صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
دور دوم انتخابات رياست جمهوري؛ كرزي يا عبدالله؟
موضوع: افغانستان
دوشنبه چهارم آبان 1388 9:20 دور دوم انتخابات رياست جمهوري؛ كرزي يا عبدالله؟ شوکت علی محمدی http://www.jameahnew.blogfa.com/ سر انجام سیستم پیروز شد! نظام جدید سیاسی کشور الزاماتی در حیات سیاسی کشور پدید آورده که افراد و گروهها ناگزیر باید آن را بپذیرند. این که اشرف غنی احمدزی معاونانش را از میان دو ملیت دیگر انتخاب میکند؛ این که کرزی به برخی از حضور ملیتهای دیگر تن میدهد؛ این که نتیجه انتخابات متقلبانه ابطال میشود؛ نشانه حضور قدرتمند سیستم اجتماعی و سیاسی جدید است. در پی ابطال نتیجه انتخابات رياست جمهوري، دور دوم انتخابات، ميان دو نامزد اول و دوم، يعني «كرزي» و «عبدالله» بر گزار خواهد شد. آرای دو ملیت هزاره و اوزبیک در این دور، سرنوشت ساز و تعیین کننده خواهد بود. شما چه پيش بيني ميكنيد، چه كسي رئيس جمهور خواهد شد؟ مردم هزاره به چه كسي رأي خواهند داد؟ چه فاكتورهايي در رأي هزارهها مؤثر خواهد بود؟ به دليل آن كه نگاه مليتي در روابط اقوام و تحولات سياسي-اجتماعي حاكم است و كرزي و عبدالله، به دو قوم بزرگ و شريف افغان و تاجيك تعلق دارند؛ در نگرش هزارهها مليت افغان مقدم خواهد بود يا مليت تاجيك؟ به عبارت ديگر، هزارهها با افغانها رابطه و اشتراك استراتژيك بيشتري دارند يا ائتلاف با تاجيكها آنان را به مطالبات اساسي و سياسيشان نزديكتر خواهد كرد؟ کرزی، از ولایت ورازگان و متعلق به ملیت پشتون است. عبدالله، از قندهار و از پدر پشتون و مادر تاجیک به دنیا آمده که در حیات سیاسی عبدالله، همراهی با تاجیکها پر رنگ است. به همین دلیل تاجیکها به عبدالله رأی دادهاند. در روابط ملتها، مليتها، شهرها، محلهها و چه بسا افراد؛ نوعي نگرش ويژه نسبت به همديگر حاكم است. بر همين اساس ضربالمثلهايي در مورد روابط اقوام و ملل وجود دارد؛ مردم فلان شهر مهماننوازند، مردم فلان شهر متعصباند، مردم فلان شهر سخاوتمندند، فلان قوم فريبكارند، فلان قوم بلند نظرند، و از اين گونه برداشتهاي همگاني. در روابط اقوام داخل افغانستان نيز چنين برداشتهايي وجود دارد. در سايهي برخي از اتفاقاتي كه ديواره اعتماد را ويران كرده و نيز چنين برداشتهايي، حاكميت درازناي جدا انديشي مليتي به وجود آمده و ادامه يافته است. در روابط سياسي اقوام و سياستگذاريهاي كلان نيز سايهي سنگين اين ذهنيتها به خوبي قابل رد يابي است. پيش از آن كه رأي هزارهها را در دور دوم انتخابات رياست جمهوري گمانه زني كنيم؛ نگرش هزارهها را در مورد دو قومي كه كرزي و عبدالله به آن تعلق دارند؛ ارزيابي خواهيم كرد. پشتونها در نگاه همگانيِ مردم هزاره، افغانها، داراي تعصب شديد قومي، بلند نظر، داراي دامن و ننگ، پيمان شكن، قسم خور، و... ارزيابي ميشود. به دليل آن كه افغانها اقليت بزرگتر نسبت به ساير اقوام هستند؛ در ذهنيت برخي از افراد و فعالان سياسي، رأس هرم قدرت و حاكميت را مخصوص آنان ميدانند كه در تحولات سياسي دو دههي گذشته و ائتلافهاي برخي از فعالان سياسي جامعهي هزاره به خوبي نمايان است. ريشهي نگاه هزارهها كه افغانها را داراي دامن و ننگ ميدانند نيز، همان خصوصيت زندگي قبيلهاي و روستا نشيني اكثر پشتونهاست، كه به دليل ويژگي روستا نشيني هزارهها، به مذاقشان بيشتر جور در ميآيد. عدم پيچيدگي و روستا زادگي پشتونها آنان را به هزارهها نزديكتر نشان ميدهد. ویژگی خُلقی هزارهها و پشتونها؛ رفتار سیاسی و اجتماعی هرکدام را نزد دیگری مطلوبتر نشان میدهد که پشتونها به دلیل آن که ملیت بزرگتراند؛ احساس نیازمندی کمتری به هزارهها دارند. تاجيكها تاجيكها در نگاه مردم هزاره، مردم زيرك، فريبكار، پيمان شكن و....