار، آسیب و تاوان این رقابت نصیب مردم سادهدل و محروم کمرک میشود. دعواهای زمین، کوه، خانه، خانوادگی، و... تحت تأثیر همین رقابت، به اوج خود رسیده و روزی نیست که کمرک خالی از مهمانیهای کلان و پر مصرف همراه با انواعی تحفه و رشوه، برای حل این دعاوی، به استقبال حاجیگدامدار یا ناصر اوقی بوده باشد. داغ بودن این دعاوی که ریشه در بیرون از ساحهی کمرک داشته، در بیرون از کمرک یعنی مرکز سنگماشه و... از سوی همان کسانی که در این فتنهها دست داشتهاند، بگونهی وانمود میشود که گویا مردم کمرک، مردم بسیار عقبماندهاند. هنوز آداب و رسوم اجتماعی را یاد نگرفته و به عبارت امروزیها «مدنی» نشدهاند لذا همواره در جنگ و دعوا به سر ميبرند. این ذهنیت و فضاسازی اي تا حدودی تعمدی، دو پیامد زیانبار را برای مردمان این مرزو بوم داشته است. یکی بهاء ندادن به مردمان این مرزوبوم از سوی حکومتگران سنگماشه و نیز حاجیگدامدار و ناصر اوقی و اطرافیان شان. دوم استفادهی ابزاری از این مردم برای خدمت در امور شاقه و دونمرتبه. به هرصورت این وضعیت باعث میشود که مردم کمرک دوباره و با میل خود جزء مالستان قرار بیگرند. این وضعیت ادامه مییابد تا اول انقلاب. با آغاز شدن انقلاب اسلامی در افغانستان، کمرک دوباره جزء جاغوری قرار میگیرد. در سالهای 1370 در اثر طرح ابتکاری از سوی حزب وحدت اسلامی افغانستان، هزارهجات به شکل نوین و جدید با توجه به معیارهای علمی و اداری تقسیمبندی جديد میشود. براساس این تقسیمات، جاغوری به ولایت مستقل تبدیل میشود. [البته این تجربه در زمان حزب شوراي اتفاق انقلاب اسلامی، نیز تجربه شده بود. آیتالله شهید بهشتی رئیس این حزب که در آن زمان تنها حزب مقتدر و حاکم بود، تمام هزارهجات را به ولایات و اولسوالیهای جدید تقسیم نمود. در این زمان نیز جاغوری عنوان یک ولایت را گرفته بود که حجتالاسلام و المسلمین آقای فیاض لومان از سوی مرحوم بهشتی به عنوان والی جاغوری منصوب شده بود].در داخل این ولایت، چندين اولسوالی به وجود آمد. یکی از این اولسوالیها، اولسوالی ایزدری است شامل تمام اقوام ایزدری از جمله کمرک. معلمهاشم نيز به عنوان اولسوال و غلامحسن قریهدار ازمنطقه کمرک به عنوان معاون ايشان مشخص شدند. همچنین آقای اسحاق مهدوی از کمرک سمت ... را در این اولسوالی به عهده داشته است. با روی کار آمد امارت طالبان که پنج سال دوام کرد، بخشی از اهالی کمرک دوباره درخواست قرار گرفتن در مالستان را نموده که از سوی امارت پذیرفته میشود و کمرک بار دیگر جزء مالستان میشود که تا به حال همین وضعیت ادامه دارد. در مورد اینکه کمرک جزء جاغوری باشد یا مالستان، از دو زاویه میتوان به این مسئله نگاه کرد. اگر مسئله را از نگاه دو اولسوالی مالستان و جاغوری طرح نمائیم، مطمنا، کمرک در هرجا باشد، به نفع آنهاست. زيرا اولا در تمام جهان یک قاعدهی سیاسی است که هر کشور، درداخل یک کشور نيز، هر استان و منطقهی بر آن است که خاک و جمعیتشان زیاد باشد و این یک امتیاز محسوب میشود. ثانيا با توجه به نزاعها و تخاصمات که بین پشتونها و