ارزيابي ميشود. در سياستگذاريهاي مردم هزاره چنين برداشتي آنان را از نزديك شدن به تاجيكها باز داشته است. در تحولات سياسي كشور زماني كه رژيم كمونيستي رو به سقوط بود؛ عدالتخواهي مليتهاي محروم، يعني هزاره، تاجيك و اوزبيك، آنان را در «جبههي متحد» جمع كرد. پس از استقرار مجاهدان در كابل، اين ائتلاف به شكست انجاميد و جنگهاي خونين و دامنه داري رخ داد. فعالان سياسي مردم هزاره تاجيكها و شوراي نظار را پيمان شكن دانستند. برخي از فعالان سياسي جامعه، ائتلاف با تاجيكها را استراتژيك ميدانستند و بر اين نظر پاي فشردند كه تعارض اين دو نگرش، در ميان هزارهها شقاق ايجاد كرد. ريشهي برداشت هزارهها كه تاجيكها را مردم فريبكار ميدانند، شايد در اين نكته نهفته باشد كه مردم هزاره، غالبا روستايياند و صداقت روستايي در تمام زواياي زندگيشان جريان دارد و از پيچيدگي دنياي شهري به دورند. بر همين اساس همهي اهداف و كارهاي شان را مستقيم و ميانبر دنبال ميكنند. براي رسيدن به هدف، راه نزديك سخت را بر راههاي پيچيده و دور و درازِ نتيجهبخشتر، ترجيح ميدهند. تاجيكها به دليل ويژگي شهر نشيني، از پيچيدگيهاي دنياي شهري برخوردارند و مقصودشان را از راههاي غير مستقيمتري دنبال ميكنند و بيشتر از هزارههاي روستا نشين پيچيدگي دارند. به همين دليل چه بسا در موارد مختلف از صداقت روستا نشينان سوء استفاده كردهاند كه چنين تصوري پديد آمده است. سوال مهمي اينجا مطرح است كه چرا هزارهها با توجه به اين كه از سوي حاكمان پشتون تبار بيشتر مورد ظلم و كشتار قرار گرفته و زمينهاي بسياري از اين مردم را حاكمان پشتون تبار غصب كرده و اكنون نيز در اختيار پشتونهاست؛ اما عامهي مردم هزاره، افغانها را بهتر از تاجيكها ميدانند؟ در جنگهاي غرب كابل، افغانهايي مانند سياف، حقانی و...در كنار تاجيكها قرار داشتند. خصومت ميان گروههاي هزاره و تاجيك، به عمق، ژرفايي و طول زماني نزاع هزارهها با پشتونها نيست. جنايات عبدالرحمان، پيمان شكني حكمتيار - طالبان و شهادت شهيد مزاري و يارانش، قتل عام مردم باميان و سانچارك در دوره طالبان، تهاجم كوچيها و كشتار مردم بهسود، مهمترين نشانههاي كردار حاكمان و رهبران اين قوم نسبت به هزارههاست. پرسش اساسي اين است كه آيا اين نوع نگريستن به اقوام، احزاب، ملل و...تا چه اندازه از اعتبار علمي برخوردار است؟ آيا سياستگذاري بر اساس اين نوع برداشتها كه از آن به عنوان «تصورات قالبي» ياد ميشود، كار درستي است؟ آيا در تعيين سرنوشت كشور، بر اين گونه برداشتها ميشود تكيه كرد؟ رمزگشايي اين نوع نگرشها در تصحيح روابط اقوام و مليتها و سياستگذاري علميتري كمك خواهد كرد. اين نوع نگرش و شكل گيري تصورات قالبي از يك قوم، مردم، منطقه، شهر، كشور و....بر اساس نبود معيارهاي علمي است. كسي كه وارد شهري ميشود، اگر در آغاز ورود به چند مورد خوش اخلاقي و گشاده رويي مواجه شود؛ بر اساس آن كل مردم آن شهر را داراي چنين خصوصيت ميپندارد. اگر كسي ديگر وارد همان شهر شود و با چند مورد محرك آزار دهنده و بد اخلاقي مواجه شود؛ مردم آن شهر را داراي همان خصوصيت آزارنده خواهد پنداشت. در روابط اقوام افغانستان نيز چنين برداشتهايي وجود دارد. متأسفانه فعالان سياسي جامعهي ما نيز بر اساس ذهنيتهاي فسيلي و تصورات قالبي و غير علمي به ائتلاف و معاملات سياسي و انتخاباتي ميپردازند. در معاملات انتخاباتي، طيفي از فعالان سياسي و نخبگان جامعه، بدون توجه به برنامهها، و واكاوي مطالبات اساسي مردم به اردوگاه كرزي پيوستند و او را سرقافلهي كاروان پيروز ميدانستند. نتيجهي آراي جامعهي هزاره نشان داد كه همراهي با كاروان پيروزي كه بر چنين تصوري استوار باشد؛ فاقد ارزش است. نتايج انتخابات نشان داد كه اكثريت پشتونها به كرزي و اكثريت تاجيكها به عبدالله رأي دادند؛ بنا بر اين، در اين مرحله، رأي هزارهها و اوزبيكها تعيين كننده خواهد بود. براي روشن شدن رأي هزارهها در دور دوم انتخابات، بايد منتظر ماند كه تصورات قالبي و ذهني هزارهها را نسبت به دو قوم بزرگ و شريف كشور تا چه اندازه در آرايشان انعكاس خواهد يافت. ريشه دار بودن تصورات قالبي هزارهها نسبت به دو قوم مذكور نشان ميدهد كه اين تصورات تا حدودي در آراي عامهي مردم انعكاس خواهد داشت. نسبت رأي كرزي و عبدالله در میان هزارها، در دور اول، از تأثير چنين برداشتي حكايت دارد. به جرئت ميتوانيم ادعا كنيم كه اين نوع نگرش پايه و اساس درستي ندارد و رفتار غير علمي و كاملا به دور از واقع بيني و آينده نگري است. نخبگان جامعه بايد براي هدايت آراي مردم شريف هزاره در اين دور، روشنگري كنند تا تصميم درستي اتخاذ شود. آراي هزارهها در اين مرحله تعيين كننده خواهد بود. براي رهايي از ذهنيتهاي فرسوده و غير علمي -كه متأسفانه مبناي تصميمات سياسي فعالان سياسي بود و ضررها و خسارتهاي فراواني براي جامعهي ما به همراه داشت؛ بايد با ديدگاه نو به مسائل كشور نگاه كرد. به جاي تن دادن به تصورات غير علمي و مخرب قالبی و پیشداوری، بايد خانه تكاني ذهني انجام داده شود و پيش از همه مطالبات و استراتژي روشني اتخاذ شود و آنگاه براي دستيابي به اهداف تعيين شده، راهكار و تاكتيكهايي در نظر گرفته شود. در اين مجال نيز بايد پيش از همه منافع اساسي و مصالح ملي در نظر گرفته شود و نيز با ديد دقيقتر و علميتر جوانب مختلف قضايا بررسي شود و توانمندي، برنامه، صداقت نامزدها، مصالح ملي و...به دقت بررسي و در نظر گرفته شود. كرزي جناب كرزي، در طول هفت سال حكومت، براي جامعهي هزاره كاري انجام نداده است. بررسي كارنامهي كرزي، ليست بلند بالايي از نكات منفي است كه اين قلم پيشتر نيز گفته است؛ «سرك باميان به جاي پختهكاري و آسفالت كاهگل ميشود؛ مكاتبِ مردم ساختهي جاغوري تا آستانهي تعطيلي پيش ميرود؛ از طالبان، تروريستها و كوچيهاي متجاوز حمايت ميشود؛ عدالت اجتماعي در بدل رأي وعده داده ميشود؛ تقسيمات اداري عادلانه مسكوت ميماند؛ بيشترين امكانات ملي به مناطق پشتون نشين سوق داده ميشود؛ نا امني فراگير ميشود؛ فساد ادراي نهادينه ميشود؛ مواد مخدر و مافياي بينالمللي حاكميت مييابد؛ و...» كرزي در طول هفت سال گذشته فرصتها را از دست داد و نتوانست امنيت را در افغانستان حاكم كند. با ادامه يافتن دولت ناكارامد كرزي، فرصت پنج سال آينده نيز در محاق نا اميدي قرار ميگيرد. به گونه اجمال نکات مثبت و منفی در باره کرزی را میتوان برشمرد: 1. کرزی، متعلق به ملیت پشتون است که بسیاری از این مردم جذب حاکمیت نشده است مانند حکمتیار و طالبان، اگر غیر پشتون رئیس جمهور شود؛ مشکلات بیشتر امنیتی خواهد داشت. اگر روند ادامه حاکمیت یک پشتون جایزه ساختار شکنی و حاکمیت گریزی تعبیر نشود! 2. کرزی فرصت هفت ساله را بر باد داده است. 3. کرزی، چهره