هزارهها است، احتمال اصطکاک نظامی و خشونتبار ميان هزارهها و پشتونها همواره وجود دارد و از آنجا که مالستان و جاغوری به لحاظ موقعیت جغرافیایی در حصار پشتونها قرار دارند، هرگونه کامیابی در این معرکه، نیازمند دلاوریها و فداکاریهای زیاد است. و مطمنا از آنجا که مردان غیور این دیار چنانچه بعدا در این مورد بیشتر بحث خواهد شد، از مهارت رزمی، شجاعت و صبوری فراوان و زبانزد عام و خاص برخوردارند، در هر جا باشد، برگهای زرینی از افتخار را در تاریخ آن منطقه به ثبت خواهد رساند. اما اگر مسئله را از منظر مردم کمرک مطرح نماییم، اولین چیزیکه مسلم است این است که تا به حال بودن در کنار مالستان یا جاغوری از روی تدبیر، درایت، منفعت سنجی عموم مردم و... نبوده است بلکه یا خود این مردم اصلا دست نداشته و یا اگر هم دست داشته از روی عناد و تخاصمات داخل منطقهی و لحظهی و روزمرهگی بوده است. بنا براین تصمیم در مورد آیندهی این مسئله نیازمند مباحث کارشناختی مبتنی بر میزان منفعت و ضرر و زیان این مسئله است.
وضعيت اقتصادي و معيشتي (قسمت سوم)
کمرک مانند بسياري از ديگر مناطق، زمينهاي زراعتي کمي دارند بگونهي که هيچ خانواده نميتواند با اتکاي به زمين و زراعت شان، زندگي شان را ادامه دهد. بنابراين پشتوانهي اصلي اقتصادي کارگران و مسافرانياند که در کشورهاي ايران، پاکستان، عربستان، کويت، دوبي، کشورهاي اروپايي، کانادا، استراليا هجرت نمودهاند.
آب و هوا و موقيت طبيعي:
رودخانه يا جلگه که از سرشاخههاي .... نشأت ميگيرد در قلب کمرک مانند خون در يک سيستم، از بالاسر کمرک آغاز ميشود و در منطقه مزار با جلگهي شغله پيوند عاشقانه خورده و سرانجام به درياي سيد احمد وصل ميشود که اين دريا در ادامه درياي سنگماه و سرانجام به نار قندهار ميرسد. و بدين سان سرچشمههاي حيات بسياري از مردمان کشور کمرک است. همين جلگه، چشمهها منبع اصلي آب است. به علاوه در سالهاي اخير چاههاي خوبي در هر قريه توسط موسسات خيريه تحت عنوان برمانه همبستگي ملي حفر شده و مورد استفاده قرار گرفته است. در گذشته کمرک پوشيده از درختان ارر و بيد بوده است اما رونق يافتن تجارت و خريد و فروش چوب باعث شد که اينک يک سوم از اين درختان نماد و نشان از صبر و استقامت اين مردم است. کمرک به لحاظ ميوه يکدست نيست برخي مناطق اينک، از انواع ميوهها برخوردار است و مناطق ديگر تا حدودي مساوي است و از اين نعمت الهي کمتر برخوردار است هرچند در سالهاي اخير، يک روحيهي عمومي در ميان مردم در مورد کاشت نهال و بويژه نهال باردار به وجود آمده است. کوههاي کمرک در سالهاي که آب هست سرسبز است و اين سرسبزي با سبزيهاي مناطق زراعتي، همراه با آب و هوايي ملايم و مرطوب، منظرهي دلپسندي را آفريده است. کمرک علاوه بر زيبائيهاي عمومي از چند ناحيهي ديدني و توريستي نيز برخوردار است مانند آبدره در اينک، چشمهي آب گرم در غجيرک، کوي سبزناله در بالاسر. در سابق کمرک از نعمت سرک محروم بود اما در سال ... تصميم گرفته ميشود که مالستان را به غزني وصل کند لذا سرک ميانکو کار ميشود و