علمی، طراح و صاحب نظر نیست و در یک شانس و نزدیکی با طیف ظاهرشاه مورد توجه قرار گرفت. 4. سیستم اجتماعی جدید کرزی را مجبور کرده تا حدودی از تعصبات مذهبی دور شود. 5. کرزی یکی از سران هزاره را به عنوان معاون دوم انتخاب کرده است. 6. کرز، عدالت اداری و تقسیم عادلانه کشوری را مسکوت گذاشته است. 7. کرزی، اقتدار گرا است که وزیر استیضاح شده و بر کنار شده را غیر قانونی در مسندش حفظ کرده است. عبدالله عبدالله داكتر عبدالله، از ياران نزديك احمد شاه مسعود و از چهرههاي تأثير گزار دولت رباني است. در پي بي اعتمادي ايجاد شده در روابط هزارهها و تاجيكها عبدالله چهرهي محبوبي در ميان هزارهها نيست. برخي ديگر از ياران احمدشاه مسعود، مانند يونس قانوني در دوران دموكراسي، به ويژه زمان تصدي وزارت معارف و رياست مجلس، روابط خوب و سالمي با هزارهها داشته است. عبدالله با شعار تغيير آمده است. مهمترين تغيير وعده داده شده؛ تغيير نوع حكومت از رياستي به پارلماني است. اگر چه تغيير نوع حكومت در اختيار رئيس جمهور نيست، اما ميتواند «جرگه ملي» را تشكيل دهد تا تصميم سازي كنند. با توجه به تمركز بيش از حد قدرت، در اختيارات رئيس جمهور، بارها مشاهده شد كه جناب كرزي، نظر نمايندگان ملت را نا ديده گرفت و با اعمال قدرت، برخي از وزراي استيضاح شده و بركنار شده را به وزارت بازگرداند. در كشوري كه اعتماد ملي خدشه دار شده، تمركز بيش از حد قدرت- چنان كه در قانون اساسي كشور تعيين شده- زمينهي سوء استفاده از قدرت را فراهم ميآورد و روند ملتسازي و اعتماد ملي را دچار اشكال خواهد كرد. ویژگیهای عبدالله: 1. عبدالله دارای طرح، برنامه و ایده خاص در اداره کشور است. 2. عبدالله متعلق به تاجیک است. ممکن است با آمدن ایشان نا امنی گسترش یابد. قاطعیت جامعهی جهانی و حاکمیت کشور میتواند از نا امنی جلو گیری کند. 3. عبدالله، معاون دومش را از جامعهی هزاره انتخاب نکرده است که تا حدودی سؤال بر انگیز است و انگیزهی هزارهها را تضعیف میکند. 4. با رأی به عبدالله، شالوده شکنی سیاسی انجام میشود و تصور حاکمیت قوم خاص پایان خواهد یافت. خانه تکانی سیاسی، ذهنی روانی برای ملیت هزاره، از نان شب هم واجب تر است. نتيجه لب سخن اين است كه نبايد بر اساس برداشتهاي غير علمي و ذهنيتهاي فرسوده سياستگذاري انجام شود. گذر از اين گونه برداشتها فصل جديدي در روابط اقوام برادر و برابر افغانستاني خواهد گشود. تصميم سازي در اين مرحله بر اساس دقت و مطالعهي كار شناسي انجام شود و نخبگان و فرهيختگان جامعه به طور جدي به روشنگري و گفتوگوهاي روشنگرانه و به دور از پيشداوري بپردازند. به زعم اين قلم و به گفتهي قديميها كه از اين ستون به آن ستون فرج است، شايد ايجاد تغيير در رأس هرم قدرت بتواند شرايط كشور را بهبود بخشد. مهمتر از همه شكستن طلسم برخي ذهنيتهاي فسيلي است كه حاكميت را ملك طلق طيف خاصي ميدانند. در اين مرحله رأي هزارهها به طور يقيين تعيين كننده خواهد بود. بنا بر اين شايسته است؛ تدبير خردمندانهاي اتخاذ شود كه از اين تأثيرگزاري بهترين بهره گرفته شود. این نوشته تلاش جهت روشن سازی رفتا سیاسی جامعه است و تبلیغات سیاسی به هیچ عنوان نیست. نوشته شده توسط مدیریت بخش المیتو - شوکت محمدی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، باز نشر مطالب و عکس های که در جاغوری یک اپلود شده بدون ذکر منبع و یا حذف منبع جاغوری یک مجاز نیست . ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|