به سرک شغله و در نيتجه به غجور وصل ميشود. در مسير سيداحمد نيز .... کمرک یا تاریخسازان هزارهجات کوههای زیبا و استوار کمرک، به فرزندان خود درس غیرت، استقامت، صبوری و مردانگی آموخته است. این صفات در فرازهای از تاریخ مردم ما به ثبت رسیده است. دورهی جهاد، آغاز دورهی است که هزارهها، با احساس خود اتکایی، تصمیمگیری در مورد سرنوشت خود را به دست میآورد. عصر جهاد یکی از دورههای درخشان تاریخ مردم ماست. و نقشآفرینیهای مردم کمرک در این انقلاب مقدس، قابل ارج است. سخن را از سقوط اولسوالی مرادینه در مالستان و سنگماشه در جاغوری آغاز میکنم: در سال ... که مالستان و جاغوری تحت حاکمیت حکومت کمونیستی بود، خبر بسیار تلخ و ناگوار سراسر مالستان از جمله کمرک را فرا میگیرد. خبر در مورد فردی مجهولالهویه است که در پشت کوتل میانکوه، در سمت مالستان، به قتل رسیده است. در شرایط آن زمان چنین قتلهای بسیار نگران کننده و غیر قابل باور و وحشتناک بود. [در مورد این فرد و اینکه پدرم و شهید میرافغان آن را غسل میدهد]حکومت برای دستیابی به قاتل و پیبردن به رمز و راز این قتل، مردم نزدیک به منطقه را شامل کمرک و راباد و تمام مالستان و جاغوری را تحت فشار شدید قرار میدهد. این فشارها و و احتمالا وضعیت عمومی افغانستان و هزارهجات باعث میشود که جرقههای مبارزه علیه حکومت مستبد روشن شود. بدون اغراق اولین جرقه، در منطقه کمرک زده میشود. چنانچه الحاج جوادی میگوید اولین جلسه سری در این مورد در منطقهی نزدیک به نیک یعنی «رمه جای» با حضور کلانها کمرک و دو روحانی سرشناس یعنی شیخ محمد جمعه محقق که در آن زمان در کمرک ملای داشته است و آخوند سید ابراهیم از شیبار، صورت میگیرد. جلسه دوم در ادامهی همین جلسه دوباره در همین منطقه صورت میگیرد. در این دو جلسه، آقایان محقق و سید ابراهیم، نصیحتهای لازم را و نیز دعاهایی آتشین را انجام میدهند. سرانجام کلانها و مبارزان کمرک تصمیم بر آغاز جهاد می گیرند. این پیام به صوت سری به روئسای مالستان ابلاغ میشود. آنها نیز بعد از جلسات پیگیر، این ندا را لبیک میگویند و اینگونه نیروهای مبارز، در اطراف مرادینه جمع شده و سرانجام بعد از چهار شبانه روز، حکومت مرادینه در 21 ثور 1358 سقوط میکند. افراد درجه یک حکومت بعد از دستگیری در میان اقوام تقسیم میشود. خود اولسوال که به اسم آکیم (حکیم) معروف بود، تحویل برادران مالستان میشود و فرمانده نظامی یا قومندان امینه که به همین عنوان «قومندان» معروف بوده است و از اوغانان مشرقی بوده است، تحویل مردم کمرک میشود. برادران مالستان، اولسوال را رها میکنند اما مردم کمرک، قومندان را که گفته میشود در ظلم و ستم نسبت به مردم بیدفاع شهرهی داشته است، را به دار اعدام سپرده تا نشان دهد که علاوه بر تدبیر مبارزه در برابر حاکمیت ظلم، از شجاعت و جسوری و نترسی بالای برخوردار است. این فرد را در قولی توسط شلیک تفنگ از بین میبرند. البته دفن نمیکنند و همینطوری روی زمین رها می کنند. از آن به بعد تا به امروز از این قول به قول قومندان یاد میشود. خبر سقوط مرادینه، مرکز این ولایت یعنی غزنه را به تشویش جدی میکشاند. لذا یک نیروی عظیم از غزنه به سمت جاغوری راه میافتد. از این لشکر کشی تفسیرهای ضدو نقیضی انجام میشد. برخی میگفتند که به قصد انتقام، مقصد نهایی مالستان است. برخی نیز اظهار میکردند که حکومت به این فکر افتاده که مالستان را دیگر نمیتواند پی بیگرد و باید جاغوری به لحاط نظامی مستحکم نماید تا از سقوط آن جلوگیری نماید. همزمان با راه افتادن نیروهای حکومت از غزنی، فاتحان مرادینه از جمله مردم کمرک به جاغوری پیام دادند که ما آمادهی همکاری هستیم تا حکومت سنگماشه را ساقط نماییم. مبارزان کمرک که اینک از اولین پروزیشان به خود میبالیدند، در یک گردهمایی تصمیم گرفتند که برای رسیدن به سنگماشه از دو مسیر شغله و سید احمد حرکت نمایند. به این منظور که در این دو مسیر مردمان این دو مسیر را در این جنگ تشویق نموده و روحیه بدهد. در همین جا جا دارد خاطرات یکی از دوستانم را از منطقه حصار که آن زمان کوچک بوده و اینک در دانشگاه تهران در رشته تعلیم و تربیت در مقطع دکترا مشغول تحصیل است را باز گو نمایم. ایشان میگوید
در دورهي جهاد سهم بسيار مهم را به عهده گرفت. (نقل از فهيمي). لذا داراي چهار شهيد به نامها.. است. در جنگ با سلفيون نيز سهم داشته و داراي دوشهيد است و اين نشانگر اين است که از بلوغ سياسي بالاي برخوردار است وتوانسته هم در جبهه کفار و هم در جبههي منافقين مبارزه نمايند. فداکاريها در عصر جهاد، کمرک را شهرهي تاريخ جهاد کرد.(نمونهها و ...)
وضعيت فرهنگي کمرک در تحول فرهنگي جاغوري نقش مهم داشته است بسياري از عالمان بزرگ جاغوري سواد اوليه و درسهاي اوليه را از کمرک آغاز کرده است. براي نمونه مرحوم مدرس ابتدا در کمرک درس خوانده است. امروزه داراي دو ليسه ذکور و نسوان، و دو مکتب ابتدائيه در چهارشنبه و بالاسر کمرک است. که به همت کارگران ايران، استراليا عربستان، کويت دوبي و ... و طلات متعهد انجام شد. جامعه کمرک امروزه داراي ... نفر دانشجو در دانشگاههاي کابل .... 1300 نفر دانش آموز در داخل منطقه دارد که ... تعداد آنها را دختر تشکيل ميدهند. که آيندهي بسيار اميدوارکننده و روشن و زيبا را براي مردم ما نويد ميدهد. کمرک منطقه شخصيت پرور است داکتر عليخان در رشته پزشکي در کابل، عارفي، رضايي و فصيحي، اوحدي، بينش... که با توجه به نفوس منطقهي خود سهم بسيار مهم و بزرگ در عرصهي تصميمگيرهاي کلان کشور داشته است. تعدادي مجرد... در ايران، وتعدادي ...خانوار در ايران ..پاکستان،. در اروپا... استراليا.. عربستا اند که در حقيقت چرخ اقتصاد کمرک از خارج چالان ميشود.هرچند کمرکيها در اين مهاجرت کميديرتر از ديگران اقدام کردند. به. در حددود سي در صد مردم اين منطقه درخارج به سر ميبرند. و پشتوانههاي اصلي اقتصادي خانوادههاي شان هستند. هرچند در تمام اين مناطق ظاهرا کدام اتحاديه، يا تشکل مدني نتوانسته درست کنند و در يک شبکه قرار گيرند. نوشته شده توسط مدیریت بخش کمرک - سعادت | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|